تندروهای هستهای ایران
چه میبرد: فضای بحث علنی درباره بمب باز شده است
سهشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
مهمترین خبرها و تحلیلها، هر صبح در ایمیل شما.
با عضویت، حریم خصوصی رونما را میپذیرید.فرضیه این تحلیل: ترتیب اجرای تعهدات میتواند اختلاف بر سر ذخیره اورانیوم را تشدید کند. در پیشنویس منتشرشده یادداشت ژوئن، رفع برخی محدودیتها پیش از مذاکره نهایی درباره پرونده هستهای قرار گرفته است؛ اما این متن بهتنهایی نشان نمیدهد امتیازها واقعاً اجرا شدهاند یا ترتیب آنها علت اصلی بنبست بوده است. بیاعتمادی، اختلاف درباره هدف توافق و نبود تصویر مستقل از ذخایر نیز باید در ارزیابی لحاظ شوند.
برآورد تاریخی کل ذخیره با مقدار و محل فعلی آن یکسان نیست؛ بدون دسترسی بازرسان، تصویر کامل مستقلی در دست نیست.
سرنوشت ذخیره، سطح غنیسازی و ترتیب رفع محدودیتها باید در کنار هم تعیین شوند؛ توافق بر یکی، لزوماً دو مورد دیگر را حل نمیکند.
پیشنویس منتشرشده یادداشت ژوئن، سند تأییدشده دوطرفه نیست؛ نمیتوان از ترتیب بندهای آن، اجرای واقعی امتیازها یا علت قطعی بنبست را نتیجه گرفت.
چه چیزی مسیر را تغییر میدهد؟ انتشار متن مورد قبول دو طرف و برنامه قابل راستیآزمایی برای بازرسی و اجرای تعهدات، نشانهای قویتر از تکرار مواضع است. بدون این شواهد، نتیجه مذاکرات را نمیتوان قطعی پیشبینی کرد.
اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد و آمریکا بعد به آن پیوست. در این جنگ ۱۲ روزه، به نوشته رویترز، سه کارخانه شناختهشده غنیسازی نابود یا بهشدت آسیب دیدند.
بازرسان آژانس به سایتهای بمبارانشده برنگشتند؛ آژانس میگوید بیش از یک سال است پیوستگی دانش خود را درباره ذخایر اورانیوم کمغنی و پرغنی از دست داده است.
آمریکا و اسرائیل جنگ فعلی را آغاز کردند. الجزیره مینویسد آیتالله علی خامنهای در حملههای روز نخست کشته شد.
گروسی گفت کمی بیش از ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد احتمالاً در مجتمع تونلی اصفهان مانده است.
دونالد ترامپ از «خارج کردن» و «نابود کردن» این ماده سخن گفت و بعدتر گفت صددرصد آن به آمریکا برده میشود (به نقل الجزیره).
یادداشت ۱۴ مادهای «اسلامآباد» معرفی شد. متن را یک مقام ارشد آمریکایی برای خبرنگاران خوانده بود و ایران آن را تأیید نکرده بود.
مهلت ۶۰ روزه برای توافق نهایی بینتیجه گذشت و یادداشت منقضی شد.
گزارش ۱۱ صفحهای گروسی: پیشرفتی در بازگشت توان راستیآزمایی نیست.
جیدی ونس گفت ایران باید ظرفیت غنیسازی را «معنادار» کاهش دهد.
محمد مخبر، مشاور رهبر ایران، گفت ایران با منطقهای کردن جنگ و توان اخلال در هرمز بازدارندگی کافی دارد (رادیو اروپای آزاد).
فرمانده ارتش پاکستان، عاصم منیر، در تهران با مسعود پزشکیان و محسن رضایی دیدار کرد؛ رضایی گفت «حتی یک ذره» اورانیوم غنیشده از ایران خارج نمیشود.
عباس عراقچی گفت واشنگتن تمایلی به تفاهم نشان نداده و پزشکیان گفت با وجود محاصره و تهدید نمیتوان انتظار گفتوگو داشت.
برای فهم گره امروز باید به متن یادداشت برگشت. نسخهای که در پروژه اسناد ریاستجمهوری در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا (UCSB) منتشر شده «پیشنویس» است و تاریخ امضایش خالی است؛ الجزیره هم مینویسد متن را یک مقام آمریکایی خوانده و ایران آن را تأیید نکرده بود. بنابراین آنچه در ادامه میآید «روایت منتشرشده آمریکایی از متن» است، نه سند تأییدشده دوطرفه.
الگوی متن روشن است: بندهایی که ایران فوراً از آنها سود میبرد جلو آمدهاند و بند هستهای به آینده موکول شده است.
همین بند ۱۳ نکته کلیدی است: اجرای بندهای رفع محاصره، هرمز، نفت و داراییها پیششرط شروع مذاکره نهایی بود. یعنی بخشی از «هزینههای ملموس» آمریکا زودتر پرداخت میشد و پروندهای که واشنگتن بیش از همه میخواست، یعنی هستهای، به مرحلهای رسید که هیچکس مقدار و زمان آن را ننوشته بود. نبود عدد، همزمان نقطه قوت یادداشت (توافق ممکن شد) و ریشه ناکامی آن (هر طرف تعبیر خود را داشت) بود.
۴۴۰٫۹
بیش از ۲۰۰
نمودار ۱. دو برآورد با دامنه و تاریخ متفاوت: رقم نخست درباره کل ذخیره پیش از حملات است؛ رقم دوم به مقدار احتمالی در یک محل اشاره دارد. این دو عدد، دو اندازهگیری متوالی از کل ذخیره نیستند و از تفاضل آنها نمیتوان مقدار نابودشده، مفقود یا باقیمانده را محاسبه کرد.
آنچه میدانیم: برآورد ۴۴۰٫۹ کیلوگرم پیش از حمله، معیار آژانس برای «کافی برای ۱۰ سلاح» و اینکه بنا بر گزارش بلومبرگ به نقل از گزارشهای قبلی آژانس، حدود ۸۵۹۹٫۶ کیلوگرم اورانیوم کمغنی هم وجود داشته است. آنچه نمیدانیم: ایران نگفته چه مقدار باقی مانده و کجاست، بازرسان به محلهای بمبارانشده برنگشتهاند و تعداد و محل سانتریفیوژها هم معلوم نیست. رویترز مینویسد ایران یک روز پیش از حمله اسرائیل به آژانس خبر داده بود کارخانه جدیدی در اصفهان باز میکند و آژانس از وضعیت آن بیاطلاع است. اسرائیل، به نوشته همان گزارش، ادعا نمیکند ایران اکنون در حال غنیسازی است.
برآورد ذخیره اورانیوم، گزارش موجودی سلاح نیست. علاوه بر نامعلومبودن مقدار و محل فعلی ذخایر، ارزیابی برنامه به اطلاعات مستقل درباره فعالیت تأسیسات و نتایج بازرسی نیاز دارد. در این تحلیل، از تبدیل خطی برآورد یک محل به تعداد سلاح صرفنظر میشود؛ چنین عددی میتواند دقتی بیش از شواهد موجود القا کند.
نکته مهم در این جدول این است که طرفها از دو معنای متفاوت «ذخیره» حرف میزنند. تهران آن را «دارایی ملی» و بخش از حق انپیتی میداند؛ واشنگتن آن را «ریسک انتقال به سلاح». تا یک تعریف عملیاتی مشترک (چه غنایی، چه مقداری، زیر چه بازرسی) نباشد، هر دو میتوانند صادقانه ادعا کنند به یادداشت پایبندند.
مشکل اصلی نه فقط مقدار، بلکه نبود دید است. آژانس تأکید میکند تداوم دانش را یک سال و بیشتر از دست داده؛ پس هر عدد تازه یا برآورد است یا ادعا. در چنین شرایطی دو طرف پیشاپیش انگیزه دارند بدترین یا بهترین حالت را فرض کنند: واشنگتن بدترین را (ماده سالم و پنهان)، تهران گاهی ابهام را اهرم میکند. اهرم ابهام ارزش دارد، اما هزینهاش هم دارد: بدون راستیآزمایی هیچ تعهدی اعتبار ندارد.
ایران غنیسازی را حق انپیتی میداند (۱۹۶۸ امضا، ۱۹۷۰ تصویب). اما دو مسئله را باید جدا کرد: «حق غنیسازی» و «حق نگهداشتن ذخیره ۶۰ درصد». آژانس میگوید ایران هنوز توضیح قانعکنندهای درباره دلیل رسیدن به ۶۰ درصد نداده است. بند ۱۴ یادداشت هم میخواهد توافق نهایی با قطعنامه الزامآور شورای امنیت تأیید شود؛ یعنی هر مصالحهای باید در سطح بینالمللی هم حقوقی شود، نه فقط دوجانبه.
رادیو اروپای آزاد گزارش میدهد که تابوی بحث علنی درباره بمب ضعیف شده است: چند نماینده و مفسر محافظهکار از آن دفاع کردهاند و رضایی گفته گزینه هستهای «از میز خارج نیست». فتوای سال ۲۰۰۳ هنوز مرجع است، اما مرگ خامنهای وضعیت آن را مبهم کرده است. در مقابل، مخبر استدلال میکند بازدارندگی از راه هرمز و منطقهایسازی جنگ کافی است. این اختلاف داخلی روی چانهزنی اثر مستقیم دارد: هر امتیاز هستهای باید در برابر جناحی توجیه شود که «ماده» را بیمه بقا میبیند. گزارشی از واکنش رسمی دولت به این فراخوانها دیده نشد.
سه ستون اقتصادی یادداشت، یعنی محاصره، معافیت نفتی و داراییها، در عمل همان چیزهاییاند که ایران بیش از همه میخواهد. مصطفی نجفی، تحلیلگر ایرانی، مینویسد رفع محاصره و آزادسازی داراییها دیگر برای تهران «امتیاز معنادار» نیست و آمریکا حاضر به امتیازهای بزرگتر مثل رفع تحریم نیست (به نقل الجزیره). این یعنی بستهای که در ژوئن میتوانست ایران را پای میز نگه دارد، امروز کمارزشتر دیده میشود. از سوی دیگر هرمز تنها اهرم اقتصادی بزرگ تهران است و بسته ماندن آن بازار جهانی انرژی را زیر فشار نگه داشته است؛ پس هر مصالحهای باید همزمان جدول بازگشایی و جدول ماده را هماهنگ کند.
پاکستان و قطر میانجیاند. دیدار منیر با پزشکیان و رضایی نشان میدهد اسلامآباد هنوز کانال فعال است. اما اظهارات نتانیاهو درباره سرنگونی حکومت ایران، میان مذاکره، پیام متناقضی میفرستد: اگر هدف تغییر حکومت باشد، هر توافق هستهای برای تهران ارزش «گارانتی» ندارد. این همان استدلال تهران برای عدم تحویل ماده است: مادهای که تحویل داده شود، دیگر پشتوانهای در برابر نقض تعهد نیست.
چه میبرد: فضای بحث علنی درباره بمب باز شده است
چه میبرد: روایت «تحت محاصره گفتوگو نمیکنیم»
چه میبرد: خط مشخص «غنیسازی صفر» برای داخل آمریکا
چه میبرد: جایگاه راستیآزمایی در هر توافق آینده تقویت شده
چه میبرد: —
ضدتحلیل: میشود گفت گره اصلی ترتیب امتیازها نیست، بلکه اعتماد و هدف است. اگر واشنگتن و اسرائیل واقعاً به تغییر حکومت چشم داشته باشند (نتانیاهو علناً گفته)، هیچ ترتیبی تهران را راضی نمیکند. از طرف مقابل، اگر ایران قصد حفظ ابهام هستهای را داشته باشد، هیچ قیمتی ماده را بیرون نمیبرد. در این نگاه، یادداشت ژوئن فقط ظاهر مصالحه بود.
تز اصلاحشده: ترتیب امتیازها گره را سختتر کرد، اما علت بنیادی نیست؛ آن را با بیاعتمادی و ابهام درباره هدف نهایی (کنترل برنامه یا تغییر حکومت) تقویت میکند. یعنی راهحل فنی (رقیقسازی زیر نظارت) لازم است، اما بدون تضمین سیاسی کافی نیست.
کاهش فشار انرژی؛ تأخیر در بحث غنیسازی
اعلام متن مشترک؛ سفر بازرسان؛ رفع بخشی از محاصره
فرسایش اقتصادی ایران و بازار انرژی
رفتوآمد میانجیها؛ هرمز بسته؛ بیانیههای مشابه
ریسک گسترش جنگ و اختلال بیشتر در هرمز
حمله تازه؛ اظهار مقامهای اسرائیل و آمریکا درباره ماده
شتاب گرفتن تحریم و احتمال حمله
طرح مجلس درباره انپیتی؛ تغییر رسمی در سخنپراکنی درباره فتوا
رونما به این سناریوها وزن عددی نمیدهد، چون دادهای که احتمال را قابلدفاع کند در دست نیست.
بازارزیابی تز: شواهد این تز را تقویت میکنند که یادداشت ژوئن، نه حل مسئله، بلکه بهتعویق انداختن بخش دشوار آن بود. بند ۱۳ و نبود مقدار و زمان در بند ۸ مستقیماً در متن دیده میشوند. اما اینکه این ترتیب «علت اصلی» بنبست باشد، بر شواهد کامل مبتنی نیست؛ ضدتحلیل بالا مانع میشود آن را قطعی بخوانیم.
چه میدانیم: متن منتشرشده بند هستهای، برآوردهای آژانس، مواضع علنی طرفها. چه نمیدانیم: مقدار و محل دقیق ماده، وضعیت سانتریفیوژها و کارخانه اصفهان، متن مورد تأیید ایران برای یادداشت، جزئیات پیشنهاد ونس. چه را باید رصد کرد: گزارش و نشست بعدی هیئت حکام، هر برنامه بازدید بازرسان، تغییر لحن شورای عالی امنیت ملی، و هر سند کتبی از میانجیها.
محدودیتهای تحلیل: متن یادداشت از بایگانی آمریکایی و به صورت «پیشنویس» خوانده شد و ایران آن را تأیید نکرده است. گزارش اصلی آژانس را مستقیماً نخواندیم و به نقل رسانهها آمده است. اظهارات رضایی از روایت الجزیره به نقل فارس است و متن اصلی فارس را نخواندیم. گزارشهای دیگر درباره پیشنهاد ایران برای بازگشایی هرمز در هفت روز فقط در سطح تیتر دیده شد و در تحلیل استفاده نشد. ارقام دقیق ذخیره در دسترس نیست. از معیار «ده سلاح» فقط برای مقایسه استفاده شده است.
هیچکس بهطور مستقل نمیداند. آژانس پیش از حمله ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۴۴۰٫۹ کیلوگرم برآورد کرده بود و گروسی در مارس گفته کمی بیش از ۲۰۰ کیلوگرم احتمالاً در تونلهای اصفهان مانده است.
بند ۸ میگفت ایران سلاح هستهای نمیسازد، ذخیره با سازوکار توافقی حل میشود و رقیقسازی در محل زیر نظارت آژانس حداقل راهحل است؛ مقدار و زمانبندی نیامده بود.
رضایی آن را دارایی ملی میخواند و میگوید «حتی یک ذره» خارج نمیشود. استدلال ضمنی تهران نبود تضمین در برابر تهدیدهایی چون سرنگونی حکومت است؛ این تفسیر رونما است و ادعای رسمی نیست.
ترامپ «غنیسازی صفر» و خارج کردن ذخیره را میخواهد؛ ونس کاهش معنادار ظرفیت و تعهد قابل راستیآزمایی را مطرح کرده است.
چون بیش از یک سال است تداوم دانش درباره ذخایر را از دست داده و بازرسان به سایتهای بمبارانشده دسترسی نداشتهاند.
مقامهای ایران میگویند دنبال سلاح نیستند. رویترز مینویسد اسرائیل ادعا نمیکند ایران اکنون غنیسازی میکند. در عین حال برخی چهرههای تندرو علناً از ساخت بمب دفاع کردهاند و مخالفانی مانند مخبر هم هستند.
عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، ۲۰ اکتبر در تهران با پزشکیان و رضایی دیدار کرد تا گفتوگوها را زنده نگه دارد؛ قطر هم میانجی است.
هیچکس مستقل نمیداند. آژانس پیش از حمله ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۴۴۰٫۹ کیلوگرم برآورد کرده بود و گروسی در مارس گفته کمی بیش از ۲۰۰ کیلوگرم احتمالاً در تونلهای اصفهان مانده است.
بند ۸ میگفت ایران سلاح هستهای نمیسازد و ذخیره با سازوکار توافقی حل میشود؛ رقیقسازی در محل زیر نظارت آژانس حداقل راهحل بود. مقدار و زمانبندی مشخص نشده بود.
محسن رضایی آن را دارایی ملی میخواند و میگوید «حتی یک ذره» خارج نمیشود.
ترامپ «غنیسازی صفر» و خارج کردن ذخیره را میخواهد؛ جیدی ونس کاهش معنادار ظرفیت و تعهد قابل راستیآزمایی را مطرح کرده است.
آژانس میگوید بیش از یک سال است تداوم دانش درباره ذخایر را از دست داده و بازرسان به سایتهای بمبارانشده دسترسی نداشتهاند.
مقامهای ایران میگویند دنبال سلاح نیستند و بر اساس رویترز اسرائیل ادعا نمیکند ایران اکنون غنیسازی میکند. با این حال برخی چهرههای تندرو علناً از ساخت بمب دفاع کردهاند.