دولت آمریکا (کاخ سفید، خزانهداری)
هدف: وادار کردن تهران به امتیاز در مذاکره؛ قطع درآمد نفتی و مالی
ابزار: محاصره دریایی، تحریم بانکها و شرکتها، فشار بر همسایگان
سهشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
مهمترین خبرها و تحلیلها، هر صبح در ایمیل شما.
با عضویت، حریم خصوصی رونما را میپذیرید.حجم سالانه تجارت ایران که پیش از جنگ (۹ اسفند ۱۴۰۴) بیش از ۸۰ درصد آن از بنادر جنوبی میگذشت، به نقل از فایننشالتایمز؛ رقم دوره پیش از جنگ است و آمار رسمی گمرک برای آن در منبع نیامده.
افزایش واردات ایران از گذرگاه گوربولاغ (مقابل مرز بازرگان) در پنج ماه منتهی به ۲۱ مرداد ۱۴۰۵، به نقل از فایننشالتایمز و آمار گمرک؛ پایه مقایسه و وزن کالا در گزارش اعلام نشده است.
هزینه اعلامشده حمل یک کانتینر ۴۰ فوتی از چین به ایران در ۷ آبان ۱۴۰۵ در برابر حدود ۲۷۰۰ دلار پیش از آن، به گفته رئیس کمیسیون حملونقل اتاق بازرگانی تهران؛ مسیر و نوع بار مشخص نشده است.
نتیجه صف کامیون، هزینه حمل چندبرابر و کوچکتر شدن تجارت بوده است، اما نه توقف کامل آن. این تحلیل از پنج زاویه میسنجد مسیرهای زمینی تا کجا جای دریا را میگیرند و چه چیزی هنوز با داده تأیید نشده است.
مسیرهای زمینی ایران را از قطع کامل واردات نجات دادهاند، اما ظرفیت، هزینه و زمان آنها به اندازهای نیست که جای بنادر جنوبی را بگیرد؛ بنابراین فشار محاصره بیشتر از راه قیمت و کمبود صنعتی منتقل میشود تا از راه نبود مطلق کالا، و سرنوشت این فشار به تصمیم سیاسی درباره پایان محاصره گره خورده است.
محاصره دریایی ابزار نظامی است که فقط بر دریا اثر دارد. خزانهداری آمریکا، به نقل از اکسیوس، تأیید میکند که تلاش ایران برای دور زدن محاصره از راه زمین با گلوگاه در مرزهای پاکستان، ترکیه، افغانستان و ترکمنستان روبهرو است. به نظر میرسد منطق این رویکرد آن است که ناوگان دریایی لازم نیست جادهها را ببندد؛ اشباع ظرفیت جایگزین و فشارهای بانکی و تحریمی بقیه کار را انجام میدهد. این برداشت تحلیلی است و دولت آمریکا آن را به این شکل اعلام نکرده است.
شواهد مستقل این برداشت را تا حدی تأیید میکند. فایننشالتایمز نوشت حتی دو برابر شدن تجارت زمینی و بنادر خزر نمیتواند افت مبادلات دریایی جنوب را جبران کند و از محدود شدن ظرفیت خزر بر اثر پایین رفتن تراز آب گفت؛ رادیو اروپای آزاد هم ظرفیت بندر و ناوگان را محدودکننده دانست. در عین حال محاصره بیخطر نیست. بندر انزلی ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفت و تجارت غلات ایران و روسیه تا بازگشت جریان عادی متوقف شد؛ یعنی مسیر شمالی هم از ریسک نظامی مصون نیست.
موضع بازیگران روشن است. آمریکا میخواهد اهرم اقتصادی را قبل از هر تصمیم نظامی به کار بگیرد؛ به گزارش اکسیوس، ترامپ همزمان در پی توافق برای ازسرگیری گفتوگوها است و هم آماده ازسرگیری عملیات پس از انتخابات میاندورهای. گزارشهای پیشین رونما درباره آینده جنگ پس از انتخابات میاندورهای آمریکا این دو مسیر را دنبال کردهاند.
نقد رقیب این است که محاصره، به گفته کارشناسان رادیو اروپای آزاد، اگر مرزهای زمینی را مسدود نکند، بیشتر هزینه را بالا میبرد تا تجارت را قطع کند، و تجربه هفت ماه گذشته نشان میدهد ایران همچنان کالا میگیرد. دانستهها محدود است: میزان واقعی بار عبوری از هر مرز، تفکیک وزن و ارزش و سهم محمولههای دارو و غذا منتشر نشده است. نتیجه مشروط: محاصره همراه با تحریم، زمین را به گلوگاه تبدیل کرده، اما بدون داده حجمی نمیتوان گفت چه اندازه از تجارت پیشین هنوز در جریان است.
برآورد رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، به نقل از فایننشالتایمز و آخرینخبر، میگوید انتقال تجارت با چین از دریا به خشکی سالانه حدود ۱۸ میلیارد دلار هزینه اضافی میسازد. مبنای محاسبهاش منتشر نشده، اما جهت آن با افزایش اعلامشده کرایه حمل سازگار است: اگر یک کانتینر ۴۰ فوتی از چین از حدود ۲۷۰۰ به ۱۳٬۶۰۰ دلار برسد، فشار قیمت به کالاهای وارداتی و نهادههای صنعتی منتقل میشود.
صادرات هم آسیب دیده است. صادرات سیمان و کلینکر در چهار ماه نخست ۱۴۰۵ به گفته دبیر انجمن سیمان حدود ۳۵ درصد کم شد و کلینکر از ۲٫۷ به حدود ۰٫۷ میلیون تن رسید؛ در همان بازه صادرات سیمان از ۲ به ۲٫۳۹ میلیون تن افزایش یافت اما افت کلینکر را جبران نکرد. رئیس اتحادیه ملی محصولات کشاورزی هم از بازگشت بیش از ۲۰۰ کانتینر یخچالی حامل حدود ۴ هزار تن میوه و سبزی به ارزش نزدیک ۳ میلیون دلار از امارات خبر داد. اینها نمونهاند و نمیتوان از آنها نرخ کلی صادرات را استنتاج کرد.
در سطح کلان، خزانهداری میگوید ریال از آغاز کارزار حدود یکچهارم ارزشش را از دست داده و نرخ غیررسمی در مهر به رکورد ۲٫۶۸۷ میلیون ریال در برابر دلار رسیده است. رونما در تحلیل آرامش دلار پس از جهش مهر نشان داد آرامش قیمت در آبان با تورم بالا و فشار ارزی همراه است؛ هزینه حمل تازه یکی از مجراهای این فشار است، نه تنها مجرا.
تفسیر رقیب این است که کاهش ۲۶ درصدی واردات لزوماً کمبود نیست و میتواند نتیجه کمشدن تقاضای صنعتی و رکود باشد. گزارش رادیو فردا هم میگوید واردات کالای اساسی، دارو و نهاده کارخانه در اولویت است. اما اگر اولویتدهی معنا داشته باشد، کالاهای غیراولویت و مواد اولیه واحدهای صنعتی بیش از همه هزینه میدهند. این محدودیت دانستهها را باید اضافه کرد: ترکیب واردات به تفکیک غذا، دارو و صنعت منتشر نشده است. نتیجه مشروط: هزینه حمل چندبرابر در قیمت تمامشده کالاها اثر میگذارد، اما سهم دقیق آن در تورم با داده رسمی سنجیده نشده است.
رادیو اروپای آزاد یادآور شد که در حقوق بینالملل، محاصره نباید جریان غذا و دارو را مختل کند و روشن نیست آمریکا محمولههای غیرنظامی را عمداً متوقف میکند یا ناخواسته؛ پاسخ کاخ سفید در گزارش نیامده است. این تنها مرجع در منابع بررسیشده است و متن حقوقی دقیق یا نظر یک نهاد بینالمللی در دسترس نبود، پس ارزیابی حقوقی قطعی ممکن نیست.
آنچه ثبت شده این است که ایران ادعا میکند برای غذا مشکلی ندارد و آمریکا میگوید محاصره اثرگذار است. وزیر کشاورزی ایران در اردیبهشت گفته بود تأمین کالای اساسی «مشکلی ندارد»، اما اتاق بازرگانی ۷ آبان گفت اختلال پرواز مستقیم بر واردات دارو اثر گذاشته و تأمین باید از مسیر جایگزین برنامهریزی شود. این دو گزاره با هم همخوانی ندارند. از سوی دیگر دولت ایران مسیر سبز گمرکی برای دارو را تصویب کرده؛ این تصمیم دستکم نشان میدهد احتمال کندی تأمین جدی گرفته شده است.
بُعد دیگر حقوقی، تحریم همسایگان است. آمریکا طبق فایننشالتایمز ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و سه شرکت هوانوردی و لجستیکی ترکیهای را تحریم کرد و، به نوشته اکسیوس، امارات، عمان، عراق، گرجستان و آذربایجان پرواز ایرانی را ممنوع یا لغو کردهاند؛ ترکیه پروازهای ماهان را متوقف کرده و بانکهای ایرانی در ترکیه، لبنان و امارات محدود شدهاند. اینها تصمیم دولتهای دیگر و تحریمهای ثانویه است، نه مصداق محاصره، و ارتباطشان با تجارت غذا و دارو را نمیتوان مستقیم نتیجه گرفت.
موضع منتقدان محاصره این است که فشار بر غیرنظامیان را باید با شاخصهای انسانی سنجید، و موضع حامیان این است که ایران مسیر جایگزین دارد و مسئولیت اثر ثانویه با تصمیمهای تهران است. هیچ یک را با سند حقوقی مستقل نمیتوان داور کرد. نتیجه مشروط: پرسش حقوقی هنوز باز است و پاسخ آن به شواهد دقیقتری درباره محمولههای متوقفشده غذا و دارو نیاز دارد.
مسیر زمینی به تصمیم همسایگان گره خورده است. سفیر ایران در اسلامآباد، رضا امیریمقدم، ۳ آبان گفت مرز باز است اما تغییر رویه گمرکی پاکستان عملاً ارسال محموله از ایران را مختل کرده و صدها کامیون حامل گاز مایع هفتهها بدون ترخیص ماندهاند. نماینده زاهدان نیز بازگشایی ریمدان را یکطرفه خوانده بود. اتاق بازرگانی تهران میگوید صادرات ایران به پاکستان متوقف است و با وزارت خارجه و سفارت برای محمولههای مانده در بنادر پاکستان رایزنی میکند.
پاکستان در ۵ اردیبهشت بنادرش را برای بار مقصد ایران گشوده بود تا برنج، گوشت و شیرخشک جابهجا شود و از ۲۴ فروردین حدود ۳۰۰۰ کانتینر در بنادر پاکستان مانده بود. اکنون رادیو فردا میگوید برخی کانتینرها هفت تا هشت ماه ماندهاند. تصویر این است که بازگشایی اعلامی با اجرا تفاوت دارد؛ همان تمایز «اعلام ≠ اجرا» که برای هر سیاست مرزی لازم است.
با ترکیه، رابطه پیچیدهتر است: صفها بلند است، اما تجارت دوجانبه در نیمه نخست سال ۱۹ درصد بیشتر شده و آنکارا بر رعایت مقررات تأکید کرده است. ترکیه همزمان دروازه تجارت و هدف احتمالی فشار آمریکاست، چون سه شرکت هوانوردی و لجستیکی ترکیهای تحریم شدهاند. پیامد: هر تصمیم تازه تحریمی علیه شرکتهای ترکیهای میتواند ظرفیت کریدور غرب را کم کند.
موضع ایران، به گفته عارف، تقویت کریدورهای شمال–جنوب و شرق–غرب و تبدیل شدن به هاب منطقه است. وانانیوز یادآور شده که جغرافیا برای هاب شدن کافی نیست و هزینه، سرعت ترخیص و امنیت مسیر نیز مهماند. نقد رقیب: همسایگان منافع مستقل دارند و تحریم ثانویه هزینه آنها را بالا میبرد، پس بازگشایی پایدار بدون توافق سیاسی بعید است. نتیجه مشروط: مسیر زمینی مادام که همسایگان بخواهند باز میماند، اما قدرت چانهزنی تهران در این مسیر پایین است.
پایداری آن به رفتار پاکستان و ترکیه و موضع واشینگتن بستگی دارد.
معیشت تنها جایی است که فشار حمل به تجربه خانوار میرسد. رادیو فردا مینویسد همه خبرها نشان میدهد مردم در داخل با گرانشدن روزانه کالاها دستوپنجه نرم میکنند؛ این برداشت رسانهای است و بدون داده خرد قیمت سنجیده نشده. اندازهگیری مستقلتر نرخ تورم است که خزانهداری ۹۰ درصد سالانه در شهریور میگوید و رونما پیشتر با آمار ایران ۸۸٫۷ درصد نقطهبهنقطه مهر را گزارش کرد.
گزارشهای دیگر رونما جنبههای مشخصتر را نشان میدهد. هزینه حمل کانتینر از چین در تحلیل هزینه حمل کانتینر از چین به ایران بررسی شده و سبد غذایی دهکهای پایین در گزارش تورم مهر. این پیوند ساده نیست: افزایش هزینه حمل سهم خود را در قیمت نهایی میگیرد، اما همبستگی میان دو روند با علیت یکی نیست.
پاسخ دولت به این فشار مسیر سبز گمرکی و اولویت کالای اساسی و دارو است. سنندجی اولویت را به واردات کالای اساسی، دارو و مواد مورد نیاز کارخانهها داده است. اما اگر مرز ترکیه ۱۰ تا ۲۰ روز معطلی دارد، حتی کالای اولویتدار هم به قیمت میرسد. کالابرگ و سایر حمایتهای معیشتی میتوانند بخشی از اثر را جبران کنند؛ اثر محاصره بر سفره خانوار هنوز در دادههای مستقل قیمت اقلام ثبت و منتشر نشده است.
در سمت دیگر، دولت آمریکا فشار معیشتی را بخشی از هدف خود میداند: یک مقام آمریکایی به اکسیوس گفت اوضاع در ایران بدتر میشود و میتواند رهبر را به پذیرش توافق نزدیک کند. خود گزارش خزانهداری ادعا نمیکند رژیم نزدیک فروپاشی است. این شکاف میان انتظار و شواهد تاریخی ضرورت احتیاط را نشان میدهد: فشار اقتصادی همواره به تغییر رفتار سیاسی نمیانجامد. نتیجه مشروط: فشار معیشتی واقعی و مستند است، ولی اثر سیاسی آن به رفتار بازیگران وابسته است و پیشبینیپذیر نیست.
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران ۹ اسفند ۱۴۰۴ (۲۸ فوریه ۲۰۲۶) آغاز شد و تنگه هرمز عملاً از همان زمان با اختلال روبهرو بود. محاصره دریایی آمریکا از ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ (۱۳ آوریل) اعمال شد. پس از آن، به گزارش ایراناینترنشنال، دو بندر رجایی و امام عملاً از مدار خارج شدند و دولت چارهای جز حملونقل زمینی نداشت. رادیو اروپای آزاد در اردیبهشت گزارش داد که تهران به کامیونرانی از پاکستان و ترکیه و حمل از روسیه از راه دریای خزر روی آورده است.
در شهریور، خزانهداری آمریکا کارزار دیگری با نام «طرد اقتصادی» را آغاز کرد که به گزارش رادیو فردا هدفش قطع ارتباط مالی بینالمللی ایران، بستن مسیرهای دور زدن تحریم و محدود کردن درآمد نفتی است. بنابراین مسیر زمینی همزمان با سه فشار دیگر کار میکند: محاصره بنادر، تحریم بانکی و هوایی و بستهشدن بخشی از بازار صادرات. پرسش اصلی از همینجا میآید: آیا زمین میتواند جای دریا را بگیرد، و اگر نه، هزینه این کمبود را چه کسی میپردازد؟
فایننشالتایمز در شهریور از صف هفتکیلومتری کامیونها در گذرگاه گوربولاغ خبر داد، روزانه حدود ۵۰۰ کامیون از ترکیه به ایران میآید و ترافیک بار نسبت به سال پیش ۳۰ درصد بالا رفته است. ارزش تجارت دو کشور در نیمه نخست سال ۱۹ درصد بیشتر و برابر ۳٫۲ میلیارد دلار بود. در آبان رادیو فردا از قول دو مقام صنفی نوشت بیش از ۴۰۰۰ کامیون در مرزهای بازرگان، سرو و رازی ایستادهاند، حدود ۳۶۰۰ کامیون در میرجاوه با پاکستان و کانتینرهایی هفت تا هشت ماه در پاکستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس ماندهاند.
دولت ایران روایت دیگری هم دارد. محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، ۶ آبان در جلسه ستاد ملی گذر گفت محدودیتهای دریایی فرصتی برای توسعه مسیرهای زمینی و ریلی ساخته است. بر پایه گزارش وانانیوز از همان جلسه، واردات از برخی گذرگاههای ریلی، جادهای و بنادر شمالی «چندبرابر» شده، اما حجم و پایه مقایسه اعلام نشد. استاندار سیستان و بلوچستان نیز گفت در دوره جنگ حدود ۴۱۸ هزار تن کالای اساسی در چابهار تخلیه شده و در هفت ماه نخست سال حدود ۷۸۰ هزار تن کالا از مرزهای استان وارد شده است. اینها اظهار مقامهاست و سند گمرکی همراه آن منتشر نشده.
هدف: وادار کردن تهران به امتیاز در مذاکره؛ قطع درآمد نفتی و مالی
ابزار: محاصره دریایی، تحریم بانکها و شرکتها، فشار بر همسایگان
هدف: تأمین کالای اساسی، دارو و نهاده صنعتی بدون وقفه
ابزار: مرزهای زمینی، ریل، بنادر خزر و چابهار، مسیر سبز گمرکی
هدف: حفظ تجارت با ایران بدون تحریم شدن
ابزار: تغییر رویه گمرکی، محدود کردن پرواز و بانک
هدف: کاهش توقف و هزینه
ابزار: لابی با دولت، تغییر مسیر بار
هدف: سنجش اثر واقعی محاصره
ابزار: داده کشتیرانی، آمار گمرک
اختلاف اصلی بر سر «ظرفیت جایگزین» است. دولت ایران و حامیانش میگویند کشوری با نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومتر مرز زمینی با هفت کشور و ۷۰۰ کیلومتر ساحل خزر میتواند کالا را از مسیرهای دیگر تأمین کند. وزیر کشاورزی ایران ۱ اردیبهشت همین را گفته بود. در برابر، کارشناسانی که رادیو اروپای آزاد از آنها نقل کرده میگویند مسیر زمینی «یکبهیک جای اقتصاد کانتینری دریایی را نمیگیرد» و باید انتظار هزینه تمامشده و تورم بیشتر کالاهای مبادلهپذیر را داشت، اما نه فروپاشی. دادههای پاییز، یعنی صفها و هزینه حمل، به بخش دوم این ادعا نزدیکترند؛ ولی هیچکدام از دو طرف ادعای «بیاثر بودن» یا «فروپاشی» را با داده کامل ثابت نکرده است.
آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران؛ اختلال در تنگه هرمز.
آغاز محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا.
پاکستان بنادر خود را به روی بار شخص ثالث مقصد ایران باز کرد؛ شش مسیر زمینی از گوادر، کراچی و پورت قاسم تعریف شد.
به گفته گزارش خزانهداری، آخرین روزی که نفت ایران بر نفتکش بارگیری شد؛ در همین زمان کارزار «طرد اقتصادی» آغاز شده بود.
فایننشالتایمز از انتقال تجارت ایران به مرزهای زمینی و صف هفتکیلومتری در گوربولاغ نوشت.
سفیر ایران در اسلامآباد گفت تغییر رویه گمرکی پاکستان ارسال محموله از ایران را مختل کرده است.
ستاد ملی گذر مسیر سبز گمرکی دارو، نوبتدهی هوشمند کامیونها و افزایش ظرفیت نوردوز را تصویب کرد؛ بسنت کارزار را «بسیار موفق» خواند.
رئیس کمیسیون حملونقل اتاق تهران از هزینه ۱۳٬۶۰۰ دلاری کانتینر و توقف بیش از ۴۰۰۰ کامیون گفت.
اکسیوس گزارش داخلی خزانهداری درباره فشار اقتصادی بر ایران را منتشر کرد.
در رادیو فردا و صدای آمریکا بازتاب یافته؛ مبنای نرخ منتشر نشده
رقم قطعی مستقل در دسترس نیست
کپلر در همان گزارش درباره فروش نفتهای مانده در دریا نام برده شده؛ داده مستقل دیگری درباره بارگیری بررسی نشد
حجم و پایه مقایسه اعلام نشده
مقامهای صنفی در آبان از هزینه و صف سنگین حتی برای کالای اساسی گفتهاند؛ آمار واردات غذا منتشر نشده
روش محاسبه منتشر نشده
هزینه و تورم بالا؛ افت صنعتی
مرزها باز اما پرصف؛ مذاکره بینتیجه
زمان انتظار مرز؛ هزینه کانتینر؛ آمار گمرک ماهانه
افت هزینه حمل و فشار بر مسیرهای زمینی
پیشرفت در مذاکرات
اعلام رسمی؛ تردد کشتی در بنادر رجایی و امام
تهدید مسیرهای شمالی و غربی؛ جهش قیمت
شکست مذاکره و پایان انتخابات آمریکا
اظهار مقامهای آمریکایی؛ جابهجایی نظامی
کاهش ظرفیت کریدور غربی و شرقی
فشار آمریکا بر ترکیه و پاکستان
فهرستهای تازه تحریم؛ رویه گمرکی ترکیه و پاکستان
پرسش اصلی این بود که مرزهای زمینی تا چه اندازه میتوانند جای بنادر جنوب را بگیرند. پاسخ مستند این است که بخشی از بار واقعاً جابهجا شده است: واردات از گوربولاغ ۲۵۰ درصد بیشتر شد، روزانه حدود ۵۰۰ کامیون از ترکیه میآید و چابهار و مرزهای سیستان و بلوچستان کالای اساسی گرفتهاند. اما همین جابهجایی صفهای چندروزه، هزینه حمل چندبرابر، کاهش ۲۶ و ۲۸ درصدی واردات و صادرات غیرنفتی و افت صادرات صنعتی ساخته است. مسیر زمینی بقای تجارت را تضمین کرده، نه سطح پیشین آن را.
قویترین تفسیر رقیب میگوید ایران با ۶۰۰۰ کیلومتر مرز و ریل و خزر میتواند خود را با هزینه بیشتر وفق دهد و فشار به اندازهای که واشینگتن میگوید کارساز نیست. این تفسیر با نبود گزارش از قحطی یا توقف کامل واردات سازگار است و با دادههای هزینه و صف هم تعارضی ندارد؛ تنها شدت پیامد را کوچکتر میبیند. مرز دانستهها روشن است: بدون آمار تفکیکی گمرک، مبنای هزینه کانتینر و داده مستقل قیمت اقلام، نه «فروپاشی» اثبات میشود نه «بیاثر بودن». تحولات قابل پیگیری شامل آمار ششماهه گمرک، اجرای مسیر سبز دارو و نوبتدهی، رفتار گمرکی پاکستان و ترکیه، فهرستهای تازه تحریم، مسیر مذاکرات دوحه و تصمیم آمریکا پس از انتخابات میاندورهای است.
به نقل از فایننشالتایمز (۲۸ شهریور ۱۴۰۵)، بیش از ۸۰ درصد تجارت سالانه ایران، حدود ۱۸۰ میلیون تن کالا، از بنادر جنوبی انجام میشد. این رقم دوره پیش از جنگ است و آمار رسمی گمرک برای آن در منبع نیامده.
رئیس کمیسیون حملونقل اتاق بازرگانی تهران ۷ آبان ۱۴۰۵ گفت کانتینر ۴۰ فوتی از حدود ۲۷۰۰ تا ۲۸۰۰ دلار به حدود ۱۳٬۶۰۰ دلار رسیده است. این اظهار صنفی است و مسیر دقیق، نوع بار و تاریخ ثبت دو نرخ منتشر نشده.
رئیس کمیسیون حملونقل اتاق تهران از بیش از ۴۰۰۰ کامیون در مرزهای ترکیه و رئیس انجمن شرکتهای حملونقل بینالمللی از حدود ۳۶۰۰ کامیون در میرجاوه با پاکستان گفتهاند. گزارش خزانهداری آمریکا هم از هزاران کامیون در مرز ترکیه و صدها کامیون در مرز پاکستان نوشته است. رقم قطعی مستقل در دسترس نیست.
به نقل از آمار گمرک در گزارش فایننشالتایمز، صادرات غیرنفتی حدود ۲۸ درصد به ۱۵ میلیارد دلار و واردات ۲۶ درصد به ۱۷ میلیارد دلار رسید. رسانه آخرینخبر درصدهای ۳۲٫۵ و ۳۸ را با مبنای مقایسه دیگری نوشته که با این ارقام قابلجمع نیست.
شواهد موجود میگوید جایگزینی کامل نیست: واردات از گوربولاغ ۲۵۰ درصد بیشتر شده، اما صفهای چندروزه، هزینه حمل چندبرابر و کاهش آمار تجارت ثبت شده است. حجم دقیق بار عبوری از مسیرهای زمینی هنوز منتشر نشده است.
ستاد ملی گذر در ۶ آبان ۱۴۰۵ مسیر سبز گمرکی برای دارو و تجهیزات پزشکی، سامانه نوبتدهی کامیونها و افزایش ظرفیت پایانه نوردوز را تصویب کرد. اثر این تصمیمها هنوز با داده منتشرشده سنجیده نشده است.
به نقل از اکسیوس، گزارش میگوید ریال از آغاز کارزار حدود یکچهارم ارزشش را از دست داده، تورم سالانه در شهریور به ۹۰ درصد رسیده و از ۳ شهریور نفتی بر نفتکش بارگیری نشده است. این ادعاهای دولت آمریکاست و گزارش فروپاشی نزدیک رژیم را مطرح نمیکند.