
اشتوب در سازمان ملل؛ قدرت کشورهای کوچک از ائتلافسازی میآید، نه وتو
الکساندر اشتوب در مجمع عمومی ۲۰۲۵ از اصلاح شورای امنیت، بازگشت سازمان ملل به نقش میانجی و قدرت دیپلماسی کشورهای کوچک گفت؛ رونما پیامهای این سخنرانی را تحلیل میکند.
الکساندر اشتوب در هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵. عکس: دفتر رئیسجمهور فنلاند / Emmi Syrjäniemi.
الکساندر اشتوب، رئیسجمهور فنلاند، در هشتادمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی خود را با سه واژه شروع کرد: ارزشها، منافع و قدرت. این تقسیمبندی ساده، کلید فهم کل پیام او بود. اشتوب آشکارا پذیرفت که کشورهای کوچک و متوسط مانند فنلاند ابزارهای قدرت سخت محدودی دارند؛ بنابراین نفوذ آنها باید از مسیر ائتلافسازی، دیپلماسی هوشمند و استفاده فعال از نهادهای چندجانبه ساخته شود.
در این خبر بینالمللی میخوانید
این سخنرانی در ظاهر درباره اصلاح سازمان ملل بود، اما در عمق درباره یک پرسش قدیمی سیاست بینالملل سخن میگفت: در جهانی که قدرت نظامی و اقتصادی بهشدت نامتوازن توزیع شده، کشورهای کوچک چگونه میتوانند صدای واقعی داشته باشند؟ پاسخ اشتوب روشن بود: نه از طریق تقلید از قدرتهای بزرگ، بلکه از طریق قواعد، ائتلافها و نهادها.
چرا فنلاند اینقدر روی سازمان ملل تأکید میکند؟
فنلاند کشوری است که در همسایگی روسیه قرار دارد و تجربه تاریخی آن بهشدت با مسئله توازن میان قدرتهای بزرگ گره خورده است. عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو بخشی از پاسخ امنیتی هلسینکی است، اما سازمان ملل برای فنلاند کارکرد دیگری دارد: فراهم کردن فضایی که در آن کشورهایی بدون کرسی دائم شورای امنیت بتوانند بر قواعد، ائتلافها و مشروعیت بینالمللی اثر بگذارند.
به همین دلیل، وقتی اشتوب از «قدرت کشورهای کوچک» حرف میزند، در واقع از یک مدل سیاست خارجی دفاع میکند که برای فنلاند حیاتی است. در این مدل، نفوذ از اندازه ارتش یا جمعیت نمیآید؛ از توان ساختن ائتلاف و شکل دادن به قواعد میآید.
اصلاح شورای امنیت؛ مطالبه اصولی یا منفعت ملی؟
اشتوب از اصلاح شورای امنیت و افزایش نمایندگی مناطق کمنماینده حمایت کرد. این موضع از نظر اصولی با استدلال او درباره عدالت در نظم جهانی هماهنگ است، اما همزمان منفعت ملی فنلاند را نیز تأمین میکند. هرچه ساختار سازمان ملل بازتر و نمایندگی گستردهتر شود، وزن نسبی کشورهای کوچک و متوسط افزایش مییابد.
او همچنین با افزودن حق وتوی جدید مخالفت کرد. این نکته مهم است، چون نشان میدهد فنلاند میخواهد اصلاح ساختار به توزیع بیشتر صدا منجر شود، نه فقط تکثیر امتیازهای قدرتهای بزرگ.
اوکراین و آزمون اعتبار سازمان ملل
برای اشتوب، جنگ اوکراین نمونهای مستقیم از شکست سازوکارهای فعلی امنیت جمعی است. فنلاند مرز طولانی با روسیه دارد و پیامدهای این جنگ را نه در سطح نظری، بلکه در محاسبات امنیت ملی خود میبیند. به همین دلیل، انتقاد از ناتوانی شورای امنیت در جلوگیری از جنگ یا پایان دادن به آن برای هلسینکی بار راهبردی دارد.
وقتی یکی از اعضای دائم شورای امنیت خود طرف اصلی یک جنگ است، ساختار وتو به یک مسئله بنیادین تبدیل میشود. سخنرانی اشتوب دقیقاً روی همین تناقض دست میگذارد: چگونه نهادی که مسئول حفظ صلح است میتواند مؤثر باشد وقتی یکی از دارندگان حق وتو خود بخشی از بحران است؟
فلسطین؛ آزمون دوم برای ادعای اجرای یکسان قواعد
اشتوب در کنار اوکراین به بحران غزه نیز پرداخت و بر آتشبس، دسترسی بشردوستانه و راهحل دوکشوری تأکید کرد. قرار دادن اوکراین و فلسطین در یک سخنرانی اهمیت دارد، چون او میکوشد این پیام را بدهد که حقوق بینالملل نباید فقط در پروندههایی که برای غرب آسانتر است جدی گرفته شود.
این تلاش برای حفظ انسجام هنجاری، بخشی از همان راهبرد بزرگتر فنلاند است: اگر کشورهای کوچک قرار است به قواعد تکیه کنند، این قواعد باید در پروندههای مختلف تا حد ممکن یکسان اجرا شوند.
رمزگشایی سخنان
منظور عملی: فنلاند میخواهد سازمان ملل را به نهادی تبدیل کند که برای کشورهای کوچک واقعاً ابزار نفوذ باشد، نه فقط صحنه سخنرانی قدرتهای بزرگ.
مخاطب اول: اعضای دائم شورای امنیت. پیام این است که ساختار فعلی نه فقط ناعادلانه، بلکه در عمل ناکارآمد شده است.
مخاطب دوم: کشورهای جنوب جهانی. فنلاند میخواهد نشان دهد که اصلاح نمایندگی در شورای امنیت را مطالبهای مشروع میداند و نگرانی آنها درباره تمرکز قدرت را میفهمد.
مخاطب سوم: متحدان غربی. اشتوب عملاً میگوید اعتبار نظم مبتنی بر قواعد زمانی حفظ میشود که این قواعد در پروندههای مختلف بهطور نسبتاً سازگار اجرا شوند.
هدف دیپلماتیک محتمل
فنلاند در پی تثبیت هویتی است که از یک سو عضو ناتو و بخشی از غرب است و از سوی دیگر خود را مدافع اصلاح نظم چندجانبه معرفی میکند. این جایگاه به هلسینکی اجازه میدهد هم در ائتلاف غربی بماند و هم با کشورهای جنوب جهانی درباره اصلاح ساختار قدرت گفتوگو کند.
نکته پنهانتر: فنلاند میخواهد «قدرت قاعدهساز» باشد
اشتوب صریحاً میگوید کشورهای کوچک از قدرت سخت محدودی برخوردارند. اما این به معنای بیقدرتی نیست. فنلاند تلاش میکند در حوزههایی مانند حقوق بینالملل، میانجیگری، فناوری، امنیت و توسعه پایدار، نفوذی فراتر از اندازه خود بسازد.
این مدل برای بسیاری از کشورهای کوچک جذاب است: بهجای رقابت نظامی، در ساخت قواعد و ائتلافها سرمایهگذاری کن.
تناقض اصلی سخنرانی
مشکل این است که اصلاح شورای امنیت به رضایت همان قدرتهایی نیاز دارد که از ساختار موجود بیشترین منفعت را میبرند. بنابراین پیشنهاد فنلاند از نظر هنجاری منسجم است، اما از نظر سیاسی با مانعی بسیار سخت روبهروست.
این فاصله میان «آنچه باید باشد» و «آنچه ممکن است» تعیین میکند که سخنرانی اشتوب تا چه حد از سطح پیام نمادین فراتر میرود.
بعد از این سخنرانی چه باید دید؟
چهار موضوع اهمیت دارد: تلاش فنلاند برای کرسی شورای امنیت در دوره ۲۰۲۹–۲۰۳۰، موضع آن درباره اصلاح حق وتو، نقش هلسینکی در پرونده اوکراین و میزان ثبات موضعش درباره اجرای حقوق بینالملل در پرونده فلسطین. اگر این چهار حوزه با هم سازگار بمانند، سخنرانی اشتوب را میتوان بخشی از یک راهبرد منسجم برای افزایش وزن سیاسی فنلاند دانست.
منابع
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
اروپا · ۱۱ آبان ۱۴۰۵سود رایانایر را پیشخرید سوخت نجات داد؛ هزینه جنگ ایران سال آینده به بلیت و دستمزد میرسد
اروپا · ۱۱ آبان ۱۴۰۵ایلیانا یوتووا با حدود ۵۸ درصد آرا در دور دوم انتخابات بلغارستان پیروز شد
بریتانیا · ۱۱ آبان ۱۴۰۵