مهلت پیشنهادی پیشنویس برای بازگشایی تنگه هرمز پس از تفاهم اولیه، به نقل از العربیه انگلیش
برآورد اورانیوم ۶۰ درصد ایران، به نقل از الجزیره؛ بخش بزرگی از آن زیر آوار سایتهای بمبارانشده دانسته میشود
روز انتخابات میاندورهای آمریکا؛ به گزارش اکسیوس، آمریکا و اسرائیل حملهی گسترده را برای پس از آن بررسی میکنند
در یک نگاه
پیشنویس منتشرشده بیشتر نقشهی تبادل گامبهگام است تا توافق؛ تا وقتی طرفهای اصلی آن را تأیید نکنند، سند رسمی نیست.
یک پرسش، پنج نگاه
میانجیها همزمان در حرکتاند
ایرنا گزارش داده هیئت قطری روز جمعه برای رایزنی به تهران رسیده است. ANI مینویسد این هیئت با هماهنگی واشنگتن آمده و نامهی معاون رئیسجمهوری آمریکا، جیدی ونس، به محسن رضایی را از طریق فرستادگان قطر رسانده است. هیئت، به نوشتهی ایرنا، به ریاست مشاور ارشد نخستوزیر و وزیر خارجهی قطر است.
همزمان وزیر خارجهی ترکیه، هاکان فیدان، در حاشیهی نشست وزیران گروه ۲۰ با مارکو روبیو دیدار کرد و دربارهی مذاکرات واشنگتن و تهران گفتوگو داشتند. چند روز پیشتر هم رجب طیب اردوغان و ترامپ تلفنی صحبت کرده بودند و آنکارا بر مراقببودن نسبت به گذرگاههای دریایی و حمایت از دیپلماسی تأکید کرده بود. پاکستان نیز، به گزارش رسانهها، نسبت به میانجیگری ابراز خوشبینی محتاطانه کرده است.
سیبیاس به نقل از منبعی آگاه نوشته نشانههای پیشرفت دیده میشود و ایران باید تا پایان هفته به پیشنهاد اصلاحشدهی قطر پاسخ دهد. اگر این درست باشد، پیشنویس منتشرشده میتواند بازتاب همان پیشنهاد باشد؛ اما هیچ منبعی این پیوند را تأیید نکرده است.
پیشنویس منتشرشده دوحه را بهجای استانبول پیشنهاد میدهد. دلیل این انتخاب در منابع خواندهشده نیامده است. شمار میانجیها زیاد است، اما شکل مذاکره هنوز مبهم است: وقتی سخنگوی قطر در ۹ تیر میگوید نشست مستقیم «در کار نیست»، پیشنویس تازه یک نشست مستقیم را محور کار قرار میدهد.
احتمال: ۳۵٪ | ارزیابی رونما از رسیدن به تفاهم اولیه ظرف دو هفته: چند میانجی همزمان فعالاند، اما متن پیشنویس هنوز تأیید رسمی ندارد.
پاسخ هنوز اعلام نشده
به گزارش ANI، نامهی ونس در تهران بهعنوان مسیری تازه برای جلوگیری از حملههای بیشتر آمریکا استقبال شده است. اما این استقبال «گزارششده» است و پاسخ رسمی ایران به نامه تاکنون اعلام نشده.
موضع پیشین ایران هم همچنان مرجع مقایسه است: در ۱۲ مهر تهران بازگشایی هرمز را مشروط به پذیرش شرطهای خود کرده بود. سپاه حادثهی نفتکشها را در مسیرهایی میداند که «غیرمجاز» میشمارد، یعنی هنوز نظارت بر تردد را حق خود تلقی میکند. ایران میخواهد کشتیها حرکتشان را با مقامهای ایرانی هماهنگ کنند و از مسیرهای نزدیکتر به ساحل شمالی بگذرند؛ کشتیهایی که زیر کنترل ایران نمیروند مسیر جنوبی را برگزیدهاند.
سخنان مقامهای ایران در ۱۲ مهر هم دو لایه داشت. قالیباف گفت ایران هم «در میدان نظامی حاضر است» و هم آمادهی مذاکره. عراقچی گفت تهران جدی است، اما در دفاع از خود هم همانقدر جدی است و اگر آمریکا دوباره حمله کند، ایران «بیش از پیش آماده» است. اسماعیل بقایی نیز گفت آمریکا بر مذاکرهی هستهای متمرکز است، در حالی که هدف اصلی ایران بازگشایی تنگه است. این اختلاف اولویت، یعنی «هستهای در برابر هرمز»، شاید مهمترین مانع ساختاری باشد: پیشنویس هر دو را در یک بسته میگذارد، اما تهران پیشتر ترجیح داده هرمز را جدا و اول حل کند.
در منابع خواندهشده، واکنش رسمی ایران به متن پیشنویس دیده نشد.
احتمال: ۲۵٪ | ارزیابی رونما از رسیدن به تفاهم اولیه ظرف دو هفته: پاسخ به نامه اعلام نشده و تهران پیشتر بازگشایی را مشروط کرده بود.
«وقت داریم»، اما تهدید هم هست
ترامپ جمعه در دفتر بیضی گفت: «گفتوگو هست. میخواهند حرف بزنند.» او افزود ایران سربازان و پلیسش را حقوق نمیدهد، «در دردسر بزرگی است» و آمریکا وقت دارد. او گفت این جنگ «جنگ معمولی» نیست و آمریکا «هفت ماه است آنجاست». اینها ادعاهای خود اوست و در گزارشها مدرکی برای آنها نیامده است. ترامپ همچنین گفت هزینهی آمریکا از جنگ ناچیز است و بیش از آن را از ونزوئلا جبران کرده، بیآنکه رقمی بدهد.
ترامپ همزمان گفته جنگ «بهزودی» تمام میشود و بارها از احتمال «یک عملیات کوچک دیگر مثل اپیک فیوری» سخن گفته است؛ نامی که ANI آن را اشاره به عملیات آغازین علیه تهران میداند. در عین حال گفته ممکن است توافقی «بزرگ و خوب» هم شکل بگیرد و از ایران تضمین میخواهد هرگز سلاح هستهای نداشته باشد. فرمانده سنتکام نیز در ویدیویی گفت اخیراً بر فراز تنگه هرمز پرواز کرده و نیروهای سپاه را آنجا ندیده است.
یورونیوز در فهرست پیوندهای همان صفحه از گزارشی به تاریخ ۱۰ مهر با عنوان «آمریکا گروه ضربت ناو سوم را به خاورمیانه میفرستد؛ بزرگترین تجمع نظامی از ۲۰۰۳» یاد میکند. رونما فقط عنوان را دیده و متن آن گزارش را نخوانده است. روشن نیست آمریکا پیشنویس منتشرشده را میشناسد یا نه.
احتمال: ۲۵٪ | ارزیابی رونما از رسیدن به تفاهم اولیه ظرف دو هفته: ترامپ میگوید عجله ندارد و همزمان از عملیات تازه سخن میگوید.
سه حادثه، دو روایت
سپاه روز پنجشنبه اعلام کرد سه نفتکش با مین دریایی در مسیر جنوبی تنگه برخورد کردهاند و ارتش ایران گفت نفتکش چهارمی در شرق تنگه آتش گرفته است. به گزارش خبرگزاری فرانسه، مقامهای ایران هر چهار شناور را در مسیرهای «ممنوع و ناامن» دانستند. جمعه سپاه گفت دو نفتکش دیگر در بخشهای شرقی و غربی تنگه دچار حادثه شدهاند. به نوشتهی رسانههای دولتی ایران، سپاه میگوید نفتکشها سامانههای ناوبری را خاموش کرده و با پشتیبانی نظامی آمریکا میخواستند از مسیرهای مخالف ایران بگذرند و به هشدارهای رادیویی توجه نکردهاند. سپاه شناسه، پرچم، علت حادثه و وضع خدمه را اعلام نکرد، و یورونیوز مینویسد روشن نیست این دو همانها هستند یا جدا از گزارشهای پنجشنبه.
مستقلترین گزارش از یوکیامتیاو آمد: عصر پنجشنبه قایقی کوچک به یک نفتکش نزدیک شد و دو مادهی منفجرهی چسبیده به بدنهی آن، بالای خط آب، منفجر شد. موتورخانه آتش گرفت و کشتی موقتاً از کار افتاد. فایننشال تایمز آن را «لوئیز ۱» نامید و جای آن را حدود ۲۵ مایل دریایی (۴۶ کیلومتر) شمالشرقی خصب در عمان گزارش کرد. یوکیامتیاو گفت آتش خاموش شد، همهی خدمه سالماند، آلودگی گزارش نشده و کشتی به مسیر خود ادامه داد. یورونیوز مینویسد این ظاهراً نخستین استفادهی موفق گزارششده از مین چسبنده علیه یک کشتی در تنگه از آغاز جنگ است و روشن نیست چه کسی مسئول بوده یا با ادعاهای سپاه ارتباط دارد.
مرکز امنیت دریایی عمان هم جمعه گفت نیروی دریایی این کشور ۲۵ خدمهی یک کشتی تجاری پاناماپرچم را که حدود ۱٫۶ مایل دریایی از مسندم دورتر مورد حمله قرار گرفته و آتش گرفته بود، تخلیه کرد. مرکز نه نام کشتی را گفت و نه مهاجم را؛ ارتباط این حادثه با بقیه هم معلوم نیست. دریاسالار براد کوپر، فرمانده سنتکام، بار دیگر گفت مسیرهای اصلی کشتیرانی از مین پاک شده، نیروی دریایی ایران نابود شده و سپاه دیگر در آبراه فعال نیست. سنتکام ادعای سپاه دربارهی توقیف پهپاد «امکیوام-۱۷۰ اوتلاو» را هم رد کرد. منابع ایرانی جمعه از نابودی یک شناور بدون سرنشین آمریکایی در شرق تنگه خبر دادند؛ ارتش آمریکا تا زمان انتشار آن را نه تأیید کرده بود و نه رد.
تفاوت این روایتها را فعلاً نمیتوان داوری کرد و لازم هم نیست یکی را دروغ دانست؛ ممکن است هر طرف بخشی از آبراه را ببیند. تهران میگوید مسیر خارج از کنترلش «غیرمجاز» است. واشنگتن میگوید مسیر باز و پاک است. بین این دو، کشتیها و بیمهگرها باید تصمیم بگیرند از کدام مسیر میروند و این تصمیم، تا زمانی که مسیر بازشدن هرمز مشخص نشده، بخشی از خود بحران است.
احتمال: ۲۰٪ | ارزیابی رونما از رسیدن به تفاهم اولیه ظرف دو هفته: حادثههای دریایی و اختلاف دو روایت دربارهی مین، اعتماد لازم برای مهلت هفتروزه را کم میکند.
اورانیوم گره اصلی است
پیشنویس گزارششده دو راه برای اورانیوم بسیار غنیشدهی ایران پیشنهاد میدهد: انتقال به کشوری ثالث یا کاهش سطح غنیسازی. هر گام باید پیش از اجرا زیر نظر سازوکاری مستقل سنجیده شود. این دو گزینه دقیقاً همان دوراهیای است که از اردیبهشت روی میز بوده: رقیقسازی که ایران ظاهراً میپذیرفت، و انتقال که طبق گزارش رویترز دستوری دربارهی ممنوعیت آن وجود داشت.
ترامپ در گفتوگوی جمعه دوباره گفت ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد. به نوشتهی ANI، دو پایتخت همچنان دربارهی برنامهی هستهای، تحریمها و محاصرهی بنادر ایران اختلاف دارند. اکسیوس، به نقل از یورونیوز، مینویسد میانجیها دنبال زمینهی مشترک دربارهی بازرسی از تأسیسات هستهای ایران و رفع تحریماند، اما بر سر شرطهای رسمی شدن مذاکره اختلاف مانده است.
پیشنویس نمیگوید کدام کشور اورانیوم را میپذیرد و در منابع خواندهشده نشانهای نیست که تهران این را پذیرفته باشد. چین فقط بهعنوان ضامن احتمالی نام برده شده است. شاید مهمتر از همه، مسئلهی «زیر آوار بودن» باشد: هر طرح انتقال یا رقیقسازی نخست باید بداند چه چیزی، کجا و در چه وضعی هست، و این یعنی بازرسی. بدون بازرسی، توافق دربارهی اورانیوم حتی روی کاغذ هم شکل نمیگیرد.
احتمال: ۲۰٪ | ارزیابی رونما از رسیدن به تفاهم اولیه ظرف دو هفته: اختلاف بر سر اورانیوم، تحریم و محاصره هنوز باز است و کشور پذیرنده مشخص نیست.
پیشنویس دقیقاً چه میگوید و منبعش کیست
العربیه انگلیش مدعی است نکات کلیدی پیشنویس را بهطور انحصاری به دست آورده است. خبرگزاری ANI، که این گزارش را بازتاب داده، آن را با مکاننگاری تهران آورده و نسخهی منتشرشده در سایت تریبیون هند صراحتاً نوشته مسئولیت درستی محتوا با خود نیست. این دو نکتهی ساده، یعنی «ادعای انحصاری» و «بازتاب دستدوم»، فاصلهی متن را با یک سند دیپلماتیک واقعی نشان میدهد. بر اساس همین گزارش، متن پیشنهادی شش محور دارد:
- ۱اورانیوم بسیار غنیشدهی ایران به کشوری توافقشده منتقل شود یا سطح غنیسازی کاهش یابد.
- ۲تنگه هرمز ظرف هفت روز پس از تفاهم اولیه به روی ترددهای بینالمللی باز شود.
- ۳مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در دوحه برگزار شود، نه استانبول.
- ۴گامهای ایران در برنامهی هستهای و امنیت دریایی، با گامهای متقابل آمریکا برای کاهش تحریمها، محاصره و محدودیتهای اقتصادی همراه شود.
- ۵پیش از هر مرحله، سازوکاری مستقل رعایت تعهدها را بسنجد.
- ۶سازوکار حل اختلاف با میانجیها و ضامنها برای تأخیر یا نقض تعهد پیشبینی شود؛ چین میتواند ضامن باشد.
نکتهی مهم این است که این فهرست سند رسمی نیست. در گزارش ANI نویسنده یا مرجع رسمی پیشنویس مشخص نشده و در منابعی که خوانده شد، تأیید رسمی از تهران، واشنگتن یا دوحه دربارهی متن آن دیده نشد. حتی اگر متن اصیل باشد، «نکات کلیدی» یک پیشنویس مقدماتی با متن نهایی تفاوت دارد: عبارتها، ترتیب گامها و بهویژه تعریف «تفاهم اولیه» هنوز معلوم نیست.
چند چیز در همین شش محور بیشتر از بقیه توجه را جلب میکند. نخست، ساختار «گام در برابر گام»: هر اقدام ایران در حوزهی هستهای و دریایی باید با اقدام متقابل آمریکا در حوزهی تحریم و محاصره جفت شود. دوم، نقش داور مستقل پیش از هر مرحله: یعنی هیچ مرحلهای صرفاً بر اساس ادعای یک طرف آغاز نمیشود. سوم، ضامنها؛ اینکه چین بهعنوان ضامن احتمالی نام برده شده نشان میدهد نویسندهی متن به دنبال بازیگری است که هم تهران و هم واشنگتن مجبور باشند با او حساب کنند. چهارم، سازوکار حل اختلاف که صریحاً برای «جلوگیری از تشدید دوبارهی نظامی» طراحی شده است.
در مقابل، چند چیز در متن گزارششده غایب است. پیشنویس نمیگوید کدام کشور اورانیوم را میپذیرد، جدول زمانی کاهش تحریمها چیست، «محاصره» دقیقاً در چه مرحلهای برداشته میشود و اگر تفاهم اولیه حاصل نشود چه اتفاقی میافتد. همین غیبتها باعث میشود قاب «توافق نزدیک است» را نتوان از روی این متن ساخت.
«گفتوگو هست. میخواهند حرف بزنند. مدام حرف میزنند.»دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در دفتر بیضی، ۸ آبان
وضعیت تأیید ادعاهای اصلی این گزارش
از جنگ تا پیشنویس: مسیر مذاکرات در هشت ماه
برای فهمیدن وزن این پیشنویس باید به مسیری نگاه کرد که به آن رسیده است. به گزارش الجزیره و نشریهی ایندیا «د ویک»، جنگ از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، وقتی آمریکا و اسرائیل حملهی مشترکی به ایران انجام دادند. «د ویک» مینویسد در این حمله رهبر ایران کشته شد. از آن زمان تنگه هرمز، که در شرایط عادی حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از آن میگذرد، به گفتهی الجزیره بیش از هفت ماه عمدتاً بسته یا مختل بوده است؛ الجزیره این وضع را از بدترین اختلالهای دریایی در دهههای اخیر مینامد.
میانجیگری از همان ابتدا چند سر داشت. قطر و پاکستان، به گفتهی سخنگوی وزارت خارجهی قطر، دو میانجی اصلیاند و دیگر بازیگران منطقه هم کنارشان کار میکنند. بر اساس گزارش زندهی گالفنیوز، در خرداد دو طرف پس از جنگی حدوداً چهارماهه یادداشت تفاهمی امضا کردند، اما همین تفاهم هم پایدار نماند. در ۸ تیر (۲۹ ژوئن) ترامپ در پیام خود نوشت ایران درخواست نشست در دوحه داده است. وزارت خارجهی ایران گفت هیچ نشست مذاکرهای با آمریکا «در هیچ سطحی» در کار نیست و هیئت کارشناسی ایران فقط برای اجرای یادداشت تفاهم به دوحه میرود. سخنگوی قطر نیز گفت جرد کوشنر و استیو ویتکاف در دوحهاند اما «برای مذاکره با ایرانیها» نیامدهاند. قالیباف هم گفت تهران تا اجرای چند بند مشخص از یادداشت تفاهم، وارد مذاکره دربارهی توافق نهایی نمیشود.
این سابقه نکتهای را روشن میکند: پیشنهاد دوحه در پیشنویس تازه از هیچ بنیان نوظهوری نیامده است. دوحه هم میزبان نشستهای کارشناسی بوده و هم محل رفتوآمد فرستادگان آمریکایی. تغییر احتمالی، در این پیشنویس، جابهجایی از استانبول به دوحه و تبدیل مذاکرهی غیرمستقیم به «مذاکرهی مستقیم» است.
در ۳ شهریور (۲۵ اوت) سخنگوی وزارت خارجهی قطر گفت مقامهای این کشور «هر روز» با طرفها تماس دارند و مذاکره را «تنها راه خروج از بحران» خواند. او همچنین پیشنهاد جداگانهی ایران برای عبور امن صادرات انرژی قطر از هرمز را نپذیرفت و گفت این مسئلهی منطقهای است و راهحل منطقهای میخواهد. یک روز پیش از آن، فیلدمارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران رفته بود؛ سفری که با گسترش تحریمهای آمریکا همزمان شد.
سپس، در روزهای پایانی شهریور، وزیر خارجهی ایران، عباس عراقچی، از «طرح هفتروزه» خبر داد: بازگشایی هرمز، توقف خصومت در همهی جبههها از جمله لبنان، و آغاز گفتوگو دربارهی برنامهی هستهای. در عوض ایران انتظار دارد آمریکا محاصرهی بنادر را بردارد، داراییهای بلوکهشده را آزاد کند و معافیت نفتی بدهد. عراقچی به خبرنگاران در سازمان ملل گفت:
«اگر طرف آمریکایی برای رسیدن به توافق و بازگشایی تنگه هرمز جدی باشد، همهچیز اکنون آماده است.»عباس عراقچی، وزیر خارجهی ایران، در سازمان ملل؛ ترجمهی رونما از گزارش «د ویک»
«د ویک» به نقل از والاستریتژورنال نوشت ترامپ این طرح را رد کرده، اما خودش اشاره میکند واشنگتن رسماً پاسخ نداده است. همان گزارش میگوید ترامپ به دستیارانش گفته از نظر او از سرگیری بمباران پس از انتخابات میاندورهای محتمل است. یک مقام آمریکایی به رویترز از گفتوگوهای «مثبت و سازنده» از طریق میانجیها خبر داد. این دو خبر، یکی تهدیدآمیز و یکی امیدبخش، با فاصلهی چند روز منتشر شد و الگوی کل این ماهها را نشان میدهد.
در ۱۲ مهر قالیباف، مذاکرهکنندهی ارشد ایران و رئیس مجلس، گفت تنگه تا برآورده شدن «هفت شرط بر پایهی یادداشت اسلامآباد» باز نمیشود. الجزیره نه این یادداشت را توضیح میدهد و نه هفت شرط را فهرست میکند، پس نمیتوان گفت شرطهای او با پیشنویس تازه چقدر فاصله دارند. تنها چیزی که روشن است این است که او گفت دوران وقتتلفکردن و تحمیل خواستهی یکجانبه تمام شده است.
«هفت روز» عددی که پیشتر هم شنیده شده بود
۱۲ مهر، مذاکرهکنندهی ارشد ایران و رئیس مجلس گفته بود تنگه هرمز باز نمیشود تا آمریکا «طرح هفتروزهی» تهران برای بازگشایی را بپذیرد. بر اساس همان گزارش، ترامپ چند روز پیشتر پیشنهاد ایران برای بازگشایی تنگه را رد کرده بود.
مهلت هفتروزهی پیشنویس تازه از نظر طول با آن طرح همخوان است. اما هیچکدام از منابع خواندهشده نگفتهاند این دو به هم مرتبطاند، پس این فقط یک همپوشانی است، نه نشانهی منشأ مشترک. تفاوتها هم کم نیست. طرح ایران، بر اساس آنچه عراقچی گفت، دامنهی خصومت را فراتر از هرمز و تا لبنان میبرد و رفع محاصره، آزادسازی دارایی و معافیت نفتی را صریحاً میخواهد. پیشنویس گزارششده زبانی کلیتر دربارهی «گامهای متقابل» دارد و در عوض بر راستیآزمایی مستقل و ضامن تأکید میکند. اگر این متن اصیل باشد، میتوان آن را تلاش برای ترجمهی طرح هفتروزه به قالبی دانست که واشنگتن بتواند بپذیرد؛ اما این فقط یک فرضیه است و هیچ منبعی آن را تأیید نکرده.
خط زمانی رویدادهای این مطلب
عراقچی از طرح هفتروزهی ایران برای بازگشایی هرمز و توقف جنگ خبر میدهد
قالیباف میگوید هرمز تا برآورده شدن شرطهای ایران بسته میماند
سپاه از برخورد سه نفتکش با مین خبر میدهد و یوکیامتیاو حمله به یک نفتکش را گزارش میکند
هیئت قطری، به گفتهی ایرنا، به تهران میرسد و ترامپ میگوید ایران میخواهد صحبت کند
نکات پیشنویس مقدماتی مذاکرات بازتاب مییابد
انتخابات میاندورهای آمریکا؛ بررسی حملهی گسترده برای پس از آن گزارش شده است
اورانیوم ۶۰ درصد: چه چیزی روی میز است
اگر یک گره بتواند کل این ساختار را نگه دارد یا فرو بریزد، همین گره است. به گفتهی الجزیره، تصور میشود ایران حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد داشته باشد. غنای لازم برای سلاح ۹۰ درصد است و کارشناسان ۶۰ درصد را نقطهای میدانند که رسیدن به ۹۰ بسیار سریعتر میشود. رافائل گروسی، رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اوایل مارس گفت اگر این ذخیره تا ۹۰ درصد غنی شود، در نظریه برای بیش از ده کلاهک کافی است. تقریباً همهی آن به شکل گاز هگزافلوراید در مخزنهایی به اندازهی کپسول غواصی نگهداری میشود و بخش بزرگی از آن زیر آوار سایتهایی دانسته میشود که در جنگ ۱۲روزهی ۲۰۲۵ بمباران شدند: فردو، نطنز و اصفهان.
پشت این عدد سابقهای قرار دارد. برجام غنای ایران را ۳٫۶۷ درصد محدود کرده بود. آمریکا در ۲۰۱۸ از آن خارج شد و تحریمها را برگرداند. پس از حملهای در ۲۰۲۱ به نطنز، که تهران آن را به اسرائیل نسبت داد، ایران غنیسازی نزدیک به ۶۰ درصد را آغاز کرد. تهران میگوید برنامهاش غیرنظامی است؛ آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورهای غربی میگویند به دنبال توان ساخت سلاح است.
موضعها در طول جنگ ثابت نبودهاند. الجزیره گزارش میدهد که در نشست غیررسمی ژنو در ۲۶ فوریه، دو روز پیش از حمله، ایران ظاهراً پیشنهاد کرده بود ذخیره را بهصورت بازگشتناپذیر تا ۳٫۶۷ درصد رقیق کند. در اردیبهشت، به نقل از یک منبع ایرانی بینام، گزارش شد ایران آمادهی رقیقسازی به ۳٫۷ و ۲۰ درصد است اما انتقال به خارج را نمیپذیرد و آمریکا هم دسترسی به ماده و توقف ۲۰سالهی غنیسازی خواسته است. رویترز به نقل از دو منبع ایرانی، که الجزیره آن را بازتاب داده، نوشت مجتبی خامنهای دستور داده اورانیوم نباید از ایران خارج شود. ترامپ بهنوبهی خود گفته آمریکا اجازه نمیدهد ایران ذخیره را نگه دارد و آن را «احتمالاً نابود» میکند.
انتقال فیزیکی هم ساده نیست. هگزافلوراید اورانیوم اگر نشت کند ترکیبهای سمی و خورنده میسازد. آژانس برای حمل، استوانههای فولادی استاندارد «تایپ ۳۰ بی» را مشخص میکند و اندازهی استوانهها عمداً کوچک میماند تا خطر واکنش زنجیرهای نباشد. محمد سهیمی، استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، میگوید انتقال میتواند ایمن باشد و محتملترین سناریو رقیقسازی تا حدود سه تا چهار درصد زیر نظر آژانس است. تجربهی «پروژهی یاقوت کبود» در ۱۹۹۴ هم نشان میدهد زمان لازم کم نیست: آمریکا حدود ۶۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای نظامی را از قزاقستان به آمریکا برد و فقط جابهجایی ماده از کارخانه تا فرودگاه چهار هفته، با شیفتهای ۱۲ ساعته و شش روز در هفته، طول کشید. هنوز معلوم نیست ذخیرهی ایران، که بخشی از آن زیر آوار است، در چه شرایطی قابل بیرونآوردن است.
ساعت انتخابات: چرا ۱۲ آبان مهم است
هر تحلیل این پیشنویس باید با تقویم آمریکا خوانده شود. به نوشتهی یورونیوز، اکسیوس گزارش داده آمریکا و اسرائیل گزینههایی برای حملهی گسترده به ایران پس از انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر، یعنی ۱۲ آبان، بررسی میکنند. همان یورونیوز میگوید اکسیوس از اختلاف میانجیها بر سر شرطهای رسمی شدن مذاکرات هم نوشته است. دو دیپلمات هم به آسوشیتدپرس گفتهاند واشنگتن متحدان منطقهای را از احتمال حملهی تازه و پاسخ ایران آگاه کرده، هرچند ترامپ هنوز تصمیم نهایی نگرفته است.
عراقچی پیشتر در سازمان ملل گفته بود بهتر است توافق پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا حاصل شود. این یعنی هر دو طرف تقویم را میشناسند، اما از آن نتیجههای متفاوت میگیرند. این برداشت رونما از تقویم است، نه گفتهی منبعها: برای تهران پیش از انتخابات فرصتی است که هنوز اهرم دارد، و برای واشنگتن، به گزارشها، پس از انتخابات هزینهی سیاسی داخلی حمله کمتر میشود. ترامپ جمعه به یک رادیوی کانزاس سیتی گفت جنگ «بهزودی» تمام میشود، بیآنکه بگوید با دیپلماسی یا نظامی. این جمله، بهخودیخود، هیچ راه را نمیبندد.
جمعبندی
آنچه روشن است: میانجیگری فعال است، هیئت قطری در تهران بوده، نامهی ونس دستبهدست شده و حادثههای دریایی ادامه دارد. آنچه روشن نیست: اصالت و نویسندهی پیشنویس، پاسخ تهران به نامه و هویت نفتکشهای آسیبدیده. این دو فهرست به هم نزدیکاند، اما هنوز یک تصویر واحد نمیسازند.
سه نشانه ارزش پیگیری دارد: تأیید یا تکذیب رسمی متن پیشنویس، اعلام پاسخ ایران به نامهی ونس، و اینکه آیا برای دوحه زمان مشخصی تعیین میشود. افزون بر اینها، ۱۲ آبان خط زمانی را دو نیم میکند: تا آن روز فشار برای توافق وجود دارد و پس از آن، به گزارش اکسیوس و والاستریتژورنال، گزینهی حمله جدیتر میشود. تا آن زمان، مهلت هفتروزه فقط یک پیشنهاد گزارششده است، نه تعهدی که طرفین پذیرفته باشند.
یک نکتهی روششناختی هم باید گفت. درصدهای این تحلیل، که برای هر زاویه آمده، ارزیابی تحریریهی رونما هستند، نه محاسبهی آماری و نه پیشبینی منبعها. آنها نشان میدهند هر زاویهی ماجرا چقدر به رسیدن به یک تفاهم اولیه کمک میکند یا مانع آن است. مجموعشان یک عدد واحد برای «شانس توافق» نیست.
سوالات متداول
آیا پیشنویس منتشرشده رسمی است؟+
خیر. العربیه انگلیش نکات آن را بهصورت انحصاری گزارش کرده و در منابع خواندهشده تأیید رسمی از هیچیک از طرفها دیده نشد.
طبق پیشنویس، تنگه هرمز کی باز میشود؟+
پیشنویس تاریخ مشخصی نمیدهد؛ مهلت پیشنهادی هفت روز پس از «تفاهم اولیه» است و این تفاهم هنوز حاصل نشده.
چرا دوحه بهجای استانبول پیشنهاد شده است؟+
دلیل در منابع نیامده. آنچه گزارش شده این است که هیئت قطری اکنون در تهران است و پیشنویس دوحه را میزبان مذاکرات مستقیم میداند. قطر پیشتر هم میزبان نشستهای کارشناسی و رفتوآمد فرستادگان آمریکایی بوده است.
آیا حادثهی نفتکشها تأیید شده است؟+
بخشی از آن. یوکیامتیاو حمله به یک نفتکش را با مین چسبنده گزارش کرد و عمان تخلیهی ۲۵ خدمهی یک کشتی را اعلام کرد. اما روایت سپاه دربارهی برخورد سه نفتکش با مین را آمریکا رد میکند و شناسایی مستقل کشتیها و خدمه تاکنون گزارش نشده است.
منابع اصلی تحقیق+
- ANI در The Tribune — پیشنویس ایران و آمریکا: انتقال اورانیوم و بازگشایی هرمز ظرف ۷ روز — ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶
- یورونیوز — گزارش سپاه از آتشسوزی نفتکشها در تنگه هرمز همزمان با ادامه مذاکرات — ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶
- Around Prague — آتشسوزی نفتکش سوم و بازگشت میانجیهای قطری به تهران — ۳۱ اکتبر ۲۰۲۶
- Fox News — گزارش زندهی جنگ آمریکا و ایران — ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶
- الجزیره — ایران: هرمز تا برآورده شدن شرطها بسته میماند — ۴ اکتبر ۲۰۲۶
- الجزیره — ذخیرهی اورانیوم غنیشدهی ایران: آیا انتقال ایمن ممکن است؟ — ۲۲ مه ۲۰۲۶
- The Week — طرح هفتروزهی ایران برای هرمز و گزارش رد آن توسط ترامپ — ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶
- گالفنیوز — گزارش زندهی مذاکرات آمریکا و ایران و نشست دوحه — ۱ ژوئیه ۲۰۲۶
- یورونیوز — قطر: تماس روزانه برای احیای مذاکرات آمریکا و ایران — ۲۵ اوت ۲۰۲۶
- ایران اینترنشنال — موضع ایران دربارهی اورانیوم غنیشده، به نقل از منبع بینام — ۱۱ مه ۲۰۲۶
مقدار اورانیوم غنیشدهی ایران چقدر است و چرا انتقال آن سخت است؟+
به گفتهی الجزیره حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد تصور میشود، که بیشتر آن گاز هگزافلوراید است و بخش بزرگی از آن زیر آوار سایتهای بمبارانشده دانسته میشود. حمل چنین مادهای به استوانههای استاندارد، بازرسی و زمان نیاز دارد؛ در تجربهی قزاقستان در ۱۹۹۴ فقط جابهجایی تا فرودگاه چهار هفته طول کشید.



