معاون اول رئیسجمهور
هدف: تکمیل خطوط انتقال با اولویت زاهدان؛ اجرای تعهدات صرفنظر از دولت متعهد
ابزار: مهلت ۱۰روزه به سه دستگاه، مشارکت صنایع
سهشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
مهمترین خبرها و تحلیلها، هر صبح در ایمیل شما.
با عضویت، حریم خصوصی رونما را میپذیرید.کسری ذخایر پنج سد تهران نسبت به میانگین بلندمدت در اول آبان ۱۴۰۵ (۳۵۹ در برابر ۵۴۸ میلیون مترمکعب)؛ حدود ۳۴ درصد کمتر از میانگین، به گزارش آب منطقهای تهران.
سهم تقریبی حجم آب دریای انتقالی در بهترین حالت برنامه (۲ از ۱۰۰ میلیارد مترمکعب مصرف سالانه)، بر پایه برآورد فکتنامه از اظهارات مقامهای وزارت نیرو؛ داده مربوط به بهمن ۱۴۰۲ است.
نسبت مبادلات ۱۴۴٬۴۲۰ مترمکعبی بازار آب یزد در ۱۴۰۴ به بیلان منفی سالانه ۲۴۰ میلیون مترمکعب منابع زیرزمینی استان (محاسبه رونما از ارقام شرکت آب منطقهای یزد).
انتقال آب دریا میتواند بخشی از نیاز صنعت و شرب فلات مرکزی را تأمین کند، اما بر پایه دادههای در دسترس نمیتواند جای مهار برداشت کشاورزی، اصلاح قیمت و مدیریت تقاضا را بگیرد.
مسئله این است که بهبود نسبت به سال گذشته با بازگشت به وضع عادی یکی نیست. ذخیره پنج سد تهران ۶۵ درصد از اول آبان ۱۴۰۴ بیشتر است، اما هنوز حدود ۳۴ درصد کمتر از میانگین بلندمدت است. بخش بزرگ این بهبود به امیرکبیر برمیگردد که از ۱۷ به ۱۲۳ میلیون مترمکعب رسیده؛ طالقان، بزرگترین مخزن مجموعه، فقط ۲ میلیون مترمکعب بیش از سال قبل دارد.
در سطح ملی هم تصویر دوگانه است. به گفته سخنگوی صنعت آب، میانگین بارش کشور ۲۳۹ میلیمتر در برابر ۲۴۲ میلیمتر بلندمدت و در رده نرمال است، ولی در استانهایی از جمله تهران، یزد، اصفهان و قم کمبارشی ۱۲ تا ۳۷ درصد است. میانگین کشوری میتواند کمآبی محلی را پنهان کند. سد طرق با ۳ درصد و دوستی با ۲ درصد پرشدگی نمونههای مشخص بودند.
در برابر این نگاه، روایت خوشبین میگوید ظرفیت خالی مخازن و پیشبینی النینو زمینه جبران را فراهم میکند. این روایت وقتی تقویت میشود که ورودی واقعی سدها در زمستان گزارش شود. گزارشهای کارشناسی خارجی نیز به بعد دیگری اشاره میکنند: کاربنبریف نوشت ایران ششمین سال خشکسالی پیاپی را تجربه کرده و تحلیل شبکه نسبتدهی آبوهوا (WWA) خشکسالی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۳ را بدون گرمایش جهانی رویدادی یکبار در ۸۰ سال و در اقلیم ۲۰۲۳ رویدادی یکبار در ۵ سال برآورد کرده است. این یعنی «نرمال» آینده ممکن است با میانگین گذشته فرق کند.
محدودیت دانستهها: داده ورودی روزانه سدها و بارش دقیق آبان منتشر نشده و میانگین بلندمدت هر سد بر دوره آماری متفاوتی تکیه دارد.
مسئله این است که پروژهای بزرگ لزوماً سهم بزرگی از مصرف را پوشش نمیدهد. فکتنامه با استناد به اظهارات مسئولان نوشت مصرف سالانه آب ایران حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب است؛ ۹۰ درصد کشاورزی، ۶ درصد شرب و بقیه صنعت. در بهترین حالت، پروژه انتقال تا پایان ۱۴۰۴ حدود ۲ میلیارد مترمکعب آب شیرینشده تزریق میکرد؛ یعنی ۲ درصد کل مصرف و حدود ۲۰ درصد مجموع شرب و صنعت. این رقم برآورد مبتنی بر برنامه است و عملکرد واقعی امروز در منابع بررسیشده نبود.
خط اول نمونهای از مقیاس هزینه است: ۱۸۰ میلیون مترمکعب در سال، ۹۷۰ کیلومتر لوله، ۱۲ ایستگاه پمپاژ و سرمایهگذاری ۲۰ هزار میلیارد تومانی به نرخ آن زمان. ایرادهایی که فکتنامه فهرست کرده شامل مصرف انرژی بالا برای شیرینسازی و پمپاژ، پیامد زیستمحیطی پساب نمکزدایی، تحریک تقاضا در مناطق کویری و بالا بودن بهای تمامشده هر مترمکعب است. قیمت تمامشده امروز هر مترمکعب در منابع بررسیشده اعلام نشده بود.
استدلال موافقان این است که صنایع معدنی و فولادی در فلات مرکزی بدون آب تازه نمیتوانند ظرفیت خود را حفظ کنند و تأمین آنها از منابع شرب و کشاورزی را کم میکند. این استدلال قابلدفاع است؛ به شرط آنکه هزینه را خود صنایع بپردازند و آب شرب مردم هزینه یارانهای نشود. عارف نیز از شرکتهای بزرگ خواسته بخشی از مسئولیت اجتماعی خود را صرف همین کار کنند. اما هرچه فشار مالی دولت بیشتر باشد، ظرفیت تأمین منابع عمومی کمتر است؛ نگاه کنید به تحلیل رونما از آرامش شکننده دلار، تورم و بودجه ۱۴۰۵.
مسئله این است که تعهد دولتی و منافع صنعتی در این پروژه درهمتنیده است. عارف گفت مهم نیست کدام دولت تعهد داده و دولت باید مجوزهای لازم را بگیرد؛ همچنین گفت طرحها در استانهای مختلف سیاسی شدهاند و باید از این تجربه درس گرفت. فکتنامه نیز یادآوری کرده که پروژه در دولتهای روحانی و رئیسی حمایت میشد و سهامداران شرکت اصلی، شرکتهای معدنی و فولادی هستند؛ نقش قرارگاه خاتم و سودمندی اقتصادی از دلایل مخالفت منتقدان بود.
مهلت ۱۰روزه سه دستگاه را وادار میکند پیشنهاد مشوق صنایع و تسریع خطوط را به دولت بدهند. این گام دستوری است و تضمین نمیکند منابع مالی تأمین شود. اگر مشوق از محل منابع عمومی باشد، ممکن است پرسش عدالت میان مصرفکنندگان شرب و صنایع مطرح شود؛ اگر از مسئولیت اجتماعی شرکتها باشد، سازوکار الزام آن روشن نیست. عارف همچنین به اشتباه جانمایی صنایع آببر در چهار دهه گذشته اشاره کرد و نمونهاش را کارخانهای فولادی دانست که حتی تأمین آب آشامیدنی در آن منطقه دشوار است. این نقد، ناخواسته، استدلال منتقدان درباره جابهجایی صنایع را تقویت میکند، هرچند او انتقال آب را همچنان لازم میداند.
گزارش رونما از سخنان عارف نشان میدهد درصد پیشرفت هر خط و منبع مالی مشخص اعلام نشده است. تا زمانی که ارقام پیشرفت و هزینه بهصورت رسمی منتشر نشود، ارزیابی بیرونی عملکرد دولت ممکن نیست.
محدودیت دانستهها: واکنش رسمی وزارت نیرو یا منتقدان محیطزیستی به سخنان تازه عارف تا زمان نگارش یافت نشد.
مسئله این است که بخش اصلی مصرف در جایی است که منابع تازه کمتر به آن میرسد. کاربنبریف مینویسد کشاورزی بیش از ۹۰ درصد مصرف آب ایران را دارد و ایران بین ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۹ حدود ۲۱۱ کیلومترمکعب آب زیرزمینی از دست داده است؛ دلیل اصلی، برداشت کنترلنشده برای کشاورزی. در تهران نیز CSIS برداشت سالانه غیرقابلجبران ۱۰۱ میلیون مترمکعب از آبخوان تهران را گزارش کرده است.
یزد نمونهای از تلاش برای مدیریت همین طرف است. شرکت آب منطقهای این استان در بهمن ۱۴۰۴ (مهر) اعلام کرد ۹۷ درصد چاههای کشاورزی و ۸۶ درصد چاههای صنعتی کنتور هوشمند دارند. صنایع با مصرف سالانه بیش از ۳۰۰ هزار مترمکعب موظف به جایگزینی بخشی از آب متعارف با پساب یا آب دریا هستند؛ ۳۰ منبع با حدود ۱۵ میلیون مترمکعب مشمول شده و تا آن زمان ۳ میلیون مترمکعب قطع شده بود. بازار آب یزد هم در ۱۴۰۴ به ۱۴۴٬۴۲۰ مترمکعب مبادله رسید (مهر) و دستکم ۱۰ درصد آب صرفهجوییشده هر معامله برای آبخوان میماند. جزئیات این بازار را اینجا بخوانید.
اما مقیاس مهم است. نسبت ۱۴۴ هزار مترمکعب به بیلان منفی ۲۴۰ میلیون مترمکعب حدود ۰٫۰۶ درصد است؛ یعنی بازار در شکل فعلی بیشتر یک آزمایش نهادی است تا اهرم اثرگذار بر آبخوان. خود مسئولان هم گفتهاند موفقیت را باید با صرفهجویی واقعی و رعایت سقف برداشت سنجید و بازار جایگزین تعادلبخشی نیست. در برابر، سازوکار ثبتشده، کنتور و شفافیت زیرساختی است که اگر به سقف برداشت قابلاجرا وصل شود، میتواند در دشتهای دیگر تکرار شود.
محدودیت دانستهها: قیمت معاملات، سهم صنعت در رقم ۱۴۴ هزار مترمکعبی و اثر واقعی بر سطح آبخوان منتشر نشده است.
مسئله این است که آب، برق و انرژی به هم وابستهاند و انتقال آب دریا به هر دو نیاز دارد. کاربنبریف گزارش میدهد ایران ۷ مارس ۲۰۲۶ آمریکا را به حمله به یک آبشیرینکن در قشم متهم کرد و وزیر خارجه گفت آب ۳۰ روستا متأثر شده است؛ بحرین نیز اعلام کرد پهپاد ایرانی به یکی از آبشیرینکنهایش آسیب زده است. اینها ادعاهای طرفیناند و در منابع بررسیشده راستیآزمایی مستقل نشدهاند. کارشناسان مورد اشاره کاربنبریف میگویند جنگ نظام آبی از پیش شکننده را ضعیفتر میکند.
ایران وابستگی کمتری به آبشیرینکن دارد: طبق نقل کاربنبریف از مقام شرکت آب کشور در ۲۰۲۲، حدود ۳ درصد آب آشامیدنی کشور از این منبع میآمد. بنابراین حمله به چند واحد، لزوماً شرب کل کشور را قطع نمیکند، اما برای پروژهای که قرار است صنعت و شرب فلات مرکزی را به آب شیرینشده ساحلی وصل کند، تأمین برق پمپاژ و امنیت خطوط ۹۷۰ کیلومتری مسئله میشود. سخنگوی صنعت آب نیز گفت در شرایط حمله به زیرساخت سوخت و برق، سدهای برقآبی کمک کردند و امسال آبگیری سدهای برقآبی در اولویت بود؛ این یعنی تصمیمهای آبی و برقی همزمان گرفته میشود.
عارف در همان جلسه گفت وزارت نیرو در دو جنگ اخیر و بازسازی پس از آن عملکرد درخشانی داشته است؛ این ارزیابی مقام رسمی است و گزارش مستقل درباره میزان خسارت و ترمیم زیرساخت آب در منابع بررسیشده نبود. استدلال رقیب این است که تمرکز بر زیرساخت متمرکز و لولههای بلند در شرایط تهدید ریسک میافزاید و توزیع منابع و مصرف کمتر ایمنتر است.
محدودیت دانستهها: میزان خسارت واقعی به زیرساخت آب و وضعیت برق ایستگاههای پمپاژ خطوط انتقال منتشر نشده است.
فلات مرکزی ایران بخش بزرگی از جمعیت و صنعت کشور را در خود دارد، اما سهم کمی از منابع آب شیرین. مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) در آبان ۲۰۲۵ نوشت حوضه مرکزی بیش از نیمی از خاک ایران و بخش اصلی جمعیت را در بر میگیرد، ولی کمتر از یکسوم منابع آب شیرین را دارد. تهران نیز طبق همین گزارش سالانه حدود ۱٫۲ میلیارد مترمکعب آب مصرف میکند، یکسوم آب واردشده به شبکهاش پیش از رسیدن به مصرفکننده در نشت و برداشت غیرمجاز هدر میرود و مصرفکنندگان شهری در ۲۰۲۴ فقط ۵۲ درصد هزینه واقعی آب را پرداختهاند.
در همین بستر، پروژه انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان از سال ۱۳۹۲ با ثبت شرکت «تأمین و انتقال آب خلیج فارس» آغاز شد. به نوشته فکتنامه، خط اول با ۹۷۰ کیلومتر لوله، آب شیرینشده را از هرمزگان به کرمان و یزد میبرد و در ۱۳۹۹ افتتاح شد. سهامداران این شرکت شرکتهای معدنی و فولادی هستند و هدف نخست، تأمین آب صنایع و معادن بود. برنامه کلی پنج مسیر را شامل میشود و بخش شرق کشور (خط چهارم) در پاییز ۱۴۰۲ حدود ۱۲٫۸۴ درصد پیشرفت فیزیکی داشت.
پرسش این بررسی از همین جا میآید: وقتی معاون اول رئیسجمهور میگوید نتیجه رضایتبخش نیست، مشکل کمبود لوله و پول است یا اینکه اصل تکیه بر عرضه تازه برای مسئلهای است که بخش مهمش در طرف تقاضاست؟ برای پاسخ پنج لایه را جدا میخوانیم: هیدرولوژی، اقتصاد پروژه، سیاست و نهاد، مصرف کشاورزی و امنیت زیرساخت.
در آبان ۱۴۰۴ مدیر آبوفاضلاب تهران درباره خطر قطع آب سخن میگفت؛ الجزیره در ۱۱ آبان ۱۴۰۴ نوشت سد امیرکبیر ۱۴ میلیون مترمکعب، حدود ۸ درصد ظرفیت، دارد. یک سال بعد، آمار اول آبان ۱۴۰۵ ذخیره امیرکبیر را ۱۲۳ میلیون مترمکعب نشان میدهد. بهبود واقعی است، اما همه سدها یکجور بهبود نیافتهاند.
راما حبیبی، معاون شرکت آب منطقهای تهران، به مهر (به نقل از رصد روز) گفت بیشتر سدهای استان نصف یا کمتر از نصف پرند و پیشبینی بارش بیش از نرمال در پاییز و زمستان تحت اثر النینو فرصتی برای جبران است. او همزمان تأکید کرد میزان ورودی واقعی و مدیریت خروجی تعیینکننده است. در سطح ملی هم سخنگوی صنعت آب ۱۵ شهریور (به گزارش ایلنا) گفت حجم مخازن ۲۶ میلیارد مترمکعب و حدود ۵۰ درصد پرشدگی است، ۶٫۵ میلیارد مترمکعب بیش از سال قبل؛ اما ۵۸ شهر با ۳۵ میلیون نفر جمعیت در وضعیت کمبارشیاند و تهران، کرج و مشهد در صدر قرار دارند.
هدف: تکمیل خطوط انتقال با اولویت زاهدان؛ اجرای تعهدات صرفنظر از دولت متعهد
ابزار: مهلت ۱۰روزه به سه دستگاه، مشارکت صنایع
هدف: تأمین پایدار آب خود
ابزار: سرمایهگذاری در خطوط، مسئولیت اجتماعی
هدف: مهار افت آبخوان و تأمین شرب
ابزار: کنتور هوشمند، بازار آب، بازتخصیص
هدف: اولویت مدیریت تقاضا و جابهجایی صنایع
ابزار: نقد هزینه و پیامد زیستمحیطی
هدف: حفظ درآمد و حقآبه
ابزار: فروش آب صرفهجوییشده، آبیاری نوین
اختلاف بر سر این است که کمبود آب را باید با افزودن عرضه حل کرد یا با کاهش تقاضا. روایت دولتی انتقال از دریا را «یکی از تصمیمهای مناسب» میداند که با رعایت ملاحظات محیطزیستی پیش رفته است. روایت منتقد، از جمله حسین آخانی به نقل از فکتنامه، میگوید انتقال به مناطق کویری هزینه سنگین دارد و جابهجایی صنایع آببر به نواحی ساحلی و مدیریت تقاضا باید مقدم باشد. هر دو گروه بخشی از مسئله را میبینند؛ دادههای این بررسی نشان میدهد هیچکدام بهتنهایی کافی نیست.
ثبت شرکت تأمین و انتقال آب خلیج فارس، کارفرمای خطوط اول تا سوم.
افتتاح خط اول انتقال آب شیرینشده خلیج فارس به کرمان و یزد.
فکتنامه ابعاد پروژه و برآورد ۲ میلیارد مترمکعبی در بهترین حالت را منتشر کرد.
الجزیره از هشدار درباره ذخیره ۱۴ میلیون مترمکعبی سد امیرکبیر گزارش داد.
شرکت آب منطقهای یزد بیلان منفی ۲۴۰ میلیون مترمکعبی و ممنوعه بودن ۱۶ دشت را اعلام کرد.
سخنگوی صنعت آب از ۲۶ میلیارد مترمکعب ذخیره سدهای کشور و ۵۸ شهر دارای کمبارشی گفت.
ذخیره پنج سد تهران ۳۵۹ میلیون مترمکعب ثبت شد.
عارف نتیجه طرحهای انتقال را رضایتبخش ندانست و مهلت ۱۰روزه تعیین کرد؛ آب منطقهای یزد هم از مبادله ۱۴۴٬۴۲۰ مترمکعب در ۱۴۰۴ خبر داد.
درصد پیشرفت و حجم آب منتقلشده اعلام نشد
پیشرفت امروز پروژه و حجم واقعی انتقال بررسی نشد
جدول رسمی مستقل در دسترس نبود
اثر واقعی بر آبخوان با داده منتشرشده سنجیده نمیشود
تحقق آن هنوز مشخص نیست
افزایش آب صنعت بدون فشار به شرب
مهلت ۱۰روزه و مشوقهای تازه
اعلام رسمی پیشرفت خطوط و مشوقها
کاهش فشار کوتاهمدت بر تهران
ظرفیت خالی سدها و پیشبینی النینو
ورودی سدها و ذخیره هفتگی
کاهش افت آبخوان در دشتها
گسترش کنتور و بازار آب
بیلان آبخوان، فرونشست، تعداد معاملات
اختلال موقت در شرب و صنعت
تنش و خطر حمله به انرژی
گزارشهای قطع آب و برق
پرسش اصلی این بود که انتقال آب دریا چقدر از بحران آب فلات مرکزی را حل میکند. دادههای بررسیشده میگویند این پروژه برای صنعت و بخشی از شرب مفید و شاید ضروری است، اما بر پایه برآورد فکتنامه حتی در بهترین حالت حدود ۲ درصد مصرف کل را پوشش میدهد، در حالی که کشاورزی حدود ۹۰ درصد مصرف را دارد. سدهای تهران نسبت به پارسال بهتر شدهاند، ولی ۱۸۹ میلیون مترمکعب از میانگین عقباند و در یزد نیز بیلان منفی ۲۴۰ میلیون مترمکعبی هنوز با ابزارهای تقاضا فاصله بزرگی دارد.
قویترین تفسیر رقیب میگوید بدون عرضه تازه، صنایع فلات مرکزی با کمبود آب روبهرو میشوند و تقاضا را نمیتوان فوری کاهش داد. این تفسیر تا حدی درست است؛ مرز دانستهها اما در دادههای هزینه، پیشرفت و اثر واقعی اقدامات است. تحولات قابل پیگیری شامل نتیجه مهلت ۱۰روزه، ورودی سدها در زمستان، گزارش بازار آب در دشتهای دیگر و اعلام رسمی پیشرفت خطوط انتقال است.
معاون اول رئیسجمهور ۱۱ آبان ۱۴۰۵ گفت هنوز به اهداف نهایی تأمین آب فلات مرکزی نرسیدهاند و نتیجه رضایتبخش نیست. او از وزارت نیرو، وزارت صمت و سازمان برنامه و بودجه خواست ظرف ۱۰ روز پیشنهاد تسریع و مشوق صنایع را جمعبندی کنند.
ذخیره پنج سد تهران در اول آبان ۱۴۰۵ حدود ۳۵۹ میلیون مترمکعب بود؛ ۱۴۲ میلیون بیش از سال قبل و ۱۸۹ میلیون کمتر از میانگین بلندمدت. فقط سد امیرکبیر از میانگین بلندمدت خود بالاتر بود.
طبق برآورد فکتنامه در بهمن ۱۴۰۲، بهترین حالت برنامه حدود ۲ میلیارد مترمکعب در سال بود؛ حدود ۲ درصد مصرف کل و ۲۰ درصد مجموع شرب و صنعت. رقم عملکرد واقعی امروز در منابع بررسیشده نبود.
شرکت آب منطقهای یزد میگوید مبادلات از حدود ۳۰ هزار مترمکعب در ۱۴۰۳ به ۱۴۴٬۴۲۰ مترمکعب در ۱۴۰۴ رسید و ۲۵٬۳۶۶ مترمکعب به نفع آبخوانها ذخیره شد. این حجم در مقایسه با بیلان منفی ۲۴۰ میلیون مترمکعبی استان بسیار کوچک است.
منابع بررسیشده، از جمله کاربنبریف و فکتنامه، سهم کشاورزی را حدود ۹۰ درصد مصرف آب کشور میدانند؛ بنابراین مدیریت این بخش اثر بزرگی بر بحران دارد.
مسئولان آب تهران پیشبینی بارش بیش از نرمال را فرصت جبران میدانند، اما میگویند تحقق آن به ورودی واقعی سدها و مدیریت خروجی بستگی دارد. بهبود موقت به معنای پایان خشکسالی نیست.
معاون اول رئیسجمهور ۱۱ آبان ۱۴۰۵ گفت هنوز به اهداف نهایی تأمین آب فلات مرکزی نرسیدهاند و نتیجه رضایتبخش نیست. او از وزارت نیرو، وزارت صمت و سازمان برنامه و بودجه خواست ظرف ۱۰ روز پیشنهاد تسریع و مشوق صنایع را جمعبندی کنند.
ذخیره پنج سد تهران در اول آبان ۱۴۰۵ حدود ۳۵۹ میلیون مترمکعب بود؛ ۱۴۲ میلیون بیش از سال قبل و ۱۸۹ میلیون کمتر از میانگین بلندمدت. فقط سد امیرکبیر از میانگین بلندمدت خود بالاتر بود.
طبق برآورد فکتنامه در بهمن ۱۴۰۲، بهترین حالت برنامه حدود ۲ میلیارد مترمکعب در سال بود؛ حدود ۲ درصد مصرف کل و ۲۰ درصد مجموع شرب و صنعت. رقم عملکرد واقعی امروز در منابع بررسیشده نبود.
شرکت آب منطقهای یزد میگوید مبادلات از حدود ۳۰ هزار مترمکعب در ۱۴۰۳ به ۱۴۴٬۴۲۰ مترمکعب در ۱۴۰۴ رسید و ۲۵٬۳۶۶ مترمکعب به نفع آبخوانها ذخیره شد. این حجم در مقایسه با بیلان منفی ۲۴۰ میلیون مترمکعبی استان بسیار کوچک است.
منابع بررسیشده، از جمله کاربنبریف و فکتنامه، سهم کشاورزی را حدود ۹۰ درصد مصرف آب کشور میدانند؛ بنابراین مدیریت این بخش اثر بزرگی بر بحران دارد.
مسئولان آب تهران پیشبینی بارش بیش از نرمال را فرصت جبران میدانند، اما میگویند تحقق آن به ورودی واقعی سدها و مدیریت خروجی بستگی دارد. بهبود موقت به معنای پایان خشکسالی نیست.