فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن بدهی جهانی به ۳۵۳ تریلیون دلار رسید؛ جهان به کدام سمت می‌رود؟
بدهی جهانی به ۳۵۳ تریلیون دلار رسید؛ جهان به کدام سمت می‌رود؟
سیاست

بدهی جهانی به ۳۵۳ تریلیون دلار رسید؛ جهان به کدام سمت می‌رود؟

رکورد ۳۵۳ تریلیون دلاری بدهی جهانی در نگاه نخست نشانه‌ای از شکنندگی شدید اقتصاد جهان است، اما رقم مطلق به‌تنهایی وضعیت پایداری مالی را توضیح نمی‌دهد. نسبت بدهی مورد سنجش IIF حدود ۳۰۵ درصد GDP جهانی است و تفاوت آن با رقم پایین‌تر IMF عمدتاً از تعریف متفاوت بدهی و احتساب بخش مالی ناشی می‌شود. مسئله مهم‌تر، انتقال اقتصاد جهان از عصر نرخ‌های بسیار پایین به دوره‌ای است که بازتأمین مالی گران‌تر شده است. بدهی آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و صندوق بین‌المللی پول نیز از افزایش سریع هزینه بهره دولت‌ها هشدار می‌دهد. با این حال، داده‌های ذخایر ارزی از فروپاشی دلار حمایت نمی‌کنند و سناریوی پایه هنوز بحران هماهنگ جهانی نیست؛ بلکه دوره‌ای طولانی‌تر از بدهی بالا، هزینه مالی بیشتر و آسیب‌پذیری پراکنده است.

یاسین فرهانی
یاسین فرهانی۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ · ۱۷ دقیقه مطالعه

تحلیل اقتصاد جهانی رونما | بدهی جهانی، نرخ بهره و آینده نظام مالی

۳۵۳ تریلیون دلار بدهی؛ مسئله جهان «ورشکستگی» نیست، عصر پول ارزان تمام شده است

رکورد بدهی جهانی زمانی خطرناک می‌شود که رشد اقتصادی نتواند با هزینه بهره و نیاز به تأمین مالی دوباره رقابت کند؛ آمریکا و چین اکنون در مرکز این تغییر ساختاری قرار دارند

بسته تحلیلی رونما | به‌روزرسانی تا ۷ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۹ اوت ۲۰۲۶

بدهی جهانی در پایان سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ به رکوردی نزدیک به ۳۵۳ تریلیون دلار رسید؛ اما بزرگی این عدد به‌تنهایی نه بحران مالی قریب‌الوقوع را ثابت می‌کند و نه نشان می‌دهد جهان به مرز ورشکستگی رسیده است. مسئله عمیق‌تر این است که اقتصاد جهانی از دوره‌ای با نرخ‌های بهره بسیار پایین وارد دوره‌ای شده که بازتأمین مالی بدهی گران‌تر، بودجه دولت‌ها محدودتر و حساسیت بازار اوراق به سیاست مالی بیشتر شده است.

در این خبر سیاسی می‌خوانید
  1. ۱۳۵۳ تریلیون دلار بدهی؛ مسئله جهان «ورشکستگی» نیست، عصر پول ارزان تمام شده است
  2. ۲رکورد بدهی جهانی زمانی خطرناک می‌شود که رشد اقتصادی نتواند با هزینه بهره و نیاز به تأمین مالی دوباره رقابت کند؛ آمریکا و چین اکنون در مرکز این تغییر ساختاری قرار دارند
  3. ۳مسئله اصلی؛ آیا جهان با ۳۵۳ تریلیون دلار بدهی در آستانه بحران است؟
  4. ۴داده‌ها چه می‌گویند؟ بازسازی تصویر بدهی جهانی با ارقام قابل اتکا
  5. ۵۳۵۳ تریلیون یا ۲۵۱ تریلیون دلار؟ چرا هر دو عدد می‌توانند درست باشند
  6. ۶چه چیزهایی هنوز نامشخص است؟
  7. ۷چرا نرخ بهره از خود رقم بدهی مهم‌تر شده است؟
  8. ۸بازیگران اصلی؛ چه کسی بدهی می‌سازد و چه کسی هزینه آن را تعیین می‌کند؟
عدد بدهی رکورد زده؛ اما هزینه حمل آن مهم‌تر از خود عدد است

گزارش Institute of International Finance نشان می‌دهد بدهی جهانی در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ بیش از ۴.۴ تریلیون دلار افزایش یافته و به نزدیک ۳۵۳ تریلیون دلار رسیده است. نسبت این بدهی به تولید ناخالص داخلی جهان حدود ۳۰۵ درصد برآورد شده؛ نه بیش از ۳۳۰ درصد، چنان‌که در نسخه قبلی این مطلب آمده بود.

تز مرکزی رونما:
خطر اصلی رکورد ۳۵۳ تریلیون دلاری این نیست که جهان ناگهان «بیش از توانش بدهکار» شده است. خطر اصلی، تغییر رژیم مالی است: بدهی‌هایی که در عصر نرخ بهره نزدیک به صفر ایجاد یا تمدید شدند، به‌تدریج باید در محیطی با نرخ‌های بالاتر بازتأمین مالی شوند. در این شرایط، کیفیت بدهی، سررسید، نرخ بهره، ارز بدهی، توان مالیاتی دولت و نرخ رشد اقتصاد از اندازه مطلق بدهی مهم‌تر می‌شوند.

این وضعیت همچنین به معنای سقوط قریب‌الوقوع دلار نیست. داده‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد سهم دلار از ذخایر رسمی ارزی در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ به ۵۷.۱۳ درصد رسیده و حتی نسبت به فصل قبل افزایش یافته است. آنچه قابل مشاهده است، تنوع‌بخشی تدریجی سرمایه‌گذاران و بانک‌های مرکزی است؛ نه کنار گذاشته شدن ناگهانی دلار.

مسئله اصلی؛ آیا جهان با ۳۵۳ تریلیون دلار بدهی در آستانه بحران است؟

پاسخ کوتاه این است: نه لزوماً. اندازه اسمی بدهی به‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش پایداری مالی نیست. اقتصاد جهان نیز هم‌زمان با افزایش بدهی بزرگ‌تر شده، سطح قیمت‌ها بالا رفته و ارزش اسمی دارایی‌ها و درآمدها افزایش یافته است.

به همین دلیل تحلیل بدهی باید از یک سؤال ساده عبور کند: «چقدر بدهی وجود دارد؟» سؤال‌های تعیین‌کننده این‌ها هستند: بدهی متعلق به چه کسی است؟ با چه نرخی تأمین مالی شده؟ چه زمانی سررسید می‌شود؟ به چه ارزی است؟ چه کسی آن را نگه می‌دارد؟ و درآمد یا تولیدی که باید هزینه آن را پوشش دهد با چه سرعتی رشد می‌کند؟

ارزیابی تحلیلی:
۳۵۳ تریلیون دلار یک علامت هشدار است، نه ساعت شمارش معکوس برای فروپاشی اقتصاد جهان. نقطه خطر زمانی شکل می‌گیرد که هزینه مؤثر بدهی برای مدت کافی سریع‌تر از ظرفیت درآمدی بدهکاران افزایش یابد.

داده‌ها چه می‌گویند؟ بازسازی تصویر بدهی جهانی با ارقام قابل اتکا

شاخص آخرین داده قابل استناد معنای تحلیلی
کل بدهی جهانی بر مبنای تعریف IIF نزدیک ۳۵۳ تریلیون دلار در پایان مارس ۲۰۲۶ رکورد اسمی جدید؛ شامل دولت، خانوار، شرکت‌های غیرمالی و بخش مالی
افزایش بدهی در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ بیش از ۴.۴ تریلیون دلار پنجمین فصل متوالی افزایش؛ آمریکا و چین سهم مهمی در رشد داشتند
نسبت بدهی جهانی IIF به GDP حدود ۳۰۵ درصد نسبت بسیار بالا، اما تقریباً باثبات در سال‌های اخیر
بدهی کل بخش غیرمالی در داده IMF برای ۲۰۲۴ حدود ۲۵۱ تریلیون دلار؛ کمی بیش از ۲۳۵ درصد GDP جهانی عدد کمتر ناشی از تعریف متفاوت و حذف بدهی بخش مالی است
بدهی عمومی جهانی کمی کمتر از ۹۴ درصد GDP در ۲۰۲۵ IMF پیش‌بینی کرده این نسبت در ۲۰۲۹ به ۱۰۰ درصد برسد
بدهی فدرال کل آمریکا بیش از ۴۰ تریلیون دلار در اوت ۲۰۲۶ رقم «بیش از ۳۴ تریلیون دلار» دیگر برای مقاله به‌روز نیست
نرخ سیاستی فدرال رزرو ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد پس از نشست ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ سیاست پولی همچنان محدودکننده است، اما نرخ در بالاترین سطح سال‌های اخیر نیست
سهم دلار از ذخایر رسمی ارزی ۵۷.۱۳ درصد در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ سلطه دلار کاهش تاریخی داشته، اما هنوز بسیار بزرگ‌تر از هر رقیب منفرد است

همین جدول دو اصلاح اساسی برای نسخه قبلی مطلب ایجاد می‌کند. نخست اینکه نسبت «بیش از ۳۳۰ درصد» با گزارش سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ IIF سازگار نیست؛ رقم گزارش‌شده حدود ۳۰۵ درصد است. دوم اینکه بدهی آمریکا دیگر در محدوده ۳۴ تریلیون دلار قرار ندارد و در اوت ۲۰۲۶ از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.

۳۵۳ تریلیون یا ۲۵۱ تریلیون دلار؟ چرا هر دو عدد می‌توانند درست باشند

یکی از مهم‌ترین نقاطی که در بحث عمومی بدهی جهانی گم می‌شود، تفاوت تعریف‌هاست. IIF در شاخص گسترده خود بدهی دولت، خانوار، شرکت‌های غیرمالی و بخش مالی را محاسبه می‌کند. در مقابل، پایگاه Global Debt Database صندوق بین‌المللی پول عمدتاً بدهی بخش غیرمالی را اندازه می‌گیرد.

صندوق بین‌المللی پول برای سال ۲۰۲۴ کل بدهی عمومی و خصوصی غیرمالی را حدود ۲۵۱ تریلیون دلار یا کمی بیش از ۲۳۵ درصد GDP جهانی گزارش کرده بود. این رقم با ۳۵۳ تریلیون دلار IIF تناقض ندارد؛ دو مجموعه داده مرز آماری یکسانی ندارند.

چرا این تفاوت مهم است؟
اگر بدهی بانک‌ها و مؤسسات مالی همراه با بدهی مشتریان آن‌ها بدون توضیح روش‌شناسی بررسی شود، خطر شمارش چندلایه و برداشت اغراق‌آمیز از اهرم مالی افزایش پیدا می‌کند. برای تحلیل پایداری، باید دانست دقیقاً چه نوع بدهی اندازه‌گیری شده است.

چه چیزهایی هنوز نامشخص است؟

رقم بدهی را می‌توان اندازه گرفت؛ زمان وقوع بحران را نه. معلوم نیست نرخ‌های بلندمدت اوراق در اقتصادهای بزرگ در چه سطحی تثبیت شوند، تورم با چه سرعتی کاهش یابد، رشد بهره‌وری ناشی از سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی تا چه اندازه واقعی شود و دولت‌ها تا چه حد بتوانند کسری‌های خود را بدون شوک سیاسی کاهش دهند.

همچنین مشخص نیست تنوع‌بخشی سرمایه‌گذاران بین اوراق آمریکا، اروپا و ژاپن تا چه حد یک تغییر ساختاری است و تا چه حد واکنشی دوره‌ای به اختلاف بازده، سیاست مالی و ریسک ژئوپلیتیک محسوب می‌شود.

بنابراین ادعاهایی مانند «سقوط دلار اجتناب‌ناپذیر است»، «بحران بدهی جهانی حتمی است» یا در نقطه مقابل «بدهی اصلاً اهمیتی ندارد» فراتر از شواهد موجود می‌روند.

چرا نرخ بهره از خود رقم بدهی مهم‌تر شده است؟

بدهی هنگامی که نرخ بهره بسیار پایین است رفتار متفاوتی با همان بدهی در محیط نرخ بهره بالا دارد. دولت یا شرکتی که اوراق بلندمدت ارزان منتشر کرده، تا زمان سررسید ممکن است اثر کامل افزایش نرخ بهره را احساس نکند. مشکل به‌تدریج و هنگام بازتأمین مالی ظاهر می‌شود.

صندوق بین‌المللی پول در Fiscal Monitor آوریل ۲۰۲۶ گزارش کرد پرداخت بهره دولت‌ها طی تنها چهار سال از حدود ۲ درصد GDP جهانی به نزدیک ۳ درصد افزایش یافته است. این تغییر از نظر ظاهری فقط یک واحد درصد است، اما در مقیاس اقتصاد جهانی به معنای انتقال حجم بزرگی از منابع بودجه از خدمات عمومی، سرمایه‌گذاری، دفاع، زیرساخت یا کاهش مالیات به هزینه خدمت بدهی است.

متغیر اگر افزایش یابد اثر بر پایداری بدهی
نرخ رشد واقعی اقتصاد درآمد و پایه مالیاتی سریع‌تر رشد می‌کند معمولاً مثبت
تورم معتدل ارزش واقعی بدهی ثابت را کاهش می‌دهد می‌تواند مثبت باشد، مگر اینکه نرخ بهره را شدیداً بالا ببرد
نرخ بهره مؤثر هزینه خدمت بدهی افزایش می‌یابد منفی
کسری اولیه بودجه نیاز به استقراض جدید بیشتر می‌شود منفی
سررسید متوسط بدهی بازتأمین مالی به تعویق می‌افتد در برابر شوک نرخ بهره محافظت ایجاد می‌کند

بازیگران اصلی؛ چه کسی بدهی می‌سازد و چه کسی هزینه آن را تعیین می‌کند؟

بازیگر انگیزه یا هدف ابزار محدودیت اصلی
دولت آمریکا تأمین هزینه‌های عمومی، دفاع، برنامه‌های اجتماعی و سیاست‌های مالی بزرگ‌ترین و عمیق‌ترین بازار اوراق دولتی جهان افزایش هزینه بهره و حساسیت بازار به کسری‌های مزمن
چین حفظ رشد، سرمایه‌گذاری و حمایت از بنگاه‌ها بانک‌های دولتی، شرکت‌های دولتی و کنترل گسترده‌تر مالی رشد کندتر، مشکلات املاک و بازده پایین برخی سرمایه‌گذاری‌ها
فدرال رزرو و بانک‌های مرکزی کنترل تورم و ثبات اقتصاد نرخ بهره، نقدینگی و ترازنامه تعارض میان مهار تورم و فشار نرخ بالا بر بدهکاران
سرمایه‌گذاران جهانی بازده، نقدشوندگی و امنیت انتقال سرمایه میان اوراق آمریکا، اروپا، ژاپن، طلا و سایر دارایی‌ها نبود جایگزینی با عمق و نقدشوندگی کامل بازار خزانه‌داری آمریکا
اقتصادهای نوظهور تأمین مالی توسعه و بودجه اوراق داخلی، بدهی خارجی و وام‌های چندجانبه ریسک ارز، نرخ بهره و دسترسی محدودتر به بازار سرمایه

آمریکا؛ چرا مرکز ثقل بحث بدهی از وال‌استریت به واشنگتن منتقل شده است؟

یکی از مهم‌ترین تغییرات سال‌های اخیر این است که آسیب‌پذیری بدهی آمریکا بیش از آنکه از خانوار و شرکت‌های خصوصی ناشی شود، به بخش عمومی منتقل شده است. در اوت ۲۰۲۶ بدهی فدرال کل آمریکا از ۴۰ تریلیون دلار گذشت، در حالی که وضعیت ترازنامه بخش خصوصی در بسیاری از شاخص‌ها بسیار مقاوم‌تر از دولت فدرال است.

این تفاوت مهم است. بحران مالی ۲۰۰۸ از اهرم بالا، مسکن و بخش مالی آغاز شد. بحران احتمالی آینده لزوماً همان مسیر را تکرار نمی‌کند. ریسک اصلی می‌تواند به شکل بازده بالاتر اوراق، افزایش هزینه بودجه، فشار برای افزایش مالیات یا کاهش هزینه‌ها و رقابت دولت با بخش خصوصی برای جذب سرمایه ظاهر شود.

حتی در این حالت نیز آمریکا یک بدهکار معمولی نیست. بدهی آن عمدتاً به ارزی صادر می‌شود که خود آمریکا منتشرکننده آن است و اوراق خزانه همچنان یکی از پایه‌های نقدشونده نظام مالی بین‌المللی است. این مزیت، احتمال بحران نقدینگی کلاسیک را کاهش می‌دهد؛ اما هزینه اقتصادی کسری دائمی را حذف نمی‌کند.

آیا بدهی آمریکا پایان سلطه دلار را نزدیک می‌کند؟

این بخش در نسخه قبلی مقاله بیش از حد سریع از افزایش بدهی به «کاهش وابستگی جهان به دلار» می‌رسید. میان این دو رابطه وجود دارد، اما رابطه مستقیم و مکانیکی نیست.

داده رسمی COFER صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد سهم دلار از ذخایر رسمی ارزی جهان در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ برابر ۵۷.۱۳ درصد بود؛ در حالی که در فصل چهارم ۲۰۲۵ این سهم ۵۶.۴۲ درصد بود. بنابراین در آخرین فصل موجود، سهم دلار نه‌تنها سقوط نکرد، بلکه افزایش یافت؛ بخشی از این تغییر نیز ناشی از اثرات ارزش‌گذاری ارزی بود.

در افق بلندمدت البته سهم دلار از بیش از ۷۰ درصد در ابتدای دوره آماری COFER کاهش یافته است. این روند واقعی است. اما کاهش تدریجی سهم یک ارز ذخیره با «فروپاشی سلطه دلار» تفاوت دارد.

نقطه کلیدی:
دلار فقط به دلیل سلامت مالی آمریکا ارز ذخیره جهانی نیست. عمق بازار اوراق خزانه، نقدشوندگی، شبکه پرداخت، بازار مشتقات، تجارت بین‌المللی، حاکمیت حقوقی و نبود یک جایگزین واحد با مقیاس مشابه نیز اهمیت دارند.

کشورهای درحال‌توسعه؛ جایی که یک دلار بدهی می‌تواند بسیار خطرناک‌تر باشد

تمرکز بر آمریکا ممکن است بخش آسیب‌پذیرتر مسئله را پنهان کند. کشوری که به ارز خارجی بدهکار است، بازار سرمایه داخلی عمیقی ندارد و درآمد صادراتی آن نوسان زیادی دارد، با سطحی بسیار پایین‌تر از بدهی نیز می‌تواند وارد بحران شود.

بانک جهانی در International Debt Report نشان داده است که کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط طی سال‌های اخیر با فشار سنگین خدمت بدهی خارجی روبه‌رو بوده‌اند. برای این اقتصادها مسئله فقط نسبت بدهی به GDP نیست؛ بدهی می‌تواند مستقیماً با بودجه آموزش، سلامت، زیرساخت و حمایت اجتماعی رقابت کند.

بنابراین «۳۵۳ تریلیون دلار» از نظر جغرافیایی یکسان توزیع نشده و هر دلار بدهی نیز ریسک یکسانی ندارد.

ادعا در برابر واقعیت؛ پنج گزاره‌ای که باید دقیق‌تر خوانده شوند

ادعا ارزیابی دلیل
«۳۵۳ تریلیون دلار یعنی اقتصاد جهان در آستانه ورشکستگی است.» پشتیبانی نمی‌شود اندازه بدهی بدون درآمد، نرخ بهره، سررسید و ترکیب بدهی معیار کافی نیست.
«بدهی جهانی بیش از ۳۳۰ درصد GDP است.» برای گزارش Q1 2026 IIF نادرست IIF رقم حدود ۳۰۵ درصد را گزارش کرده است.
«افزایش بدهی نشانه افزایش وابستگی به چاپ پول است.» بیش از حد ساده‌سازی‌شده استقراض دولت الزاماً از طریق خلق پول بانک مرکزی تأمین نمی‌شود.
«جهان در حال ترک دلار است.» اغراق‌آمیز تنوع‌بخشی قابل مشاهده است، اما دلار همچنان ۵۷.۱۳ درصد ذخایر رسمی ارزی را تشکیل می‌دهد.
«نرخ بهره آمریکا در بالاترین سطح چند سال اخیر است.» نیازمند اصلاح دامنه نرخ سیاستی در ژوئیه ۲۰۲۶ برابر ۳.۵۰ تا ۳.۷۵ درصد بوده است.

منطق عمیق‌تر؛ جهان با «بدهی زیاد» زندگی نمی‌کند، با تمدید دائمی بدهی زندگی می‌کند

بخش بزرگی از بدهی دولت‌ها و شرکت‌ها قرار نیست یک‌باره از محل نقدینگی موجود بازپرداخت شود. بدهی سررسیدشده معمولاً با انتشار بدهی جدید جایگزین می‌شود. بنابراین عملکرد بازار تأمین مالی به اندازه توان پرداخت اصل بدهی اهمیت دارد.

در دوره نرخ‌های بسیار پایین پس از بحران مالی ۲۰۰۸، این سازوکار ارزان بود. کرونا نیز باعث جهش استقراض عمومی شد. اکنون همان انباشت بدهی با یک واقعیت متفاوت روبه‌روست: نرخ‌هایی که حتی پس از کاهش از اوج‌های قبلی، نسبت به بخش بزرگی از دهه ۲۰۱۰ بالاترند.

در نتیجه بحران احتمالی آینده ممکن است نه با یک انفجار واحد، بلکه با فرسایش آرام ظاهر شود: سهم بیشتر بهره در بودجه، کاهش فضای مانور دولت، مالیات بالاتر، سرمایه‌گذاری عمومی کمتر و دوره‌های مکرر تنش در بازار اوراق.

ضدتحلیل؛ چرا ممکن است نگرانی درباره رکورد بدهی بیش از حد باشد؟

قوی‌ترین استدلال علیه تز این مقاله این است که نسبت بدهی جهانی به GDP در گزارش IIF طی چند سال اخیر تقریباً ثابت مانده است. اگر اقتصاد اسمی، درآمدها و بهره‌وری به اندازه کافی رشد کنند، افزایش اسمی بدهی الزاماً به افزایش بار واقعی آن منجر نمی‌شود.

همچنین ترازنامه بسیاری از خانوارها و شرکت‌های بزرگ، به‌ویژه در آمریکا، نسبت به بحران مالی ۲۰۰۸ وضعیت متفاوتی دارد. بخش بزرگی از وام‌گیرندگان نرخ‌های بلندمدت را پیش از افزایش نرخ بهره تثبیت کرده‌اند و انتقال نرخ‌های بالا به هزینه مؤثر بدهی تدریجی است.

علاوه بر این، اگر سرمایه‌گذاری گسترده در هوش مصنوعی و فناوری واقعاً رشد بهره‌وری را بالا ببرد، اقتصادها می‌توانند بخشی از بدهی بیشتر را از طریق رشد سریع‌تر درآمد تحمل کنند.

نتیجه ضدتحلیل:
رکورد بدهی به‌تنهایی دلیل کافی برای پیش‌بینی بحران نیست. بحران زمانی محتمل‌تر می‌شود که نرخ بهره بالا، رشد ضعیف و کسری‌های ساختاری برای چند سال هم‌زمان باقی بمانند.

نقطه کور تحلیل؛ بهره‌وری می‌تواند کل معادله را تغییر دهد

متغیری که در بسیاری از روایت‌های بدهی کمتر دیده می‌شود، بهره‌وری است. اگر سرمایه‌گذاری‌های عظیم فعلی در هوش مصنوعی، انرژی و فناوری رشد بالقوه اقتصاد را بالا ببرند، نسبت بدهی به درآمد می‌تواند حتی بدون کاهش اسمی بدهی کنترل شود.

در مقابل، اگر این سرمایه‌گذاری‌ها بازده مورد انتظار را ایجاد نکنند و دولت‌ها هم‌زمان با هزینه دفاعی، سالمندی جمعیت و هزینه بهره بالاتر روبه‌رو باشند، ظرفیت مالی سریع‌تر محدود می‌شود.

چه چیزی تز این تحلیل را تضعیف می‌کند؟

تز «گذار از عصر بدهی ارزان به عصر بدهی پرهزینه‌تر» در صورتی تضعیف می‌شود که نرخ‌های بلندمدت جهانی به‌طور پایدار کاهش یابند، تورم بدون رکود مهار شود، رشد بهره‌وری افزایش یابد و کسری بودجه اقتصادهای بزرگ نیز به مسیر نزولی بازگردد.

در چنین سناریویی، حتی ادامه افزایش اسمی بدهی می‌تواند با ثبات یا کاهش نسبت بدهی به GDP و هزینه خدمت بدهی همراه باشد. مشاهده این مجموعه شواهد باید ارزیابی فعلی را تغییر دهد.

سناریوهای پیش‌رو؛ بدهی جهان به کدام مسیر می‌رود؟

سناریوی محتمل‌تر: بدهی بالاتر، اما بدون بحران هماهنگ جهانیدولت‌ها همچنان استقراض می‌کنند، نرخ‌های بهره نسبت به دهه ۲۰۱۰ بالاتر باقی می‌مانند و بحران‌ها به‌صورت پراکنده در کشورهای آسیب‌پذیر یا بخش‌هایی از بازار ظاهر می‌شوند. اقتصاد جهانی کندتر و پرهزینه‌تر تأمین مالی می‌شود، اما یک فروپاشی واحد رخ نمی‌دهد.

نشانه تأیید: ثبات نسبی بازارهای اوراق در کنار افزایش تدریجی نسبت بدهی عمومی.

سناریوی پرریسک: شوک بازار اوراق و بازقیمت‌گذاری ناگهانی ریسکتورم پایدار، کسری‌های بزرگ یا از دست رفتن اعتماد به سیاست مالی می‌تواند بازده اوراق را جهشی بالا ببرد. در این وضعیت، دولت‌ها و شرکت‌ها هم‌زمان با هزینه تأمین مالی بالاتر روبه‌رو می‌شوند و فشار می‌تواند به بانک‌ها و صندوق‌های اهرمی منتقل شود.

نشانه تأیید: جهش بازده اوراق بلندمدت همراه با افزایش فاصله اعتباری و کاهش نقدشوندگی.

سناریوی مطلوب‌تر: رشد بهره‌وری بدهی را قابل‌مدیریت می‌کندکاهش تورم، تعدیل نرخ بهره، رشد فناوری و اصلاح تدریجی بودجه‌ها اجازه می‌دهد تولید اسمی سریع‌تر از بار بدهی رشد کند. نسبت‌ها تثبیت می‌شوند بدون آنکه جهان مجبور به کاهش شدید و هم‌زمان مخارج شود.

نشانه تأیید: کاهش هزینه بهره نسبت به درآمد دولت همراه با رشد واقعی بالاتر.

چه شاخص‌هایی باید دنبال شود؟

  • بازده اوراق ۱۰ و ۳۰ ساله خزانه‌داری آمریکا و تغییر «صرف سررسید» آن‌ها.
  • سهم پرداخت بهره از درآمد و مخارج دولت آمریکا و سایر اقتصادهای بزرگ.
  • نسبت بدهی عمومی جهان به GDP در به‌روزرسانی‌های بعدی IMF.
  • گزارش‌های فصلی Global Debt Monitor مؤسسه IIF.
  • سرعت افزایش بدهی دولت آمریکا و ترکیب سررسیدهای خزانه‌داری.
  • داده COFER صندوق بین‌المللی پول برای سهم دلار، یورو، ین و رنمینبی.
  • تقاضای سرمایه‌گذاران خارجی برای اوراق دولتی آمریکا، اروپا و ژاپن.
  • نرخ نکول و فاصله اعتباری اوراق شرکتی.
  • هزینه خدمت بدهی کشورهای کم‌درآمد و دسترسی آن‌ها به بازار سرمایه.
  • رشد بهره‌وری آمریکا و سایر اقتصادهایی که سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی دارند.

بازارزیابی تز؛ خطر در عدد ۳۵۳ تریلیون نیست، در قیمت زمان است

پس از بررسی داده‌ها، اصل نگرانی درباره بدهی جهانی پابرجاست، اما دلیل آن باید دقیق‌تر از نسخه اولیه مقاله بیان شود. جهان صرفاً به دلیل رسیدن بدهی به ۳۵۳ تریلیون دلار وارد بحران نمی‌شود. نسبت IIF به GDP حدود ۳۰۵ درصد است و طی سال‌های اخیر برخلاف رقم اسمی بدهی جهش مشابهی نکرده است.

آنچه تغییر کرده «قیمت زمان» است: پولی که دولت‌ها و شرکت‌ها امروز قرض می‌گیرند یا دوباره تأمین مالی می‌کنند، نسبت به عصر نرخ صفر هزینه بیشتری دارد. صندوق بین‌المللی پول نیز افزایش محسوس بار بهره دولت‌ها را ثبت کرده است.

آمریکا مهم‌ترین آزمون این مدل است؛ نه به این دلیل که فردا قادر به تأمین مالی بدهی خود نخواهد بود، بلکه به این دلیل که بدهی بیش از ۴۰ تریلیون دلاری و کسری‌های بزرگ می‌توانند به‌تدریج سهم بیشتری از ظرفیت سیاسی و بودجه‌ای کشور را مصرف کنند. چین نیز با بدهی بنگاه‌های دولتی و سرمایه‌گذاری سنگین در طرف دیگر معادله قرار دارد.

در همین حال، کاهش تاریخی سهم دلار باید جدی گرفته شود، اما داده‌های ۲۰۲۶ هنوز از «فرار از دلار» حمایت نمی‌کنند. تنوع‌بخشی واقعی است؛ جایگزینی کامل هنوز نیست.

ارزیابی نهایی:
سؤال مهم برای اقتصاد جهان این نیست که آیا بدهی از ۳۵۳ به ۳۶۰ یا ۳۷۰ تریلیون دلار می‌رسد. سؤال تعیین‌کننده این است که درآمد، بهره‌وری و ظرفیت مالی با چه سرعتی در برابر هزینه بهره و نیاز دائمی به بازتأمین مالی رشد می‌کنند.

سؤالات متداول درباره رکورد بدهی جهانی

۱. آیا بدهی جهانی واقعاً به ۳۵۳ تریلیون دلار رسیده است؟

پاسخ کوتاه: بله؛ طبق گزارش IIF، در پایان سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ بدهی جهانی به نزدیک ۳۵۳ تریلیون دلار رسید.

پاسخ بلند: این تعریف شامل بدهی دولت‌ها، شرکت‌های غیرمالی، خانوارها و بخش مالی است و به همین دلیل از برخی ارقام IMF بزرگ‌تر است.

۲. بدهی جهانی چند درصد GDP جهان است؟

پاسخ کوتاه: در تعریف گسترده IIF حدود ۳۰۵ درصد.

پاسخ بلند: رقم بیش از ۳۳۰ درصد که در نسخه قبلی مطلب آمده بود با گزارش سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ IIF سازگار نیست.

۳. چرا IMF رقم حدود ۲۵۱ تریلیون دلار گزارش کرده است؟

پاسخ کوتاه: چون تعریف آماری متفاوت است.

پاسخ بلند: Global Debt Database صندوق بین‌المللی پول بر بدهی بخش غیرمالی تمرکز دارد، در حالی که سنجه گسترده IIF بدهی بخش مالی را نیز پوشش می‌دهد.

۴. آیا بدهی بالا همیشه بد است؟

پاسخ کوتاه: خیر.

پاسخ بلند: بدهی می‌تواند سرمایه‌گذاری، مقابله با رکود یا پروژه‌های مولد را تأمین مالی کند. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که هزینه بدهی از ظرفیت درآمدی بدهکار سریع‌تر رشد کند.

۵. چرا نرخ بهره برای بدهی اهمیت دارد؟

پاسخ کوتاه: چون تعیین می‌کند نگهداری و تمدید بدهی چقدر هزینه دارد.

پاسخ بلند: بدهی‌های سررسیدشده باید با نرخ‌های جاری بازتأمین مالی شوند؛ بنابراین افزایش نرخ‌ها به‌تدریج هزینه بودجه دولت‌ها و شرکت‌ها را بالا می‌برد.

۶. بدهی آمریکا اکنون چقدر است؟

پاسخ کوتاه: بدهی فدرال کل آمریکا در اوت ۲۰۲۶ از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده است.

پاسخ بلند: این رقم شامل بدهی در دست عموم و تعهدات درون‌دولتی است؛ بنابراین باید هنگام مقایسه با دیگر شاخص‌ها تعریف دقیق آن حفظ شود.

۷. آیا دلار در حال از دست دادن جایگاه خود است؟

پاسخ کوتاه: سهم آن در بلندمدت کاهش یافته، اما هنوز ارز ذخیره غالب است.

پاسخ بلند: سهم دلار در ذخایر رسمی ارزی در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۶ برابر ۵۷.۱۳ درصد بود. تنوع‌بخشی وجود دارد، ولی شواهد از جایگزینی سریع دلار حمایت نمی‌کند.

۸. آیا آمریکا ممکن است به دلیل بدهی ورشکسته شود؟

پاسخ کوتاه: خطر آمریکا با یک بدهکار ارزی عادی متفاوت است.

پاسخ بلند: آمریکا بدهی را عمدتاً به ارز خود منتشر می‌کند و بازار خزانه‌داری بسیار عمیقی دارد. ریسک مهم‌تر، افزایش هزینه بهره، فشار بودجه‌ای و آسیب به اعتماد بازار است.

۹. آیا یک بحران بدهی جهانی نزدیک است؟

پاسخ کوتاه: شواهد برای چنین پیش‌بینی قطعی کافی نیست.

پاسخ بلند: بحران فراگیر یکی از سناریوهاست، اما سناریوی محتمل‌تر می‌تواند دوره‌ای طولانی از بدهی بالا، هزینه مالی بیشتر و بحران‌های پراکنده باشد.

۱۰. مهم‌ترین شاخص برای آینده چیست؟

پاسخ کوتاه: رابطه میان رشد اقتصاد و هزینه مؤثر بدهی.

پاسخ بلند: اگر درآمد و تولید سریع‌تر از بار بهره رشد کنند، بدهی بالا قابل‌مدیریت‌تر می‌شود؛ در حالت معکوس، فشار مالی به‌تدریج تشدید خواهد شد.

 
یاسین فرهانی
نویسندهیاسین فرهانی

نویسنده اقتصادی Economic Writerr متمرکز بر تحلیل بازارها، سیاست‌های پولی و اثر تصمیمات اقتصادی بر زندگی روزمره.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید