حوثیها
خواسته: پایان عملیات سعودی، رفع محدودیت بنادر و فرودگاهها، پرواز به ایران، حقوق و غرامت
اهرم: موشک و پهپاد دوربرد، موقعیت در بابالمندب
سهشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
مهمترین خبرها و تحلیلها، هر صبح در ایمیل شما.
با عضویت، حریم خصوصی رونما را میپذیرید.تز قابلآزمون رونما: حملات اکتبر حوثیها نقطهای را هدف گرفته که عربستان پس از بسته شدن عملی تنگه هرمز کمتر از همیشه توان محافظت از آن را دارد: تصویر «امن و قابل سرمایهگذاری» ریاض و تنها مسیر جایگزین صادرات نفتش از دریای سرخ. این کارزار همزمان دو هدف را دنبال میکند؛ گرفتن امتیاز در یمن و، به روایت منابع سعودی، ایرانی و منطقهای، افزودن هزینه به ادامه محاصره آمریکا علیه ایران. اگر ریاض در هفتههای آینده بهجای تشدید نظامی سراغ مذاکره برود، یا واشنگتن در فشار بر ایران انعطاف نشان دهد، این تز تقویت میشود. اگر حملات بدون هیچ پیوندی با مذاکرات ایران ادامه یابد یا ریاض با تشدید گسترده پاسخ دهد و حوثیها عقب بنشینند، تز تضعیف میشود.
در یک نگاه
در این تحلیل میان سه چیز فرق گذاشته میشود: واقعیت (آنچه منابع رسمی یا چند منبع مستقل ثبت کردهاند)، ادعا (آنچه یک طرف میگوید) و استنباط (نتیجهگیری رونما از کنار هم گذاشتن شواهد).
از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در ۹ اسفند (۲۸ فوریه)، تنگه هرمز عملاً بسته بوده است. عربستان برای ادامه صادرات به خط لوله ۱۲۰۱ کیلومتری شرق-غرب تکیه کرده که نفت را از ابقیق به بندر ینبع در دریای سرخ میرساند. صادرات از ینبع به حدود چهار برابر سطح سال گذشته رسیده و پیش از اعلام محاصره حوثیها، حدود ۸۰ درصد آن از بابالمندب به سمت آسیا میرفت.
این یعنی عربستان امروز یک «گلوگاه دوم» دارد که در دسترس حوثیهاست. محاصره اعلامشده در تیر، حمله ادعایی به یک نفتکش سعودی در مرداد و حالا حمله به آرامکو، همه روی همین نقطه آسیبپذیر فشار میآورند. دادههای ردیابی نشان میدهد عربستان واکنش نشان داده است: به گفته فعالان بازار حمل نفت، بیشتر نفتکشهای بزرگی که از ینبع بار میزنند اکنون به سمت شمال و کانال سوئز میروند، و خط لوله سومد در مصر در اوایل مرداد رکورد ۲٫۲ میلیون بشکه در روز را ثبت کرد که حدود ۹۰ درصدش نفت سعودی بود.
با این حال، تا امروز هیچ منبع معتبری کاهش تولید یا صادرات نفت عربستان بر اثر حملات اکتبر را گزارش نکرده است. منابع آگاه میگویند عملیات آرامکو عادی است. پس آسیب انرژی تا این لحظه بیشتر «ریسک» است تا «زیان تحققیافته». مقایسه تاریخی هم هشدار میدهد: حمله ۲۰۱۹ به تأسیسات آرامکو بهطور موقت حدود ۵ درصد عرضه جهانی نفت را مختل کرد. این بار هدفها تاکنون ساختمان اداری و فرودگاه بودهاند، نه تأسیسات فرآوری.
وزارت دارایی عربستان حتی پیش از موج اکتبر پیشبینی کرده بود اقتصاد این کشور در ۲۰۲۶ با ۳٫۶ درصد انقباض روبهرو شود و کسری بودجه از ۱۶۵ به ۲۴۵ میلیارد ریال برسد. تیم کالن، تحلیلگر اقتصادی خلیج فارس، معتقد است کسری ممکن است به ۵٫۵ درصد تولید ناخالص برسد و پیشبینی رشد بخش غیرنفتی را خوشبینانه میداند.
اینجا اثر حملات حوثیها معنا پیدا میکند. بخش نفت بهدلیل هرمز آسیب دیده و ریاض برای جبران به رشد غیرنفتی نیاز دارد؛ همان بخشی که بر فرودگاه پرتردد، کنفرانسهای بینالمللی و جذب سرمایه خارجی تکیه دارد. شاهزاده عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی، گفته است «چشمانداز ۲۰۳۰ باید ادامه یابد» و سرمایهگذاری متوقف نشود. اما خود این تأکید نشان میدهد ریاض فشار را حس میکند.
استنباط رونما: هزینه اصلی این کارزار برای عربستان احتمالاً نه در بشکههای ازدسترفته، بلکه در سرمایهای است که تصمیم میگیرد نیاید، رویدادی که جابهجا میشود و بیمهای که گرانتر میشود. این هزینهها دیرتر و کمصداتر در آمار ظاهر میشوند.
به گفته مقامهای منطقهای، عربستان در حال بررسی علت ناکامی پدافند است و یافتههای اولیه حاکی است ابتدا پهپادها برای باز کردن مسیر موشکهای کروز و بالستیک فرستاده شدهاند؛ پرتابههایی که بیش از هزار کیلومتر را تا ریاض طی کردهاند. ائتلاف میگوید از آغاز عملیات، ۱۱۰۴ موشک و ۱۱۳۵ پهپاد به سوی عربستان شلیک شده و حوثیها فناوری پیشرفته را «با کمک طرفهای منطقهای» به دست آوردهاند، بدون اینکه نامی ببرد.
منطق اقتصادی این جنگ نامتقارن است. آرون دیوید میلر، مذاکرهکننده پیشین آمریکا، میگوید: «زیرساخت سعودی بسیار باارزشتر از زیرساخت حوثیهاست.» یعنی حتی اگر عربستان بیشتر پرتابهها را رهگیری کند، هزینه یک اصابت موفق برای ریاض بسیار بیشتر از هزینه دهها پرتاب ناموفق برای حوثیهاست.
عربستان در این میان پشتوانههای تازهای هم جستوجو کرده است. ریاض، ترکیه و پاکستان در ۱۳ مهر توافق کردند «تدابیر بازدارنده» پیمان دفاع متقابل خود را فعال کنند و نیرو به عربستان اعزام شود. اما ترامپ تاکنون با حمله مستقیم موافقت نکرده و فقط کمک اطلاعاتی و هدفیابی پیشنهاد داده است.
این مهمترین و بحثبرانگیزترین بخش ماجراست و باید میان سه سطح ادعا فرق گذاشت.
آنچه ثبت شده: عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، روز یکشنبه ۱۹ مهر با فیصل بن فرحان، همتای سعودیاش، تلفنی گفتوگو کرد و گفت «اصرار بر رویکرد نظامی و نادیده گرفتن راهحل سیاسی فقط وضعیت را پیچیدهتر میکند». او آمادگی ایران برای کمک به آغاز گفتوگو میان عربستان و حوثیها را اعلام کرد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، گفت تهران «نمیخواهد خصومت میان دو کشور مسلمان ادامه یابد». یکی از خواستههای حوثیها، طبق منابع سعودی و منطقهای، برقراری پروازهای منظم به ایران است؛ همان موضوعی که جرقه دور کنونی را زد.
آنچه ادعا شده: منابع سعودی، ایرانی و منطقهای میگویند هدف حملات، فشار بر محمد بن سلمان برای پذیرش خواستههای حوثیها و ترغیب ترامپ به کاهش محاصره ایران است. یک مقام ارشد ایرانی که نامش فاش نشده، گفته حملات بخشی از راهبرد گستردهتر ایران و متحدانش برای تغییر توازن منطقه است. محمد عبدالسلام، سخنگوی حوثیها، این را رد کرده و گفته: «خواستههای انسانی ما ربطی به ایران یا هیچکس دیگر ندارد.»
آنچه ثابت نشده: در منابع بررسیشده برای این تحلیل، سند مستقلی از فرماندهی عملیاتی ایران بر حملات اکتبر ارائه نشده است. نگار مرتضوی از مرکز سیاست بینالملل میگوید تهران بر حوثیها نفوذ دارد اما «تصمیمهای آن را کنترل نمیکند». آندریاس کریگ از کینگز کالج لندن میگوید ایران میتواند گفتوگو را تسهیل کند و بر شدت تشدید اثر بگذارد، اما نمیتواند به حوثیها دستور دهد از دستاوردهایشان در اطراف مخا و بابالمندب دست بکشند.
از نگاه تهران، کریگ این وضعیت را تلاشی برای تبدیل یمن از «بار نظامی» به «دارایی دیپلماتیک» توصیف میکند: ایرانی که بتواند به ریاض راه خروج از یمن پیشنهاد دهد، در مذاکره درباره هرمز، تحریمها و امنیت منطقه اهرم بیشتری دارد. مایکل نایتس، تحلیلگر امنیتی خلیج فارس، صریحتر است: «ایرانیها در چنبره خفگی هستند» و همراه حوثیها «روی نقطه ضعف ضربه میزنند».
این ماجرا سابقه هم دارد. در ۱۰ اسفند گذشته، در روزهای نخست جنگ، پالایشگاه راستنوره پس از یک حمله پهپادی متوقف شد؛ حملهای که به ایران نسبت داده شد اما تهران آن را رد کرد و از عملیات «پرچم دروغین» سخن گفت. روابط تهران و ریاض از آن زمان متشنج بوده، هرچند سفارتخانهها بر اساس توافق ۱۴۰۱ با میانجیگری چین همچنان باز ماندهاند.
دور کنونی درگیری از یک پرواز شروع شد. روز ۲۲ تیر (۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶) نیروهای دولت بهرسمیتشناختهشده یمن باند فرودگاه صنعا را بمباران کردند. دولت یمن گفت هدف، جلوگیری از فرود هواپیمایی بوده که یک هیئت حوثی را از ایران بازمیگرداند. حوثیها گفتند هواپیما بیمار، مسافر جامانده و یک هیئت رسمی حمل میکرد و در نهایت در الحدیده نشست. آنها عربستان را مسئول حمله دانستند و ایران آن را نقض حقوق بینالملل خواند.
یک هفته بعد، ۲۹ تیر (۲۰ ژوئیه)، حوثیها با استناد به اصل «چشم در برابر چشم» محاصره دریایی عربستان را اعلام کردند. از ۱۲ مهر (۴ اکتبر) نیروهای دولت یمن با پشتیبانی عربستان عملیاتی به نام «فجر یمن» را برای بازپسگیری مخا و جزیره میون، در نزدیکی تنگه بابالمندب، آغاز کردند. حوثیها دو روز بعد حملات به فرودگاههای عربستان را شروع کردند.
بر اساس اعلام ائتلاف به رهبری عربستان در ۲۳ مهر، حوثیها از ابتدای اکتبر ۲۰ بار فرودگاه ملک خالد را هدف گرفتهاند. در این فرودگاه ۱۷ نفر کشته و بیش از ۳۳۰ نفر زخمی شدهاند و مجموع تلفات حمله به فرودگاههای عربستان به ۱۹ کشته و ۳۶۴ زخمی رسیده است. شب سهشنبه ۲۱ مهر ساختمان اداری آرامکو در ظهران هدف قرار گرفت. وزارت انرژی عربستان از «آتشسوزی محدود» گفت، اما سه منبع آگاه از خسارت «گسترده» در چند طبقه خبر دادند.
برای فهم اینکه چرا حملات اکتبر نقطه عطف است، باید دید این جنگ از کجا آمده است.
عربستان در رأس ائتلافی نظامی وارد جنگ یمن شد تا دولت بهرسمیتشناختهشده را پس از تسلط حوثیها بر صنعا بازگرداند. در سالهای بعد بیش از ۱۰۰ هزار یمنی کشته و میلیونها نفر آواره شدند.
حمله به تأسیسات آرامکو بهطور موقت حدود ۵ درصد عرضه جهانی نفت را مختل کرد. حوثیها مسئولیت را پذیرفتند، اما آمریکا و عربستان ایران را مسئول دانستند. این نخستین بار بود که آسیبپذیری زیرساخت نفتی عربستان در برابر حملات دوربرد آشکار شد.
دولت بایدن حمایت آمریکا از عملیات تهاجمی ائتلاف را پایان داد.
آتشبسی که با میانجیگری سازمان ملل برقرار شد، با وجود پایان رسمی، تا ۲۰۲۶ در عمل تا حد زیادی برقرار ماند.
ایران و عربستان با میانجیگری چین روابط را از سر گرفتند. همزمان عربستان نقشه راه صلحی برای یمن پیشنهاد داد که شامل تأمین حقوق کارمندان و بازسازی بود. این نقشه راه اکنون از هم پاشیده است.
با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، تنگه هرمز عملاً بسته شد و پالایشگاه راستنوره در روزهای نخست هدف حمله قرار گرفت.
حمله به فرودگاه صنعا، اعلام محاصره دریایی، عملیات «فجر یمن» و موج حملات به فرودگاهها و آرامکو.
تفاوت این دور با گذشته: در ۲۰۱۹ عربستان میتوانست بخش بزرگ صادراتش را از خلیج فارس ادامه دهد. امروز، با بسته بودن هرمز، مسیر دریای سرخ که در تیررس حوثیهاست، شریان اصلی شده است. همزمان، توافق ۲۰۲۳ که قرار بود ایران و عربستان را از رقابت نیابتی دور کند، زیر فشار جنگ ایران قرار گرفته است.
نقطه مشترک همه روایتها این است که هر طرف خود را واکنشدهنده و طرف مقابل را آغازگر معرفی میکند. همین موضوع، تشخیص «نقطه شروع» را به یکی از محلهای اصلی اختلاف تبدیل کرده است.
حتی یک اصابت موفق در میان دهها رهگیری کافی است تا هزینه امنیتی بالا برود.
فرودگاه ملک خالد، طبق اطلاعیه هوانوردی، دستکم تا ۲۵ مهر بسته است.
امارات، اتحاد، قطر، لوفتهانزا، ایرفرانس-کیالام و دیگران پروازها را لغو کردهاند؛ دلتا آغاز پرواز مستقیم آتلانتا-ریاض را به ۲۰۲۷ موکول کرده است.
مدیران ارشد نفتی از کنگره جهانی نفت در ریاض کنار رفتند و کنفرانس سرمایهگذاری آینده (FII) امکان حضور مجازی فراهم کرد.
برای کشوری که «چشمانداز ۲۰۳۰» را بر جذب گردشگر، سرمایه و مقر شرکتها بنا کرده، تصویر ناامنی خود یک هزینه اقتصادی است.
این هزینه به کسریای اضافه میشود که پیش از این موج هم بزرگتر از برنامه بود.
نکته مهم این زنجیره آن است که لازم نیست تولید نفت عربستان کاهش یابد تا هزینه ایجاد شود. اقتصاد غیرنفتی عربستان، که دولت آن را موتور رشد معرفی میکند، به همان فرودگاهها، رویدادها و اعتماد خارجی وابسته است که اکنون هدف قرار گرفتهاند.
برای مخاطب ایرانی، این جنگ از سه کانال قابل ردیابی اثر میگذارد:
اگر ریاض برای پایان حملات به میانجیگری تهران نیاز پیدا کند، موقعیت ایران در برابر عربستان و احتمالاً آمریکا تقویت میشود. نشانه آن، ادامه تماسهای عراقچی و بن فرحان و هرگونه گفتوگوی سهجانبه است.
ترامپ گفته در حال بررسی ازسرگیری حمله به ایران است. اگر واشنگتن حملات حوثیها را به حساب تهران بگذارد، خطر بازگشت جنگ مستقیم بیشتر میشود؛ پیامدی که اقتصاد ایران، زیر محاصره، کمترین توان تحمل آن را دارد.
فشار بر مسیر ینبع، قیمت جهانی را بالا نگه میدارد. اما برای ایرانی که صادراتش زیر محاصره است، قیمت بالاتر فقط وقتی سود است که نفت واقعاً فروخته و پولش وصول شود.
یک نکته را باید صادقانه گفت: هیچکدام از این سه کانال هنوز به نتیجه قطعی نرسیده و رابطه علت و معلولی میان حملات حوثیها و تصمیمهای واشنگتن درباره ایران فعلاً اثبات نشده است.
برای فهم کانال نفت و تحریم بیشتر بخوانید
خواسته: پایان عملیات سعودی، رفع محدودیت بنادر و فرودگاهها، پرواز به ایران، حقوق و غرامت
اهرم: موشک و پهپاد دوربرد، موقعیت در بابالمندب
خواسته: امنیت فرودگاهها و صادرات، ادامه چشمانداز ۲۰۳۰
اهرم: نیروی هوایی، پشتیبانی دولت یمن، متحدان تازه
خواسته: کاهش محاصره، نقش میانجی، اهرم در مذاکره
اهرم: نفوذ بر حوثیها، کانال دیپلماتیک با ریاض
خواسته: ثبات بازار نفت، حمایت از ریاض بدون جنگ تازه
اهرم: اطلاعات، هدفیابی، تحریم
خواسته: بازپسگیری مخا و سواحل بابالمندب
اهرم: پشتیبانی سعودی
۱. جنگ نیابتی: حوثیها ابزار فشار ایراناند و هدف اصلی، کاهش محاصره ایران است. شواهد له: همزمانی با بنبست ایران و آمریکا، اظهارات یک مقام ارشد ایرانی، خواسته پرواز به ایران. شواهد علیه: انکار حوثیها، نبود سند فرماندهی، و اینکه جرقه، رویدادی در خود یمن بود.
۲. جنگ یمنی با پیامد منطقهای: حوثیها در درجه اول به عملیات «فجر یمن» و تهدید مخا و بابالمندب واکنش نشان میدهند. شواهد له: آغاز حملات دو روز پس از شروع عملیات، و خواستههایی که عمدتاً یمنیاند. فواز جرجس از مدرسه اقتصاد لندن میگوید آنچه حوثیها اکنون میخواهند «صلح فاتح» است.
۳. جنگ خلیج فارس: فارع المسلمی، پژوهشگر یمنی، میگوید: «این فقط جنگ سعودی نیست؛ جنگ خلیج فارس است» و از خطر درگیری بدتر از ۲۰۱۵ هشدار میدهد. در این خوانش، یمن، هرمز و بابالمندب یک صحنه واحدند.
این سه فرضیه لزوماً متضاد نیستند؛ محتملترین خوانش ترکیبی از آنهاست، اما وزن هرکدام فقط با رفتار بعدی بازیگران روشن میشود.
قویترین نقد بر تز رونما این است که ممکن است اثر حملات را بزرگنمایی کند. عربستان بیشتر پرتابهها را رهگیری کرده، تولید نفتش آسیب ندیده، مسیر صادرات را به سمت سوئز تغییر داده و اقتصاد غیرنفتیاش طبق پیشبینی رسمی همچنان رشد مثبت دارد. فرودگاه هم پیشتر پس از حمله ۸ اکتبر ظرف یک روز بازگشایی شده بود. عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز پژوهشهای خلیج، معتقد است حوثیها به «نقطه عدم مذاکره» رسیدهاند و تنها گزینه ریاض اقدام نظامی است؛ یعنی ممکن است فشار، برعکس، عربستان را به تشدید و نه مذاکره سوق دهد.
این نقد بخشی از تز را اصلاح میکند: آسیبپذیری عربستان واقعی است، اما هنوز به زیان پایدار تبدیل نشده. مرز میان «فشار مؤثر» و «آزار پرهزینه اما قابل تحمل» با دادههای هفتههای آینده مشخص میشود، نه با شمار حملات.
تقویت نقش ایران؛ احتمال بازگشت به نقشه راه ۲۰۲۳
توقف عملیات فجر یمن، گفتوگوی علنی با میانجی عمانی یا ایرانی
جنگ فرسایشی و فشار بیشتر بر مسیر دریای سرخ
حملات گسترده به صنعا و الحدیده، ورود نیروهای ترکیه و پاکستان
خطر بازگشت جنگ مستقیم ایران و آمریکا
حملات آمریکا به یمن یا ایران
هزینه تدریجی برای اقتصاد غیرنفتی عربستان
ادامه حملات پراکنده و رهگیریها
شاخصهایی که باید هر هفته دید: بازگشایی واقعی فرودگاه ریاض و تعداد پروازها، بازگشت شرکتهای هواپیمایی، صادرات ینبع و مسیر نفتکشها، نرخ بیمه ریسک جنگ در دریای سرخ، اطلاعیههای آرامکو، تماسهای دیپلماتیک تهران و ریاض، و موضع آمریکا پس از انتخابات میاندورهای ۱۲ آبان.
شواهد موجود از بخش اول تز پشتیبانی میکند: حملات اکتبر دقیقاً بر نقطهای فشار آوردهاند که عربستان پس از بسته شدن هرمز بیشترین وابستگی را به آن دارد، و هزینه آن بیش از بشکه نفت، در اعتبار و سرمایه ظاهر میشود. بخش دوم تز، یعنی پیوند این کارزار با فشار بر آمریکا به نفع ایران، تا امروز بر ادعای منابع بینام و همزمانی رویدادها تکیه دارد و اثبات نشده است.
اگر ریاض در هفتههای آینده به سمت مذاکره با میانجیگری ایران برود، یا واشنگتن همزمان با کاهش حملات در فشار بر ایران انعطاف نشان دهد، تز تقویت میشود. اگر عربستان با تشدید نظامی پاسخ دهد و حوثیها عقب بنشینند، یا حملات بیارتباط با هر تحول در پرونده ایران ادامه یابد، باید وزن بیشتری به خوانش «جنگ یمنی» داد. این را فقط رفتار بازیگران تعیین میکند، نه لحن بیانیهها.
این پرونده باز است
رونما تحولات جنگ یمن و عربستان را با همین شاخصها دنبال میکند. تازهترین گزارشها:
از حمله ۲۲ تیر ۱۴۰۵ نیروهای دولت یمن به فرودگاه صنعا برای جلوگیری از فرود هواپیمایی از ایران. حوثیها عربستان را مسئول دانستند، محاصره دریایی اعلام کردند و پس از آغاز عملیات «فجر یمن» در مهر، حمله به فرودگاههای عربستان را شروع کردند.
اثبات نشده است. یک مقام ارشد بینام ایرانی گفته حملات بخشی از راهبرد ایران و متحدانش است، اما حوثیها این را رد میکنند و در منابع بررسیشده سند مستقلی از فرماندهی عملیاتی ایران ارائه نشده است.
چون با بسته بودن عملی تنگه هرمز، خط لوله شرق-غرب و بندر ینبع در دریای سرخ اصلیترین مسیر صادرات نفت عربستان شدهاند.
تا امروز منبع معتبری کاهش تولید یا صادرات بر اثر حملات اکتبر را گزارش نکرده است؛ آسیب بیشتر در فرودگاهها، رویدادها و اعتبار سرمایهگذاری دیده میشود.