فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن مجلس در برابر سیاست ۱۰ هزار دلاری؛ چه کسی قواعد ارز را تغییر می‌دهد؟
Iran parliament 4 scaled
بانک و پول

مجلس در برابر سیاست ۱۰ هزار دلاری؛ چه کسی قواعد ارز را تغییر می‌دهد؟

انتقاد مجلس از فروش ارز تا سقف ۱۰ هزار دلار، یک اختلاف صرفاً اقتصادی نیست؛ این مناقشه مرز اختیار بانک مرکزی، قدرت نظارتی مجلس و هزینه پاسخ‌گویی در سیاست ارزی را روشن می‌کند.

سپیده راد۱۷ مهر ۱۴۰۵ · ۷ دقیقه مطالعه

ساختمان مجلس در تهران، ۲۴ آوریل ۲۰۱۵؛ عکس آرشیوی مانفی، ویکی‌مدیا کامنز، CC BY-SA 4.0. تصویر جلسه جدید سیاست ارزی نیست.

نمای ساختمان مجلس شورای اسلامی در تهران
ساختمان مجلس شورای اسلامی؛ تصویر آرشیوی و مرتبط با نقش نظارتی مجلس، نه جلسه مشخص بررسی سیاست ارزی. عکس: مانفی / Wikimedia Commons / CC BY-SA 4.0

اعلام بانک مرکزی درباره برنامه عرضه تا دو میلیارد دلار اسکناس ــ با یک میلیارد دلار در مرحله نخست و امکان خرید تا سقف ۱۰ هزار دلار برای هر فرد بالای ۱۸ سال ــ خیلی زود به یک مناقشه میان مجلس و سیاست‌گذار پولی تبدیل شد. شماری از نمایندگان این سیاست را محرک تقاضای تازه و انتقال منابع محدود به خریداران برخوردارتر می‌دانند؛ بانک مرکزی در مقابل می‌گوید فروش ارز ابزار قانونی مدیریت بازار و مهار نوسان است.

در این خبر اقتصادی می‌خوانید
  1. ۱آنچه واقعاً رخ داده و آنچه هنوز ادعاست
  2. ۲قانون اختیار را به چه نهادی داده است؟
  3. ۳مجلس چه ابزارهایی دارد و چه ابزاری ندارد؟
  4. ۴اختیار قانونی با توان واقعی یکی نیست
  5. ۵چه کسی سود می‌برد و چه کسی هزینه می‌دهد؟
  6. ۶چه داده‌ای می‌تواند اختلاف را از شعار جدا کند؟
  7. ۷قوی‌ترین دفاع از بانک مرکزی
  8. ۸نتیجه: نزاع واقعی بر سر حق وتو نیست

اما پرسش سیاسی مهم‌تر از موافق یا مخالف بودن با عرضه ارز این است: چه کسی حق دارد قواعد بازار ارز را تغییر دهد و چه کسی می‌تواند آن تصمیم را متوقف یا اصلاح کند؟ پاسخ کوتاه این است که اختیار عملیاتی در درجه نخست در بانک مرکزی و هیأت عالی آن متمرکز است، اما این اختیار بدون پاسخ‌گویی به مجلس، محدودیت منابع و داوری بازار قابل استفاده نیست. مجلس حق نظارت و قانون‌گذاری دارد، ولی اعتراض نمایندگان به‌تنهایی معادل فرمان توقف یک عملیات ارزی نیست.

آنچه واقعاً رخ داده و آنچه هنوز ادعاست

واقعیت: بانک مرکزی عرضه اسکناس را آغاز کرده و گفته است در مرحله نخست یک میلیارد دلار و در کل تا دو میلیارد دلار برای این برنامه در نظر گرفته می‌شود. سقف اعلام‌شده برای هر متقاضی واجد شرایط ۱۰ هزار دلار است. چند نماینده و رئیس مجلس نیز علناً درباره منطق، توزیع منافع و پیامدهای این تصمیم پرسش مطرح کرده‌اند.

ادعای بانک مرکزی: انتقال تقاضا از بازار غیررسمی به شبکه بانکی، دست سیاست‌گذار را برای مدیریت بازار بازتر می‌کند و می‌تواند از نوسان بکاهد. این ادعا زمانی تقویت می‌شود که فروش رسمی جای تقاضای موجود را بگیرد، شکاف قیمت‌ها کاهش یابد و عرضه به موج تازه خرید دامن نزند.

ادعای منتقدان: دسترسی عمومی به سهمیه‌ای بزرگ، به‌ویژه اگر نرخ رسمی پایین‌تر از بازار باشد، می‌تواند تقاضایی ایجاد کند که پیش از اعلام طرح وجود نداشت. منتقدان همچنین می‌پرسند چرا اسکناس باید به خرید دارایی اختصاص یابد، در حالی که واردات دارو، مواد اولیه و کالاهای ضروری نیز به ارز نیاز دارد.

آنچه هنوز معلوم نیست: آمار عمومی و قابل اتکایی درباره تعداد خریداران نهایی، حجم واقعی فروش، سهم تقاضای مصرفی و سرمایه‌ای، میزان بازفروش ارز و اثر خالص عملیات بر ذخایر منتشر نشده است. بنابراین نه موفقیت سیاست و نه شکست آن را می‌توان فقط از صف بانک‌ها یا نوسان یک‌روزه نرخ نتیجه گرفت.

قانون اختیار را به چه نهادی داده است؟

قانون بانک مرکزی نظام ارزی کشور را «شناور مدیریت‌شده» تعریف می‌کند و به بانک مرکزی اجازه می‌دهد برای اجرای سیاست ارزی در بازار مداخله کند و ارز بخرد یا بفروشد. تعیین سیاست‌های پولی و ارزی و نظارت بر اجرای آنها در ساختار داخلی بانک مرکزی به هیأت عالی و شوراهای تخصصی آن مربوط است. از این جهت، فروش ارز در اصل در قلمرو اختیارات سیاست‌گذار پولی قرار می‌گیرد؛ البته مشروط به رعایت قوانین، ذخایر ارزی و تعهدات کشور.

در همان معماری قانونی، مجلس بیرون از ماجرا نیست. دو نماینده به‌عنوان ناظر و بدون حق رأی در جلسات هیأت عالی حضور دارند و رئیس‌کل نیز مکلف است گزارش‌های دوره‌ای درباره سیاست‌های پولی، ارزی و اعتباری به مجلس ارائه کند. این طراحی عمداً میان «اجرای روزمره سیاست» و «پاسخ‌گویی عمومی و تقنینی» فاصله می‌گذارد: نماینده مجلس مدیر عملیات بازار ارز نیست، اما می‌تواند درباره منطق، نتایج و انطباق تصمیم با قانون مطالبه توضیح کند.

مجلس چه ابزارهایی دارد و چه ابزاری ندارد؟

نخستین ابزار مجلس، جلسه نظارتی و مطالبه اسناد است؛ یعنی بانک مرکزی باید نشان دهد هدف کمی طرح چیست، چه شاخصی موفقیت را تعریف می‌کند و چه سقفی برای هزینه یا مصرف ذخایر تعیین شده است. ابزار دوم، سؤال و فشار سیاسی بر دولت و وزیر اقتصاد است، هرچند رئیس‌کل بانک مرکزی مانند یک وزیر مستقیماً با استیضاح برکنار نمی‌شود. ابزار سوم، قانون‌گذاری است: اگر نمایندگان سیاست را مغایر مصلحت یا دارای خلأ قانونی بدانند، می‌توانند قواعد عام‌تری درباره گزارش‌دهی، شفافیت یا حدود تخصیص تصویب کنند.

آنچه مجلس ندارد، اختیار فنی برای تعیین نرخ روزانه، انتخاب شعب عرضه‌کننده یا صدور دستور مستقیم به معامله‌گران بانک مرکزی است. توقف فوری طرح معمولاً یا به تصمیم خود بانک مرکزی و هیأت عالی نیاز دارد، یا باید از مسیر یک حکم قانونی روشن، تصمیم دولت در حدود اختیارش، یا نظارت قضایی بر تخلف احتمالی بگذرد. بنابراین وعده «پیگیری» رئیس مجلس از نظر سیاسی مهم است، اما هنوز نتیجه حقوقی مشخصی تولید نکرده است.

اختیار قانونی با توان واقعی یکی نیست

بانک مرکزی می‌تواند ارز بفروشد، اما نمی‌تواند با اعلام یک سقف، رفتار مردم را کنترل کند. اگر خانوارها انتظار افت بیشتر ارزش پول ملی داشته باشند، عرضه رسمی ممکن است به جای خاموش کردن تقاضا، به آن مهر تأیید بزند. در مقابل، اگر حجم عرضه معتبر، مسیر خرید شفاف و اختلاف نرخ محدود باشد، حضور بانک مرکزی می‌تواند هزینه معامله در بازار غیررسمی را بالا ببرد و انتظارات را موقتاً آرام کند.

این همان تفاوت میان «اختیار» و «ظرفیت» است. ظرفیت بانک مرکزی به اندازه منابع قابل استفاده، امکان تداوم عملیات، هماهنگی شبکه بانکی و مهم‌تر از همه اعتماد عمومی وابسته است. اگر بازار تصور کند عرضه کوتاه‌مدت و غیرقابل تکرار است، فروش اولیه می‌تواند فقط زمان بخرد. اگر سیاست با داده، معیار خروج و توضیح روشن همراه شود، حتی حجم کوچک‌تر نیز ممکن است اثر بیشتری بر انتظارها بگذارد.

چه کسی سود می‌برد و چه کسی هزینه می‌دهد؟

سقف ۱۰ هزار دلار برای همه یکسان است، اما توان استفاده از آن یکسان نیست. خانواری که نقدینگی لازم ندارد عملاً از این امکان بهره‌ای نمی‌برد؛ فردی با پس‌انداز بیشتر می‌تواند سهمیه را به دارایی ارزی تبدیل کند. اگر میان نرخ فروش و بازار آزاد فاصله معناداری وجود داشته باشد، انگیزه اجاره کارت ملی و بازفروش نیز بیشتر می‌شود. در این حالت، برابری صوری سهمیه به توزیع برابر منفعت منجر نمی‌شود.

هزینه سیاست نیز فقط عددی در ترازنامه بانک مرکزی نیست. اگر عرضه بتواند نوسان را مهار کند، واردکننده، تولیدکننده و مصرف‌کننده از کاهش نااطمینانی سود می‌برند. اگر منابع بدون اثر پایدار مصرف شود، هزینه فرصت آن ممکن است به تأمین واردات یا قدرت مداخله آینده منتقل شود. برای فهم مسیر پول و محدودیت‌های سیاست‌گذار، تحلیل رونما درباره ممنوعیت وام برای خرید طلا، ارز و رمزارز نیز نشان می‌دهد که محدودکردن یک کانال لزوماً تقاضای دارایی را از بین نمی‌برد.

چه داده‌ای می‌تواند اختلاف را از شعار جدا کند؟

شاخصاگر سیاست مؤثر باشدعلامت هشدار
شکاف نرخ رسمی و غیررسمیکاهش پایدار، نه فقط یک افت کوتاهباقی‌ماندن سود بزرگ برای بازفروش
حجم و ترکیب خریدارانتوزیع شفاف و کاهش تقاضای بازار غیررسمیتمرکز خرید، صف‌سازی یا اجاره کارت ملی
تداوم عرضهبرنامه روشن با معیار توقفعرضه مقطعی بدون گزارش منابع و نتیجه
اثر بر انتظاراتکاهش نوسان و ثبات معاملاتافزایش خرید احتیاطی پس از اعلام طرح

مجلس اگر بخواهد نظارتش به اصلاح سیاست منجر شود، باید همین داده‌ها را مطالبه کند، نه اینکه تنها درباره «ارزپاشی» یا «دفاع از بازار» داوری سیاسی داشته باشد. بانک مرکزی نیز اگر بر استقلال عملیاتی خود تأکید دارد، باید معیار موفقیت، مدت اجرا و هزینه فرصت را توضیح دهد. استقلال بدون سنجش‌پذیری می‌تواند به مصونیت از پاسخ‌گویی تبدیل شود؛ مداخله سیاسی بدون داده نیز می‌تواند ابزار سیاست‌گذار را درست در زمان بحران از کار بیندازد.

قوی‌ترین دفاع از بانک مرکزی

قوی‌ترین ضدتحلیل این است که در بازار بحران‌زده، سرعت عمل ارزش دارد و انتظار برای اجماع سیاسی می‌تواند هزینه نوسان را بیشتر کند. بانک مرکزی برای اثرگذاری باید بتواند غافلگیرکننده و سریع مداخله کند؛ انتشار همه جزئیات پیش از اجرا نیز ممکن است معامله‌گران را قادر کند علیه سیاست موقعیت بگیرند. از این منظر، اعتراض مجلس اگر به الزام اخذ اجازه برای هر عملیات تبدیل شود، استقلال سیاست‌گذار را تضعیف می‌کند.

این دفاع معتبر است، اما یک شرط دارد: محرمانگی عملیاتی نباید جای گزارش‌دهی پسینی را بگیرد. بانک مرکزی می‌تواند زمان و شیوه مداخله را پیشاپیش منتشر نکند، ولی پس از اجرا باید نشان دهد چه مقدار فروخته، چه تغییری در شکاف نرخ ایجاد شده و معیار پایان طرح چیست. در سوی مقابل، مجلس نیز باید میان نظارت بر نتیجه و تصدی‌گری در عملیات روزانه تفاوت بگذارد.

نتیجه: نزاع واقعی بر سر حق وتو نیست

این مناقشه فعلاً نبردی میان دو حق وتوی برابر نیست. بانک مرکزی ابزار اجرا و اختیار قانونی مداخله را دارد؛ مجلس ابزار مطالبه توضیح، فشار سیاسی و تغییر قانون را در اختیار دارد. برنده کوتاه‌مدت کسی است که عملیات را اجرا می‌کند، اما دوام سیاست به نهادی وابسته است که بتواند افکار عمومی و سایر بازیگران را با داده قانع کند.

مسئله بنیادی بازار ارز نیز فراتر از یک برنامه فروش اسکناس است. تورم، کسری بودجه، تحریم و انتظارات به یکدیگر متصل‌اند؛ همان حلقه‌ای که در تحلیل ۳۶۰ رونما درباره ریشه‌های تورم ۹۰ درصدی ایران بررسی شده است. فروش ارز می‌تواند سرعت نوسان را تغییر دهد، اما بدون تغییر آن سازوکارهای زمینه‌ای، به‌تنهایی ثبات پایدار نمی‌سازد.

نویسندهسپیده راد

خبرنگار بازار بدهی با تمرکز بر اوراق دولتی، نرخ بازده و صندوق‌های درآمد ثابت. پیوند کسری بودجه، سیاست پولی و نرخ‌های بازار را بررسی می‌کند.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید