فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن پیمان مکه؛ ایران عضو بالقوه یا مسئله حل‌نشده ائتلاف؟
rawImage
ایران

پیمان مکه؛ ایران عضو بالقوه یا مسئله حل‌نشده ائتلاف؟

ترکیه می‌گوید ایران می‌تواند روزی به پیمان مکه بپیوندد؛ همان ائتلافی که اکنون برای دفاع از عربستان در برابر حملات حوثی‌ها فعال می‌شود. تناقض ظاهری، ضعف بنیادی‌تری را آشکار می‌کند: سه عضو هنوز تعریف مشترکی از تهدید ندارند.

مر
مسعود رستگار۴ مهر ۱۴۰۵ · ۹ دقیقه مطالعه

تصویر آرشیوی از مراسم امضای توافق دفاعی مشترک مکه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه در اوت ۲۰۲۶؛ پاکستان اکنون می‌گوید تعهدات دفاعی با عربستان عملیاتی است.

ترکیه می‌گوید ایران می‌تواند روزی به پیمان دفاعی مکه بپیوندد؛ همان پیمانی که اکنون برای کمک به عربستان در برابر حملات حوثی‌ها وارد مرحله عملیاتی می‌شود. این دو گزاره در ظاهر متناقض‌اند. اما کنار هم گذاشتن متن توافق، رفتار سه عضو و مواضع تازه آنکارا نشان می‌دهد آزمون واقعی پیمان مکه نه قدرت نظامی آن، بلکه توانش برای تعریف «تهدید مشترک» است؛ چیزی که هنوز میان اعضا حل نشده است.

در این تحلیل بین‌المللی می‌خوانید
  1. ۱آنچه تازه شده، حرف ترکیه نیست؛ زمان بیان آن است
  2. ۲روایت اول: این ائتلاف برای مهار ایران ساخته شده است
  3. ۳اما این روایت یک مشکل دارد: اعضا ایران را دشمن مشترک تعریف نکرده‌اند
  4. ۴گره اصلی: اگر ایران عضو شود، «حمله به یک عضو» چگونه تعریف می‌شود؟
  5. ۵پیمان امروز واقعاً چه کاری می‌تواند بکند؟
  6. ۶نقطه کور: شاید هدف ترکیه از مطرح‌کردن ایران، عضویت فوری ایران نباشد
  7. ۷ضدتحلیل: شاید همین تناقض، نقطه قوت پیمان باشد
  8. ۸آنچه می‌دانیم

نعمان کورتولموش، رئیس پارلمان ترکیه، روز جمعه گفت توافق دفاعی میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان می‌تواند به چارچوبی گسترده‌تر برای جهان اسلام تبدیل شود و حتی ایران نیز به آن بپیوندد. تقریباً هم‌زمان، وزیران خارجه سه عضو در نیویورک برای اجرای همان پیمان جلسه گذاشتند، حملات حوثی‌ها به عربستان را محکوم کردند و درباره برگزاری فوری نشست رؤسای ستاد ارتش‌ها برای بررسی کمک به ریاض توافق کردند.

خبر در سطح اول ساده است: آنکارا می‌خواهد پیمان مکه را «ضد ایران» معرفی نکند. اما سؤال تحلیلی سخت‌تر این است: آیا ائتلافی که نخستین آزمون عملی آن مقابله با حملات نیرویی نزدیک به تهران است، واقعاً می‌تواند روزی خود ایران را درون همان چتر دفاعی جا دهد؟

پاسخ نه «بله» ساده است و نه «نه». پیمان مکه دقیقاً در مرز میان دو مدل امنیت منطقه‌ای ایستاده است: یک بلوک بازدارنده برای حفاظت از اعضا در برابر تهدیدهای بیرونی، یا یک چارچوب فراگیر که حتی رقبای امروز را وارد قواعد مشترک کند. شواهد فعلی نشان می‌دهد مدل اول بسیار جلوتر از مدل دوم است.

آنچه تازه شده، حرف ترکیه نیست؛ زمان بیان آن است

ترکیه از زمان امضای توافق در ۷ اوت تأکید کرده که پیمان علیه کشور مشخصی ساخته نشده است. هاکان فیدان حتی آن را از نظر تعهد دفاع جمعی با ماده ۵ ناتو مقایسه کرده، اما گفته نوع کمک به شرایط حمله و درخواست کشور عضو بستگی دارد. پاکستان نیز پیمان را «دفاعی» و فاقد جاه‌طلبی منطقه‌ای توصیف کرده است.

پس سخن تازه کورتولموش به‌خودی‌خود چرخش سیاست نیست. اهمیت آن در زمان بیانش است. پیمان اکنون از مرحله بیانیه عبور کرده: دبیرخانه در عربستان در حال شکل‌گیری است، کمیته‌های سیاسی و نظامی طراحی شده‌اند، همکاری صنایع دفاعی و رزمایش‌های مشترک در دستور کار است و نشست اضطراری فرماندهان نظامی برای حمایت از عربستان بررسی می‌شود.

به عبارت دیگر، آنکارا درست زمانی از امکان عضویت ایران حرف می‌زند که ائتلاف برای نخستین بار باید نشان دهد «حمله به یک عضو، حمله به همه» در عمل چه معنایی دارد.

روایت اول: این ائتلاف برای مهار ایران ساخته شده است

برای این روایت شواهد قابل توجهی وجود دارد. پیمان در میانه جنگ گسترده ایران با آمریکا و اسرائیل و پس از حملات موشکی به کشورهای خلیج فارس امضا شد. عربستان بیش از دیگر اعضا در معرض پیامدهای مستقیم جنگ قرار گرفته است. اکنون نیز حملات حوثی‌ها به شهرها و زیرساخت‌های سعودی نخستین پرونده‌ای است که مکانیسم دفاع جمعی را به حرکت انداخته است.

ترکیه گفته آماده بررسی نیازهای فنی-نظامی عربستان است. پاکستان نیز بر تعهد خود به دفاع از عربستان تأکید کرده، هرچند در مراحل قبلی گفته بود پاسخ نظامی مشخصی هنوز تصویب نشده است. بیانیه رسمی سه کشور در نیویورک حق عربستان برای دفاع از خود را طبق ماده ۵۱ منشور ملل متحد به رسمیت شناخت و نشست فوری رؤسای ستاد را مطرح کرد.

اگر فقط به «اثر عملی» نگاه کنیم، نتیجه روشن است: ساختاری که هنوز ایران عضو آن نیست، اکنون ظرفیت‌های ترکیه و پاکستان را برای تقویت امنیت عربستان در برابر حملاتی بسیج می‌کند که ریاض و شرکایش آن‌ها را به حوثی‌های مورد حمایت ایران نسبت می‌دهند.

این واقعیت توضیح می‌دهد چرا در تهران نسبت به ادعای «ضد ایران نبودن» تردید وجود دارد. نام‌نبردن از ایران در متن پیمان الزاماً به معنی بی‌ارتباط بودن آن با موازنه قدرت ایران نیست.

اما این روایت یک مشکل دارد: اعضا ایران را دشمن مشترک تعریف نکرده‌اند

اگر پیمان مکه واقعاً یک «ناتوی ضد ایران» بود، انتظار می‌رفت سه عضو در تعریف تهدید، سیاست منطقه‌ای و نحوه پاسخ نظامی هماهنگی بیشتری داشته باشند. فعلاً چنین چیزی دیده نمی‌شود.

پاکستان هم‌زمان با تعهد امنیتی به عربستان، برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن تلاش کرده و نمی‌خواهد وارد جنگ مستقیم با ایران شود. ترکیه نیز کانال سیاسی فعال با تهران را حفظ کرده و هاکان فیدان در همین هفته با عباس عراقچی دیدار کرده است. آنکارا از یک سو درباره کمک فنی به عربستان صحبت می‌کند و از سوی دیگر می‌کوشد مسیر دیپلماسی ایران و آمریکا باز بماند.

حتی درباره حوثی‌ها نیز «حمایت از عربستان» هنوز مساوی تصمیم برای ورود ترکیه و پاکستان به جنگ یمن نیست. نشست فرماندهان قرار است گزینه‌ها را بررسی کند؛ بیانیه رسمی نگفته نیروی زمینی، حمله هوایی یا عملیات مستقیم تصویب شده است.

بنابراین باید میان سه سطح تفاوت گذاشت: همبستگی سیاسی با ریاض، کمک دفاعی برای حفاظت از خاک عربستان، و مشارکت تهاجمی در جنگ یمن. شواهد فعلی دو سطح نخست را تقویت می‌کند، اما سطح سوم هنوز قطعی نیست.

گره اصلی: اگر ایران عضو شود، «حمله به یک عضو» چگونه تعریف می‌شود؟

اینجا نقطه‌ای است که ایده عضویت ایران با متن پیمان برخورد می‌کند.

اصل مرکزی توافق می‌گوید حمله مسلحانه به یکی از اعضا حمله به همه تلقی می‌شود. این بند تا وقتی اعضا تهدیدهای مشابه دارند ساده به نظر می‌رسد. اما ورود ایران مجموعه‌ای از تعارض‌های حل‌نشده ایجاد می‌کند.

اگر درگیری میان ایران و یک بازیگر خارجی دوباره آغاز شود، آیا عربستان، ترکیه و پاکستان موظف به دفاع از ایران خواهند بود؟ اگر نیرویی که عربستان آن را وابسته به ایران می‌داند به خاک سعودی حمله کند، عضویت ایران چه تعهدی برای تهران ایجاد می‌کند؟ اگر تهران بگوید بر تصمیم حوثی‌ها کنترل عملیاتی ندارد، معیار مسئولیت چیست؟ و اگر دو عضو پیمان در یک بحران از نیروهای محلی متعارض حمایت کنند، ماده دفاع جمعی علیه چه کسی فعال می‌شود؟

این‌ها جزئیات حقوقی فرعی نیستند. بدون پاسخ به آن‌ها، عضویت ایران می‌تواند به‌جای تقویت بازدارندگی، اصل تعهد جمعی را مبهم کند.

پیمان امروز واقعاً چه کاری می‌تواند بکند؟

سه عضو روی کاغذ مجموعه‌ای کم‌سابقه از ظرفیت‌ها را کنار هم قرار داده‌اند: ارتش بزرگ و صنایع دفاعی رو به رشد ترکیه، توان نظامی و تجربه عملیاتی پاکستان، و منابع مالی و زیرساختی عربستان. همکاری برنامه‌ریزی‌شده شامل پدافند هوایی، سامانه‌های بدون سرنشین، جنگ الکترونیک، تولید مشترک و رزمایش است.

اما توان جمعی با «فرماندهی جمعی» یکسان نیست. پیمان هنوز در حال ساخت دبیرخانه، کمیته‌ها و سازوکارهای هماهنگی است. واکنش به حمله نیز خودکار نیست؛ مقام‌های ترکیه قبلاً توضیح داده‌اند کشور هدف باید کمک بخواهد و نوع کمک بر اساس شرایط تعیین شود.

پس مقایسه با ماده ۵ ناتو نباید ما را به این نتیجه برساند که پیمان مکه همین امروز یک ناتوی کامل منطقه‌ای است. ناتو دهه‌ها فرماندهی یکپارچه، استانداردهای عملیاتی، برنامه‌ریزی دفاعی و تمرین مشترک ساخته است. پیمان مکه هنوز در مرحله تبدیل اراده سیاسی به قابلیت نهادی است.

نخستین آزمون حوثی‌ها دقیقاً همین فاصله را اندازه خواهد گرفت: آیا سه کشور می‌توانند از محکومیت سیاسی به تقسیم مأموریت، اشتراک اطلاعات، پدافند هماهنگ و تصمیم عملی برسند؟

نقطه کور: شاید هدف ترکیه از مطرح‌کردن ایران، عضویت فوری ایران نباشد

یک خوانش دیگر وجود دارد که از بحث «ایران داخل یا خارج پیمان» مهم‌تر است. آنکارا ممکن است با باز نگه داشتن لفظی درِ عضویت ایران، بخواهد از تثبیت پیمان به‌عنوان یک بلوک سنی ضد تهران جلوگیری کند.

این برای ترکیه چند فایده دارد. نخست، آزادی مانورش میان ریاض و تهران را حفظ می‌کند. دوم، هزینه دیپلماتیک پیمان در روابط ترکیه با ایران را کاهش می‌دهد. سوم، به آنکارا اجازه می‌دهد توافق مکه را نه زیرمجموعه سیاست آمریکا، بلکه نمونه‌ای از «مالکیت منطقه‌ای امنیت» معرفی کند.

در این برداشت، دعوت لفظی از ایران الزاماً نقشه‌ای برای عضویت فردا نیست؛ ابزاری برای تعریف هویت ائتلاف امروز است.

ضدتحلیل: شاید همین تناقض، نقطه قوت پیمان باشد

می‌توان استدلال کرد که انتظار «دشمن مشترک» از پیمان مکه از ابتدا اشتباه است. شاید این ساختار عمداً برای دفاع از قلمرو اعضا طراحی شده، نه برای همسان‌سازی سیاست خارجی آن‌ها. در این صورت ترکیه می‌تواند با ایران رابطه داشته باشد، پاکستان میانجی باشد و هر دو در عین حال از عربستان در برابر حمله خارجی دفاع کنند.

اگر چنین مدلی کار کند، پیمان به‌جای بلوک‌بندی کلاسیک می‌تواند شکل تازه‌ای از امنیت منطقه‌ای باشد: کشورها اختلاف سیاسی خود را حفظ می‌کنند، اما روی یک قاعده محدود ــ عدم پذیرش حمله به قلمرو اعضا ــ توافق می‌کنند.

حتی عضویت ایران در آینده از نظر نظری ناممکن نیست، اگر تهران و ریاض بتوانند اصل عدم حمله و عدم استفاده از نیروهای نیابتی علیه اعضای دیگر را به قاعده‌ای قابل راستی‌آزمایی تبدیل کنند. آن‌وقت پیمان از ابزار موازنه قدرت به سازوکار مهار متقابل تبدیل می‌شود.

اما این «اگر» بسیار بزرگ است. امروز چنین سازوکار قابل راستی‌آزمایی وجود ندارد.

آنچه می‌دانیم

توافق مکه در ۷ اوت میان عربستان، ترکیه و پاکستان امضا شده و اصل دفاع جمعی را پذیرفته است. ساختارهای دائمی آن در حال شکل‌گیری‌اند. سه وزیر خارجه در نیویورک درباره کمک به عربستان و نشست فوری فرماندهان نظامی گفت‌وگو کرده‌اند. ترکیه رسماً می‌گوید پیمان علیه ایران نیست و رئیس پارلمان این کشور امکان پیوستن ایران را مطرح کرده است.

آنچه نمی‌دانیم

هیچ تصمیم رسمی و مشترکی برای عضویت ایران اعلام نشده است. مشخص نیست ریاض و اسلام‌آباد با ایده مطرح‌شده از سوی رئیس پارلمان ترکیه تا چه اندازه همراه‌اند. همچنین معلوم نیست نشست فرماندهان نظامی چه نوع کمک مشخصی برای عربستان تصویب خواهد کرد و آیا این کمک صرفاً دفاعی باقی می‌ماند یا به عملیات علیه حوثی‌ها گسترش می‌یابد.

چه چیزی این تحلیل را ابطال می‌کند؟

تز این تحلیل این است که مانع اصلی تبدیل پیمان مکه به معماری فراگیر منطقه‌ای، کمبود قدرت نظامی نیست؛ نبود تعریف مشترک و قابل اجرا از تهدید و مسئولیت است.

اگر سه عضو رسماً روند عضویت ایران را آغاز کنند، تهران قواعد روشن درباره مسئولیت نیروهای همسو بپذیرد، سازوکاری برای حل اختلاف میان اعضا ایجاد شود و تعهد دفاع جمعی بتواند بدون استثنا درباره ایران نیز اعمال شود، این تز تضعیف خواهد شد. در آن صورت پیمان واقعاً از یک ائتلاف سه‌جانبه به چارچوب امنیت جمعی منطقه‌ای تغییر ماهیت داده است.

برعکس، اگر پیمان در بحران یمن عملاً به ابزار حمایت نظامی از عربستان در برابر نیروهای نزدیک به ایران تبدیل شود، در حالی که تهران بیرون بماند، ادعای امکان عضویت ایران بیشتر یک پیام سیاسی ترکیه خواهد بود تا مسیر نهادی واقعی.

سه شاخص برای مسیر بعدی

اول، نتیجه نشست رؤسای ستاد: آیا کمک به عربستان به پدافند، اطلاعات و آموزش محدود می‌شود یا عملیات مستقیم را هم شامل خواهد شد؟ دوم، موضع رسمی عربستان و پاکستان درباره سخن کورتولموش: سکوت، استقبال یا رد ایده عضویت ایران هرکدام معنای متفاوتی دارد. سوم، رفتار تهران: آیا ایران پیمان را همچنان سازوکاری علیه موازنه منطقه‌ای خود می‌بیند یا برای گفت‌وگو درباره قواعد آن علامتی عملی می‌فرستد؟

پیمان مکه هنوز در نقطه‌ای نیست که بتوان آن را «ناتوی اسلامی» یا معماری امنیتی فراگیر منطقه نامید. آزمون اصلی‌اش نه تعداد موشک‌ها، پهپادها یا سربازان سه عضو، بلکه پاسخ به یک سؤال سیاسی است: آیا امنیت جمعی فقط میان کشورهایی ممکن است که دشمن مشترک دارند، یا می‌توان رقیبان را هم زیر قواعد مشترک آورد؟ حرف تازه ترکیه درباره ایران این سؤال را روی میز گذاشته؛ بحران یمن به‌زودی نشان می‌دهد پیمان در عمل کدام پاسخ را انتخاب می‌کند.

مر
نویسندهمسعود رستگار

خبرنگار و تحلیلگر اقتصاد با تمرکز بر اقتصاد کلان و سیاست‌گذاری. حوزه پوشش اصلی او بیروت، لبنان است و گزارش‌ها را با تأکید بر داده‌های قابل‌راستی‌آزمایی، زمینه محلی و تفکیک روشن خبر از تحلیل تهیه می‌کند.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید