۱۹۸۴–۱۹۸۷ — ورود اسکاد از لیبی و بعداً کره شمالی
لید: ایران در دهههای گذشته زرادخانه موشکی بزرگی ساخته و نشان داده میتواند در جنگ هزینه تحمیل کند؛ بااینحال، حملات هوایی سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ از شکافهای جدی دفاعی پرده برداشت. از قرارداد اس-۳۰۰ و انتظار طولانی برای سوخو-۳۵ تا رأی چین و روسیه به تحریمهای ۲۰۱۰ و تفاوت پیمانهای کره شمالی، این پرونده میپرسد کدام تصمیمها، تعهدهای خارجی و محدودیتهای داخلی به این وضعیت انجامیدند و چه چیزی هنوز قابلاثبات نیست.
روش تحقیق: در این پرونده «اظهارنظر»، «توافق اولیه»، «قرارداد»، «پرداخت»، «تحویل» و «استقرار عملیاتی» یکسان شمرده نشدهاند. عددهای بودجهای فقط از دادههای همتعریف استخراج شدهاند. نتیجهگیریها با گزارشهای پژوهشی مستقل، اسناد رسمی و روایتهای رقیب مقایسه شدهاند.
سؤال مرکزی: چرا موشکهای ایران به اهداف دوردست میرسند، اما این توان نتوانست از تهاجم هوایی جلوگیری کند؟ آیا مسئله صرفاً کمبود پول و تحریم است، یا انتخاب راهبردی و اعتماد بیش از اندازه به شرکایی که تعهد دفاع از ایران ندارند نیز نقش داشتهاند؟

یک نگاه؛ چهار نتیجه پیش از ورود به جزئیات
قابلیت تلافی موشکی نمیتواند بهتنهایی شبکه شناسایی، رهگیری و کنترل آسمان را جایگزین کند.
ادامه پاسخ موشکی و فشار منطقهای هم بخشی از واقعیت است.
اس-۳۰۰ با تأخیر تحویل شد، تحویل عملیاتی سوخو-۳۵ تأیید نشده و متن پیمانهای موجود تعهد دفاع متقابل برای ایران نمیآورد.
زرادخانه هستهای، خطر برای سئول و پیمانهای دفاعی با چین و روسیه همگی محاسبه جنگ را تغییر میدهند.
ریشه ماجرا؛ وقتی جنگ با عراق موشک را به جایگزینِ بخشی از قدرت هوایی تبدیل کرد
ایرانِ دهه ۱۳۶۰ با مسئلهای واقعی روبهرو بود: جنگندههای غربیِ بهجامانده از قبل از انقلاب به تعمیر، قطعه، آموزش و پشتیبانی نیاز داشتند؛ جنگ فرسایشی و محدودیتهای خارجی این زنجیره را آسیبپذیر کرده بود. در همان حال، عراق از موشک برای حمله به شهرها و اهداف دوردست استفاده میکرد. رویآوردن به موشک در آن شرایط، راهحلی برای ایجاد قدرت پاسخ بدون نیاز به نفوذ و بازگشت هواپیما از آسمان دشمن بود.
بر اساس خط زمانی پژوهشی Iran Watch، در دسامبر ۱۹۸۴ ایران نخستین محموله شامل ۸ موشک اسکاد-بی و دو پرتابگر را از لیبی دریافت کرد؛ در مارس ۱۹۸۵ نخستین اسکاد را علیه عراق به کار گرفت و در سال ۱۹۸۷ بنا بر گزارشها حدود ۱۰۰ موشک اسکاد از کره شمالی گرفت. همان منبع از همکاریهای فناورانه و تسلیحاتی چین در دهههای بعد نیز یاد میکند. این سابقه یادآور میشود که چین و کره شمالی زمانی به توسعه قابلیت موشکی ایران کمک کردند، هرچند روابط کنونی آنها با ایران یکسان نیست.
موشک برای مأموریت ضربهزدن به هدف ثابت یا مشخص طراحی شده است؛ جنگنده، سامانه پدافندی، رادار، جنگ الکترونیک و شبکه فرماندهی وظایف دیگری دارند. مسئله تاریخی آن نیست که چرا ایران موشک ساخت؛ مسئله این است که در گذر زمان چگونه میان جبران یک کمبود فوری و ساخت یک سامانه دفاعی متوازن تصمیم گرفته شد.
فرضیه قابل آزمون: اگر انتخاب موشک در دهه ۱۳۶۰ عقلانی بوده، باید دید آیا در دهههای بعد هزینه فرصت این انتخاب و گزینههای واقعاً در دسترس دوباره سنجیده شدهاند. برای پاسخ قطعی، به اسناد تخصیص بودجه، صورتجلسههای تصمیمگیری و عملکرد واقعی سامانهها نیاز داریم؛ اینها بهطور عمومی و کامل در دسترس نیستند.
در میدان؛ ایران میتواند بزند، اما چرا نمیتواند جلوی ضربه را بگیرد؟
در ژوئن ۲۰۲۵، اسرائیل توانست طی کمتر از چهار روز در بخشهای مهم آسمان ایران برتری هوایی به دست آورد. مطالعه CSIS این نتیجه را به ترکیب اطلاعات عملیاتی، آمادگی برای سرکوب پدافند، عملیات ویژه و ضعف ایران در تحرک و پراکندگی سامانههای دفاعی نسبت میدهد. این ارزیابی نشان میدهد مسئله تنها کمبود جنگنده نسل جدید نبود؛ آسیبپذیری شبکه پدافندی و فرماندهی نیز نقشی اساسی داشت.
در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، حملات مشترک آمریکا و اسرائیل بار دیگر مراکز فرماندهی، تجهیزات پدافند، قابلیتهای هوایی و زیرساخت موشکی ایران را هدف گرفتند. گزارش IISS درباره مرحله نخست جنگ توضیح میدهد که ایران با سامانه دفاعیِ از پیش آسیبدیده وارد نبرد شد و برای حفظ توان پاسخ، بر پراکندگی و پنهانسازی و بر فشار موشکی، پهپادی و دریایی تکیه کرد.
اما نتیجه نظامی را نباید به یک جمله تقلیل داد. برتری هواییِ آمریکا و اسرائیل به معنای نابودی کامل توان موشکی ایران نبود. در ارزیابی کارنگی، مهاجمان به موفقیتهای عملیاتی مهم رسیدند، ولی در مرحله مورد بررسی نتوانستند همه ظرفیتهای پاسخ ایران را حذف کنند یا با همان دستاوردها تسلیم سیاسی تهران را تضمین کنند. در مقابل، ایران توانست هزینههای اقتصادی و منطقهای تحمیل کند، بیآنکه عملیات هوایی مهاجمان را متوقف کند.
از این رو باید دستکم چهار معیار را جداگانه سنجید: جلوگیری از آغاز حمله، کاهش موفقیت عملیات دشمن، حفظ توان پاسخ پس از ضربه و دستیابی به هدف سیاسی جنگ. در بعضی از این معیارها ایران ناکام مانده و در برخی ظرفیت نشان داده است. هیچ ارزیابی منصفانهای نباید فقط یکی را نمایش دهد.

بازدارندگی دقیقاً کجا شکست خورد؟ تفاوت تهدید به تلافی با حفاظت از آسمان
در نظریه بازدارندگی، «انکار موفقیت» یعنی مهاجم باور کند به هدفش نمیرسد؛ «تنبیه» یعنی باور کند حتی با موفقیت اولیه، بهای بسیار سنگینی خواهد پرداخت. موشکهای تهاجمی بیشتر در منطق تنبیه معنا پیدا میکنند. این گزاره که «موشک سلاح انتقام است، نه سپر» از نظر رسانهای گویاست، اما اگر چنین برداشت شود که موشک اصولاً بازدارنده نیست، خطاست.
تحلیلگرانی که تحول راهبرد نظامی ایران در جنگ ۲۰۲۶ را بررسی کردهاند، از حرکت به سمت تحمیل هزینه از طریق تلافی، پهپاد، فشار اقتصادی و گسترش میدان بحران سخن میگویند. این موضوع همچنین نشان میدهد موفقیت دفاعی را نمیتوان فقط با رهگیری موشک اندازه گرفت؛ شبکههای موشکی و پدافندی طرف مقابل نیز محدودیت ذخیره رهگیر و فرسایش صنعتی دارند.
حساب هزینهها؛ آنچه اعداد واقعاً میگویند و آنچه نمیگویند
برای قضاوت درباره «چهل سال هزینه»، ابتدا باید بدانیم چه مقدار پول در چه دورهای و با چه روش حسابداری مصرف شده است. رقم قابلتوجه اما ناکامل، برآورد سالانه SIPRI است؛ نه هزینه تجمعی برنامه موشکی، نه هزینه ساخت یک جنگنده، و نه کیفیت واقعی تجهیزات در میدان.
طبق برآورد SIPRI، هزینه نظامی ایران در ۲۰۲۵ حدود ۷٫۴ میلیارد دلار، اسرائیل ۴۸٫۳ میلیارد دلار، ترکیه ۳۰ میلیارد دلار و عربستان سعودی ۸۳٫۲ میلیارد دلار بوده است. هزینه ایران در مقایسه واقعی با ۲۰۲۴ حدود ۵٫۶ درصد کاهش یافته؛ درحالیکه هزینه ترکیه ۷٫۲ درصد افزایش یافته است. اما SIPRI بهصراحت هشدار میدهد که بخشی از تأمین مالی پهپادها و موشکهای ایران با منابع خارج از بودجه رسمی، از جمله درآمد نفت، انجام میشود و در محاسبه بهطور کامل ثبت نشده است.
حتی محاسبه نسبت ظاهری هزینه اسرائیل به ایران ــ حدود ۶٫۵ برابر ــ به معنای نسبت ۶٫۵ برابری «قدرت رزمی» نیست. تفاوت قیمتها، آموزش، ساخت داخلی، اتحادهای خارجی و دسترسی به فناوری سبب میشود هزینه یکسان به نتیجه یکسان منجر نشود. قیمت دلاری یک موشک را نیز نباید مستقیماً با قیمت یک جنگنده مقایسه کرد: موشک پس از شلیک مصرف میشود، اما جنگنده هزینه خرید، آموزش، سوخت، نگهداری، بازسازی و خطر انهدام دارد.
هزینه انسانی را نباید زیر جدول بودجه پنهان کرد. دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل در گزارش خود تا ۱۷ مارس ۲۰۲۶ از بیش از ۱۲۰۰ کشته، بیش از ۱۷ هزار زخمی و آسیب به دهها هزار واحد غیرنظامی سخن گفت. این اعداد مربوط به یک بازه مشخص و گزارش اولیهاند و نباید با تلفات نهایی کل جنگ یکی گرفته شوند. تحلیل بانک جهانی نیز تأثیر حملات، اختلال تجارت، تورم و محدودیت سرمایهگذاری را بر اقتصاد ایران توضیح میدهد.
حسابرسی قراردادها؛ از وعده تا هواپیمایی که واقعاً وارد خدمت شده است
اینجا باید شش مرحله را از یکدیگر جدا کرد: مذاکره و اعلام علاقه، امضای قرارداد، پرداخت و تعهد مالی، ساخت یا تخصیص تجهیزات، تحویل فیزیکی و نهایتاً آمادگی عملیاتی. اعلام «خرید انجام شد» بهتنهایی تأیید نمیکند که هواپیما پرواز رزمی میکند. این تفاوت در دو پرونده روسیه روشن است.
اس-۳۰۰: قرارداد ۸۰۰ میلیون دلاری و فاصله تقریباً ۹ساله تا تحویل
ایران و روسیه در سال ۲۰۰۷ قراردادی به ارزش تقریبی ۸۰۰ میلیون دلار برای سامانه اس-۳۰۰ امضا کردند. روسیه در سپتامبر ۲۰۱۰ اجرای آن را متوقف کرد. مرکز مطالعات شرقی لهستان علاوه بر فشار آمریکا و اسرائیل، به ملاحظات کرملین برای بهبود مناسبات با واشنگتن اشاره میکند. بر اساس همان پژوهش، بازگرداندن پیشپرداختی در حدود ۱۶۰ میلیون دلار مطرح شد؛ این عدد «کل پول پرداختشده و ازدسترفته» نیست و نباید چنین معرفی شود.
پس از توافق هستهای ۲۰۱۵، مسیر تحویل باز شد و روسیه در ۲۰۱۶ تحویل اس-۳۰۰ را تکمیل کرد. بنابراین جمله «روسیه اس-۳۰۰ را هرگز نداد» نادرست است؛ در عوض، پرسش دقیق این است که تعلیق و تأخیر یک سامانه دفاعی در یک دوره حساس چه اثری بر برنامه نوسازی و آمادگی ایران گذاشت؟ اسناد علنی برای نسبتدادن یک خسارت مشخص در جنگ ۲۰۲۵ به این تأخیر کافی نیستند.
-
۲۰۰۷قرارداد امضا شدارزش گزارششده: حدود ۸۰۰ میلیون دلار
-
۲۰۱۰اجرای قرارداد متوقف شدپس از قطعنامه ۱۹۲۹ و فشارهای دیپلماتیک
-
۲۰۱۵مسیر تحویل باز شداحیای قرارداد پس از تغییر شرایط سیاسی
-
۲۰۱۶تحویل نهایی تکمیل شدفاصله از قرارداد اولیه: نزدیک به ۹ سال
سوخو-۳۵: قرارداد ادعاشده، آموزش خلبان و تحویل پس از جنگ
در سال ۲۰۲۳ یک نماینده مجلس از تحویل نزدیک سوخو-۳۵ سخن گفت؛ در ژانویه ۲۰۲۵ مقامهای نظامی خرید جنگنده را تأیید کردند. سرانجام محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش، در اکتبر ۲۰۲۶ گفت مقدمات و آموزش انجام شده و هواپیماهایی که قرار بود پیش از جنگ برسند، بعد از جنگ تحویل میشوند. این ادعا درباره زمانبندی خرید و آموزش، روایت یک مقام ایرانی است؛ روسیه تا زمان این بررسی توضیح عمومیِ متناظر درباره تعداد، مبلغ و تاریخ الزامآور تحویل منتشر نکرده است.
در نتیجه، دو حکم متفاوت داریم: ۱) ایران میگوید خرید و تدارک سوخو-۳۵ انجام شده؛ ۲) تحویل و استقرار عملیاتی هواپیماها در بازه مورد بحث با اسناد مستقلِ کافی تأیید نشده است. اینکه روسیه «عمداً» آنها را نگه داشته تا ایران ضعیف بماند، فرضیه است نه واقعیت اثباتشده. ممکن است علت در ساخت، آموزش، تغییر برنامه زمانی، خطر نابودی تجهیزات، اولویتهای روسیه یا اختلاف قراردادی باشد؛ بدون متن قرارداد و مدارک طرف فروشنده هیچکدام را نمیتوان با قطعیت انتخاب کرد.
دفتر تعهدات؛ از اعلام تا اجرای واقعی
اثر عملیاتیِ قابل انتسابِ تأخیر در جنگهای بعدی
تأخیر طولانی مستند؛ تحویل نهایی انجام شد
قیمت، تعداد نهایی، مدارک پرداخت، تاریخ تحویل قراردادی و استقرار رزمی
خرید اعلامشده؛ تحقق عملیاتی نامعلوم
ضمانت اجرای هر همکاری در شرایط جنگ
پیمان دفاع متقابل نیست
برنامه پروژهبهپروژه، تحقق سرمایهگذاریهای تبلیغشده و تعهد مشخص دفاعی
سند راهبردی، نه تضمین تحویل جنگنده یا دفاع نظامی
تحریمها؛ وقتی چین و روسیه هم به محدودیت تسلیحاتی ایران رأی دادند
در ۹ ژوئن ۲۰۱۰ شورای امنیت قطعنامه ۱۹۲۹ را با ۱۲ رأی موافق، دو مخالف و یک ممتنع تصویب کرد. چین و روسیه هر دو رأی مثبت دادند. قطعنامه محدودیتهای وسیعی بر انتقال جنگنده، بالگرد تهاجمی، برخی موشکها و دیگر تجهیزات عمده نظامی به ایران اعمال کرد. متن رأیگیری سازمان ملل روشن است و این گزاره به حدس درباره نیت کشورها وابسته نیست.
با اینحال، یکیکردن قطعنامه و توقف اس-۳۰۰ هم دقیق نیست. تعلیق قرارداد اقدام مشخص دولت روسیه بود؛ ملاحظات سیاسی روسیه درباره رابطه با آمریکا و اسرائیل، در کنار استناد به فضای تحریم، در تصمیم نقش داشتند. همین تفاوت نشان میدهد چرا باید «الزام حقوقی»، «تفسیر تحریم» و «انتخاب سیاسی فروشنده» جداگانه بررسی شوند.
چین نیز در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به ایران تجهیزات و فناوری منتقل کرد، اما در دورههای بعد روابط تسلیحاتی مستقیم را محدودتر نگه داشت. همزمان به خریدار مهم نفت ایران و تأمینکننده فناوریهای دومنظوره تبدیل شد. کمیسیون اقتصادی و امنیتی آمریکا–چین، که دیدگاه نهادی واشنگتن را نمایندگی میکند، به این حمایتهای اقتصادی و فناورانه اشاره کرده و در همان گزارش تأکید میکند چین از تعهد دفاعی رسمی به ایران پرهیز کرده است. دادهها و انتسابهای این گزارش باید از ارزیابیهای سیاسی آن جدا خوانده شوند.
پس دو داوری افراطی هر دو نادرستاند: «چین و روسیه هیچ کمکی به ایران نکردهاند» و «تمام ضعف دفاعی ایران محصول خیانت این دو کشور است». نخستین گزاره انتقال فناوری، تجارت، فروش تسلیحات و حمایت دیپلماتیک را نادیده میگیرد؛ دومی مسئولیت برنامهریزی داخلی، ساختار فرماندهی، تحریمهای دیگر و عملکرد سامانهها را حذف میکند.
خط زمانی تصمیمها و تعهدهای خارجی
۲۰۰۷ — امضای قرارداد اس-۳۰۰ با روسیه
۲۰۱۰ — رأی مثبت چین و روسیه به قطعنامه ۱۹۲۹؛ تعلیق اس-۳۰۰ بهدست مسکو
۲۰۱۵–۲۰۱۶ — احیای قرارداد و تکمیل تحویل اس-۳۰۰
۲۰۲۱ — سند همکاری بلندمدت چین و ایران
۲۰۲۳–۲۰۲۵ — وعدهها و تأیید خرید سوخو-۳۵؛ امضای پیمان روسیه و ایران
۲۰۲۵–۲۰۲۶ — حملات هوایی مستقیم به ایران؛ تداوم پاسخ موشکی
اکتبر ۲۰۲۶ — اظهارات سخنگوی ارتش درباره تحویل سوخو-۳۵ پس از جنگ
چرا کره شمالی مسیر دیگری طی کرد؟ هستهای، جغرافیا و تعهد رسمی متحدان
کره شمالی از نظر اقتصاد و نیروی هوایی همسنگ ایالات متحده و متحدانش نیست، اما با زرادخانه هستهای و موشکهای دوربرد، احتمال تلفات فاجعهبار را به یکی از محاسبات مرکزی جنگ تبدیل کرده است. این بازدارندگی با موشکهای متعارف ایران از یک جنس نیست. افزون بر آن، جغرافیای شبهجزیره کره و خطر حمله به سئول، هزینههای متعارف جنگ را نیز بالا میبرد.
چین و کره شمالی از سال ۱۹۶۱ پیمان دفاع متقابل دارند. روسیه و کره شمالی نیز در سال ۲۰۲۴ پیمانی با بند کمک متقابل امضا کردند. در مقابل، توافق راهبردی روسیه و ایران در ژانویه ۲۰۲۵ بند دفاع متقابل ندارد؛ فقط میگوید اگر یکی هدف حمله قرار گرفت، دیگری نباید به مهاجم کمک کند. شورای روابط خارجی و تحلیل کارنگی این تفاوت را بهروشنی توضیح دادهاند.
طبق گزارش آماری رسمی کره جنوبی، چین در ۲۰۲۴ سهمی حدود ۹۸ درصد از تجارت خارجی ثبتشده کره شمالی داشت. این وابستگی، نقش بسیار مهم پکن در دوام اقتصادی پیونگیانگ را نشان میدهد، نه اینکه چین شخصاً زرادخانه هستهای کره شمالی را ساخته یا درباره هر تصمیم نظامی اختیار تعیینکننده دارد. پیمان دفاعی چین نیز هیچگاه در عمل فعال نشده است؛ بنابراین میزان عملی حمایت در یک جنگ آینده نامعلوم است.
از سوی دیگر، نباید الگوی کره شمالی را موفقیت عمومی توسعه معرفی کرد. همان گزارش آماری نشان میدهد درآمد سرانه ناخالص ملی کره شمالی در ۲۰۲۴ تنها حدود ۳٫۴ درصد رقم کره جنوبی بوده است. بازدارندگی از حمله، اگر هم موفق باشد، بهتنهایی نشانه توسعه اقتصادی یا رفاه مردم نیست.
سطح هزینه و ریسک احتمالی حمله متفاوت است
تفاوت تعهد رسمی، نه تضمین اجرای خودکار
متمایزبودن حقوق و تکالیف
پشتوانه اقتصادی قابلسنجش، نه میزان کمک نظامی
«نبود جنگ» بهتنهایی علت بازدارندگی را اثبات نمیکند
چین و روسیه تا چه اندازه مسئولاند؟ پنج زاویه بررسی ۳۶۰
زاویه نخست | تاریخی: انتخابی که در ابتدا پاسخ به یک بحران بود
در دفاع از سیاست موشکی گفته میشود ایران در دهه ۱۳۶۰ اساساً گزینه ارزان و مطمئن دیگری نداشت و موشک امکان پاسخگویی در شرایط تحریم را ایجاد کرد. این استدلال پایه تاریخی جدی دارد. نقد مقابل این است که با تغییر فناوری و ماهیت تهدید، ارزیابی هزینه فرصت و توازن سرمایهگذاری نیز باید بهروزرسانی میشد. سند عمومی کافی برای مشخصکردن دقیق اینکه کدام انتخاب جایگزین در هر دهه عملی بود وجود ندارد.
زاویه دوم | نظامی: مسئله شبکه، نه فقط یک سامانه
برتری هوایی اسرائیل در ۲۰۲۵ از تنها یک تجهیز حاصل نشد؛ اطلاعات، آموزش، یکپارچگی نیروها، غافلگیری و عملیات سرکوب پدافند مؤثر بودند. مقایسه با اوکراین در مطالعه CSIS نشان میدهد تحرک و پراکندگی شبکه دفاعی میتواند حتی در برابر قدرت هوایی برتر سرنوشتساز باشد. بنابراین بهبود دفاع ایران را نمیتوان فقط به این فرض فروکاست که «اگر سوخو-۳۵ زودتر میرسید، آسمان امن میشد».
زاویه سوم | اقتصاد سیاسی: منابع محدود و حسابداری ناقص
ایران با تحریم و تورم بالا مواجه بوده و هزینه حفظ ناوگان مدرن متعارف بسیار سنگین است. این توضیح معتبر است اما جای حسابرسی سیاست تخصیص منابع را نمیگیرد. شکاف دادهای مهم در ایران این است که بخشی از منابع دفاعی خارج از بودجه آشکار ثبت میشود؛ بدون شفافیت بودجه نمیتوان گفت چه مقدار سرمایهگذاری در برابر کدام نتیجه انجام شده است.
زاویه چهارم | ژئوپلیتیک: شریک راهبردی لزوماً متحد دفاعی نیست
روسیه در ۲۰۱۰ قرارداد اس-۳۰۰ را تعلیق کرد و چین و روسیه به قطعنامه تحریم رأی دادند؛ همزمان هر دو کشور در دورههایی برای ایران فناوری، تجارت یا پشتیبانی دیپلماتیک فراهم کردند. این رفتار متناقض تنها با منافع مستقل این کشورها فهم میشود. روسیه روابط خود با آمریکا، اسرائیل و جنگ اوکراین را هم محاسبه میکند؛ چین نیز روابط گسترده با عربستان و امارات و منافع جهانی تجارت را در نظر میگیرد. تصور تعهد امنیتی فراتر از متن قرارداد، بخشی از خطر وابستگی است.
زاویه پنجم | جامعه و حکمرانی: چه کسی نتیجه وعده را حسابرسی میکند؟
مردم با نتیجه عملیِ تصمیم مواجه میشوند: حمله به شهرها، زیرساختها، اختلال زندگی، هزینه جنگ و محدودیتهای اقتصادی. پاسخگویی فقط این نیست که یک فرمانده از توان موشکها سخن بگوید یا سیاستمداری از «قرارداد بزرگ» خبر دهد؛ باید معلوم شود هدف دفاعی چه بود، هزینه آن چقدر بود، چه چیز تحویل شد و چه کسی مسئول تغییر برنامه پس از هشدارهای ناکامی بود. این پرسش نافی نقش تحریم یا حملات خارجی نیست؛ مکمل بررسی مسئولیتهای داخلی و خارجی است.
نگاه سیاسی؛ جدال دو روایت و شواهدی که باید هر دو طرف ببینند
جنگ نامتقارن و داستان GLA؛ یک استعاره، نه سند تاریخی
در بازی Command & Conquer: Generals، گروه خیالی GLA با ابزارهای نامتقارن و حملات دوربرد میجنگد و آمریکا بر قدرت هوایی تکیه دارد. این استعاره برای توضیح تفاوت توان حمله و دفاع قابل فهم است؛ اما گفتن اینکه «ایران استراتژی نظامیاش را از یک بازی کامپیوتری کپی کرد» اشتباه تاریخی است. برنامه موشکی ایران حدود دو دهه زودتر شکل گرفته بود. در یک تحلیل حرفهای، تصویر بازی نمیتواند جای پژوهش تاریخی یا داده جنگی بنشیند.
آینده؛ سه مسیر و شاخصهایی که میتوانند داوری ما را تغییر دهند
شکاف دفاع هوایی ممکن است پابرجا بماند
زمان، فناوری، تحریم و هزینه فرصت
پایداری وابسته به رفتار متقابل طرفها
چه چیزی تحلیل رونما را تغییر خواهد داد؟ انتشار اسناد واقعی قرارداد سوخو-۳۵، تحویل و استقرار رزمی آن؛ داده معتبر درباره نرخ رهگیری و تلفات سامانههای دفاعی؛ صورتحساب کامل هزینههای موشکی و هوایی؛ شواهد مستقلی که رابطه زمانی یک تأخیر خرید با نتیجه یک عملیات را اثبات یا رد کند؛ و متن تازهای از تعهد دفاعی یا رفتار آشکار چین و روسیه در بحران.
آنچه هنوز نمیدانیم
- ۱مجموع هزینه واقعی برنامههای موشکی، جنگنده و پدافند ایران در چهار دهه و سهم منابع خارج از بودجه.
- ۲تعداد، ارزش نهایی، شرایط پرداخت، مهلت قراردادی تحویل و وضعیت ساخت همه جنگندههای سوخو-۳۵ سفارشدادهشده.
- ۳اینکه اگر اس-۳۰۰ زودتر میرسید یا جنگندههای جدید عملیاتی میشدند، نتیجه دقیق حملات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ چقدر متفاوت بود.
- ۴تصمیمهای طبقهبندیشده داخلی درباره تخصیص بودجه، بازبینی دکترین و مدیریت خطر تأمینکننده خارجی.
- ۵سهم نسبی هر عامل در منصرفشدن آمریکا از جنگ با کره شمالی؛ نبود جنگ را نمیتوان به یک علت تقلیل داد.
جمعبندی رونما؛ فاصله میان ادعا، قرارداد و نتیجه
ایران طی دههها توان موشکی واقعی ساخت؛ این حقیقت را نمیتوان با اشاره به ضعف پدافند انکار کرد. در مقابل، ادامه توان موشکی نیز نمیتواند بهتنهایی از تصمیمهای آسیبپذیر دفاعی دفاع کند. جنگهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نشان دادند توان تحمیل هزینه با توان جلوگیری از حمله و حفاظت از زیرساختها یکسان نیست.
سهم خارجی را نیز باید دقیق نامگذاری کرد: روسیه فروشندهای بوده که یک قرارداد حیاتی را سالها به تأخیر انداخت و درباره جنگندهای دیگر تحویل عملیاتی تا این مقطع نامعلوم مانده است. چین در کنار کمکهای اقتصادی و فناورانه، در ۲۰۱۰ به تحریم تسلیحاتی ایران رأی داد و از تعهد دفاعی رسمی پرهیز کرده است. این واقعیات تصمیمهای مستقل آنها را نشان میدهند، اما اثبات نمیکنند که همه مشکلات کشور کار آنها بوده است.
اگر در یک زمینه میان وعده و عملکرد فاصله میافتد، سؤال دقیق نه «چرا ما نمیتوانیم؟» بلکه «کدام تصمیم، در کدام نهاد، با چه منابعی، با اتکا به کدام تعهد و با چه سازوکار حسابرسی گرفته شد؟» است. تا وقتی این پرسشها پاسخ مستند نگیرند، اعلام موفقیت جای سنجش عملکرد را میگیرد و مسئله بار دیگر تکرار میشود.
سؤال آخر رونما: چرا پس از نزدیک به چهل سال سرمایهگذاری، کشور هنوز با چنین شکافهایی روبهروست؛ و چرا میان قولی که داده میشود، پولی که صرف میشود، تجهیزی که تحویل میشود و نتیجهای که مردم در روز بحران میبینند، همیشه یک حسابرسی روشن وجود ندارد؟
منابع اصلی تحقیق و راستیآزمایی
- مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، مطالعه برتری هوایی در جنگ ایران و اوکراین، ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵
- Iran Watch، خط زمانی تاریخ برنامه موشکی ایران، ۲۹ آوریل ۲۰۲۶
- مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS)، ارزیابی جنگ از آغاز تا آتشبس، اکتبر ۲۰۲۶
- کارنگی، ترازنامه نظامی جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، آوریل ۲۰۲۶
- SIPRI، روند هزینههای نظامی جهان در سال ۲۰۲۵، آوریل ۲۰۲۶
- Arms Control Association، تکمیل تحویل سامانه اس-۳۰۰ به ایران، دسامبر ۲۰۱۶
- مرکز مطالعات شرقی لهستان (OSW)، علل لغو قرارداد اس-۳۰۰ در ۲۰۱۰
- سازمان ملل متحد، قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت و رأی کشورها، ۹ ژوئن ۲۰۱۰
- The Insider، اظهارات سخنگوی ارتش درباره تأخیر سوخو-۳۵، ۲ نوامبر ۲۰۲۶
- کارنگی، محدودیتهای توافق راهبردی روسیه و ایران، ۲۱ ژانویه ۲۰۲۵
- شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، پیمان دفاعی و مناسبات چین و کره شمالی
- اداره آمار کره جنوبی، شاخصهای آماری کره شمالی، دسامبر ۲۰۲۵؛ دادههای تجارت ۲۰۲۴
- کمیسیون اقتصادی و امنیتی آمریکا–چین، گزارش روابط چین و ایران، مارس ۲۰۲۶
- کمیسیون اقتصادی و امنیتی آمریکا–چین، خط زمانی نقش چین در جنگ ایران، سپتامبر ۲۰۲۶
- UN OCHA، بهروزرسانی بشردوستانه ایران تا ۱۷ مارس ۲۰۲۶
- گزارش سرویس پژوهش کنگره آمریکا (CRS)، جنگ ایران، بهروزرسانی ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶
- کارنگی، تحلیل تغییر راهبرد جنگی ایران، مارس ۲۰۲۶
- IISS، جنگ و مخاطرهجویی از منظر ایران، اکتبر ۲۰۲۶
- IISS، پدافند هوایی و موشکی کشورهای خلیج فارس، اکتبر ۲۰۲۶
- مؤسسه صلح ایالات متحده، مبانی دکترین نظامی ایران
- OSW، پیمان جدید ایران و روسیه و تفاوت آن با پیمان کره شمالی، ژانویه ۲۰۲۵
- CSIS، ارزیابی وضعیت ذخایر موشکهای رهگیر در جنگ ایران، ژوئیه ۲۰۲۶
- بانک جهانی، ارزیابی اقتصاد ایران و تأثیر جنگ ۲۰۲۶
- کمیسیون اقتصادی و امنیتی آمریکا–چین، گزارش سالانه ۲۰۲۵ به کنگره؛ مقایسه شرکا
- Lawfare، تحلیل آینده دکترین نظامی ایران پس از جنگ، ۲۰۲۶
اصول روششناسی: اعداد با دوره و تعریف اولیه نقل شدهاند؛ گزارش دولتی آمریکا درباره چین بهعنوان منبع نهادیِ دارای دیدگاه، نه سند مستقل برای اثبات همه انگیزهها، استفاده شده است؛ اختلاف میان خرید اعلامی و تحویل عملیاتی حفظ شده است.
پرسشهای متداول
آیا ساخت موشک برای ایران اشتباه بود؟+
این نتیجه از شواهد موجود به دست نمیآید. موشک برای جبران بخشی از ضعفها و تحمیل هزینه ابزار واقعی بوده است. مسئله، نسبت این سرمایهگذاری با سایر اجزای دفاعی و میزان تحقق اهداف است.
آیا روسیه قراردادهای دفاعی خود با ایران را نقض کرده است؟+
تعلیق قرارداد اس-۳۰۰ در ۲۰۱۰ و تحویل در ۲۰۱۶ مستند است؛ اما برای داوری حقوقی قطعی درباره نقض تعهد یا خسارت باید به متن قرارداد و سازوکار حل اختلاف دسترسی داشت. درباره سوخو-۳۵ جزئیات قرارداد علنی نشده است.
آیا چین میتوانست ایران را مانند کره شمالی حفاظت کند؟+
چین پیمان دفاع متقابل با کره شمالی دارد اما توافق دفاعی مشابهی با ایران ندارد. صرف داشتن پیمان نیز تضمینکننده اجرای خودکار آن نیست. شرایط هستهای، جغرافیایی و سیاسی دو کشور متفاوتاند.
آیا داشتن بمب هستهای به معنای امنیت قطعی است؟+
خیر. تهدید هستهای میتواند هزینه حمله را بهشدت افزایش دهد، اما احتمال سوءمحاسبه، جنگ محدود، حادثه و تحریم را از بین نمیبرد. درباره آثار سیاسی، اقتصادی و انسانی آن نیز باید جداگانه داوری کرد.
چرا هزینه دقیق چهل سال برنامه موشکی را در نمودار نیاوردید؟+
زیرا داده تجمیعی عمومی و مستقلاً راستیآزماییشدهای که با یک تعریف واحد قابل محاسبه باشد در دسترس نیست. ساختن عدد برای چنین نموداری گمراهکننده خواهد بود.
تحلیلهای ۳۶۰ مرتبط
همه ←
وقتی سیل به کشوری با کسری آب میرسد، آمادگی ایران برای بارشهای این هفته تا کجاست؟ | تحلیل ۳۶۰

ادعای تدارک سلاح شیمیایی از سوی ایران: هشدار امنیتی واقعی یا فشار برای بازگشت به جنگ؟ | تحلیل ۳۶۰

