فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن مامدانی و سانچز پیوندهای جهانی چپ را برای مقابله با راست پوپولیست تقویت می‌کنند
زهران مامدانی در Gracie Mansion scaled
آمریکا

مامدانی و سانچز پیوندهای جهانی چپ را برای مقابله با راست پوپولیست تقویت می‌کنند

زهران مامدانی و پدرو سانچز در نیویورک دیدار کردند؛ بخشی از تلاش نیروهای چپ و میانه‌چپ برای تبادل راهبرد درباره هزینه زندگی، سیاست‌های اقتصادی و پاسخ به رشد جریان‌های راست پوپولیست.

بخ
بهرام خالقی۱ مهر ۱۴۰۵ · ۶ دقیقه مطالعه

زهران مامدانی در Gracie Mansion نیویورک؛ تصویر آرشیوی

زهران مامدانی، شهردار نیویورک، و پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، روز ۲۳ سپتامبر در Gracie Mansion دیدار کردند؛ ملاقاتی که در ظاهر بر اقتصاد، هزینه زندگی و سیاست‌های اجتماعی متمرکز بود، اما در سطح سیاسی بخشی از روند بزرگ‌تری برای نزدیک‌کردن نیروهای چپ و میانه‌چپ در کشورهای مختلف محسوب می‌شود.

در این خبر بین‌المللی می‌خوانید
  1. ۱مامدانی و سانچز دقیقاً چه می‌خواهند؟
  2. ۲چرا اکنون این شبکه‌سازی شدت گرفته است؟
  3. ۳این شبکه فقط به مامدانی و سانچز محدود نیست
  4. ۴آنچه می‌دانیم و آنچه هنوز نمی‌دانیم
  5. ۵چرا اقتصاد به محور اصلی تبدیل شده است؟
  6. ۶تأثیر سیاسی این ارتباط‌ها چیست؟
  7. ۷اثر بر ایران
  8. ۸مسیر بعدی چیست؟

دفتر نخست‌وزیری اسپانیا این دیدار را در برنامه رسمی سانچز در جریان سفر او به نیویورک برای هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل ثبت کرده بود. گزارش‌های منتشرشده از این نشست نیز نشان می‌دهد موضوع اصلی، ارائه یک الگوی اقتصادی جایگزین با تمرکز بر دستمزد، مسکن و کاهش فشار هزینه زندگی بوده است.

مامدانی و سانچز دقیقاً چه می‌خواهند؟

در نشست نیویورک، سانچز بر تجربه دولت اسپانیا در افزایش حداقل دستمزد و سیاست‌های اجتماعی تأکید کرد و آن را نمونه‌ای از امکان اجرای یک مدل اقتصادی متفاوت دانست. مامدانی نیز طی ماه‌های گذشته بارها هزینه مسکن، حمل‌ونقل و زندگی روزمره را محور برنامه سیاسی خود قرار داده است.

این اشتراک در موضوعات اقتصادی باعث شده دو سیاستمدار، با وجود تفاوت قابل توجه در جایگاه و حوزه اختیاراتشان، در یک شبکه سیاسی گسترده‌تر قرار گیرند که تلاش می‌کند پاسخ خود را به رشد راست پوپولیست نه صرفاً در حوزه فرهنگ و مهاجرت، بلکه در اقتصاد و معیشت تعریف کند.

گزارش واشنگتن‌پست از نشست نیویورک این رویکرد را بخشی از تلاش سیاستمداران چپ آمریکا برای ایجاد ارتباط منظم‌تر با همتایان خود در خارج از ایالات متحده توصیف کرده است. اما این ارتباط‌ها در حال حاضر بیشتر شکل شبکه سیاسی و تبادل تجربه دارند تا یک سازمان یا ائتلاف رسمی بین‌المللی.

چرا اکنون این شبکه‌سازی شدت گرفته است؟

عامل اصلی، تغییر فضای سیاسی در چند دموکراسی بزرگ غربی است. احزاب راست پوپولیست و ملی‌گرا در بخش‌هایی از اروپا قدرت انتخاباتی بیشتری به دست آورده‌اند و در ایالات متحده نیز بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵ برای بسیاری از جریان‌های مترقی نقطه عطف محسوب شد.

در اروپا، آلترناتیو برای آلمان در برخی مناطق و انتخابات محلی و ایالتی قدرت گرفته و جریان راست ملی در فرانسه نیز همچنان یکی از نیروهای اصلی سیاست این کشور است. هم‌زمان، موضوعاتی مانند مهاجرت، هزینه زندگی، امنیت و نارضایتی از احزاب سنتی به محور اصلی رقابت‌های سیاسی تبدیل شده‌اند.

مامدانی نیز در سخنرانی افتتاحیه نشست U20 در نیویورک، صریحاً از رشد جریان‌های راست و آنچه او افزایش گرایش‌های اقتدارگرایانه می‌نامد سخن گفت و استدلال کرد که شهرها باید از طریق بهبود ملموس زندگی شهروندان اعتماد به دموکراسی را بازسازی کنند.

این شبکه فقط به مامدانی و سانچز محدود نیست

ارتباط میان نیروهای مترقی در دو سوی آتلانتیک سابقه طولانی‌تری دارد. کارزارهای برنی سندرز با احزاب و جنبش‌های چپ اروپا ارتباط داشته‌اند و سازمان‌هایی مانند Global Progress Action در سال‌های اخیر نشست‌هایی میان سیاستمداران دموکرات آمریکا و رهبران میانه‌چپ کشورهای دیگر برگزار کرده‌اند.

در آوریل ۲۰۲۶ نیز بیش از شش هزار فعال و چهره سیاسی از بیش از ۴۰ کشور در بارسلونا گرد هم آمدند. این نشست با حمایت سانچز برگزار شد و موضوعاتی مانند مالیات بر ثروت، اصلاح نهادهای بین‌المللی و راه‌های مقابله سیاسی با گسترش جریان‌های راست در آن مطرح شد.

چهره‌هایی از آمریکای لاتین، آفریقا و اروپا نیز در چنین نشست‌هایی حضور داشته‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد هدف بخشی از این جریان‌ها ساخت یک شبکه وسیع‌تر از همکاری فکری و سیاسی است، نه صرفاً هماهنگی درون احزاب اروپایی یا حزب دموکرات آمریکا.

آنچه می‌دانیم و آنچه هنوز نمی‌دانیم

می‌دانیم که دیدار مامدانی و سانچز رسمی بوده و در برنامه دولت اسپانیا ثبت شده است. همچنین روشن است که سازمان‌دهندگان این نشست‌ها به‌دنبال افزایش ارتباط میان سیاستمداران مترقی در کشورهای مختلف هستند.

اما هنوز نشانه‌ای از تشکیل یک ائتلاف بین‌المللی منسجم با ساختار، عضویت، بودجه یا برنامه مشترک انتخاباتی وجود ندارد. اصطلاح‌هایی مانند «جبهه جهانی چپ» اگر به معنای سازمانی واحد استفاده شوند، در شرایط فعلی از شواهد موجود فراتر می‌روند.

همچنین میان نیروهایی که در این شبکه‌ها حضور دارند اختلاف‌های جدی وجود دارد. سوسیال‌دموکرات‌های اروپایی، دموکرات‌های میانه‌چپ آمریکا و سوسیالیست‌های دموکراتی مانند مامدانی در موضوعاتی از مالیات و مالکیت عمومی گرفته تا مهاجرت، دفاع، ناتو و سیاست خاورمیانه مواضع یکسانی ندارند.

چرا اقتصاد به محور اصلی تبدیل شده است؟

یکی از نقاط مشترک این جریان‌ها این تحلیل است که پاسخ به رشد راست پوپولیست صرفاً با هشدار درباره دموکراسی یا ارزش‌های لیبرال کافی نیست. آنها تلاش می‌کنند موضوعاتی مانند اجاره مسکن، دستمزد، خدمات عمومی، قیمت انرژی و هزینه زندگی را مستقیماً وارد رقابت سیاسی کنند.

موفقیت انتخاباتی مامدانی نیز تا حد زیادی بر پیام‌های اقتصادی بنا شده بود؛ از کنترل هزینه مسکن تا توسعه خدمات عمومی. در اسپانیا نیز سانچز افزایش حداقل دستمزد و برخی سیاست‌های رفاهی دولت خود را به‌عنوان بخشی از الگوی اقتصادی حزب سوسیالیست عرضه کرده است.

این راهبرد در عین حال با انتقاد مخالفان روبه‌رو است. منتقدان راست و برخی اقتصاددانان نسبت به هزینه مالی سیاست‌های گسترده رفاهی، افزایش مالیات یا مداخله بیشتر دولت در بازار هشدار می‌دهند. بنابراین رقابت میان دو جریان فقط بر سر هویت یا مهاجرت نیست؛ اختلاف درباره نقش دولت در اقتصاد نیز بخش اصلی آن است.

تأثیر سیاسی این ارتباط‌ها چیست؟

در کوتاه‌مدت، مهم‌ترین اثر چنین نشست‌هایی انتقال تجربه انتخاباتی، شیوه‌های ارتباط با رأی‌دهندگان، سیاست‌گذاری اقتصادی و سازمان‌دهی کمپین است. رهبران و فعالان می‌توانند بررسی کنند کدام پیام‌ها در کشورهای دیگر موفق بوده و کدام راهبردها با شکست مواجه شده‌اند.

اما موفقیت یک مدل در یک کشور الزاماً قابل انتقال به کشور دیگر نیست. نظام انتخاباتی آمریکا، ساختار حزبی اسپانیا و فضای سیاسی فرانسه یا آلمان تفاوت‌های اساسی دارند. به همین دلیل، حتی نزدیک‌ترین متحدان ایدئولوژیک نیز نمی‌توانند نسخه‌ای واحد برای رقابت با راست ارائه کنند.

اثر بر ایران

در حال حاضر اثر مستقیم این شبکه‌سازی بر ایران محدود است. اهمیت آن برای تهران بیشتر در سطح سیاست خارجی اروپا و آمریکا ظاهر می‌شود.

اگر احزاب چپ و میانه‌چپ در کشورهای غربی قدرت بیشتری به دست آورند، ممکن است در موضوعاتی مانند مهاجرت، حقوق بشر، سیاست خاورمیانه، روابط با اسرائیل و نحوه استفاده از تحریم‌ها رویکردهایی متفاوت از جریان‌های راست اتخاذ کنند. با این حال، اختلاف‌های داخلی این طیف آن‌قدر زیاد است که نمی‌توان از اکنون یک سیاست واحد در قبال ایران به آن نسبت داد.

مسیر بعدی چیست؟

شاخص اصلی، تبدیل این نشست‌ها به همکاری‌های پایدارتر خواهد بود. اگر نشست‌های دوره‌ای، شبکه‌های مشترک مشاوران، برنامه‌های انتخاباتی هماهنگ یا نهادهای رسمی جدید شکل بگیرد، می‌توان از مرحله تازه‌ای در سازمان‌دهی بین‌المللی چپ سخن گفت.

در مقابل، اگر ارتباط‌ها در سطح ملاقات‌های نمادین و تبادل تجربه باقی بماند، اهمیت آنها بیشتر سیاسی و رسانه‌ای خواهد بود تا سازمانی.

انتخابات آینده در اروپا و آمریکا نیز آزمون اصلی این راهبرد است. مشخص خواهد شد که آیا تمرکز بر هزینه زندگی و سیاست‌های اقتصادی می‌تواند بخشی از رأی‌دهندگانی را که به جریان‌های راست پوپولیست گرایش پیدا کرده‌اند بازگرداند یا نه؛ پرسشی که پاسخ آن هنوز روشن نیست.

بخ
نویسندهبهرام خالقی

خبرنگار و تحلیلگر سیاست با تمرکز بر سیاست و حکمرانی. حوزه پوشش اصلی او شیراز، ایران است و گزارش‌ها را با تأکید بر داده‌های قابل‌راستی‌آزمایی، زمینه محلی و تفکیک روشن خبر از تحلیل تهیه می‌کند.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید