
۱۰ میلیارد دلار برای دور زدن هرمز؛ آمریکا چطور میخواهد اهرم ایران را ضعیف کند؟
طرح PACT میخواهد با سرمایهای حدود ۱۰ میلیارد دلار وابستگی انرژی خلیج فارس به هرمز را کاهش دهد. رونما بررسی میکند این پول تا کجا میتواند جغرافیای انرژی منطقه و اهرم ایران را تغییر دهد.
اهمیت راهبردی PACT را نباید صرفاً با سرمایه اولیه ۱۰ میلیارد دلاری سنجید. اگر این صندوق بتواند سرمایه عمومی و خصوصی بیشتری بسیج کند، بحران هرمز میتواند به محرکی برای ساخت شبکهای دائمی از مسیرهای جایگزین تبدیل شود. این شبکه در صورت تحقق میتواند بخشی از آسیبپذیری ناشی از هرمز و در نتیجه بخشی از اهرم جغرافیایی ایران را کاهش دهد، اما آن را حذف نمیکند؛ بلکه بخشی از قدرت گلوگاهی را میان کشورهای مسیر، بنادر، خطوط لوله، تأمینکنندگان امنیت، بیمهگران و تأمینکنندگان سرمایه بازتوزیع میکند.
پشت طرح ۱۰ میلیارد دلاری PACT چیست؟ نبرد بر سر معماری آینده انرژی خلیج فارس
گزارشهای منتشرشده از پیشنهاد آمریکا برای سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلار در PACT و درخواست ۵ میلیارد دلار دیگر از عربستان، امارات، قطر، کویت، بحرین، عمان، عراق و اردن خبر میدهند. اما هنوز فهرست نهایی پروژهها، تعهد قطعی شرکا، حقوق رأی، ساختار مالکیت و قواعد تخصیص سرمایه علنی نشده است. بنابراین نتیجهگیری درباره «کنترل» آمریکا قابل اثبات نیست.در مقابل، شواهد مهمی وجود دارد که نشان میدهد موضوع فراتر از بازسازی است. DFC اکنون ظرفیت مالی بسیار بزرگتری دارد و آشکارا سرمایهگذاری زیرساختی را ابزار سیاست اقتصادی و امنیت ملی آمریکا معرفی میکند. همزمان عربستان خط شرق–غرب را تا ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز افزایش داده، امارات ساخت خط دوم به فجیره را تسریع کرده و عراق و اردن دوباره مسیر بصره–عقبه را دنبال میکنند.
در این تحلیل بینالمللی میخوانید
- ۱پشت طرح ۱۰ میلیارد دلاری PACT چیست؟ نبرد بر سر معماری آینده انرژی خلیج فارس
- ۲مسئله فقط دور زدن هرمز نیست؛ PACT میتواند جغرافیای وابستگی انرژی خلیج فارس را تغییر دهد
- ۳مسئله واقعی: ۱۰ میلیارد دلار یا معماری جدید انرژی؟
- ۴آنچه میدانیم: دور زدن هرمز از قبل آغاز شده است
- ۵پشت صحنه PACT: مهمترین سؤالها هنوز بیجواباند
- ۶۱۰ میلیارد دلار: سقف پروژه یا پولی برای باز کردن شیر سرمایه؟
- ۷اگر قدرت از هرمز کم شود، به چه کسی منتقل میشود؟
- ۸اثر بر ایران: کاهش اهرم با حذف اهرم فرق دارد
در نتیجه، پرسش اصلی این نیست که آیا ۱۰ میلیارد دلار جای هرمز را میگیرد؛ نمیگیرد. پرسش این است که آیا این پول میتواند سرمایه لنگر برای شبکهای بزرگتر باشد و اگر چنین شود، قدرت ترانزیتی، ریسک و وابستگی در منطقه چگونه بازتوزیع خواهد شد.
مسئله فقط دور زدن هرمز نیست؛ PACT میتواند جغرافیای وابستگی انرژی خلیج فارس را تغییر دهد
بهروزرسانی: ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶
پیشنهاد ایجاد یک صندوق ۱۰ میلیارد دلاری با نام Partnership for Allied Trust and Construction یا PACT در نگاه اول ساده به نظر میرسد: آمریکا ۵ میلیارد دلار سرمایه بگذارد، هشت شریک خاورمیانهای ۵ میلیارد دلار دیگر تأمین کنند، زیرساخت انرژی آسیبدیده بازسازی شود و مسیرهایی ساخته شود که وابستگی صادرات نفت و گاز به تنگه هرمز را کاهش دهد.
اما عدد ۱۰ میلیارد دلار میتواند سؤال اصلی را پنهان کند. مسئله فقط این نیست که چند کیلومتر خط لوله ساخته خواهد شد. سؤال عمیقتر این است که اگر بحران هرمز به ساخت شبکهای دائمی از خطوط لوله، بنادر، مخازن، بیمه و تأمین مالی منجر شود، قدرتی که امروز در یک گلوگاه دریایی متمرکز است به کجا منتقل خواهد شد؟
سطح اطمینان به این تز در وضعیت فعلی: PROBABLE. دلیل محدودیت اطمینان این است که ساختار نهایی PACT، فهرست پروژهها، تعهد شرکا و قواعد مالکیت و تصمیمگیری هنوز علنی نشدهاند.
مسئله واقعی: ۱۰ میلیارد دلار یا معماری جدید انرژی؟
بر اساس گزارش اولیه والاستریت ژورنال، دولت آمریکا پیشنهاد کرده است ۵ میلیارد دلار در PACT سرمایهگذاری کند و از عربستان سعودی، امارات، قطر، بحرین، کویت، عمان، عراق و اردن مجموعاً ۵ میلیارد دلار دیگر بخواهد. مدیریت پیشنهادی صندوق بر عهده U.S. International Development Finance Corporation یا DFC خواهد بود.
اما در زمان این بررسی، PACT هنوز یک سازوکار نهایی و کاملاً مستند عمومی نیست. شرایط آن میتواند تغییر کند و تعهد قطعی همه شرکای پیشنهادی علناً تأیید نشده است.
| موضوع | آنچه میدانیم | آنچه نمیدانیم | وضعیت |
|---|---|---|---|
| سهم آمریکا | ۵ میلیارد دلار پیشنهاد شده است | ساختار دقیق پرداخت و ابزار مالی | STRONGLY SUPPORTED |
| شرکای منطقهای | هشت کشور برای مشارکت مطرح شدهاند | تعهد نهایی هر کشور | PARTLY CONFIRMED |
| مدیریت | DFC بهعنوان مدیر پیشنهادی گزارش شده است | حقوق رأی و قواعد تصمیمگیری | STRONGLY SUPPORTED / DETAILS UNKNOWN |
| پروژهها | بازسازی و کاهش وابستگی به هرمز هدف اعلامشده است | فهرست نهایی پروژهها | UNKNOWN |
| مالکیت | جزئیات عمومی کافی وجود ندارد | مالک نهایی داراییها و شرایط انتقال | UNKNOWN |
آنچه میدانیم: دور زدن هرمز از قبل آغاز شده است
PACT از صفر شروع نمیکند. عربستان و امارات پیش از این زیرساختهایی ساختهاند که بخشی از نفت را بدون عبور از هرمز صادر میکند.
| مسیر | وضعیت | ظرفیت/هدف گزارششده | معنای تحلیلی |
|---|---|---|---|
| East-West عربستان | فعال | آرامکو اعلام کرده ظرفیت در سهماهه نخست ۲۰۲۶ به ۷ میلیون بشکه در روز رسیده است | بخش بزرگی از صادرات عربستان گزینهای خارج از هرمز دارد |
| حبشان–فجیره امارات | فعال | حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز ظرفیت گزارش شده است | فجیره به گره راهبردی صادرات تبدیل شده است |
| خط دوم امارات به فجیره | در حال ساخت | هدف، دو برابر کردن ظرفیت صادرات از فجیره است | بحران، سرعت سرمایهگذاری در bypass را افزایش داده است |
| بصره–عقبه | پروژه در دست مذاکره | بخش اردن ظرفیت حدود یک میلیون بشکه در روز دارد | عراق میتواند وابستگی صادرات جنوب به هرمز را کاهش دهد و اردن قدرت ترانزیتی کسب کند |
آژانس بینالمللی انرژی نیز پیش از بحران تأکید کرده بود که ظرفیت جایگزین محدود است و عمدتاً در عربستان و امارات متمرکز است. بنابراین «دور زدن هرمز» یک وضعیت صفر و یک نیست. مسئله افزایش سهم انرژیای است که در زمان بحران میتواند مسیر دیگری پیدا کند.
پشت صحنه PACT: مهمترین سؤالها هنوز بیجواباند
اینجا باید میان «اطلاعات پشت پرده» و «سؤال درباره پشت پرده» فرق گذاشت. رونما مدرکی در اختیار ندارد که وجود یک توافق محرمانه برای کنترل شبکه انرژی خلیج فارس توسط واشینگتن را اثبات کند. نسبت دادن چنین هدفی به آمریکا بدون سند، تحلیل را به ادعای اثباتنشده تبدیل میکند.
اما نبود سند عمومی درباره ساختار PACT خود یک خلأ تحلیلی مهم ایجاد میکند.
| سؤال | چرا تعیینکننده است؟ | پاسخ فعلی |
|---|---|---|
| چه کسی پروژهها را انتخاب میکند؟ | مرکز واقعی قدرت صندوق را نشان میدهد | UNKNOWN |
| حق رأی آمریکا و شرکا چقدر است؟ | نشان میدهد سرمایه چگونه به قدرت تصمیمگیری تبدیل میشود | UNKNOWN |
| مالک خطوط و تأسیسات چه کسی خواهد بود؟ | مالکیت تعیینکننده درآمد و کنترل بلندمدت است | UNKNOWN |
| حقوق ترانزیت چگونه تعیین میشود؟ | کشور مسیر میتواند به گلوگاه جدید تبدیل شود | UNKNOWN |
| چه شرکتهایی قرارداد EPC، بیمه و بهرهبرداری میگیرند؟ | برندگان اقتصادی پروژه را مشخص میکند | UNKNOWN |
| آیا سرمایهگذاران آسیایی وارد میشوند؟ | ژاپن، کره جنوبی، هند و دیگر خریداران از امنیت مسیر سود میبرند | UNKNOWN |
۱۰ میلیارد دلار: سقف پروژه یا پولی برای باز کردن شیر سرمایه؟
مقایسه هزینه پروژههای موجود نشان میدهد ۱۰ میلیارد دلار برای ساخت یک شبکه جامع جایگزین هرمز کافی نیست. تنها پروژه بصره–عقبه در برآوردهای مختلف چندین میلیارد دلار هزینه دارد و برآوردهای جدیدتر برای پروژههای صادراتی عراق حتی بالاتر رفتهاند.
بنابراین سؤال مهمتر این است که آیا ۱۰ میلیارد دلار PACT قرار است هزینه نهایی باشد یا سرمایهای برای کاهش ریسک و جذب سرمایه بیشتر.
این سؤال با ماهیت DFC سازگار است. DFC خود را نهادی برای بسیج سرمایه خصوصی معرفی میکند و پس از بازاختیاردهی در ۲۰۲۵ سقف ظرفیت سرمایهگذاری آن از ۶۰ میلیارد دلار به ۲۰۵ میلیارد دلار افزایش یافته است. اختیار استفاده از بدهی، سهام و بیمه ریسک سیاسی نیز توسعه یافته است.
در اسناد بودجهای DFC نیز سرمایهگذاری سهامی ابزاری «کاتالیزوری» برای شکل دادن به نتایج پروژه توصیف شده است.
بنابراین فرضیهای که باید آزمایش شود این است: PACT ممکن است بیش از آنکه صندوقی برای پرداخت کل هزینه زیرساخت باشد، وسیلهای برای کاهش ریسک اولیه و بسیج چند لایه سرمایه باشد.
وضعیت این فرضیه: PROBABLE، اما هنوز برای خود PACT تأیید نشده است.
اگر قدرت از هرمز کم شود، به چه کسی منتقل میشود؟
| بازیگر | هدف اعلامشده/قابل مشاهده | قابلیت | محدودیت | اثر احتمالی شبکه جدید |
|---|---|---|---|---|
| آمریکا / DFC | تابآوری زنجیره تأمین و کاهش گلوگاهها | سرمایه، بیمه، بدهی و بسیج سرمایه خصوصی | نیاز به پروژههای قابل اجرا و همکاری دولت میزبان | افزایش نقش در تأمین مالی معماری زیرساختی |
| عربستان | حفظ انعطاف صادرات | خط شرق–غرب و بنادر دریای سرخ | ریسک امنیتی مسیرهای دیگر | افزایش اهمیت سرزمینی و ترانزیتی |
| امارات | افزایش ظرفیت صادرات از فجیره | ADCOP و خط دوم در حال ساخت | فجیره نیز مصون از حمله نیست | تقویت فجیره بهعنوان گره انرژی خارج از هرمز |
| عراق | تنوع مسیر صادرات | ذخایر بزرگ و گزینههای ترکیه، سوریه و اردن | هزینه، سیاست داخلی و امنیت مسیر | کاهش وابستگی جنوب عراق به هرمز |
| اردن | ترانزیت و تأمین انرژی | دسترسی به عقبه | وابستگی به اجرای پروژه عراق | تبدیل شدن به حلقه مهمتر شبکه انرژی |
| قطر، کویت و بحرین | کاهش آسیبپذیری | منابع و سرمایه | جغرافیای نامساعد برای bypass مستقل | احتمال افزایش وابستگی به همسایگان |
| ایران | حفظ منافع و اهرمهای امنیتی و اقتصادی خود | موقعیت جغرافیایی در هرمز | افزایش مسیرهای جایگزین | کاهش تدریجی بخشی از ارزش انحصاری گلوگاه، نه حذف آن |
این جدول تناقض مرکزی را نشان میدهد: «کاهش وابستگی» الزاماً به معنای «استقلال» نیست. ممکن است وابستگی به یک آبراه کاهش یابد اما وابستگی به کشور میزبان خط لوله، بندر مقصد، امنیت زمینی، بیمه و سرمایه افزایش پیدا کند.
اثر بر ایران: کاهش اهرم با حذف اهرم فرق دارد
اگر ظرفیت واقعی bypass افزایش یابد، توان اختلال در هرمز برای متوقف کردن همان میزان از صادرات منطقه کاهش پیدا میکند. این نتیجه مکانیکی زیرساخت است.
اما دو محدودیت مهم وجود دارد.
اول، نفت و LNG یکسان نیستند. خطوط لوله نفتی نمیتوانند بهسادگی جای مسیر دریایی صادرات LNG قطر را بگیرند.
دوم، خطوط جایگزین خود زیرساخت فیزیکیاند. تجربه ۲۰۲۶ نشان داده مسیرهای خارج از هرمز و بنادر مرتبط نیز میتوانند با تهدید امنیتی روبهرو شوند.
بنابراین شبکه جدید میتواند «ریسک تمرکز» را کاهش دهد، اما «ریسک ژئوپلیتیکی» را از بین نمیبرد.
چه کسی سود میبرد و چه کسی هزینه میدهد؟
کشوری که خط لوله از خاکش عبور کند میتواند درآمد ترانزیتی، سرمایهگذاری، اشتغال و اهمیت ژئوپلیتیکی بیشتری به دست آورد. سند رسمی وزارت انرژی اردن درباره بصره–عقبه دقیقاً به حق ترانزیت، تأمین نفت و انتقال مالکیت بخشی از زیرساخت پس از دوره مشخص اشاره میکند.
اما توزیع منافع یکسان نیست. عربستان و امارات از قبل bypass دارند؛ قطر، کویت و بحرین ندارند. بنابراین انگیزه آنها برای پرداخت هزینه یک شبکه مشترک الزاماً یکسان نیست.
این اختلاف منافع میتواند یکی از موانع مهم PACT باشد.
ضدتحلیل: شاید داریم یک پیشنهاد بازسازی را بیش از حد ژئوپلیتیکی میکنیم
قویترین استدلال علیه تز رونما این است که PACT هنوز بیش از یک پیشنهاد اولیه نیست. هیچ مدرک عمومی کافی وجود ندارد که نشان دهد شبکهای یکپارچه تحت هدایت آمریکا واقعاً ساخته خواهد شد.
کشورهای منطقه نیز عامل منفعل نیستند. عربستان و امارات سالها پیش از PACT برای کاهش ریسک هرمز سرمایهگذاری کردهاند. عراق و اردن نیز پروژه بصره–عقبه را سالها پیش از بحران فعلی دنبال میکردند.
بنابراین یک توضیح جایگزین معتبر این است که PACT نه «بازطراحی آمریکایی خلیج فارس»، بلکه تلاش واشینگتن برای تأمین مالی و هماهنگ کردن روند تنوعبخشیای باشد که بازیگران منطقهای خود از قبل آغاز کردهاند.
این ضدشواهد تز اولیه را محدود میکند: از دادههای موجود نمیتوان «کنترل آمریکا بر معماری انرژی خلیج فارس» را نتیجه گرفت.
نقطه کور واقعی: معماری مالکیت و حکمرانی
بزرگترین متغیر ناشناخته تعداد کیلومتر خط لوله نیست. مسئله این است که داراییهای جدید چگونه مالکیت، تأمین مالی و اداره خواهند شد.
اگر کشورهای منطقه مالک و تصمیمگیر اصلی باشند و DFC فقط بخشی از ریسک مالی را جذب کند، پیامد ژئوپلیتیکی با حالتی که انتخاب پروژه، سرمایه، استانداردها و قراردادها حول یک سازوکار آمریکایی متمرکز شود متفاوت خواهد بود.
در زمان این بررسی اطلاعات عمومی کافی برای پاسخ قطعی وجود ندارد.
این همان متغیری است که میتواند نتیجه تحلیل رونما را بهطور اساسی تغییر دهد.
چه چیزی تز رونما را تضعیف یا باطل میکند؟
| تز | شواهد فعلی | چه چیزی آن را تضعیف میکند؟ | شاخص قابل مشاهده |
|---|---|---|---|
| PACT میتواند به کاتالیزور شبکه بزرگتر تبدیل شود | ماموریت DFC برای بسیج سرمایه و افزایش ظرفیت آن | محدود ماندن صندوق به تعمیرات کوچک بدون سرمایه مکمل | فهرست پروژهها و حجم سرمایه خصوصی جذبشده |
| قدرت گلوگاهی بازتوزیع میشود | مسیرهای عربستان، امارات، عراق و اردن | عدم ساخت ظرفیت جدید یا استفاده پایین از آن | ظرفیت عملیاتی واقعی و حجم صادرات bypass |
| PACT بخشی از اهرم هرمز را کاهش میدهد | افزایش مسیرهای خارج از تنگه | ناتوانی مسیرهای جدید در زمان بحران | عملکرد واقعی آنها در اختلال بعدی |
سناریوهای پیشرو
| سناریو | محرک | نشانه تأیید | عامل بازدارنده | پیامد |
|---|---|---|---|---|
| PACT به صندوق کاتالیزوری تبدیل میشود | تعهد شرکا و ورود سرمایه خصوصی | پروژههای چنددهمیلیارددلاری و قراردادهای جدید | اختلاف شرکا و ریسک امنیتی | کاهش ریسک تمرکز هرمز و افزایش قدرت کشورهای مسیر |
| PACT عمدتاً صندوق بازسازی باقی میماند | محدود شدن توافق سیاسی | تمرکز قراردادها بر تعمیر داراییهای موجود | نیاز منطقه به تنوع مسیر | اثر ساختاری محدودتر |
| امنیت پروژه اقتصاد آن را مختل میکند | تداوم حملات به زیرساخت | افزایش حق بیمه، تأخیر پروژه و عقبنشینی سرمایهگذاران | توافقهای امنیتی و کاهش تنش | کاهش توان PACT برای جذب سرمایه |
| شبکه چندمرکزی منطقهای شکل میگیرد | پیشرفت مستقل پروژههای سعودی، اماراتی، عراقی و اردنی | چند مسیر مستقل بدون مرکز واحد | هزینه و اختلافات سیاسی | تابآوری بیشتر همراه با وابستگیهای متقابل جدید |
چه چیزی را باید از اینجا به بعد رصد کرد؟
- اعلام رسمی مشارکت یا عدم مشارکت هر یک از هشت کشور.
- اسناد رسمی DFC درباره PACT و نوع ابزار مالی.
- فهرست نخستین پروژههایی که برای تأمین مالی انتخاب میشوند.
- حقوق رأی و ساختار مالکیت صندوق.
- قراردادهای EPC و شرکتهای برنده.
- پیشرفت خط دوم امارات به فجیره تا ۲۰۲۷.
- تصمیم نهایی درباره بصره–عقبه و شیوه تأمین مالی آن.
- میزان سرمایه خصوصی که هر دلار PACT قادر به جذب آن است.
- هزینه بیمه و بیمه اتکایی زیرساختهای منطقه.
- حجم واقعی نفتی که در شرایط بحران بدون هرمز صادر میشود.
بازارزیابی تز: هرمز حذف نمیشود؛ جغرافیای وابستگی میتواند تغییر کند
بررسی شواهد تز اولیه را تقویت میکند اما همزمان آن را محدود میسازد.
شواهد کافی وجود دارد که کشورهای منطقه از بحران هرمز برای تسریع تنوع مسیرهای صادرات استفاده میکنند. همچنین شواهد رسمی نشان میدهد DFC سرمایهگذاری زیرساختی را بخشی از سیاست اقتصادی و امنیتی آمریکا میداند و برای بسیج سرمایه خصوصی ابزارهای بسیار بزرگتری نسبت به گذشته در اختیار دارد.
اما هنوز مدرک کافی وجود ندارد که PACT را یک معماری تثبیتشده یا ابزار کنترل آمریکا بر انرژی خلیج فارس بنامیم. ساختار مالکیت، حقوق رأی، پروژهها و حتی تعهد نهایی شرکا هنوز روشن نیست.
بنابراین نتیجه دقیقتر این است: PACT بالقوه میتواند بحران هرمز را از یک شوک موقت به محرک سرمایهگذاری ساختاری تبدیل کند. اگر این اتفاق رخ دهد، اهمیت هرمز صفر نمیشود و اهرم ایران نیز ناپدید نخواهد شد. آنچه تغییر میکند توزیع آسیبپذیری است: بخشی از وابستگی به یک تنگه به مجموعهای از خطوط لوله، کشورها، بنادر، قراردادهای ترانزیت، بیمهگران و تأمینکنندگان سرمایه منتقل خواهد شد.
سؤال تعیینکننده از این پس بنابراین «آیا هرمز دور زده میشود؟» نیست.
سؤال این است: قدرتی که از هرمز خارج میشود، کجا مستقر خواهد شد و چه کسی قواعد استفاده از شبکه جدید را تعیین خواهد کرد؟
پرسشهای متداول
آیا PACT رسماً ۱۰ میلیارد دلار سرمایه دارد؟
پاسخ کوتاه: هنوز نباید ۱۰ میلیارد دلار را سرمایه قطعی تلقی کرد.
۵ میلیارد دلار آمریکا و ۵ میلیارد دلار مشارکت هشت شریک منطقهای در قالب پیشنهاد گزارش شدهاند و جزئیات و تعهدات میتوانند تغییر کنند.
آیا PACT میتواند تنگه هرمز را بیاهمیت کند؟
پاسخ کوتاه: شواهد موجود چنین نتیجهای را پشتیبانی نمیکند.
ظرفیت bypass محدود است، LNG محدودیت متفاوتی دارد و مسیرهای جایگزین نیز در برابر اختلال امنیتی مصون نیستند.
آیا آمریکا میخواهد شبکه انرژی خلیج فارس را کنترل کند؟
پاسخ کوتاه: برای چنین ادعایی مدرک کافی وجود ندارد.
DFC آشکارا سرمایهگذاری را ابزار پیشبرد منافع اقتصادی و امنیتی آمریکا معرفی میکند، اما این واقعیت بهتنهایی اثبات نمیکند که هدف PACT «کنترل» شبکه انرژی خلیج فارس است.
مهمترین اطلاعات مفقود چیست؟
پاسخ کوتاه: حکمرانی پول و مالکیت داراییها.
حقوق رأی، نحوه انتخاب پروژه، مالکیت، تعرفههای ترانزیت، شرکتهای مجری و میزان سرمایه مکمل تعیین خواهند کرد که قدرت واقعی در شبکه جدید کجا قرار میگیرد.
منابع
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
آمریکا · ۱۱ آبان ۱۴۰۵هیلی استیونز از رقیب جمهوریخواه حزبش در میشیگان حمایت کرد و دموکراتها او را کنار گذاشتند
آمریکا · ۱۰ آبان ۱۴۰۵توافق ۲۲۰ میلیون دلاری جنرالموتورز با ۳۶ ایالت؛ دادهی رانندگی چگونه به نرخ بیمه رسید؟
آمریکا · ۱۰ آبان ۱۴۰۵