
گوترش: بحرانهای جهان چهار آزمونِ قدرتاند
آنتونیو گوترش در مجمع عمومی سازمان ملل جنگ، نابرابری، بحران اقلیم و هوش مصنوعی را چهار آزمون اصلی قدرت توصیف کرد و گفت ساختارهای جهانی، بهویژه شورای امنیت، باید با واقعیتهای جدید قدرت تطبیق پیدا کنند.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در دیدار با لولا داسیلوا در مقر سازمان ملل در نیویورک، ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶؛ تصویر مربوط به همان روز آغاز مناظره عمومی است، نه لحظه سخنرانی گوترش. عکس: Ricardo Stuckert / Lula Oficial / Wikimedia Commons، مجوز CC BY-SA 4.0.
آنتونیو گوترش در سخنرانی افتتاحیه خود در مناظره عمومی هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل گفت جنگ، نابرابری، بحران اقلیم و هوش مصنوعی را نباید چهار بحران جداگانه دید. به روایت او، هر چهار پرونده در نهایت به یک سؤال مشترک برمیگردند: قدرت در دست چه کسانی است، چگونه اعمال میشود و چه نهادی آن را مهار میکند.
در این خبر سیاسی میخوانید
این چارچوب، محور اصلی سخنرانی گوترش در ۲۲ سپتامبر بود. او استدلال کرد که نظم جهانی در حال حرکت به سوی چندقطبیشدن است، اما نتیجه این گذار از پیش تعیینشده نیست. یک مسیر میتواند به بلوکهای رقیب، بازارهای تکهتکه، بیاعتمادی و رقابت صفر و یکی منتهی شود؛ مسیر دیگر، به گفته او، میتواند بر شبکهای از مراکز قدرت استوار باشد که همچنان زیر قواعد مشترک و حقوق بینالملل کار میکنند.
مسئله اصلی از نگاه گوترش: قدرت از دولتها هم خارج شده است
گوترش فقط از رقابت دولتها حرف نزد. او گفت قدرت در سه سطح در حال جابهجایی است: نخست میان دولتها و با ظهور مراکز تازه اقتصادی و فناوری؛ دوم از دولتها به شمار محدودی از شرکتها و افراد که بر اطلاعات، اقتصاد، فناوری و فضای عمومی اثر میگذارند؛ و سوم از انسانها به سامانههای ماشینی و هوش مصنوعی.
این بخش از سخنرانی اهمیت خاصی دارد، چون گوترش بحران نهادی سازمان ملل را فقط به جنگ اوکراین، خاورمیانه یا اختلاف قدرتهای بزرگ محدود نکرد. استدلال او این بود که ساختارهای تصمیمگیری امروز هنوز بازتاب موازنه قدرت دهه ۱۹۴۰ هستند، در حالی که اقتصاد، فناوری و جغرافیای قدرت تغییر کرده است.
شورای امنیت؛ نمونهای از شکاف میان ساختار قدیمی و واقعیت جدید
گوترش خواستار اصلاح شورای امنیت شد و بهطور مشخص به نبود کرسی دائم برای آفریقا اشاره کرد. او یادآوری کرد که هنگام تأسیس سازمان ملل بخش بزرگی از آفریقا هنوز زیر استعمار بود، اما امروز نیز این قاره در جمع اعضای دائم شورای امنیت نمایندهای ندارد.
این نقد تازه نیست، اما در سخنرانی امسال در یک چارچوب بزرگتر قرار گرفت: مسئله فقط «نمایندگی» نیست، بلکه کارآمدی نهادی هم مطرح است. اگر شورای امنیت نتواند در بحرانهای بزرگ تصمیم بگیرد یا اگر مشروعیت ساختاری آن زیر سؤال برود، همان نهادی که باید قدرت را با قانون محدود کند، خود به بخشی از بحران اعتماد تبدیل میشود.
چهار آزمون قدرت
گوترش چهار حوزه را بهعنوان آزمونهای اصلی معرفی کرد: جنگ و صلح، نابرابری، اقلیم و هوش مصنوعی. در حوزه جنگ، او گفت قدرت نظامی بهتنهایی نمیتواند امنیت پایدار بسازد و بر اجرای بدون استاندارد دوگانه منشور سازمان ملل، حفاظت از غیرنظامیان و پاسخگویی تأکید کرد.
در حوزه نابرابری، نگاه او این بود که مسئله فقط درآمد نیست؛ دسترسی به منابع، فرصت، اعتبار مالی و امکان اثرگذاری نیز بخشی از توزیع قدرتاند. او نظام مالی بینالمللی را از منظر بدهی، هزینه سرمایه و دسترسی کشورهای درحالتوسعه به منابع مالی نقد کرد و اصلاح بانکهای توسعه چندجانبه و ترتیبات مالی جهانی را بخشی از پاسخ دانست.
در موضوع اقلیم، گوترش هشدار داد که عبور از مرز ۱.۵ درجه بهطور فزایندهای محتمل شده و دولتها باید برای خروج از سوختهای فسیلی برنامههای ملی با جدول زمانی روشن داشته باشند. این موضع، در سخنرانی او نه فقط یک دستور کار محیطزیستی، بلکه مسئلهای درباره توزیع هزینه و سود میان نسلها و کشورها بود.
چهارمین آزمون، هوش مصنوعی بود. گوترش گفت قدرت امروز بیش از گذشته از داده، ظرفیت محاسباتی و الگوریتمها میآید و همین قدرت در شمار محدودی از بازیگران متمرکز شده است. او خواستار سازوکارهای مشترک برای شفافیت، ارزیابی ایمنی و مدیریت ریسک شد و تأکید کرد تصمیمهای مرگ و زندگی نباید به ماشینها سپرده شود.
چرا این سخنرانی برای آینده سازمان ملل مهم است؟
گوترش در ماههای پایانی دوره خود قرار دارد و بنابراین سخنرانی امسال تا حدی شبیه جمعبندی نگاه او به ده سال گذشته بود. نکته مرکزی این بود که سازمان ملل از نظر او نباید در برابر تغییر موازنه قدرت کوچکتر شود؛ برعکس، باید ساختارش را با واقعیت تازه تطبیق دهد تا بتواند آن قدرت را زیر قواعد مشترک نگه دارد.
این بحث برای کشورهای متوسط و کوچک نیز مهم است. در جهانی که قدرت اقتصادی، نظامی و فناوری در چند قطب و چند شرکت بزرگ متمرکز میشود، کشورهایی که خود اهرم کافی ندارند بیش از دیگران به قواعد مشترک، نهادهای داوری و دسترسی برابر به سازوکارهای تصمیمگیری وابستهاند.
نقطه کور: چندقطبیشدن لزوماً چندجانبهگرایی نمیسازد
یکی از مهمترین تفکیکهای سخنرانی گوترش همین بود. افزایش تعداد مراکز قدرت الزاماً به معنای افزایش همکاری نیست. ممکن است جهان چندقطبی شود اما همزمان قواعد مشترک ضعیفتر شوند، زنجیرههای اقتصادی جدا شوند و هر بلوک قواعد خودش را بسازد.
برای همین، مسئله بعدی فقط این نیست که شورای امنیت یا نهادهای مالی چه زمانی اصلاح میشوند. سؤال بزرگتر این است که آیا قدرتهای اصلی حاضرند بخشی از آزادی عمل خود را به قواعد مشترک بسپارند یا نه. اگر پاسخ منفی باشد، چندقطبیشدن میتواند به رقابت بیشتر منجر شود؛ اگر پاسخ مثبت باشد، همان تغییر موازنه قدرت میتواند به نمایندگی گستردهتر و تصمیمگیری مشروعتر تبدیل شود.
مطالب مرتبط
امنیت و ژئوپلیتیک · ۱۱ آبان ۱۴۰۵ترامپ و جنگ فرسایشی ایران؛ آیا فشار حداکثری علیه آمریکا عمل میکند؟ | تحلیل ۳۶۰
امنیت و ژئوپلیتیک · ۱۱ آبان ۱۴۰۵گرگاش: رابطه با ایران برمیگردد، اعتماد نه؛ معنای این تفکیک برای تهران چیست؟
امنیت و ژئوپلیتیک · ۱۱ آبان ۱۴۰۵