فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن بسنت تورم ۳٫۷ درصدی آمریکا را به شوک انرژی نسبت داد؛ آمار رسمی چه می‌گوید؟
P20260528AM 0092 Treasury Secretary Scott Bessent holds a White House Press Briefing scaled
آمریکا

بسنت تورم ۳٫۷ درصدی آمریکا را به شوک انرژی نسبت داد؛ آمار رسمی چه می‌گوید؟

وزیر خزانه‌داری آمریکا در گفت‌وگوی ۱۸ اکتبر، گرانی انرژی را عامل اصلی فشار تورمی دانست و گفت دولت مسئول عملکرد اقتصاد است. داده‌های سپتامبر اما از افزایش هم‌زمان تورم کل و تورم هسته حکایت دارند.

تر
ترانه رفیعی۲۷ مهر ۱۴۰۵ · ۷ دقیقه مطالعه

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در نشست خبری کاخ سفید، ۲۸ مه ۲۰۲۶؛ تصویر آرشیوی و نه عکس گفت‌وگوی تلویزیونی ۱۸ اکتبر. عکس: Abe McNatt / کاخ سفید؛ مالکیت عمومی در ایالات متحده، Wikimedia Commons.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، یکشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶ در گفت‌وگوی تلویزیونی درباره افزایش هزینه زندگی از عملکرد اقتصادی دولت دفاع کرد، رشد قیمت انرژی را نتیجه شوک عرضه دانست و در پاسخ به پرسش درباره مسئولیت کاخ سفید گفت دولت عملکرد اقتصاد را بر عهده می‌گیرد. این موضع‌گیری چهار روز پس از انتشار گزارشی مطرح شد که نرخ تورم سالانه مصرف‌کننده در ایالات متحده را برای سپتامبر به ۳٫۷ درصد رسانده است.

در این خبر بین‌المللی می‌خوانید
  1. ۱تورم سپتامبر واقعاً چه تغییری کرد؟
  2. ۲تورم هسته؛ بخش مسئله‌ساز روایت وزیر خزانه‌داری
  3. ۳ادعای یک میلیون شغل در برابر گزارش ماهانه اشتغال
  4. ۴چرا انتقال شوک نفت به قیمت مصرف‌کننده یک‌مرحله‌ای نیست؟
  5. ۵دولت و بانک مرکزی چه چیز را می‌توانند تغییر دهند؟

اهمیت گفت‌وگو تنها در پذیرش مسئولیت سیاسی نیست؛ بسنت کوشید میان جهش قیمت سوخت، روند قیمت‌های دیگر و وضعیت اشتغال تمایز بگذارد. برای سنجش این روایت باید سه موضوع را از هم جدا کرد: آنچه او در برنامه روز یکشنبه Meet the Press ادعا کرد، آنچه اداره آمار کار آمریکا در گزارش‌های قبلی اندازه گرفته و آنچه هنوز درباره سهم دقیق جنگ، اختلال عرضه و سایر عوامل تورم معلوم نیست.

تورم سپتامبر واقعاً چه تغییری کرد؟

بر اساس گزارش شاخص قیمت مصرف‌کننده اداره آمار کار آمریکا که چهارشنبه ۱۴ اکتبر منتشر شد، قیمت سبد مصرفی خانوارهای شهری در سپتامبر نسبت به سپتامبر سال قبل ۳٫۷ درصد افزایش داشت؛ نرخ متناظر در اوت ۳٫۴ درصد بود. بنابراین شتاب تورم سالانه ۰٫۳ واحد درصد بیشتر شد، نه اینکه سطح عمومی قیمت‌ها فقط در یک ماه ۳٫۷ درصد بالا رفته باشد.

در مقیاس ماهانه و با تعدیل فصلی، شاخص کل در سپتامبر ۰٫۶ درصد رشد کرد؛ رشد ماهانه اوت ۰٫۴ درصد بود. این دو شاخص را نباید به جای یکدیگر نشاند: نرخ سالانه تغییر قیمت در دوازده ماه را نشان می‌دهد، در حالی که نرخ ماهانه تغییر قیمت نسبت به ماه پیش را اندازه می‌گیرد.

در ترکیب جهش شهریور و مهرِ تقویم شمسی، بنزین نقش برجسته‌ای داشت: شاخص قیمت آن در سپتامبر نسبت به اوت، پس از تعدیل فصلی، ۹٫۱ درصد بالا رفت و به گفته اداره آمار بیش از نیمی از افزایش ماهانه شاخص کل به این قلم مربوط بود. قیمت بنزین در مقایسه دوازده‌ماهه ۳۴٫۲ درصد و شاخص کل انرژی ۲۰٫۴ درصد رشد کرده بود. بنابراین برای تشخیص فشار کوتاه‌مدت، شوک انرژی را نمی‌توان نادیده گرفت.

با این حال، اینکه انرژی سهم بزرگی از افزایش ماهانه داشته، به معنی اثبات این ادعا نیست که همه تورم آمریکا فقط از جنگ یا یک اختلال مشخص ناشی می‌شود. برای چنین نتیجه‌ای به سنجش دقیق زمان آغاز اختلال، تغییر هزینه حمل‌ونقل و تولید، واکنش عرضه و تقاضا و مسیر انتقال قیمت از بازار عمده‌فروشی تا مصرف‌کننده نیاز است. آمار شاخص قیمت به تنهایی تمام این زنجیره علّی را آشکار نمی‌کند.

تورم هسته؛ بخش مسئله‌ساز روایت وزیر خزانه‌داری

بسنت در گفت‌وگو از بهبود برخی شاخص‌های غیرانرژی سخن گفت. اما داده رسمیِ قابل‌مقایسه می‌گوید شاخص قیمت مصرف‌کننده به استثنای غذا و انرژی، مشهور به «تورم هسته»، در دوازده ماه منتهی به سپتامبر ۲٫۶ درصد رشد کرد؛ این نرخ برای اوت ۲٫۴ درصد بود. به بیان دیگر، تورم هسته در این سنجه نیز ۰٫۲ واحد درصد بالاتر رفت.

در مقایسه ماهانه، تورم هسته سپتامبر ۰٫۳ درصد بود و نسبت به ماه پیش تغییر نکرد. هزینه سرپناه در یک ماه ۰٫۴ درصد، کرایه هواپیما ۱٫۲ درصد و خودروهای کارکرده ۰٫۷ درصد افزایش داشت. همین پراکندگی تغییرات نشان می‌دهد فشار قیمت‌ها فراتر از پمپ‌بنزین هم قابل مشاهده است، هرچند شدت و تداوم هر جزء متفاوت است.

نکته مهم این است که افزایش نرخ تورم با افزایش یکسان قیمت تک‌تک کالاها فرق دارد. برای مثال، شاخص مواد غذایی مصرف‌شده در خانه در سپتامبر نسبت به اوت ۰٫۱ درصد کاهش یافت، ولی در مقیاس یک‌ساله همچنان ۱٫۸ درصد بالاتر بود. کاهش قیمت یک قلم در یک ماه، گران‌تر شدن همان گروه نسبت به سال پیش را منتفی نمی‌کند.

ادعای یک میلیون شغل در برابر گزارش ماهانه اشتغال

وزیر خزانه‌داری در دفاع از دولت مدعی ایجاد حدود یک میلیون شغل در بخش خصوصی در سال ۲۰۲۶ شد و به بهبود دستمزد حقیقی اشاره کرد. این‌ها ادعاهایی درباره دوره و جمعیت آماری مشخص هستند که برای تأییدشان باید سری زمانی اشتغال بخش خصوصی از ابتدای دوره ادعایی تا پایان آن و روش محاسبه دستمزد حقیقی ارائه شود؛ صرف نقل یک رقم، آن را به نتیجه تأییدشده تبدیل نمی‌کند.

گزارش رسمی اشتغال سپتامبر که ۲ اکتبر منتشر شد، از افزایش خالص ۲۹ هزار شغل در کل اشتغال غیرکشاورزی طی همان ماه و نرخ بیکاری ۴٫۲ درصدی حکایت داشت. اداره آمار همچنین برآورد افزایش اشتغال ماه‌های ژوئیه و اوت را در مجموع ۶۰ هزار شغل پایین‌تر بازنگری کرد. این اعداد نه مستقیماً ادعای «یک میلیون شغل خصوصی در سال» را تأیید می‌کنند و نه به تنهایی آن را رد؛ زیرا یکی تغییر ماهانه کل اشتغال است و دیگری ادعای تجمعی یک زیرمجموعه از بازار کار.

متوسط دستمزد ساعتی نیز بر پایه آمار اشتغال نسبت به سال قبل ۳ درصد افزایش اسمی داشت. برای نتیجه‌گیری درباره قدرت خرید همه خانوارها، تطبیق این عدد با شاخص قیمت مناسب، نوع اشتغال، ساعات کار، ترکیب خانوار و تغییرات توزیع درآمد ضروری است. از کنار هم گذاشتن ساده رشد دستمزد اسمی و تورم عمومی نمی‌توان وضعیت واقعی تک‌تک کارکنان را محاسبه کرد.

چرا انتقال شوک نفت به قیمت مصرف‌کننده یک‌مرحله‌ای نیست؟

بازار انرژی از چند مسیر می‌تواند بر بودجه خانواده‌ها و هزینه کسب‌وکارها اثر بگذارد. افزایش بنزین نخست خرج رفت‌وآمد رانندگان را بیشتر می‌کند. گران‌تر شدن گازوئیل ممکن است هزینه حمل کالا و توزیع مواد غذایی را بالا ببرد؛ سوخت هواپیما به قیمت سفر فشار می‌آورد و هزینه انرژی کارخانه‌ها می‌تواند در برخی قراردادها به قیمت محصول نهایی منتقل شود. اما میزان انتقال، به رقابت بازار، موجودی انبار، قراردادهای خرید و توان شرکت برای جذب هزینه بستگی دارد.

محتمل است فشار برای خانوارهای کم‌درآمدی که سهم بیشتری از بودجه‌شان صرف رفت‌وآمد، انرژی و اقلام ضروری می‌شود سنگین‌تر باشد. در مقابل، برخی تولیدکنندگان انرژی ممکن است از قیمت بالاتر فروش منتفع شوند، اگر هزینه‌ها و محدودیت تولید مانع نشوند. این تفاوت توزیعی توضیح می‌دهد چرا حتی وقتی متوسط تورم به یک رقم گزارش می‌شود، تجربه مالی گروه‌های مختلف یکسان نیست.

در بازار جهانی نفت، گزارش قبلی رونما درباره برنت نزدیک ۱۱۰ دلار زمینه‌ای از فشار عرضه را بررسی کرده است. رقم نقل‌شده برای نفت یا بنزین در گفت‌وگوی روز یکشنبه، بدون تعریف قرارداد، بازار و زمان ثبت، نباید «قیمت لحظه‌ای» امروز نامیده شود.

همچنین عددی که در مصاحبه درباره رشد قیمت سوخت از شروع جنگ مطرح شد با رشد ۳۴٫۲ درصدی شاخص بنزین در یک سال، لزوماً قابل مقایسه مستقیم نیست. نقطه شروع، وزن سبد قیمت، دوره اندازه‌گیری و منبع دو ادعا متفاوت است؛ میانگین گرفتن از آن‌ها یا اعلام تناقض قطعی بدون یکسان‌سازی مبنا، خطای آماری خواهد بود.

دولت و بانک مرکزی چه چیز را می‌توانند تغییر دهند؟

کاهش عرضه فیزیکی انرژی با تصمیم نرخ بهره به سرعت جبران نمی‌شود. بانک مرکزی می‌تواند از طریق هزینه اعتبار و تقاضای کل بر تورم میان‌مدت اثر بگذارد، اما افزایش نرخ بهره نفت بیشتری تولید نمی‌کند. در مقابل، اگر جهش سوخت به انتظار افزایش پایدار قیمت و دستمزد تبدیل شود، مدیریت انتظارات و سیاست پولی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اینکه کدام خطر در ماه‌های بعد غالب شود، هنوز از گزارش سپتامبر به‌تنهایی معلوم نیست.

دولت نیز در برابر تنگنای عرضه و آثار آن ابزارهای متفاوتی دارد، اما اظهارنظر درباره مسئولیت اقتصادی با اثبات موفقیت یا شکست یک سیاست معین فرق دارد. برای ارزیابی باید هم روند قیمت انرژی و هم شاخص‌های غیرانرژی، اشتغال، قدرت خرید و هزینه استقراض در چند دوره متوالی مشاهده شوند. نسبت دادن همه تغییرات به دولت کنونی یا دولت پیشین، بدون تفکیک تأخیر اثر سیاست‌ها از شوک‌های بیرونی، توضیح کامل اقتصادی ارائه نمی‌کند.

ارقام آینده امکان آزمون این ادعاها را فراهم می‌کنند. اداره آمار کار قرار است گزارش تورم اکتبر را ۱۰ نوامبر منتشر کند. اگر شاخص انرژی عقب بنشیند ولی تورم هسته بالا بماند، روایت «عامل عمدتاً انرژی است» نیاز به توضیح بیشتری خواهد داشت؛ و اگر هر دو فروکش کنند، آن روایت شواهد مساعدتری می‌یابد. هیچ‌کدام از این وضعیت‌ها از پیش قطعی نیست.

در نتیجه، تحول تازه روز یکشنبه پذیرش مسئولیت اقتصاد از سوی بسنت و دفاع او از روایت شوک عرضه است، نه انتشار آمار جدید تورم. آمار رسمیِ موجود همزمان دو واقعیت را نشان می‌دهد: بنزین سهم تعیین‌کننده‌ای در افزایش ماهانه شاخص کل داشت و تورم هسته سالانه نیز بالا رفت. تمایز میان این دو، برای فهم منشأ فشار بر خانوارها و ارزیابی ادعاهای سیاسی ضروری است.

تر
نویسندهترانه رفیعی

خبرنگار و تحلیلگر بازارها با تمرکز بر بازارهای مالی و انرژی. حوزه پوشش اصلی او اصفهان، ایران است و گزارش‌ها را با تأکید بر داده‌های قابل‌راستی‌آزمایی، زمینه محلی و تفکیک روشن خبر از تحلیل تهیه می‌کند.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید