
از موشک تا معیشت؛ چرا اقتصاد به جبهه تازه جنگ ایران و آمریکا تبدیل شده است؟
بررسی صندوق بینالمللی پول و اسناد رسمی وزارت خزانهداری آمریکا نشان میدهد فشار اقتصادی بر ایران پس از شش ماه جنگ شدید و قابل اندازهگیری است. IMF برای سال ۲۰۲۶ انقباض ۵.۴ درصدی اقتصاد ایران را پیشبینی کرده و واشنگتن نیز کارزار تازهای برای محدود کردن شبکه مالی و تجاری ایران آغاز کرده است. با این حال، توان تهران برای حفظ بخشی از صادرات نفت، استفاده از مسیرهای جایگزین تجارت و انتقال بخشی از هزینه جنگ از طریق هرمز باعث میشود فشار اقتصادی هنوز معادل شکست راهبردی نباشد. پرسش اصلی اکنون این است که کدام طرف زودتر به نقطهای میرسد که هزینه ادامه جنگ از هزینه مصالحه بیشتر شود.
ایران پس از شش ماه جنگ؛ آیا اقتصاد به میدان تعیینکننده نبرد تبدیل شده است؟
تورم ۶۶ درصدی، افت نزدیک به ۳۵ درصدی تجارت خارجی و تشدید فشار مالی آمریکا نشان میدهد مرکز ثقل جنگ در حال حرکت از قدرت تخریب به قدرت تحمل است
بسته تحلیلی رونما | بهروزرسانی: ۷ شهریور ۱۴۰۵ / ۲۹ اوت ۲۰۲۶
شش ماه پس از آغاز جنگ، یک تغییر مهم در منطق تقابل دیده میشود. سؤال دیگر فقط این نیست که ایران چه تعداد موشک و پهپاد حفظ کرده یا آمریکا و اسرائیل چه مقدار از زیرساخت نظامی ایران را تخریب کردهاند. دادههای تازه از تورم ۶۶ درصدی، افت نزدیک به ۳۵ درصدی صادرات و واردات ایران و تشدید تحریمهای مالی آمریکا نشان میدهد اقتصاد در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین میدانهای تعیین توان ادامه جنگ است. اما فشار اقتصادی هنوز معادل شکست سیاسی نیست؛ همانطور که حفظ توان موشکی نیز بهتنهایی معادل موفقیت راهبردی ایران نیست.
در این خبر بینالمللی میخوانید
- ۱ایران پس از شش ماه جنگ؛ آیا اقتصاد به میدان تعیینکننده نبرد تبدیل شده است؟
- ۲تورم ۶۶ درصدی، افت نزدیک به ۳۵ درصدی تجارت خارجی و تشدید فشار مالی آمریکا نشان میدهد مرکز ثقل جنگ در حال حرکت از قدرت تخریب به قدرت تحمل است
- ۳مسئله اصلی؛ جنگ از انهدام توان نظامی به آزمون تحمل رسیده است
- ۴دادهها چه میگویند؟ فشار واقعی است، اما اندازه آن را باید دقیق خواند
- ۵آنچه هنوز نمیدانیم؛ مهمترین متغیر، نقطه شکست اقتصادی است
- ۶مرحله تازه فشار آمریکا؛ اقتصاد دیگر اثر جانبی عملیات نیست
- ۷بازیگران اصلی چه میخواهند؟
- ۸پارادوکس هرمز؛ ایران هم هدف جنگ اقتصادی است و هم توان جهانیکردن هزینه آن را دارد
تز مرکزی رونما این است: پس از شش ماه، اقتصاد از «پیامد جنگ» به بخشی از خودِ راهبرد جنگ تبدیل شده است. واشنگتن آشکارا میکوشد توان تهران برای تأمین ارز، تجارت، فروش نفت و دسترسی به شبکه مالی جهانی را محدود کند؛ تهران در مقابل میکوشد از ظرفیت داخلی، مسیرهای جایگزین تجارت و اهرم تنگه هرمز برای افزایش هزینه طرف مقابل استفاده کند.
اما یک تمایز اساسی ضروری است: اقتصاد احتمالاً میدان تعیینکنندهتر جنگ شده است، ولی هنوز نمیتوان گفت میدان تعیینکننده نهایی است. حلقهای که هنوز اثبات نشده، تبدیل فشار اقتصادی به تغییر محاسبه سیاسی تهران است. تجربه تحریمهای گذشته نیز نشان میدهد میان «وارد کردن هزینه» و «تحمیل تصمیم سیاسی» فاصله وجود دارد.
مسئله اصلی؛ جنگ از انهدام توان نظامی به آزمون تحمل رسیده است
گزارش تازه Reuters در ۲۹ اوت یک تغییر مهم در لحن مقامهای ایرانی را ثبت میکند: رهبران جمهوری اسلامی اکنون آشکارا درباره دشواریهای اقتصادی و معیشتی صحبت میکنند. مسعود پزشکیان گفته صادرات و واردات ایران در نتیجه تحریمها و محاصره دریایی نزدیک به ۳۵ درصد کاهش یافته است. Reuters همچنین نرخ تورم سالانه ماه گذشته را ۶۶ درصد گزارش کرده است. اهمیت این ارقام صرفاً اقتصادی نیست. پس از شش ماه جنگ، Reuters وضعیت را یک بنبست طولانی توصیف میکند: ایران تسلیم نشده، اختلال در هرمز ادامه دارد و مسیر روشنی برای پایان جنگ وجود ندارد. همزمان، واشنگتن ظاهراً از اتکای عمده به حملات تازه به سمت تشدید فشار اقتصادی حرکت کرده است.
دادهها چه میگویند؟ فشار واقعی است، اما اندازه آن را باید دقیق خواند
| شاخص | داده | منبع / تاریخ | معنای تحلیلی |
|---|---|---|---|
| تورم سالانه ایران | ۶۶٪ در ماه گذشته | Reuters، ۲۹ اوت ۲۰۲۶ | قدرت خرید خانوار و امکان تثبیت اقتصاد جنگی تحت فشار شدید است. |
| تجارت خارجی | کاهش نزدیک به ۳۵٪ صادرات و واردات، طبق گفته پزشکیان | Reuters، ۲۹ اوت | محدودیت جنگ فقط در بودجه دولت نیست؛ کانالهای تجارت خارجی نیز آسیب دیدهاند. |
| تورم مواد غذایی | ۱۲۸٪ سالانه در ژوئیه | مرکز آمار ایران، به نقل از Reuters، ۲۷ اوت | فشار جنگ مستقیماً وارد سبد مصرف خانوار شده است. |
| رشد واقعی اقتصاد ایران در ۲۰۲۶ | منفی ۵.۴٪ | IMF، ژوئیه ۲۰۲۶ | سناریوی پایه صندوق بینالمللی پول انقباض قابلتوجه اقتصاد را پیشبینی میکند. |
| رشد خاورمیانه و آسیای مرکزی | ۰.۷٪ در ۲۰۲۶ | IMF، ژوئیه ۲۰۲۶ | هزینه جنگ و اختلال هرمز محدود به ایران نیست. |
صندوق بینالمللی پول در بهروزرسانی ژوئیه، رشد ایران در سال ۲۰۲۶ را منفی ۵.۴ درصد پیشبینی کرده است. همین گزارش رشد منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی را تنها ۰.۷ درصد برآورد میکند و اختلال طولانیتر در تنگه هرمز را یکی از عوامل اصلی کاهش رشد منطقه میداند. در نتیجه، تصویر دقیقتر از عبارت ساده «اقتصاد ایران در حال فروپاشی است» یا «تحریمها بیاثرند» پیچیدهتر است. شواهد از یک اقتصاد بهشدت تحت فشار حمایت میکنند؛ اما دادههای موجود هنوز فروپاشی کارکرد دولت یا توقف توان تأمین مالی جنگ را نشان نمیدهند.
آنچه هنوز نمیدانیم؛ مهمترین متغیر، نقطه شکست اقتصادی است
عدد تورم یا کاهش تجارت بهتنهایی پاسخ نمیدهد که ایران تا چه زمانی میتواند جنگ را ادامه دهد. برای پاسخ به این سؤال باید متغیرهایی مانند دسترسی واقعی دولت به ارز، حجم صادرات نفت، ذخایر قابل استفاده، درآمدهای خارج از شبکه رسمی، ظرفیت شبکههای دور زدن تحریم و میزان تأمین کالاهای حیاتی را بدانیم.
یکی از نشانههای مهم، فروش نفت است. طبق گزارش Reuters، پزشکیان گفته ایران در دوره کوتاه تفاهم ژوئن ـ زمانی که واشنگتن اجازه فروش محدود نفت را داده بود ـ حدود ۹۰ میلیون بشکه نفت فروخته است. همین رقم نشان میدهد دسترسی به صادرات نفت تا چه اندازه میتواند در محاسبات اقتصادی جنگ تعیینکننده باشد. سطح اطمینان: وجود فشار شدید اقتصادی «تأییدشده» است؛ کاهش قابل توجه تجارت «بهشدت پشتیبانیشده» است اما رقم ۳۵ درصد فعلاً به اظهارات رئیسجمهور ایران متکی است؛ زمان یا سطحی که این فشار به تغییر تصمیم سیاسی منجر شود «نامعلوم» است.
مرحله تازه فشار آمریکا؛ اقتصاد دیگر اثر جانبی عملیات نیست
قویترین شاهد برای این تغییر، نه تحلیل رسانهای بلکه اعلام رسمی وزارت خزانهداری آمریکاست. واشنگتن در ۲۴ اوت عملیات «Economic Outcast» را آغاز کرد و هدف اعلامی آن را قطع ارتباطات مالی و منابع اقتصادی جمهوری اسلامی معرفی کرد. این برنامه دامنه خطر تحریمهای ثانویه را در حوزههایی مانند کشتیرانی، طلا، فناوری، هوانوردی و داراییهای دیجیتال گسترش میدهد. چهار روز بعد، خزانهداری آمریکا Banque Misr UAE را هدف اقدامی قرار داد که در صورت نهاییشدن، دسترسی آن به روابط کارگزاری بانکی آمریکا را محدود میکند. خزانهداری مدعی است این بانک بین ژانویه ۲۰۲۴ و ژوئن ۲۰۲۶ حدود ۱.۸ میلیارد دلار برای ۱۰۳ شرکت بالقوه مرتبط با شبکه بانکداری سایه ایران پردازش کرده است. این ارقام ارزیابی دولت آمریکا هستند و باید به همین عنوان ـ نه واقعیت مستقل اثباتشده ـ خوانده شوند.
بازیگران اصلی چه میخواهند؟
| بازیگر | هدف محتمل | ابزار | محدودیت |
|---|---|---|---|
| آمریکا | تبدیل فرسایش اقتصادی به اهرم امتیازگیری سیاسی | دلار، تحریم ثانویه، شبکه بانکی، فشار بر تجارت و کشتیرانی | چین و برخی شرکای ایران میتوانند بخشی از فشار را خنثی کنند؛ طولانیشدن جنگ برای خود آمریکا نیز هزینه دارد. |
| ایران | عبور از نقطه فشار بدون دادن امتیازی که شکست تلقی شود | فروش نفت، شبکههای غیررسمی مالی، تجارت منطقهای، تولید داخلی و هرمز | تورم، افت تجارت، کاهش قدرت خرید و محدودیت ارز |
| چین و شرکای تجاری ایران | حفظ منافع اقتصادی بدون پرداخت هزینه نامتناسب به واشنگتن | خرید نفت، تجارت غیردلاری و شبکههای واسطه | ریسک تحریم ثانویه و وابستگی به نظام مالی جهانی |
| جامعه ایران | حفظ درآمد، غذا، دارو، مسکن و امنیت اقتصادی | سازگاری مصرف، بازار غیررسمی و شبکه خانوادگی | کاهش مداوم قدرت خرید و فرسایش پسانداز |
نکته کلیدی این است که «تحمل اقتصادی ایران» یک بازیگر واحد ندارد. ممکن است دولت همچنان منابع لازم برای اداره جنگ داشته باشد، در حالی که خانوارها بسیار زودتر به مرز تحمل اقتصادی برسند. به همین دلیل، تابآوری دولت را نباید با تابآوری جامعه یکی گرفت.
پارادوکس هرمز؛ ایران هم هدف جنگ اقتصادی است و هم توان جهانیکردن هزینه آن را دارد
مزیت نامتقارن تهران این است که فشار اقتصادی الزاماً یکطرفه باقی نمیماند. اختلال در هرمز میتواند هزینه انرژی، بیمه و حملونقل را برای اقتصاد جهانی افزایش دهد. Reuters گزارش کرده بازار نفت در میانه اوت عملاً احتمال طولانیشدن بحران هرمز را وارد قیمتگذاری خود کرده بود و حجم عبور نفت از حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز به حدود ۲ میلیون بشکه کاهش یافته بود. اما این اهرم محدودیت بزرگی دارد: استفاده از هرمز همزمان تجارت و درآمد خود ایران را نیز آسیب میزند. بنابراین هرمز یک «سلاح اقتصادی رایگان» نیست؛ ابزاری است که میتواند هزینه دشمن را افزایش دهد، اما استفاده طولانی از آن هزینه داخلی نیز ایجاد میکند.
از طرف دیگر، جهان تا این مرحله بهتر از بدبینانهترین سناریوها شوک انرژی را جذب کرده است. صندوق بینالمللی پول رشد جهانی ۲۰۲۶ را ۳ درصد پیشبینی میکند و میگوید افزایش تولید خارج از خلیج فارس، برداشت از ذخایر و کاهش شدت مصرف انرژی بخشی از شوک را جذب کرده است.
میدان واقعی تحمل؛ خانوار ایرانی
اقتصاد جنگ را نباید فقط از طریق GDP، نفت و نرخ ارز سنجید. گزارش AP از خانوارهایی در ایران تصویر ملموستری ارائه میدهد: کالاها الزاماً از فروشگاهها ناپدید نشدهاند، اما قدرت خرید برای تهیه غذا، دارو و نیازهای روزمره کاهش یافته و فشار بیکاری و افزایش هزینه زندگی تشدید شده است. این تفاوت مهم است. اقتصاد میتواند از نظر آماری همچنان فعالیت کند، دولت میتواند حقوق بپردازد و شبکه نظامی میتواند عملیات انجام دهد، اما خانوار همزمان فقیرتر شود. در جنگ فرسایشی، همین شکاف میان «بقای دولت» و «تحمل جامعه» میتواند به یکی از متغیرهای سیاسی تعیینکننده تبدیل شود.
ضدتحلیل؛ چرا هنوز زود است بگوییم اقتصاد جنگ را تعیین خواهد کرد؟
قویترین استدلال علیه تز این مقاله سابقه طولانی ایران در سازگارشدن با تحریم است. اقتصاد ایران سالهاست با محدودیت بانکی، فروش غیرشفاف نفت، شبکههای واسطه و چندنرخی بودن ارز زندگی کرده است. فشار جدید شدیدتر است، اما از نقطه صفر آغاز نشده است.
عامل دوم، امکان حفظ حداقلی درآمد خارجی است. چین همچنان متغیر بسیار مهمی است و AP گزارش کرده که تهران در تلاش است تجارت خود را از مسیر شرکایی چون چین و همسایگان حفظ کند. این مسیرها نمیتوانند همه تجارت ازدسترفته را جایگزین کنند، اما ممکن است مانع خفگی سریع اقتصاد شوند. عامل سوم به خود آمریکا مربوط است. جنگ برای واشنگتن نیز بدون هزینه نیست. Reuters گزارش کرده محبوبیت جنگ پایین است و افزایش قیمت بنزین به فشار سیاسی داخلی کمک کرده است؛ AP نیز هزینه جنگ برای آمریکا را تا اواخر اوت بیش از ۳۷.۵ میلیارد دلار گزارش کرده است.
نقطه کور تحلیل؛ اقتصاد دولت با اقتصاد جامعه یکی نیست
بزرگترین خطای احتمالی، جستوجوی یک «عدد فروپاشی» است: مثلاً تصور اینکه تورم ۸۰ درصد، کاهش ۵۰ درصدی تجارت یا نرخ مشخصی از سقوط تولید ناخالص داخلی الزاماً حکومت را وادار به عقبنشینی خواهد کرد.
چنین رابطه مکانیکی وجود ندارد. دولتها میتوانند هزینه را میان گروههای اجتماعی بهشدت نامتوازن توزیع کنند، واردات حیاتی را اولویتبندی کنند، بودجه نظامی را از بخشهای دیگر محافظت کنند و از ابزارهای امنیتی برای کنترل اعتراض استفاده کنند.
نقطه ابطال تز رونما: اگر در ماههای آینده تورم و تجارت همچنان بدتر شوند، اما توان عملیاتی ایران، انسجام ساختار حکومت و مواضع مذاکراتی آن تغییر معناداری نکند، فرض اینکه اقتصاد به میدان «تعیینکننده» جنگ تبدیل شده باید تضعیف شود.
سه سناریو؛ جنگ اقتصادی از اینجا به کجا میرود؟
سناریوی محتملتر: فرسایش اقتصادی بدون شکست سریع
تحریمهای آمریکا شدیدتر میشوند، تجارت ایران کاهش مییابد و تورم بالا باقی میماند؛ اما چین و شبکههای جایگزین حداقل درآمد لازم برای بقای دولت را فراهم میکنند. فشار اجتماعی افزایش مییابد، بدون آنکه فوراً به تغییر راهبرد تهران منجر شود.
سناریوی پرریسک: شکستن حلقه تجارت و ارز
اگر واشنگتن بتواند همزمان صادرات نفت، بانکداری سایه، کشتیرانی و شرکای اصلی تجاری ایران را محدود کند، مشکل از «تورم بالا» به بحران تأمین ارز و کالاهای حیاتی حرکت میکند. نشانه تأیید این سناریو افت پایدار صادرات نفت و تجارت همراه با جهش تازه قیمت کالاهای اساسی خواهد بود.
سناریوی کماحتمال اما پراثر: فشار متقابل هرمز آمریکا را به مصالحه اقتصادی میکشاند
اگر اختلال هرمز دوباره قیمت نفت و تورم جهانی را جهش دهد و همزمان فشار سیاسی جنگ در آمریکا افزایش یابد، واشنگتن ممکن است در برابر محدودیت هستهای یا امنیتی مشخص، بخشی از فشار نفتی و مالی را موقتاً کاهش دهد.
شاخصهایی که اکنون باید دنبال کرد
- صادرات واقعی نفت ایران: شاید مهمتر از خود نرخ تورم؛ زیرا منبع ورود ارز به اقتصاد است.
- حجم تجارت ماهانه: آیا کاهش نزدیک به ۳۵ درصد تثبیت میشود یا عمیقتر خواهد شد؟
- تورم مواد غذایی: بهترین شاخص برای انتقال جنگ از اقتصاد کلان به زندگی روزمره.
- نرخ ارز و فاصله نرخهای رسمی و بازار: شاخص اعتماد و کمبود ارز.
- رفتار چین، امارات، ترکیه و عراق: موفقیت تحریم ثانویه به رفتار کشورهای ثالث وابسته است.
- ترافیک هرمز و قیمت بیمه دریایی: میزان توان ایران برای انتقال هزینه جنگ به بیرون.
- قیمت نفت و بنزین آمریکا: پل ارتباطی جنگ خارجی با سیاست داخلی آمریکا.
- نشانههای کمبود یا سهمیهبندی: تفاوت میان اقتصاد «تحت فشار» و اقتصاد دچار اختلال کارکردی.
- موضع مذاکراتی تهران و واشنگتن: مهمترین آزمون اینکه فشار اقتصادی واقعاً رفتار سیاسی را تغییر داده است یا خیر.
بازارزیابی تز؛ تعیینکننده نه اندازه اقتصاد، بلکه نسبت هزینه به تحمل است
شواهد چندمنبعی از یک تغییر واقعی حمایت میکنند. Reuters از تورم ۶۶ درصدی و افت نزدیک به ۳۵ درصدی تجارت خبر میدهد؛ IMF برای اقتصاد ایران در ۲۰۲۶ انقباض ۵.۴ درصدی پیشبینی میکند؛ AP فشار فزاینده بر خانوارها و تجارت ایران را ثبت کرده و وزارت خزانهداری آمریکا نیز آشکارا مرحله تازهای از جنگ اقتصادی را اعلام کرده است. بنابراین این گزاره که «اقتصاد به یکی از میدانهای اصلی جنگ تبدیل شده» با شواهد قوی پشتیبانی میشود. اما نسخه قویتر آن ـ اینکه «اقتصاد اکنون نتیجه جنگ را تعیین خواهد کرد» ـ هنوز اثبات نشده است.
متغیر تعیینکننده ممکن است نه میزان خسارت اقتصادی، بلکه نسبت خسارت به ظرفیت تحمل سیاسی باشد. آمریکا اقتصاد بسیار بزرگتری دارد، اما جنگ با سیاست انتخاباتی و افکار عمومی آن برخورد میکند. ایران اقتصاد بسیار آسیبپذیرتری دارد، اما ساختار سیاسی آن ممکن است بتواند هزینههای بیشتری را به جامعه منتقل کند. همزمان، هرمز به تهران امکان میدهد بخشی از هزینه اقتصادی جنگ را جهانی کند.
سؤالات متداول
آیا تورم ایران واقعاً به ۶۶ درصد رسیده است؟
پاسخ بلند: این عدد نشانه فشار بسیار بالا بر اقتصاد است، اما بهتنهایی نمیتواند زمان یا احتمال تغییر رفتار سیاسی حکومت را مشخص کند.
آیا تجارت ایران واقعاً ۳۵ درصد سقوط کرده است؟
پاسخ بلند: Reuters اظهارات پزشکیان مبنی بر افت نزدیک به ۳۵ درصدی صادرات و واردات را گزارش کرده است. بنابراین اصل فشار بر تجارت بهشدت پشتیبانی میشود، اما رقم دقیق باید با دادههای تفصیلی گمرکی نیز سنجیده شود.
پیشبینی IMF برای اقتصاد ایران چیست؟
پاسخ بلند: IMF در بهروزرسانی ژوئیه رشد واقعی اقتصاد ایران را منفی ۵.۴ درصد پیشبینی کرده است؛ البته این پیشبینی به مسیر جنگ و وضعیت هرمز حساس است.
آیا فشار اقتصادی به معنی شکست ایران است؟
پاسخ بلند: فشار اقتصادی و شکست راهبردی دو مفهوم متفاوتاند. فشار زمانی تعیینکننده میشود که محاسبات سیاسی طرف مقابل را تغییر دهد.
راهبرد جدید آمریکا چیست؟
پاسخ بلند: عملیات Economic Outcast وزارت خزانهداری برای افزایش تحریم ثانویه و محدودکردن کانالهای مالی، کشتیرانی و تجاری ایران طراحی شده است.
چرا چین اهمیت دارد؟
پاسخ بلند: میزان همراهی یا مقاومت چین در برابر فشار ثانویه آمریکا میتواند بر توان تهران برای دسترسی به ارز تأثیر قابلتوجهی داشته باشد.
هرمز چگونه وارد این جنگ اقتصادی میشود؟
پاسخ بلند: اختلال در عبور انرژی هزینه نفت، بیمه و حملونقل را افزایش میدهد؛ ولی همزمان به تجارت و درآمد خود ایران نیز ضربه میزند.
مهمترین نقطه ضعف تحلیل اقتصادی جنگ چیست؟
پاسخ بلند: نمیتوان از یک نرخ تورم یا کاهش مشخص GDP مستقیماً نتیجه گرفت که دولت سیاست خود را تغییر خواهد داد.
آیا جامعه ایران میتواند زودتر از حکومت به نقطه تحمل برسد؟
پاسخ بلند: دولت میتواند منابع محدود را به بخشهای راهبردی اختصاص دهد، در حالی که خانوارها همزمان با کاهش شدید قدرت خرید مواجه شوند. به همین دلیل تابآوری حکومت و جامعه یکی نیست.
مهمترین عددی که از این پس باید رصد کرد چیست؟
پاسخ بلند: تورم وضعیت خانوار را نشان میدهد، اما توان ایران برای ادامه واردات و تأمین مالی دولت بیش از همه به جریان ارز خارجی وابسته است.
منابع
- خبرگزاری Reuters
- خبرگزاری Associated Press (AP)
- منبع رسمی International Monetary Fund (IMF)
- منبع رسمی U.S. Department of the Treasury
- منبع رسمی مرکز آمار ایران
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
ایران · ۱۱ آبان ۱۴۰۵قوه قضاییه: زنی که «لیدر» تجمعات خیابانی خوانده شده بازداشت شد
انتخابات و حکمرانی · ۱۱ آبان ۱۴۰۵پزشکیان به استانداران گفت: یارانه ثروتمندان قطع و کالا در استانهای مرزی ارزانتر شود
ایران · ۱۱ آبان ۱۴۰۵