
افزایش کالابرگ قدرت خرید را نجات میدهد؟
افزایش مبلغ کالابرگ تأیید شده، اما رقم و منبع قطعی هنوز روشن نیست. این تحلیل ۳۶۰ اثر بودجهای، تورمی، توزیعی و اجرایی طرح و معیارهای سنجش موفقیت آن را بررسی میکند.
تأیید افزایش مبلغ کالابرگ الکترونیکی، بدون اعلام رقم، زمان اجرا و منبع قطعی، خبر حمایتی مهمی است اما هنوز سیاست کامل نیست. پرسش مرکزی این تحلیل آن است که آیا افزایش اعتبار میتواند قدرت خرید خوراکی خانوار را حفظ کند، بدون آنکه از مسیر کسری بودجه، فشار پولی یا اختلال عرضه همان تورمی را تشدید کند که قرار است جبران شود؟ تز قابلآزمون میگوید کالابرگ زمانی مؤثر است که مبلغ آن به هزینه یک سبد شفاف متصل شود، منابع پایدار و قابل حسابرسی داشته باشد، پوشش هدفمند اما کمخطا باشد و عرضه کالا همزمان تقویت شود. افزایش اسمی بدون این چهار شرط، بیشتر زمان میخرد تا رفاه پایدار.
در این تحلیل اقتصادی میخوانید
- ۱پرسش مرکزی و معیار موفقیت
- ۲لایه اول: کالابرگ دقیقاً چه مسئلهای را حل میکند؟
- ۳لایه دوم: چهار مسیر تأمین مالی و کیفیت متفاوت آنها
- ۴لایه سوم: تورم، شاخصگذاری و مسابقه اعتبار با قیمت
- ۵لایه چهارم: شناسایی مشمولان و خطای عدالت
- ۶لایه پنجم: عرضه، فروشگاه و کیفیت کالا
- ۷چه کسی تصمیم میگیرد، چه کسی هزینه میدهد؟
- ۸مطالعه موردی: از «کلیات» تا آییننامه مبهم
محرک تازه، اعلام معاون سیاستگذاری اقتصادی وزارت اقتصاد در ۱۶ مهر ۱۴۰۵ است: آییننامه تدوین شده و تعیین نحوه شناسایی، تأمین منابع و زمان به دستگاههای ذیربط سپرده شده است. چند هفته پیشتر، دولت کلیات افزایش اعتبار را بررسی کرده و چهار مسیر احتمالی تأمین مالی را نام برده بود: مطالبات دولت از بخش گاز صنایع، صرفهجویی سوخت، بازتنظیم حمایت دهکهای پردرآمد و مطالبات خارجی. واقعیت این است که اصل افزایش تأیید شده؛ ابهام این است که رقم، دامنه و جریان نقدی قطعی هنوز عمومی نشده؛ استنباط این تحلیل آن است که محل تأمین منابع مهمتر از عنوان سیاست است.
پرسش مرکزی و معیار موفقیت
سیاست باید با یک معیار روشن سنجیده شود: سهمی از سبد خوراکی هدف که خانوار مشمول میتواند در هر ماه واقعاً تهیه کند، نه فقط عدد ریالی اعتبار. اگر مبلغ ۲۰ درصد بالا رود اما قیمت اقلام هدف ۳۰ درصد افزایش یابد، پوشش واقعی کاهش یافته است. اگر اعتبار کافی باشد اما کالا در شبکه فروش کمیاب یا کیفیت پایینتر شود، رفاه محقق نشده. و اگر منابع از بدهی یا تنخواه تأمین شود، اثر حمایتی امروز میتواند به تورم فردا منتقل شود.
تز این مقاله با سه مشاهده تضعیف میشود: نخست، افزایش اعتبار با منبع مقطعی اما بدون پیامد پولی و با حفظ پایدار قدرت خرید؛ دوم، موفقیت طرح بدون پیوند به شاخص سبد؛ سوم، کاهش خطای شناسایی بدون هزینه اداری قابل توجه. اگر چنین شواهدی منتشر شود، ضرورت شروط پیشنهادی کمتر خواهد شد. تا آن زمان، احتیاط درباره کیفیت تأمین مالی منطقی است.
لایه اول: کالابرگ دقیقاً چه مسئلهای را حل میکند؟
کالابرگ یک ابزار حمایت از مصرف است، نه درمان مستقل تورم. هدف مستقیم آن باید کاهش ریسک حذف اقلام ضروری از سبد خانوار باشد. در شرایط جهش قیمت، پرداخت نقدی ثابت سریعتر قدرت خرید خود را از دست میدهد. اعتبار مقید به کالا میتواند اطمینان دهد بخشی از حمایت صرف خوراک شود، اما در مقابل آزادی انتخاب خانوار را محدود میکند و به شبکه پذیرندگان، داده هویتی و تسویه منظم نیاز دارد.
تمایز میان «جبران» و «مهار» حیاتی است. کالابرگ افزایش قیمت را برای گروه هدف جبران میکند؛ مهار تورم به سیاست پولی، بودجهای، ارزی، تجاری و عرضه مربوط است. آمیختن این دو باعث میشود دولت افزایش اعتبار را بهعنوان کاهش تورم معرفی کند، درحالیکه شاخص قیمت ممکن است همچنان بالا برود. در سوی دیگر، رد کالابرگ فقط به این دلیل که تورم را درمان نمیکند نیز خطاست؛ بیمه اجتماعی میتواند حتی در محیط تورمی ضروری باشد.
لایه دوم: چهار مسیر تأمین مالی و کیفیت متفاوت آنها
منابع نامبردهشده همارز نیستند. وصول مطالبات دولت از صنایع گازبر ممکن است درآمد واقعی ایجاد کند، اما زمان و قابلیت وصول مهم است؛ طلب روی کاغذ تا زمانی که نقد نشده، هزینه ماهانه را تأمین نمیکند. صرفهجویی سوخت میتواند منبع پایدار باشد، مشروط به اینکه مقدار صرفهجویی نسبت به خط پایه معتبر اندازهگیری و درآمد آزادشده واقعاً به طرح واریز شود. حذف یا کاهش حمایت دهکهای پردرآمد از نظر توزیعی قابل دفاع است، اما خطای دهکبندی میتواند خانوارهای ناپایدار را حذف کند. مطالبات خارجی نیز ممکن است بزرگ باشد ولی زمان وصول و امکان انتقال آن قطعی نیست.
| منبع پیشنهادی | مزیت | ریسک | شرط اتکا |
|---|---|---|---|
| مطالبات گاز صنایع | پیوند با درآمد واقعی دولت | تأخیر وصول و فشار بر تولید | برنامه وصول و ارزیابی توان بنگاه |
| صرفهجویی سوخت | همراستا با بهرهوری | بیشبرآورد صرفهجویی | خط پایه و حساب مستقل |
| بازتنظیم حمایت دهکهای بالا | هدفمندی بهتر | خطای حذف و اعتراض | داده بهروز و مسیر بازبینی |
| مطالبات خارجی | عدم افزایش مستقیم مالیات داخلی | نااطمینانی زمان و انتقال | وصول قطعی پیش از تعهد ماهانه |
قاعده مالی ساده است: تعهد ماهانه دائمی باید با منبع ماهانه پایدار پوشش داده شود. منبع یکباره میتواند ذخیره یا پل گذار بسازد، اما اگر به تعهد دائمی تبدیل شود، پس از پایان آن دولت میان کاهش اعتبار، ایجاد بدهی یا فشار بر پایه پولی گرفتار میشود. این همان تفاوت محرک رویداد با سازوکار تداوم است: تصویب افزایش، محرک است؛ جریان منابع، سازوکار ادامه.
لایه سوم: تورم، شاخصگذاری و مسابقه اعتبار با قیمت
اگر دولت مبلغ را سالی یکبار تعیین کند ولی قیمت خوراکیها در طول سال تغییر کند، نسبت پوشش نوسان خواهد داشت. یک راه، شاخصگذاری کامل و خودکار است؛ اما این روش هزینه بودجه را نیز خودکار بالا میبرد و ممکن است پایداری مالی را تهدید کند. راه دیگر، بازبینی دورهای با سقف و کف مشخص است. هر دو گزینه نیازمند انتشار سبد مرجع، قیمتهای محلی و فاصله زمانی بازنگریاند.
شاخص کل مصرفکننده برای این کار کافی نیست، زیرا ترکیب مصرف خانوار کمدرآمد با متوسط جامعه یکسان نیست. سیاست باید وزن خوراکی، تعداد اعضا، تفاوت منطقهای و نیاز گروههای آسیبپذیر را ببیند. بااینحال، جزئیکردن بیش از حد، سامانه را پیچیده و پرخطا میکند. تعادل مطلوب، سبدی محدود، شفاف و قابل جایگزینی است که قیمت آن ماهانه منتشر شود.
برای درک حلقه پول و قیمت، تحلیل ۳۶۰ رونما درباره رشد نقدینگی و مسیر انتقال آن به تورم چارچوب مکملی فراهم میکند. همچنین تحلیل منشأ تورم بالا در ایران نشان میدهد یک محرک منفرد توضیح کافی نیست و سیاست حمایتی باید در کنار بودجه، ارز، عرضه و انتظار بررسی شود.
لایه چهارم: شناسایی مشمولان و خطای عدالت
هدفمندی روی کاغذ ساده است: منابع بیشتر به دهکهای پایین برسد. در عمل، درآمد ثبتشده با توان واقعی مصرف برابر نیست. خانوار ممکن است دارایی کمنقدشونده داشته باشد، درآمدش فصلی باشد، هزینه درمان سنگین بپردازد یا اطلاعات بانکیاش تصویری نادرست بسازد. جنگ، مهاجرت داخلی یا از دست رفتن شغل نیز دهک را سریعتر از پایگاه داده تغییر میدهد.
دو نوع خطا وجود دارد: حذف فرد واجد شرایط و ورود فرد غیرواجد شرایط. اولی هزینه انسانی و سیاسی بالایی دارد؛ دومی منابع را پخش میکند و مبلغ مؤثر را پایین میآورد. طراحی باید مسیر اعتراض با زمان پاسخ معین، توضیح علت تصمیم و امکان تصحیح داده داشته باشد. اگر الگوریتم محرمانه بماند و فقط نتیجه اعلام شود، اعتماد کاهش مییابد و رفتارهایی برای پنهانکردن دارایی یا گردش حساب شکل میگیرد.
لایه پنجم: عرضه، فروشگاه و کیفیت کالا
اعتبار الکترونیکی تقاضا ایجاد میکند. اگر تولید، واردات، حملونقل و موجودی شبکه همزمان پاسخ ندهد، صف، جایگزینی اجباری، کاهش کیفیت یا افزایش قیمت رخ میدهد. فروشگاه نیز باید بهموقع تسویه شود؛ تأخیر دولت میتواند پذیرنده کوچک را خارج و بازار را به زنجیرههای بزرگ محدود کند. قدرت چانهزنی نامتوازن میان دولت، تولیدکننده، پخشکننده و فروشگاه ممکن است هزینه را به ضعیفترین حلقه منتقل کند.
کنترل اداری قیمت بدون جبران هزینه تولید نیز خطر کمبود دارد. در مقابل، رهاکردن کامل قیمت، ارزش اعتبار را میکاهد. گزینه میانی، قرارداد شفاف تأمین، رقابت میان برندها، اجازه جایگزینی همارزش و نظارت بر حاشیه سود است. داده موجودی و تراکنش باید برای کشف تقلب استفاده شود، اما حفاظت از حریم خصوصی و محدودیت دسترسی ضروری است.
چه کسی تصمیم میگیرد، چه کسی هزینه میدهد؟
| بازیگر | منفعت | محدودیت | هزینه احتمالی |
|---|---|---|---|
| خانوار مشمول | حفظ مصرف ضروری | محدودیت کالا و خطای دهک | کاهش انتخاب یا حذف اشتباه |
| وزارت رفاه | هدفمندی و اجرای شبکه | کیفیت داده | اعتراض و بار اداری |
| وزارت اقتصاد و سازمان برنامه | کنترل منابع و بودجه | کسری و ناپایداری وصول | فشار مالی آینده |
| بانک مرکزی | ثبات پولی | فشار تأمین کسری | اثر تورمی تأمین نامناسب |
| تولیدکننده و فروشگاه | تقاضای مطمئن | تسویه و قیمتگذاری | کمبود نقدینگی یا حاشیه سود پایین |
تصمیم نهایی باید میان چند دستگاه هماهنگ شود. وزارت اقتصاد میتواند معماری منابع را پیشنهاد کند؛ سازمان برنامه تعهد را در بودجه جا دهد؛ وزارت رفاه مشمول و شبکه را مدیریت کند؛ بانک مرکزی اثر پولی را بسنجد؛ وزارت جهاد و صمت عرضه را رصد کنند. نبود مالک واحد به معنای نیاز به داشبورد مشترک است، نه تمرکز مصنوعی همه اختیارات در یک دستگاه.
مطالعه موردی: از «کلیات» تا آییننامه مبهم
دولت در مرحله نخست کلیات افزایش را تصویب و بر تفکیک منابع مقطعی از پایدار تأکید کرد. در مرحله تازه، مقام وزارت اقتصاد از تدوین آییننامه گفت اما رقم، زمان و منبع را به دستگاههای ذیربط حواله داد. این توالی نشان میدهد مسئله از «آیا افزایش دهیم؟» به «چگونه و از کجا؟» منتقل شده، اما هنوز تعهد قابل سنجش عمومی کامل نیست.
این مطالعه موردی تفاوت اختیار قانونی با توان واقعی را نشان میدهد. دولت میتواند آییننامه تصویب کند، ولی تا زمانی که وجه قابل وصول، سامانه آماده، فروشگاه متصل و کالا موجود نباشد، توان اجرا محدود است. اعلام زودهنگام بدون پاسخ به این شروط، انتظارات خانوار را بالا میبرد و اگر اجرا عقب بیفتد، اعتماد را فرسوده میکند. در مقابل، تعویق طولانی به بهانه تکمیل همه جزئیات نیز هزینه معیشتی دارد. راه میانی، اجرای مرحلهای با انتشار برنامه زمانی و گزارش هفتگی است.
پیامدهای کلان، اجتماعی و بازار
از منظر کلان، اثر به منبع بستگی دارد. بازتوزیع واقعی درون بودجه میتواند ترکیب مصرف را عوض کند بیآنکه لزوماً تقاضای کل را به اندازه همان مبلغ افزایش دهد. تأمین از بدهی بانکی یا تنخواه، ریسک پولی بیشتری دارد. وصول مطالبات ممکن است نقدینگی بنگاه را کم کند و اگر بدون ارزیابی باشد، تولید و عرضه همان کالاها آسیب ببیند. پس «غیرتورمی» بودن یک برچسب نیست؛ باید جریان وجوه و اثر ثانویه منتشر شود.
از نظر اجتماعی، پیشبینیپذیری ارزش دارد. خانوار باید بداند اعتبار چه روزی، برای کدام کالا و تا چه زمانی معتبر است. تغییر ناگهانی دامنه مشمولان، برنامه غذایی را مختل میکند. از نظر بازار، داده بزرگ تراکنش میتواند تقاضا را پیشبینی و لجستیک را بهتر کند، اما تمرکز خرید روی چند کد کالا ممکن است تولیدکنندگان خارج از فهرست را حذف و رقابت را کمتر کند.
اثر منطقهای محدود اما واقعی است: تفاوت هزینه حمل و دسترسی فروشگاه میان استانها باعث میشود مبلغ مساوی، قدرت خرید مساوی ایجاد نکند. مناطق مرزی نیز ممکن است با انگیزه قاچاق معکوس یا اختلاف قیمت روبهرو شوند. سیاست باید بهجای یکسانانگاری، قیمت و دسترسی را در سطح استان رصد کند.
فرضیههای رقیب
- فرضیه حمایت فوری: در بحران معیشت، سرعت مهمتر از کمال منابع است و تأخیر آسیب بزرگتری دارد. پاسخ: اجرای سریع ممکن است لازم باشد، اما منبع پل باید محدود، شفاف و دارای تاریخ خروج باشد.
- فرضیه تورمزایی قطعی: هر افزایش کالابرگ تورمزاست. این تعمیم درست نیست؛ بازتوزیع از منبع واقعی میتواند اثر متفاوتی از پولیسازی کسری داشته باشد.
- فرضیه جایگزینی کامل پول نقد: کالابرگ هدفمندتر است و باید همه حمایت را جایگزین کند. ضعف آن محدودکردن انتخاب و نادیدهگرفتن هزینههای غیرخوراکی است.
- فرضیه عرضهمحور: بهجای اعتبار، فقط باید تولید را افزایش داد. عرضه ضروری است، اما خانوار کمدرآمد ممکن است حتی با کالای موجود توان خرید نداشته باشد.
قویترین ضدتحلیل
قویترین نقد به تز این مقاله میگوید اصرار بر منبع کاملاً پایدار در اقتصاد پرنوسان، سیاست را فلج میکند. در بحران، دولت باید ابتدا مانع سوءتغذیه شود و سپس منابع را تثبیت کند. همچنین شاخصگذاری سبد میتواند خود به لنگر انتظاری تبدیل شود و هزینه بودجه را خودکار بالا ببرد. شبکه کالابرگ نیز با داده تراکنش میتواند نسبت به یارانه نقدی نشت کمتری داشته باشد.
این نقد بخشی از تز را اصلاح میکند: برای مرحله اضطراری میتوان از منبع موقت استفاده کرد، اما باید سقف، مدت و مسیر جایگزینی از ابتدا اعلام شود. شاخصگذاری نیز بهتر است قاعدهای با دامنه و بازبینی دورهای باشد، نه تطبیق بیقید. سرعت و پایداری دو هدف متضاد نیستند اگر طرح دو مرحلهای طراحی شود.
ابهامها و نقاط کور
- رقم نهایی افزایش و تعداد دقیق مشمولان هنوز عمومی نشده است.
- سهم هر منبع از هزینه و زمان وصول آن اعلام نشده است.
- آمار عمومی کافی درباره نرخ رد تراکنش، زمان تسویه فروشگاه و خطای دهکبندی در دسترس نیست.
- اثر جنگ، تحریم و اختلال تجارت بر قیمت خوراک از اثر خود طرح جداشدنی است، اما نیاز به داده دارد.
- سبد مرجع و قاعده جایگزینی کالا هنوز روشن نیست.
جدول معیار تضعیف یا ابطال
| مشاهده آینده | نتیجه تحلیلی | داده لازم |
|---|---|---|
| حفظ قدرت خرید با منبع موقت و بدون فشار پولی | ضرورت منبع دائمی را تضعیف میکند | حساب خزانه و تراز پولی |
| افزایش اعتبار همراه با شتاب قیمت اقلام هدف | ریسک عرضه یا تأمین مالی را تقویت میکند | قیمت، موجودی و جریان وجوه |
| کاهش حذف اشتباه پس از مسیر اعتراض | قابلیت هدفمندی را تقویت میکند | نرخ پذیرش اعتراض |
| خروج فروشگاههای کوچک بهدلیل تأخیر تسویه | هزینه اجرایی را تأیید میکند | زمان تسویه و تعداد پذیرندگان |
سناریوها و شاخصهای رصد
| سناریو | محرک | نشانه | مانع | پیامد |
|---|---|---|---|---|
| افزایش پایدار و هدفمند | منبع وصولشده و قاعده سبد | پرداخت منظم و ثبات پوشش واقعی | خطای داده | کاهش ناامنی غذایی |
| افزایش اسمی فرسایشی | تورم خوراک بالاتر از اعتبار | کاهش تعداد اقلام قابل خرید | نبود شاخصگذاری | افت اعتماد |
| پولیسازی پنهان | کسری منبع | رشد بدهی و تأخیر تسویه | شفافیت خزانه | فشار تورمی بعدی |
| اختلال عرضه | تقاضای ناگهانی و تولید محدود | کمبود و جایگزینی اجباری | قرارداد تأمین و موجودی | کاهش کیفیت رفاه |
شاخصهای ماهانه باید شامل ارزش واقعی اعتبار نسبت به سبد، درصد مصرف اعتبار، نرخ رد تراکنش، زمان متوسط تسویه، شمار پذیرندگان فعال، نرخ اعتراض و اصلاح دهک، موجودی و قیمت اقلام، سهم منابع وصولشده و اثر بر بدهی دولت و شبکه بانکی باشد. بدون این داشبورد، موفقیت با شمار کارت یا مبلغ اسمی اشتباه گرفته میشود.
بازسنجی تز
افزایش کالابرگ میتواند سیاست ضروری و مؤثری باشد، اما فقط اگر از جبران اسمی به تضمین قابل سنجش مصرف ضروری تبدیل شود. بررسی پنج لایه نشان میدهد حلقه ضعیف فعلی، خود فناوری کارت نیست؛ ابهام منبع، قاعده مبلغ، کیفیت شناسایی و هماهنگی عرضه است. قویترین ضدتحلیل ضرورت سرعت را یادآوری میکند و نتیجه را تعدیل میسازد: دولت میتواند مرحله اضطراری را سریع آغاز کند، مشروط به اینکه منبع پل، سقف زمانی و مسیر پایداری را همزمان اعلام کند. معیار نهایی نه اندازه اعتبار، بلکه غذایی است که خانوار واقعاً با آن میخرد و هزینهای است که اقتصاد برای تأمینش میپردازد.
پرسشهای متداول
آیا مبلغ کالابرگ رسماً افزایش یافته است؟
اصل افزایش تأیید شده، اما رقم نهایی، زمان اجرا و جزئیات منابع در گزارش بررسیشده هنوز اعلام نشده است.
چرا منبع تأمین مالی مهمتر از مبلغ اسمی است؟
زیرا منبع ناپایدار یا پولی میتواند کسری و تورم آینده ایجاد کند و بخشی از قدرت خریدی را که امروز میدهد پس بگیرد.
آیا کالابرگ تورم را کاهش میدهد؟
هدف مستقیم آن جبران بخشی از هزینه خوراک برای خانوار هدف است؛ مهار تورم به سیاستهای بودجهای، پولی، ارزی و عرضه نیاز دارد.
بهترین روش تعیین مبلغ چیست؟
پیوند اعتبار با هزینه یک سبد شفاف و بازبینی دورهای با سقف بودجهای، از تعیین کاملاً سلیقهای قابل سنجشتر است.
آیا حذف دهکهای پردرآمد منبع پایداری میسازد؟
میتواند بخشی از منبع را آزاد کند، اما کیفیت داده و مسیر اعتراض برای جلوگیری از حذف اشتباه ضروری است.
صرفهجویی سوخت چگونه به کالابرگ وصل میشود؟
فقط اگر صرفهجویی نسبت به خط پایه معتبر اندازهگیری و درآمد آزادشده در حسابی شفاف به طرح واریز شود.
خطر اصلی برای فروشگاهها چیست؟
تأخیر در تسویه، هزینه سامانه و محدودیت حاشیه سود میتواند فروشگاههای کوچک را از شبکه خارج کند.
آیا کالابرگ بهتر از یارانه نقدی است؟
برای تضمین مصرف خوراک هدفمندتر است، اما آزادی انتخاب کمتری دارد؛ ترکیب دو ابزار ممکن است برای هزینههای متفاوت مناسبتر باشد.
چه چیزی موفقیت طرح را نشان میدهد؟
حفظ سهم واقعی سبد، دسترسی منظم، خطای کم در شناسایی، تسویه سریع و نبود فشار بودجهای یا پولی ناسازگار.
اجرای سریع و پایداری مالی چگونه جمع میشوند؟
با طراحی دو مرحلهای: منبع اضطراری محدود و زماندار، همراه با برنامه روشن جایگزینی آن با درآمد پایدار.
منابع
- منبع رسمی مرکز آمار ایران
- منبع رسمی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
- منبع تکمیلی ایرنا ـ تأیید افزایش مبلغ کالابرگ و ابهام زمان و نحوه اجرا ـ ۱۶ مهر ۱۴۰۵
- منبع تکمیلی ایرنا ـ تصویب کلیات افزایش اعتبار و مسیرهای پیشنهادی تأمین مالی ـ مهر ۱۴۰۵
- منبع تکمیلی ایرنا ـ بررسی ریسک تأمین مالی افزایش اعتبار کالابرگ
- منبع تکمیلی سازمان برنامه و بودجه ـ قانون بودجه سال ۱۴۰۵ کل کشور
- منبع تکمیلی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ـ شبکه ملی یارانههای متمرکز
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
بازارها · ۱۱ آبان ۱۴۰۵دلار آزاد دوشنبه به ۲۷۲٫۹ هزار تومان رسید و سکه امامی ۲۶۳ میلیون شد
اقتصاد · ۱۱ آبان ۱۴۰۵وزیر راه: درخواست واریز یکجای ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان از متقاضیان نهضت ملی مسکن شدنی نیست
انرژی · ۱۱ آبان ۱۴۰۵