فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن رشد نقدینگی ۵۱.۶ درصدی ایران؛ چرا عدد شهریور فقط ۱.۳ درصد است؟
Banknotes of Iran 01
اقتصاد

رشد نقدینگی ۵۱.۶ درصدی ایران؛ چرا عدد شهریور فقط ۱.۳ درصد است؟

تحلیل ۳۶۰ سه عدد ۱.۳، ۲۰.۷ و ۵۱.۶ درصدی نقدینگی را آشتی می‌دهد و نشان می‌دهد کدام‌یک برای تورم، ارز، بانک‌ها و سیاست پولی مهم‌تر است.

حمیده سروستانی۱۷ مهر ۱۴۰۵ · ۱۴ دقیقه مطالعه

سؤال مرکزی: چگونه ممکن است بانک مرکزی هم‌زمان بگوید نقدینگی در شهریور فقط ۱.۳ درصد رشد کرده، رشد شش‌ماهه ۲۰.۷ درصد بوده و نرخ نقطه‌به‌نقطه ۵۱.۶ درصد شده است؛ و کدام عدد برای سنجش خطر تورم و بازار اهمیت بیشتری دارد؟

در این تحلیل اقتصادی می‌خوانید
  1. ۱اول اعداد را درست بخوانیم
  2. ۲محاسبه‌ای که اندازه مسئله را نشان می‌دهد
  3. ۳واقعیت، ادعا و استنباط
  4. ۴نقدینگی از کجا ساخته می‌شود؟
  5. ۵شش لایه اثرگذاری بر تورم و بازار
  6. ۶چه کسی تصمیم می‌گیرد و چه کسی حق وتو دارد؟
  7. ۷مطالعه موردی: فروش ارز برای آرام‌کردن بازار
  8. ۸توزیع هزینه: چه کسی بهای مهار را می‌دهد؟

تز قابل‌آزمون رونما: تناقض ظاهری میان این اعداد از تفاوت مخرج زمانی می‌آید، نه لزوماً از خطای آماری. اما افت یک‌ماهه سرعت رشد، به‌تنهایی تغییر رژیم پولی را ثابت نمی‌کند. تا زمانی که رشد سالانه بالا، کسری و ترازنامه بانکی فعال، و شوک ارز و تحریم پابرجاست، کاهش یک ماه می‌تواند «آرامش جریان» باشد در حالی که «انباشت موجودی» همچنان فشار تورمی می‌سازد.

محرک: عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، اعلام کرد نقدینگی در شهریور ۱۴۰۵ نسبت به مرداد ۱.۳ درصد افزایش یافته و رشد از ابتدای سال به ۲۰.۷ درصد رسیده است. او همچنین گفت رشد نقطه‌به‌نقطه از ۵۴.۴ درصد در مرداد به ۵۱.۶ درصد در پایان شهریور کاهش یافته است. رسانه‌ها از همین مجموعه گاهی تیتر «رشد ۵۱ درصدی نقدینگی» و گاهی «کاهش رشد» ساخته‌اند.

اول اعداد را درست بخوانیم

شاخص اعلام‌شدهمبدأ مقایسهپرسشی که پاسخ می‌دهدخطای رایج
۱.۳ درصد ماهانهپایان مرداد ۱۴۰۵در یک ماه چقدر به سطح نقدینگی افزوده شد؟تعمیم یک ماه به روند سال
۲۰.۷ درصد شش‌ماههپایان اسفند ۱۴۰۴از آغاز سال تا پایان شهریور چه مقدار رشد رخ داد؟دوبرابر‌کردن ساده و قطعی‌دانستن سال
۵۱.۶ درصد نقطه‌به‌نقطهپایان شهریور ۱۴۰۴سطح نقدینگی نسبت به یک سال قبل چقدر بزرگ‌تر است؟تصور اینکه همه رشد در شهریور رخ داده
۵۴.۴ درصد نقطه‌به‌نقطه مردادپایان مرداد ۱۴۰۴رشد سالانه تا ماه قبل چه بود؟برداشت کاهش سطح از کاهش نرخ

اگر سطح نقدینگی را یک مخزن بدانیم، نرخ ماهانه سرعت ورود آب در آخرین ماه است، نرخ شش‌ماهه مقدار اضافه‌شده از ابتدای سال، و نرخ نقطه‌به‌نقطه تفاوت سطح مخزن با همان روز سال قبل. ممکن است سرعت ورود در یک ماه کم شود ولی سطح مخزن همچنان بسیار بالاتر از سال گذشته باشد. همین تفاوت ساده برای جلوگیری از برداشت نادرست ضروری است.

افت نرخ نقطه‌به‌نقطه از ۵۴.۴ به ۵۱.۶ درصد به معنای کاهش نقدینگی نیست. فقط می‌گوید رشد سالانه کندتر شده است. برای کاهش خود سطح نقدینگی باید نرخ ماهانه منفی باشد؛ آن هم معمولاً با انقباض شدید اعتباری و پیامدهای رکودی. هدف سیاست پولی معمولاً کاهش پایدار سرعت رشد است، نه خشک‌کردن ناگهانی نقدینگی.

محاسبه‌ای که اندازه مسئله را نشان می‌دهد

رشد شش‌ماهه ۲۰.۷ درصد اگر در نیمه دوم دقیقاً تکرار شود، با محاسبه مرکب رشد سالانه حدود ۴۵.۷ درصد می‌شود، نه ۴۱.۴ درصد. این یک سناریوی مکانیکی است، نه پیش‌بینی. ترکیب ماه‌ها، بودجه، پرداخت‌های پایان سال، تقاضای پول، نرخ ارز و رفتار بانک‌ها می‌تواند مسیر نیمه دوم را تغییر دهد.

از طرف دیگر، رشد ماهانه ۱.۳ درصد اگر دوازده ماه بدون تغییر تکرار شود، نرخ مرکب سالانه نزدیک ۱۶.۸ درصد خواهد شد. فاصله بسیار زیاد این عدد با ۵۱.۶ درصد نشان می‌دهد که یک ماه آرام نمی‌تواند فوراً اثر ماه‌های پرشتاب قبلی را از نرخ سالانه پاک کند. برای تغییر روند باید چندین ماه پی‌درپی نرخ‌های پایین ثبت شود.

واقعیت، ادعا و استنباط

واقعیت: ارقام سه‌گانه بالا از گزارش رسمی نقل‌شده از بانک مرکزی می‌آید. نرخ ماهانه و شش‌ماهه جریان اخیر را نشان می‌دهد؛ نرخ نقطه‌به‌نقطه حافظه دوازده ماه گذشته را حمل می‌کند. صفحه رسمی نرخ ارز بانک مرکزی نیز نرخ‌های حواله را از معاملات ثبت‌شده بانکی محاسبه می‌کند، اما آن نرخ با بازار آزاد یکسان نیست.

ادعای سیاست‌گذار: بانک مرکزی کاهش نرخ سالانه و رشد محدود شهریور را نتیجه کنترل پایه پولی و خلق نقدینگی بانک‌ها می‌داند. این رابطه نیازمند انتشار جزئیات پایه پولی، ضریب فزاینده، بدهی بانک‌ها، عملیات بازار باز و ترکیب سپرده‌هاست. بدون این اجزا، می‌توان جهت ادعا را دید اما سهم هر ابزار را دقیق سنجید نه.

استنباط رونما: داده شهریور یک علامت مثبت کوتاه‌مدت است، نه حکم پایان فشار پولی. وقتی نرخ نقطه‌به‌نقطه بالای پنجاه درصد است، موجودی اسمی بزرگی در اقتصاد شکل گرفته که رفتار آن به اعتماد، نرخ سود، ارز و انتظار تورم بستگی دارد. اگر مردم و بنگاه‌ها بخواهند مانده‌های پولی را سریع‌تر خرج یا تبدیل کنند، حتی رشد جدید کمتر نیز می‌تواند با فشار قیمت همراه شود.

نقدینگی از کجا ساخته می‌شود؟

در اقتصاد مدرن، بخش بزرگی از پول با وام‌دهی بانک‌ها و ایجاد سپرده ساخته می‌شود. بانک مرکزی بر نرخ‌ها، ذخایر، اضافه‌برداشت، وثیقه و محدودیت ترازنامه اثر می‌گذارد، اما هر ریال خلق پول تصمیم مستقیم روزانه رئیس کل نیست. بانک تجاری، دولت، صندوق‌ها و تقاضای اعتبار حلقه‌های این زنجیره‌اند.

اگر دولت کسری خود را با بدهی به شبکه بانکی یا سازوکاری تأمین کند که در نهایت ترازنامه بانک مرکزی را بزرگ کند، فشار پولی ایجاد می‌شود. اگر بانک ناسالم برای پوشش شکاف نقدینگی اضافه‌برداشت کند، پایه پولی بالا می‌رود. اگر بانک با کیفیت پایین دارایی اما سود موهوم، سپرده بیشتری جذب کند، رشد نقدینگی می‌تواند بدون رشد متناسب ظرفیت تولید ادامه یابد.

از همین رو تحلیل رونما درباره بدهی دولت و بار مالی مکمل این بحث است. نسبت پایین یا عنوان حسابداری به‌تنهایی کافی نیست؛ باید دید تعهد چه زمانی نقدی می‌شود، خریدار بدهی کیست و آیا فشار نهایی به بانک مرکزی منتقل می‌شود یا نه.

شش لایه اثرگذاری بر تورم و بازار

۱. مقدار پول و تقاضای اسمی

اگر حجم پول و شبه‌پول سریع‌تر از ظرفیت تولید رشد کند و سرعت گردش ثابت بماند، تقاضای اسمی در نهایت از عرضه واقعی جلو می‌زند. اما زمان و شدت انتقال ثابت نیست. ممکن است سپرده مدت‌دار برای مدتی بی‌تحرک بماند، سپس با افت اعتماد یا نرخ سود حقیقی منفی به بازار ارز، طلا، مسکن یا کالا حرکت کند.

۲. ترکیب پول و شبه‌پول

دو اقتصاد با رشد نقدینگی یکسان می‌توانند رفتار متفاوتی داشته باشند. افزایش سهم سپرده دیداری و اسکناس معمولاً آمادگی خرج‌کردن را بیشتر می‌کند؛ افزایش سپرده مدت‌دار می‌تواند انتقال را عقب بیندازد. بنابراین بدون ترکیب نقدینگی، عدد کل داستان کامل را نمی‌گوید. تغییر نرخ سود نیز می‌تواند پول را میان این دو بخش جابه‌جا کند.

۳. نرخ ارز و قیمت واردات

برای ایران، نرخ ارز یک کانال کوتاه‌مدت قوی است. محدودیت درآمد نفتی، دشواری انتقال پول و تقاضای احتیاطی می‌تواند قیمت ارز را بالا ببرد؛ سپس مواد اولیه، ماشین‌آلات و کالای نهایی گران می‌شود. پژوهش صندوق بین‌المللی پول درباره ایران نتیجه گرفته رشد پول بیشتر در بلندمدت اثرگذار است، در حالی که افت ارزش پول، کسری مالی و تحریم در کوتاه‌مدت و بلندمدت بر تورم اثر می‌گذارند.

۴. بودجه و سلطه مالی

اگر سیاست پولی مجبور باشد نیاز مالی دولت را تأمین کند، هدف کنترل نقدینگی با هدف تأمین بودجه تعارض پیدا می‌کند. انتشار اوراق زمانی ضدتورمی‌تر است که خریدار واقعی از پس‌انداز موجود باشد؛ اگر بانک‌ها اوراق را بخرند و سپس برای نقدینگی به بانک مرکزی تکیه کنند، اثر نهایی می‌تواند دوباره پولی شود.

۵. شبکه بانکی و کیفیت دارایی

بانک زیان‌ده ممکن است برای پرداخت سود سپرده، تمدید وام‌های مشکل‌دار یا حفظ سهم بازار به رشد ترازنامه ادامه دهد. کنترل رشد هر بانک بدون حل زیان انباشته و مطالبات غیرجاری می‌تواند اعتبار سالم را هم محدود کند. سیاست‌گذار میان مهار خلق پول و جلوگیری از بحران اعتباری حرکت می‌کند؛ این همان محدودیت واقعی اختیار قانونی است.

۶. اعتماد و سرعت گردش

وقتی خانوار انتظار تورم بالا دارد، نگهداری ریال پرهزینه تلقی می‌شود و تبدیل سریع‌تر می‌شود. در این حالت، حتی اگر رشد ماهانه نقدینگی کم شود، سرعت گردش ممکن است افزایش یابد. برعکس، ثبات سیاسی، دسترسی ارزی و اعتبار سیاست‌گذار می‌تواند تقاضا برای نگهداری پول را بالا ببرد و انتقال به قیمت را کند کند.

چه کسی تصمیم می‌گیرد و چه کسی حق وتو دارد؟

بازیگراختیار قانونیتوان واقعیحق وتو یا محدودیت
بانک مرکزینرخ، ذخیره، نظارت، بازار باز و مداخله ارزیوابسته به ذخایر، داده، سلامت بانک‌ها و هماهنگی دولتکسری مالی و بانک‌های ناسالم می‌توانند اثر را خنثی کنند
دولت و سازمان برنامهبودجه، یارانه، مالیات و پرداختوابسته به درآمد نفت، مالیات و امکان استقراضتعهدات معیشتی و سیاسی کاهش هزینه را محدود می‌کند
بانک‌هااعتبار و خلق سپردهمتفاوت با کیفیت سرمایه و داراییریسک بحران اعتباری مانع تعطیلی یا انقباض ناگهانی است
مجلس و نهادهای ناظرقانون بودجه، تحقیق و قواعد بانکیتوان تغییر قواعد و مطالبه شفافیتتصمیم‌های هزینه‌زا می‌تواند انضباط را تضعیف کند
خانوار و بنگاهانتخاب دارایی، مصرف و قیمت‌گذاریقدرت واکنش بالا اما پراکندهبی‌اعتمادی می‌تواند سیاست را از مسیر سرعت گردش خنثی کند
بازیگران خارجیتحریم، تجارت و دسترسی ارزیاثرگذار بر عرضه ارز و هزینه مبادلهخارج از اختیار مستقیم سیاست‌گذار داخلی

این نقشه پاسخ می‌دهد چرا اعلام بانک مرکزی به تنهایی کافی نیست. اختیار کنترل ترازنامه وجود دارد، اما استفاده پایدار از آن ممکن است اعتبار تولید، بودجه و بانک ناسالم را تحت فشار بگذارد. دولت می‌تواند هزینه را کم کند، اما با تعهدات اجتماعی و جنگی روبه‌روست. مردم نیز رأی رسمی در کمیته پولی ندارند، ولی با تبدیل سپرده به دارایی رفتار سیاست را تأیید یا تضعیف می‌کنند.

مطالعه موردی: فروش ارز برای آرام‌کردن بازار

بانک مرکزی اعلام کرده در بازار ارز از ابزارهای در اختیار خود استفاده می‌کند. مداخله ارزی می‌تواند با عرضه ارز، انتظارات و قیمت واردات را در کوتاه‌مدت آرام کند. اگر شوک موقت باشد، این پل زمانی مفید است: بازار از هراس لحظه‌ای عبور می‌کند و تولیدکننده فرصت برنامه‌ریزی می‌یابد.

اما اگر تقاضا ناشی از شکاف پایدار بودجه، رشد اعتبار، کاهش صادرات یا بی‌اعتمادی باشد، فروش ارز شبیه پرداخت از ذخیره برای جبران جریان دائمی است. ذخایر قابل استفاده با ذخایر ثبت‌شده یکسان نیست؛ دسترسی، محل نگهداری و محدودیت انتقال اهمیت دارد. همچنین نرخ رسمی حواله با بازار آزاد فرق دارد و کاهش یکی لزوماً دیگری را تثبیت نمی‌کند.

تصمیم واقعی در این مطالعه موردی انتخاب میان سه هزینه است: مصرف ذخیره، پذیرش نرخ بالاتر ارز، یا تشدید انقباض پولی و اعتباری. هیچ گزینه‌ای رایگان نیست. مداخله موفق زمانی است که با اصلاح جریان‌های ایجادکننده تقاضا همراه شود؛ وگرنه فقط زمان می‌خرد.

توزیع هزینه: چه کسی بهای مهار را می‌دهد؟

اگر کنترل نقدینگی از مسیر محدودیت اعتباری عمومی انجام شود، بنگاه کوچک و خانوار بدون وثیقه نخستین بازندگان‌اند؛ بنگاه بزرگ یا ذی‌نفوذ مسیر جایگزین دارد. اگر نرخ سود بالا رود، سپرده‌گذار منتفع و وام‌گیرنده متضرر می‌شود، اما هزینه سود بانک و دولت نیز افزایش می‌یابد. اگر ارز برای تثبیت قیمت فروخته شود، واردکننده امروز سود می‌برد ولی ذخیره فردا کاهش می‌یابد.

اگر سیاست‌گذار از اصلاح بانک ناسالم یا بودجه عقب‌نشینی کند، هزینه از مسیر تورم بر دارندگان درآمد ثابت و پول نقد توزیع می‌شود. تورم مالیاتی است که نرخش در قانون بودجه نوشته نمی‌شود و قدرت فرار از آن نامساوی است. بنابراین ارزیابی سیاست فقط با نرخ کل نقدینگی کافی نیست؛ باید دید اعتبار به کدام بخش رسیده و زیان انضباط بر دوش چه گروهی افتاده است.

سه فرضیه رقیب

فرضیه اول: چرخش واقعی آغاز شده

کاهش رشد ماهانه به ۱.۳ درصد و افت نرخ نقطه‌به‌نقطه می‌تواند نخستین نتیجه کنترل پایه پولی و ترازنامه بانک‌ها باشد. اگر این روند سه تا شش ماه ادامه یابد و ترکیب پول نیز آرام شود، نرخ سالانه با وقفه پایین می‌آید. در این روایت، عدد ۵۱.۶ میراث گذشته و ۱.۳ علامت آینده است.

فرضیه دوم: اثر پایه و نوسان موقت

ممکن است ماه مقایسه سال قبل یا الگوی پرداخت‌ها باعث افت ظاهری نرخ شود. پرداخت بودجه، تسویه بدهی، فروش ارز و جابه‌جایی سپرده می‌تواند یک ماه را آرام کند. اگر در ماه‌های بعد رشد برگردد، نتیجه‌گیری درباره چرخش سیاست زودهنگام بوده است.

فرضیه سوم: نقدینگی کند می‌شود اما تورم نه

حتی با کاهش رشد پول، شوک ارز، عرضه، تحریم و انتظارات می‌تواند قیمت‌ها را بالا نگه دارد. در این حالت سیاست پولی اثر لازم را دارد ولی کافی نیست. کاهش تورم نیازمند هماهنگی بودجه، تجارت، انرژی، اعتماد و سیاست خارجی است.

قوی‌ترین ضدتحلیل

قوی‌ترین نقد به تز محتاطانه رونما این است که داده‌های پولی جلوتر از تورم حرکت می‌کنند و انتظار برای چند ماه تأیید، سیاست‌گذار و بازار را از دیدن چرخش محروم می‌کند. نرخ ماهانه ۱.۳ درصد در مقایسه با رشد شش‌ماهه علامتی بسیار قوی است؛ اگر بانک مرکزی هم‌زمان پایه پولی و خلق اعتبار را محدود کرده باشد، نرخ سالانه ناگزیر با تأخیر کاهش می‌یابد.

این نقد معتبر است و تز را اصلاح می‌کند: نباید علامت شهریور را بی‌اهمیت دانست. اما «علامت قوی» با «اثبات پایدار» فرق دارد. یک ماه در اقتصاد پرشوک ایران ممکن است تحت تأثیر عملیات موقت یا کمبود داده باشد. بهترین موضع این است که احتمال چرخش را بالا ببریم، ولی نتیجه را به چند معیار هم‌زمان مشروط کنیم.

ابهام‌ها و نقاط کور

  • سطح مطلق نقدینگی در اعلام کوتاه رئیس کل ذکر نشده و بازسازی مخرج را دشوار می‌کند؛
  • ترکیب پول و شبه‌پول، پایه پولی و ضریب فزاینده برای شهریور باید کنار هم منتشر شود؛
  • داده‌های تورم بانک مرکزی و مرکز آمار ممکن است پوشش و زمان‌بندی متفاوت داشته باشند؛
  • نرخ‌های رسمی ارز با بازار آزاد و هزینه واقعی انتقال یکسان نیستند؛
  • اثر جنگ، تحریم و محدودیت عرضه با ابزار پولی به تنهایی جداشدنی نیست.

برای دیدن چارچوب چندلایه‌تر تورم، مقاله مرجع رونما درباره ریشه‌های تورم بالای ایران توضیح می‌دهد که نقدینگی یک محرک مهم است اما حلقه‌های بودجه، ارز، انتظار و اعتماد می‌توانند آن را تشدید یا تعدیل کنند. این مقاله از آن چارچوب برای آزمون یک داده تازه استفاده می‌کند، نه برای تکرار عددهای همان مطلب.

جدول معیار تضعیف یا ابطال تز

شاخص آیندهاگر مشاهده شوداثر بر تز
رشد ماهانه نقدینگیسه تا شش ماه نزدیک ۱ تا ۱.۵ درصد بماندتز فشار تداومی تضعیف می‌شود
رشد نقطه‌به‌نقطهپیوسته و بدون بازگشت شدید کاهش یابدنشانه چرخش واقعی تقویت می‌شود
ترکیب پولسهم پول دیداری و سرعت گردش کاهش یابدانتقال فوری به قیمت ضعیف‌تر می‌شود
پایه پولی و بدهی بانک‌هاهم‌زمان مهار شودادعای کنترل ساختاری معتبرتر می‌شود
تورم و ارزبا وقفه کاهش و تثبیت یابدپیوند سیاست با نتیجه تأیید می‌شود
رشد پول کم ولی تورم بالا بماندچند فصل ادامه یابدنقش شوک ارز، عرضه و انتظار پررنگ‌تر می‌شود

سناریوهای شش‌ماهه

سناریومحرکنشانهمانعپیامد
چرخش پایدارانضباط بودجه و بانکی همراه با دسترسی ارزیکاهش پیوسته سه نرخ و آرامش ترکیب پولهزینه اعتبار و تعهدات دولتافت تدریجی تورم با وقفه
آرامش موقتمداخله ارزی و عملیات کوتاه‌مدتماه‌های کم‌نوسان سپس بازگشت رشدنبود اصلاح ترازنامهنوسان ارز و تورم دارایی
سلطه مالیکسری و تعهدات تازهرشد بدهی بانک‌ها و پایه پولیمحدودیت سیاسی کاهش هزینهبازگشت نرخ‌های بالاتر نقدینگی
شوک خارجیافت درآمد ارزی یا تشدید تحریمشکاف نرخ ارز و افزایش پول دیداریتوان محدود ابزار پولیتورم بالا حتی با اعتبار ضعیف

شاخص‌های رصد برای مخاطب و بازار

در هر گزارش ماهانه پنج عدد را کنار هم بگذارید: رشد ماهانه تعدیل‌شده نقدینگی، رشد نقطه‌به‌نقطه، رشد پایه پولی، سهم پول از نقدینگی و بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی. سپس سه قیمت را اضافه کنید: نرخ بازار آزاد ارز، نرخ حواله رسمی و تورم ماهانه. اگر فقط یکی از اینها بهتر شود، هنوز احتمال جابه‌جایی فشار وجود دارد.

برای بازارها، کاهش پایدار رشد پول می‌تواند بازده اسمی دارایی‌ها را تعدیل کند، اما زمان‌بندی مهم است. بورس ممکن است از کاهش تورم منتفع شود اگر نرخ سود و رکود فروش آن را خنثی نکند. طلا و ارز به شوک خارجی و اعتماد حساس‌اند. مسکن با وقفه و نقدشوندگی کمتر واکنش نشان می‌دهد. هیچ دارایی صرفاً با یک عدد نقدینگی قابل پیش‌بینی نیست.

بازسنجی تز

پس از بررسی ارقام، تناقضی میان ۱.۳، ۲۰.۷ و ۵۱.۶ درصد وجود ندارد؛ هر عدد پنجره زمانی متفاوتی است. داده ماهانه به نفع احتمال چرخش است، اما نرخ سالانه و سازوکارهای بودجه، بانک و ارز هنوز هشدار می‌دهند. بنابراین تز اولیه حفظ می‌شود: جریان تازه آرام‌تر شده، ولی موجودی و حلقه‌های تداوم هنوز برای اعلام مهار پایدار کافی نیستند.

این تز زمانی تضعیف خواهد شد که چند ماه داده هم‌جهت، انتشار جزئیات ترازنامه و کاهش هم‌زمان تورم و انتظار ارزی دیده شود. اگر رشد ماهانه پایین بماند ولی تورم و ارز آرام نشوند، باید وزن علت‌ها را از پول جاری به شوک عرضه، تحریم، کسری گذشته و سرعت گردش منتقل کرد. تحلیل خوب باید اجازه دهد داده تازه نتیجه را عوض کند.

پرسش‌های متداول

آیا نقدینگی در شهریور ۱۴۰۵ پنجاه‌ویک درصد رشد کرد؟

اگر مبنا شهریور سال قبل باشد، بنا بر اعلام رئیس کل بانک مرکزی رشد نقطه‌به‌نقطه ۵۱.۶ درصد بوده است. رشد خود ماه شهریور ۱.۳ درصد و رشد از پایان اسفند تا پایان شهریور ۲۰.۷ درصد اعلام شده؛ این سه عدد سه بازه متفاوت دارند.

چرا سه نرخ متفاوت هم‌زمان درست‌اند؟

هر نرخ مخرج زمانی متفاوتی دارد: ماهانه با مرداد، شش‌ماهه با پایان سال قبل و نقطه‌به‌نقطه با شهریور سال قبل مقایسه می‌شود. تغییر مخرج، سؤال اقتصادی را عوض می‌کند.

آیا افت نرخ نقطه‌به‌نقطه از ۵۴.۴ به ۵۱.۶ درصد یعنی نقدینگی کم شده است؟

خیر. سطح نقدینگی همچنان افزایش یافته، اما سرعت رشد نسبت به همان ماه سال قبل کمتر شده است. کاهش نرخ رشد با کاهش سطح متغیر فرق دارد.

آیا رشد ۱.۳ درصدی شهریور کم است؟

برای یک ماه نسبت به نرخ‌های پیشین پایین‌تر به نظر می‌رسد، اما یک مشاهده کافی نیست. باید تعدیل فصلی، کیفیت داده، ترکیب پول و شبه‌پول و تداوم چندماهه بررسی شود.

رشد شش‌ماهه ۲۰.۷ درصد اگر ادامه یابد سالانه چقدر می‌شود؟

دو برابر‌کردن ساده حدود ۴۱.۴ درصد می‌دهد، اما با مرکب‌کردن نرخ شش‌ماهه حدود ۴۵.۷ درصد می‌شود. هیچ‌کدام پیش‌بینی قطعی نیست، چون نیمه دوم می‌تواند متفاوت باشد.

نقدینگی چگونه به تورم می‌رسد؟

از مسیر افزایش تقاضای اسمی، اعتبار بانکی، تامین کسری، انتظارات و بازار ارز. پژوهش درباره ایران نشان می‌دهد رشد پول بیشتر در بلندمدت اثر می‌گذارد، در حالی که افت ارزش پول، کسری و تحریم می‌توانند کوتاه‌مدت و بلندمدت مؤثر باشند.

آیا فروش ارز بانک مرکزی تورم را مهار می‌کند؟

می‌تواند نوسان کوتاه‌مدت ارز و انتظارات را کاهش دهد، اما اگر کسری مالی، رشد ترازنامه بانک‌ها و کمبود عرضه ادامه داشته باشد، اثر آن پایدار نیست و ذخایر یا منابع ارزی نیز محدودیت دارند.

چه کسی مسئول کنترل نقدینگی است؟

بانک مرکزی ابزار پولی و نظارت بانکی دارد؛ دولت بر کسری بودجه و بدهی اثر می‌گذارد؛ بانک‌ها از مسیر اعتبار خلق پول می‌کنند؛ و سیاست خارجی بر درآمد ارزی و انتظارات اثر دارد. مسئولیت میان چند نهاد توزیع شده است.

چه داده‌ای برای داوری دقیق کم است؟

سطح ریالی نقدینگی، پایه پولی، ضریب فزاینده، ترکیب پول و شبه‌پول، خالص بدهی دولت و بانک‌ها به بانک مرکزی، و سری ماهانه بازنگری‌شده برای همان تاریخ لازم است.

چه چیزی تز این تحلیل را باطل می‌کند؟

اگر چند ماه متوالی رشد ماهانه پایین بماند، رشد نقطه‌به‌نقطه به‌طور پایدار افت کند، کسری پولی نشود و تورم و انتظارات ارزی نیز کاهش یابد، ادعای غالب‌بودن فشارهای تداومی تضعیف می‌شود.

نویسندهحمیده سروستانی

خبرنگار و تحلیلگر بازارها با تمرکز بر بازارهای مالی و انرژی. حوزه پوشش اصلی او مشهد، ایران است و گزارش‌ها را با تأکید بر داده‌های قابل‌راستی‌آزمایی، زمینه محلی و تفکیک روشن خبر از تحلیل تهیه می‌کند.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید