فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن ترامپ، نتانیاهو و پزشکیان از یک جنگ سه نتیجه متفاوت گرفتند
P20260922DT 0488 1100x620 1
آمریکا

ترامپ، نتانیاهو و پزشکیان از یک جنگ سه نتیجه متفاوت گرفتند

سه سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل نشان داد واشنگتن، اسرائیل و تهران هنوز بر سر معنای جنگ اخیر توافق ندارند؛ اختلافی که می‌تواند تصمیم‌های مرحله بعد را شکل دهد.

آن
آیدا نعمتی۵ مهر ۱۴۰۵ · ۶ دقیقه مطالعه

دونالد ترامپ در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل، ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶. عکس رسمی کاخ سفید: Daniel Torok.

دونالد ترامپ، بنیامین نتانیاهو و مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل درباره یک جنگ حرف زدند، اما هر کدام نتیجه متفاوتی از آن گرفتند. برای واشنگتن، جنگ شاهد موفقیت فشار بود؛ برای اسرائیل، اثبات ضرورت اقدام پیشگیرانه؛ و برای تهران، نمونه‌ای از مقاومت در برابر تحمیل. اختلاف اصلی فقط بر سر گذشته نیست؛ هر روایت دارد تصمیم‌های مرحله بعد را توجیه می‌کند.

در این تحلیل بین‌المللی می‌خوانید
  1. ۱اختلاف بر سر معنای جنگ است، نه فقط روایت آن
  2. ۲هر طرف معیار متفاوتی برای «پیروزی» دارد
  3. ۳سخنرانی‌ها برای داخل کشور هم نوشته شده‌اند
  4. ۴سه روایت چگونه می‌توانند بحران را زنده نگه دارند؟
  5. ۵آنچه از این سه منبع نمی‌توان نتیجه گرفت
  6. ۶نیویورک بیشتر درباره مرحله بعد بود تا جنگ گذشته

در سخنرانی دونالد ترامپ، ایران در چارچوب تهدیدی معرفی شد که به گفته او با مذاکره مهار نشد و در نهایت با عملیات نظامی هدف قرار گرفت. ترامپ مدعی شد برنامه هسته‌ای، نیروی دریایی، پدافند و بخشی از ظرفیت موشکی و پهپادی ایران به‌شدت آسیب دیده و از این مجموعه به‌عنوان نشانه موفقیت سیاست فشار استفاده کرد.

بنیامین نتانیاهو همان جنگ را در امتداد خطی طولانی‌تر قرار داد. او به هشدارهای سال‌های قبل درباره برنامه هسته‌ای ایران بازگشت و حمله به تأسیسات ایران را تحقق همان «خط قرمز» معرفی کرد. در روایت او، جنگ اخیر نه یک واکنش مقطعی، بلکه نتیجه منطقی سیاستی بود که از سال‌ها قبل بر جلوگیری از دستیابی ایران به توان هسته‌ای نظامی تأکید داشت.

مسعود پزشکیان روایت کاملاً متفاوتی ارائه کرد. او ایران را هدف حملات آمریکا و اسرائیل دانست، از تلفات غیرنظامی و حملات به زیرساخت‌ها سخن گفت و تأکید کرد تهران در برابر آنچه تجاوز می‌داند از خود دفاع کرده است. در این روایت، معیار اصلی موفقیت نه نابودی توان طرف مقابل، بلکه وادار نشدن ایران به تسلیم سیاسی است.

اختلاف بر سر معنای جنگ است، نه فقط روایت آن

در نگاه اول، این سه سخنرانی را می‌توان صرفاً مجموعه‌ای از ادعاهای متضاد دانست. اما تفاوت مهم‌تر در این است که هر طرف از جنگ چه نتیجه سیاسی می‌گیرد.

ترامپ جنگ را به‌عنوان شاهدی ارائه می‌کند که فشار و قدرت نظامی می‌تواند جایی که مذاکره ناکام مانده نتیجه ایجاد کند. نتانیاهو از همان جنگ نتیجه می‌گیرد که تهدید ایران را نمی‌توان فقط با بازدارندگی یا توافق کنترل کرد و باید امکان اقدام مستقیم حفظ شود. پزشکیان نیز برعکس، از جنگ برای تقویت این استدلال استفاده می‌کند که اعتماد به طرف مقابل و امتیاز دادن زیر فشار می‌تواند خطرناک باشد.

این سه نتیجه، سه مسیر متفاوت برای مرحله بعد می‌سازند. اگر واشنگتن نتیجه بگیرد فشار جواب داده، انگیزه‌اش برای حفظ فشار بالا می‌ماند. اگر اسرائیل جنگ را اثبات درستی اقدام پیشگیرانه بداند، بازسازی ظرفیت‌های ایران می‌تواند دوباره به‌عنوان تهدید فوری تعریف شود. و اگر تهران نتیجه بگیرد که عقب‌نشینی در برابر فشار حمله را متوقف نمی‌کند، احتمالاً بر حفظ ابزارهای بازدارندگی و کانال‌های غیرمستقیم مذاکره تأکید بیشتری خواهد کرد.

هر طرف معیار متفاوتی برای «پیروزی» دارد

یکی از دلایل اینکه پایان عملیات نظامی لزوماً به پایان بحران منجر نمی‌شود، همین تفاوت در معیارهای پیروزی است.

در روایت ترامپ، معیار اصلی کاهش توان هسته‌ای، نظامی و موشکی ایران است. در روایت نتانیاهو، کافی نیست که بخشی از این توان آسیب ببیند؛ مسئله اصلی جلوگیری از بازگشت آن است. در روایت پزشکیان، بقا، حفظ استقلال تصمیم‌گیری و ادامه مقاومت در برابر فشار به‌عنوان نشانه شکست‌نخوردن ایران مطرح می‌شود.

وقتی سه طرف با سه معیار متفاوت نتیجه جنگ را می‌سنجند، حتی بر سر این‌که جنگ واقعاً چه چیزی را حل کرده نیز توافقی شکل نمی‌گیرد. ممکن است واشنگتن از تحقق اهداف نظامی سخن بگوید، اسرائیل همچنان خطر بازسازی را برجسته کند و تهران تأکید کند که ساختار سیاسی و اراده مقاومت پابرجاست.

این اختلاف صرفاً تبلیغاتی نیست. معیار پیروزی روی آستانه پذیرش توافق بعدی اثر می‌گذارد. طرفی که خود را پیروز می‌داند، معمولاً برای امتیاز دادن با هزینه سیاسی بیشتری روبه‌رو می‌شود. طرفی که خود را قربانی حمله می‌داند، ممکن است تضمین‌های بیشتری بخواهد. و طرفی که تهدید را همچنان فعال می‌بیند، گزینه نظامی را کنار نمی‌گذارد.

سخنرانی‌ها برای داخل کشور هم نوشته شده‌اند

هر سه رهبر فقط با مخاطبان خارجی حرف نمی‌زدند. سخنرانی‌های مجمع عمومی بخشی از سیاست داخلی نیز هستند.

ترامپ تلاش کرد نشان دهد دولتش تهدیدی را که دولت‌های قبلی مهار نکرده بودند با قدرت حل کرده است. نتانیاهو جنگ را درون روایتی از امنیت و بقای اسرائیل قرار داد و تصمیم نظامی را نه انتخابی اختیاری، بلکه ضرورتی حیاتی معرفی کرد. پزشکیان نیز کوشید نشان دهد ایران زیر فشار نظامی تسلیم نشده و همچنان خود را طرفی دارای حق دفاع و استقلال سیاسی می‌داند.

همین مخاطب داخلی می‌تواند فضای مانور رهبران را محدود کند. هرچه یک دولت بیشتر جنگ را به‌عنوان پیروزی کامل معرفی کند، توضیح امتیاز بعدی دشوارتر می‌شود. هرچه یک دولت بیشتر بر قربانی‌بودن و بی‌اعتمادی تأکید کند، پذیرش توافق بدون تضمین هزینه بیشتری پیدا می‌کند.

سه روایت چگونه می‌توانند بحران را زنده نگه دارند؟

اگر هر سه طرف جنگ را به شکلی تفسیر کنند که سیاست قبلی خود را تأیید کند، انگیزه بازنگری کاهش می‌یابد.

واشنگتن ممکن است فشار را مؤثر بداند. اسرائیل ممکن است حمله را ابزاری معتبر برای جلوگیری از بازسازی تلقی کند. تهران نیز ممکن است نتیجه بگیرد بازدارندگی و مقاومت همچنان ضروری‌اند. این چرخه می‌تواند حتی بدون ازسرگیری فوری جنگ، بحران را بازتولید کند.

در چنین شرایطی، مشکل اصلی فقط نبود توافق بر سر جزئیات فنی نیست. طرف‌ها درباره خودِ درس جنگ اختلاف دارند. تا زمانی که این اختلاف باقی بماند، هر توافق جدید با این خطر روبه‌روست که یکی از طرف‌ها آن را عقب‌نشینی از چیزی بداند که در جنگ به دست آورده است.

آنچه از این سه منبع نمی‌توان نتیجه گرفت

سخنرانی‌های سیاسی سند بی‌طرف درباره نتیجه واقعی جنگ نیستند. ترامپ و نتانیاهو درباره ابعاد خسارت واردشده به توان ایران ادعاهای گسترده‌ای مطرح کردند و پزشکیان نیز از میزان خسارت و ماهیت حملات روایت خود را ارائه داد. سه متن America Times بازتاب‌دهنده اظهارات خود این رهبران است و به‌تنهایی برای راستی‌آزمایی مستقل همه ادعاهای نظامی و آماری کافی نیست.

بنابراین ارزش اصلی این سه متن در این تحلیل نه اثبات دقیق میزان خسارت، بلکه نشان‌دادن چارچوبی است که هر بازیگر برای تفسیر جنگ انتخاب کرده است.

نیویورک بیشتر درباره مرحله بعد بود تا جنگ گذشته

سه سخنرانی در ظاهر درباره جنگی بود که رخ داده است، اما بخش مهم‌تر آنها به آینده مربوط می‌شود.

ترامپ می‌خواهد فشار نظامی را به‌عنوان ابزار معتبر سیاست خارجی نگه دارد. نتانیاهو می‌خواهد جلوگیری از بازسازی توان ایران را به موضوعی دائمی تبدیل کند. پزشکیان می‌خواهد نشان دهد ایران هنوز امکان مقاومت، مذاکره و تصمیم مستقل را حفظ کرده است.

به همین دلیل، مهم‌ترین سؤال بعد از این سخنرانی‌ها این نیست که کدام روایت از جنگ بلندتر شنیده شد. سؤال این است که هر روایت قرار است کدام تصمیم بعدی را مشروع کند.

اگر در هفته‌ها و ماه‌های آینده واشنگتن بر «موفقیت فشار»، اسرائیل بر «خطر بازسازی» و تهران بر «بی‌اعتمادی و مقاومت» تأکید کنند، آن‌وقت می‌توان گفت جنگ از میدان نظامی خارج شده اما در محاسبات سیاسی سه طرف همچنان ادامه دارد.

آن
نویسندهآیدا نعمتی

خبرنگار و تحلیلگر بازارها با تمرکز بر بازارهای مالی و انرژی. حوزه پوشش اصلی او هرات، افغانستان است و گزارش‌ها را با تأکید بر داده‌های قابل‌راستی‌آزمایی، زمینه محلی و تفکیک روشن خبر از تحلیل تهیه می‌کند.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید