
روته و روبیو در ناتو؛ اختلاف بر سر هزینه دفاعی، بدون شکاف در بازدارندگی
دیدار مارک روته و مارکو روبیو در هلسینگبورگ نشان داد فشار آمریکا برای افزایش هزینه دفاعی متحدان ادامه دارد، اما واشنگتن و ناتو همچنان بر بازدارندگی جمعی و تقویت توان نظامی اروپا تأکید دارند.
مارکو روبیو و مارک روته در نشست وزیران خارجه ناتو، هلسینگبورگ سوئد، ۲۲ مه ۲۰۲۶. اعتبار تصویر: NATO.
دیدار مارک روته، دبیرکل ناتو، با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در نشست وزیران خارجه ناتو در هلسینگبورگ سوئد، در ظاهر یک موضعگیری کوتاه درباره هزینههای دفاعی و آمادگی نظامی بود؛ اما در سطح راهبردی، این دیدار یکی از روشنترین نشانههای رابطه جدید میان واشنگتن و متحدان اروپایی بود: آمریکا همچنان ستون اصلی بازدارندگی ناتو است، اما میخواهد اروپا سهم مالی و عملیاتی بیشتری بپردازد.
در این خبر بینالمللی میخوانید
روته در آغاز اظهارات خود گفت نشست وزیران خارجه بر چند موضوع از جمله هزینههای دفاعی تمرکز دارد؛ موضوعی که به گفته او هم برای رئیسجمهور آمریکا و هم برای وزیر خارجه این کشور اهمیت دارد. همین جمله کوتاه نشان میدهد اختلاف اصلی در درون ناتو نه بر سر اصل اتحاد، بلکه بر سر توزیع هزینه و مسئولیت است.
مسئله واقعی ناتو: اتحاد پابرجاست، اما قرارداد قدیمی در حال بازنویسی است
در دهههای گذشته، بخش بزرگی از امنیت اروپا بر این فرض بنا شده بود که آمریکا بخش نامتناسبی از هزینه دفاعی و قابلیتهای کلیدی ناتو را تأمین میکند. اکنون واشنگتن آشکارا میخواهد این مدل تغییر کند. دولت آمریکا فشار بر متحدان را نه فقط بهعنوان مطالبه بودجهای، بلکه بهعنوان شرط پایداری اتحاد مطرح میکند.
از منظر اروپا، این تغییر دو پیام دارد: نخست اینکه اتکا به تضمین امنیتی آمریکا همچنان ادامه دارد؛ دوم اینکه این تضمین دیگر بدون مطالبه متقابل نیست. افزایش بودجه دفاعی، خرید تجهیزات، تقویت ظرفیت تولید مهمات و آمادگی نیروها به بخشی از «قیمت سیاسی» عضویت در اتحاد تبدیل شده است.
روته چه نقشی بازی میکند؟
دبیرکل ناتو در این رابطه فقط سخنگوی اتحاد نیست؛ نقش واسطه میان واشنگتن و پایتختهای اروپایی را نیز دارد. روته باید هم فشار آمریکا را به یک برنامه اجرایی برای اعضا تبدیل کند و هم مانع شود این فشار به برداشت «کاهش تعهد آمریکا» تبدیل شود.
به همین دلیل، زبان او معمولاً دوگانه است: از یک سو بر نیاز به افزایش هزینه دفاعی تأکید میکند و از سوی دیگر بر استحکام پیوند فراآتلانتیک. این ترکیب برای حفظ انسجام سیاسی ناتو ضروری است.
رمزگشایی سخنان
منظور عملی: آمریکا میخواهد اروپا سریعتر از قبل هزینه و ظرفیت دفاعی خود را افزایش دهد و ناتو میکوشد این فشار را بدون ایجاد بحران اعتماد در اتحاد مدیریت کند.
مخاطب اول: اعضای اروپایی ناتو. پیام روشن است: افزایش بودجه دفاعی دیگر توصیه نیست و به معیار جدی تعهد به اتحاد تبدیل شده است.
مخاطب دوم: روسیه. با وجود اختلافهای درونائتلافی بر سر پول و مسئولیت، واشنگتن و ناتو میخواهند نشان دهند که اصل بازدارندگی جمعی و آمادگی نظامی همچنان برقرار است.
مخاطب سوم: افکار عمومی آمریکا. روبیو باید نشان دهد متحدان اروپایی سهم بیشتری از هزینه امنیت خود را میپردازند و اتحاد ناتو صرفاً بار مالی برای واشنگتن نیست.
اوکراین در پسزمینه این بحث
اگرچه محور اظهارات مشترک هزینههای دفاعی بود، جنگ اوکراین پسزمینه اصلی این بحث است. جنگ نشان داده که مصرف مهمات، پدافند هوایی، توان صنعتی و آمادگی لجستیکی در یک منازعه طولانی چه اندازه اهمیت دارد. بسیاری از دولتهای اروپایی پس از سالها کاهش یا رکود در بودجه دفاعی، اکنون با فشار برای بازسازی ظرفیتهای نظامی روبهرو هستند.
از این زاویه، مطالبه آمریکا برای هزینه بیشتر فقط یک بحث مالی نیست؛ مستقیماً به توان ناتو برای بازدارندگی و پشتیبانی از عملیات طولانیمدت مرتبط است.
تناقضی که ناتو باید حل کند
اتحاد میخواهد همزمان دو پیام بدهد: «آمریکا متعهد است» و «اروپا باید کمتر به آمریکا وابسته باشد». این دو پیام در ظاهر متناقضاند، اما راهبرد ناتو این است که آنها را مکمل نشان دهد: استقلال بیشتر اروپا باید اتحاد را تقویت کند، نه جایگزین آن شود.
موفقیت این راهبرد به این بستگی دارد که افزایش هزینههای دفاعی واقعاً به ظرفیت عملیاتی تبدیل شود، نه فقط به افزایش عددی بودجه.
هدف دیپلماتیک محتمل
هدف روته و روبیو را میتوان تثبیت یک «قرارداد جدید فراآتلانتیک» دانست: آمریکا همچنان تضمینکننده اصلی بازدارندگی باقی میماند، اما اروپا باید سهم بزرگتری در هزینه، صنعت دفاعی و آمادگی نظامی داشته باشد.
این قرارداد جدید در صورت تثبیت، میتواند ساختار امنیت اروپا را برای سالهای آینده تغییر دهد؛ بهویژه اگر اروپا سرمایهگذاری بیشتری در پدافند هوایی، تولید مهمات، حملونقل نظامی و فناوریهای دفاعی انجام دهد.
برای ایران و خاورمیانه چه اهمیتی دارد؟
افزایش ظرفیت نظامی اروپا فقط به روسیه مربوط نیست. هرچه ناتو و اعضای اروپایی توان بیشتری در پدافند، اطلاعات، لجستیک و صنایع دفاعی پیدا کنند، ظرفیت آنها برای مشارکت در بحرانهای خاورمیانه نیز بیشتر میشود. با این حال، ناتو همچنان یک اتحاد منطقهای است و هرگونه نقش مستقیم آن در خاورمیانه به اجماع سیاسی اعضا وابسته خواهد بود.
برای ایران، مهمترین اثر غیرمستقیم میتواند تقویت توان نظامی و صنعتی کشورهای اروپایی عضو ناتو و هماهنگی بیشتر آنها با آمریکا در پروندههای امنیتی باشد.
نقطه ضعف سخنرانی
تأکید بر هزینه دفاعی بهتنهایی تضمین نمیکند که اروپا سریعتر و مؤثرتر شود. مشکل ناتو فقط سطح بودجه نیست؛ پراکندگی خریدهای تسلیحاتی، تفاوت استانداردها، محدودیت تولید و فرایندهای سیاسی کند نیز بر آمادگی نظامی اثر میگذارند.
بعد از این نشست چه باید دید؟
سه شاخص اهمیت دارد: تعهدات جدید اعضا درباره هزینه دفاعی، میزان رشد واقعی ظرفیت صنعتی اروپا و نحوه تقسیم مسئولیت میان آمریکا و کشورهای اروپایی در حوزههای پدافند، مهمات و استقرار نیرو. اگر این سه حوزه تغییر کنند، نشست هلسینگبورگ را میتوان بخشی از بازنویسی عملی رابطه امنیتی دو سوی آتلانتیک دانست.
منابع
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
اروپا · ۱۱ آبان ۱۴۰۵سود رایانایر را پیشخرید سوخت نجات داد؛ هزینه جنگ ایران سال آینده به بلیت و دستمزد میرسد
اروپا · ۱۱ آبان ۱۴۰۵ایلیانا یوتووا با حدود ۵۸ درصد آرا در دور دوم انتخابات بلغارستان پیروز شد
بریتانیا · ۱۱ آبان ۱۴۰۵