روسیه
سود احتمالی: نمایش نقش در بحران؛ افزایش وزن در گفتوگو با شورای همکاری؛ پیشبرد طرح امنیت جمعی
سهشنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵
مهمترین خبرها و تحلیلها، هر صبح در ایمیل شما.
با عضویت، حریم خصوصی رونما را میپذیرید.تز رونما: سفر لاوروف به تهران را باید پیش از هر چیز یک «حلقه ارتباطی» میان تهران، ریاض و منامه و واشنگتن دید، نه گشایشی که خودبهخود به کاهش تنش بینجامد. ارزش مسکو در این مرحله به دسترسی همزمان به چند طرف برمیگردد، نه به تضمین، پول یا زور برای اجرای توافق. تا وقتی کانالهای رسمی آمریکا و ایران بسته است، چنین کانالی مفید است؛ اما به تنهایی نمیتواند هرمز را باز کند یا جنگ یمن را متوقف کند.
سفر امروز نقطهای در یک رشته تماسهاست و از خلأ ظاهر نشده. در ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ (۳ مهر ۱۴۰۵) لاوروف و عراقچی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک دیدار کردند. به روایت وزارت خارجه ایران که تاس بازتاب داده، عراقچی درباره مذاکرات ایران و عمان برای ایمنی تردد در هرمز و تلاش واسطهها برای انتقال شروط بازگشت به مذاکره توضیح داده است. این روایت را مستقل از منبع ایرانی نمیتوان تأیید کرد و جزئیات آن علنی نشده است. رونما پیشتر درباره مرز حمایت روسیه از ایران و موضع مسکو درباره کمک به تثبیت وضعیت هرمز نوشته است.
وزارت خارجه روسیه نسخه بهروزشده «مفهوم امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس» را منتشر کرد (به نقل از گزارش پیشین رونما).
دیدار لاوروف و عراقچی در نیویورک.
دو وزیر در حاشیه نشست کشورهای مستقل مشترکالمنافع در ترکمنستان دیدار کردند (مهر، ۱۶ اکتبر).
شورای اروپا اعلام کرد نشست اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس که برای ۲۴ اکتبر در ریاض برنامهریزی شده بود، به تعویق افتاد و تاریخ تازهای اعلام میشود. گزارشها این تصمیم را به وضعیت امنیتی عربستان و حملههای حوثیها مرتبط میدانند؛ متن رسمی علت را نگفته است.
وزارت خارجه روسیه سفر کاری لاوروف به تهران را برای ۱۹ اکتبر اعلام کرد.
لاوروف در منامه در گفتوگوی راهبردی روسیه و شورای همکاری شرکت کرد و طرح امنیت جمعی را دوباره مطرح کرد؛ توافقی علنی نشد (گزارش رونما).
سفر به تهران، دیدار با پزشکیان و گفتوگو با عراقچی؛ تاس نوشته لاوروف قرار است درباره دیدارهای منامه توضیح بدهد.
ترتیب سفر خودش پیام دارد: ابتدا پایتخت عربی، سپس تهران. مسکو میخواهد نشان دهد با هر دو سوی خلیج فارس گفتوگو میکند. اما ترتیب سفر نشان نمیدهد که هر دو طرف پیام او را پذیرفتهاند.
بحران تنها یک نقطه ندارد. در شرق، تنگه هرمز صحنه حمله به کشتیها و ادعاهای متضاد درباره کنترل است. در جنوب، حوثیها به عربستان حمله میکنند و بخشی از ترافیک دریای سرخ و بابالمندب را تهدید میکنند. رونما درباره این جبهه جداگانه تحلیل ۳۶۰ منتشر کرده است. در ریاض، یک حمله به فرودگاه را «مرگبارترین حمله چند سال اخیر» توصیف کردهاند؛ تعداد کشتهها در منابع یکسان نیست. تاس در یک گزارش از دستکم ۱۷ کشته نوشته و در عین حال به عناوین دیگری با دستکم ۱۲ کشته اشاره کرده است؛ برخی گزارشهای دیگر عدد قطعی ندادهاند. بنابراین هر عددی برای تلفات باید «ادعا» تلقی شود تا شمار رسمی و مستقل منتشر شود.
هزینه اقتصادی هم در دستور کار است. تاس با استناد به برآورد صندوق بینالمللی پول از خطر انقباض ۴٫۸ درصدی اقتصاد کشورهای شورای همکاری در سال جاری نوشته؛ این عدد را رونما مستقل از متن اصلی صندوق راستیآزمایی نکرده و آن را بهعنوان رقم نقلشده در تاس گزارش میکند. همان گزارش از قول کارشناسان درباره احتمال عبور نفت از ۲۰۰ دلار در سناریوی بستن کامل تنگهها هشدار میدهد؛ این یک سناریوی کارشناسی است، نه پیشبینی رسمی.
عبارت «میانجی» دقیق نیست و اغلب در رسانهها به شکل گستردهتری از آنچه روی داده به کار میرود. برای سنجش سفر، چهار نقش مختلف را از هم جدا میکنیم.
جدول ۱. چارچوب نقشهای ممکن روسیه. ارزیابی ستونهای «شواهد» و «چه لازم است» از رونما است.
اگر این چارچوب درست باشد، سفر امروز با بالاترین احتمال در سطح «پیامرسان» باقی میماند. این کماهمیت نیست: در جنگهایی که مذاکره مستقیم متوقف شده، همین نقش گاهی راه ارتباط را باز نگه میدارد. اما با میانجیگری که طرفها را به امضا برساند فرق دارد.
مسکو با تهران پیمان راهبردی دارد و با ریاض و منامه نیز گفتوگوی مستمر. این دسترسی ارزشمند است. اما میانجی مؤثر باید برای هر دو طرف بیطرف به نظر برسد. گزارش تاس درباره سفر، تنش را «ناشی از اقدامات آمریکا و اسرائیل علیه ایران» معرفی میکند. این برچسب روایت رسمی روسیه است و برای واشنگتن پذیرفتنی نخواهد بود. هر چه مسکو علنیتر طرف را تعیین کند، توانش برای پذیرفتهشدن نزد طرف مقابل کمتر میشود. دیپلماتها معمولاً بین «موضع علنی» و «کار پشت پرده» فاصله میگذارند؛ ما هنوز نمیدانیم پشت پرده چه گفته میشود.
پیمان مشارکت راهبردی جامع که پوتین و پزشکیان ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ (۲۸ دی ۱۴۰۳) در مسکو امضا کردند، به تحلیل OSW «کمک متقابل در صورت تجاوز» را پیشبینی نمیکند و الزام مشورت اجباری درباره تهدیدهای امنیتی در معاهده ۲۰۰۱ را نیز نیاورده است. هر دو طرف متعهد شدهاند به متجاوز کمک نکنند. این تعهد به معنای دفاع از ایران نیست. بنابراین اگر تهران از مسکو بخواهد نقش ضامن را بپذیرد، متن پیمان چنین پایهای ندارد. این را پیشتر در تحلیل رونما درباره مرز حمایت روسیه هم نوشتهایم.
این بحران برای مسکو فقط یک پرونده دیپلماتیک نیست. بالا رفتن قیمت انرژی میتواند درآمد صادرات را بالا ببرد، اما اختلال در بازار ممکن است تقاضا و تحریمها را پیچیده کند. تاس نوشته مسکو میخواهد جایگاه خود را «تأمینکننده قابلاعتماد انرژی» حفظ کند و معاون وزیر خارجه روسیه، گئورگی بوریسنکو، امیدوار است صادرات گازوئیل روسیه طبق توافق مسکو و واشنگتن بازار سوخت را آرام کند. یعنی روسیه همزمان با واشنگتن بر سر تأمین سوخت و ملاحظات دیگر در تماس است. این نمیگوید روسیه بر ضد منافع ایران عمل میکند؛ میگوید مسکو میان چند حساب مانور میدهد و نمیتوان گفت منفعت او با منفعت تهران یکسان است.
اختلاف اصلی بر سر دو موضوع است: ترتیبات هرمز و پرونده هستهای. به نوشته تهرانتایمز (که روایت روزنامههای ایرانی را مرور کرده)، یکی از نشریات «بنبست دیپلماسی» را ارزیابی کرده و نوشته خواستههای آمریکا به سمت موضوع هستهای و هرمز رفته و مطالبه غرامت ایران به «صندوقی مشروط با تأمین مالی اشخاص ثالث» تغییر کرده است. اینها تحلیلهای مطبوعاتیاند و بازتاب موضع رسمی نیستند. اگر گره در همین نقطه باشد، میانجی ثالث ناگزیر باید پاسخ بدهد که چه چیز در برابر چه چیز مبادله میشود، و این از پیامرسانی فراتر میرود.
سود احتمالی: نمایش نقش در بحران؛ افزایش وزن در گفتوگو با شورای همکاری؛ پیشبرد طرح امنیت جمعی
سود احتمالی: کانال بینالمللی و پشتوانه سیاسی در شورای امنیت؛ تصویر عدم انزوا
سود احتمالی: مسیر اضافی برای انتقال نگرانیها بدون مذاکره مستقیم
سود احتمالی: کانالی غیرمستقیم برای آزمودن مواضع
سود احتمالی: اگر گفتوگو به قواعد عبور و خط تماس بینجامد، ریسک تصادف کم میشود
جدول ۲. برنده و بازندههای محتمل؛ ارزیابی رونما بر پایه اطلاعات علنی.
نکته این جدول آن است که هیچ بازیگری برنده قطعی نیست. روسیه اگر هیچ دستاوردی نشان ندهد هم از سفر اعتبار دیپلماتیک میگیرد و هم در معرض این برداشت قرار میگیرد که تنها حضور را نمایش داده است.
جدول ۳. راهکارهای ممکن و شاخصهای رصد؛ جمعبندی رونما.
ممکن است تز بالا بیش از حد محتاط باشد. دیپلماسی بحران گاه در سکوت پیش میرود، و نتیجه پس از اعلام عمومی سفر آشکار میشود. اگر پس از این سفر یک خط ارتباطی دریایی، توافق فنی درباره تردد یا اعلام رسمی از سوی واشنگتن و تهران منتشر شود، آنگاه باید نقش روسیه را فراتر از پیامرسان ارزیابی کرد. همچنین اگر رسانهها نشان دهند که طرف آمریکایی نیز پیام مسکو را پذیرفته، این چارچوب باید بهروز شود.
از طرف دیگر، سفر ممکن است اصلاً با هدفی غیر از میانجیگری انجام شده باشد: هماهنگی انرژی، تجارت، یا تثبیت موضع در برابر فشار آمریکا. دستور کار رسمی از «اقدامات عملی برای تقویت مشارکت راهبردی» هم نام میبرد (تاس). یعنی نیمی از سفر ممکن است به رابطه دوجانبه مربوط باشد و تفسیر آن بهعنوان تلاش صلح، تعبیر رسانههاست.
اظهارات کلی «تبادل نظر» و نبود متن مشترک — بیانیههای مشترک؛ تکرار همان مواضع تا پایان هفته
اعلام خط تماس یا نشست کارشناسی — اعلام در وزارت خارجه ایران یا روسیه، واکنش شورای همکاری
پذیرش علنی مسکو از سوی هر دو طرف آمریکا و ایران — تأیید واشنگتن؛ جلسه سهجانبه یا چندجانبه
ادامه حمله به کشتیها و پهپادها، لغو کانالها — گزارشهای UKMTO؛ حمله به ریاض؛ زمانبندی نشست اتحادیه اروپا و شورای همکاری
جدول ۴. سناریوها پس از سفر؛ احتمالها را رونما محاسبه نکرده است.
تز اصلاحشده: لاوروف احتمالاً کانالی برای تبادل پیام فراهم میکند و این کانال برای کاهش سوءبرداشت ارزشمند است؛ ولی تبدیل آن به توافق، به دو چیز بستگی دارد که در کنترل مسکو نیست: خواست مشخص واشنگتن و تصمیم تهران درباره هرمز.
در روزهای آینده سه نشانه بیشتر از بقیه معنا دارند. نخست، متن بیانیه یا اظهارات پس از دیدار پزشکیان و عراقچی: آیا از «ابتکار» یا «پیشنهاد مشخص» حرف زده میشود یا فقط از «تبادل نظر»؟ دوم، واکنش شورای همکاری و عربستان؛ آنها هنوز خواهان حضور در مذاکرات امنیتیاند و از ایران درباره هرمز انتقاد کردهاند (به نقل از پوششهای پیشین رونما). سوم، روند حوادث دریایی. اگر حملهها در هرمز و بابالمندب کم نشود، هر ابتکار دیپلماتیک در عمل ضعیف خواهد ماند.
سفر لاوروف به تهران نشانهای از این است که مسیرهای مذاکره مستقیم بستهاند و بازیگران به راههای غیرمستقیم رو آوردهاند. بااینحال، سفر بهتنهایی نشان نمیدهد روسیه توان یا اراده تحمیل توافق دارد. با اطلاعات امروز، بیشتر از یک پیامرسان با دسترسی به چند طرف دیده میشود تا میانجی با اختیار.
تز اولیه این بود که ارزش مسکو در دسترسی است، نه در تضمین. شواهد موجود (پیمان بدون تعهد دفاعی، دستور کار کلی، نبود نتیجه علنی، ریسکهای بازار انرژی) با آن سازگار است، اما شواهد کافی برای رد فرضیه «میانجیگری جدی» وجود ندارد چون نتیجه سفر هنوز منتشر نشده است.
این متن پیش از اعلام نتیجه سفر نوشته شده و بخشهایی از آن بر پیشنمایشهای تاس و رسانههای ایرانی استوار است. روایتهای ایرانی و روسی طرفدار موضع رسمی خود هستند و روایت مستقل از واشنگتن در دسترس نبود. اعداد مربوط به تلفات ریاض و برآورد انقباض اقتصاد شورای همکاری مستقل راستیآزمایی نشدهاند. ما سند اولیه وزارت خارجه روسیه را نیز مستقیم ندیدهایم و به بازنشر آن در رسانهها تکیه کردهایم. اگر دیدار نتیجه علنی داشته باشد، این تحلیل باید بهروز شود.
طبق اعلام وزارت خارجه روسیه، سفر کاری لاوروف روز ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۷ مهر ۱۴۰۵) انجام میشود. مسعود پزشکیان او را میپذیرد و با عباس عراقچی نیز گفتوگو خواهد کرد.
روسیه از «وضعیت پیرامون ایران و گامهای مسکو برای کاهش تنش» نام برده است. تاس همچنین از اقدامات عملی برای تقویت مشارکت راهبردی و توضیح لاوروف درباره دیدارهای منامه نوشته است. جزئیات بیشتر علنی نشده است.
شاهد علنی و تأییدشدهای از میانجیگری رسمی وجود ندارد. برخی روزنامههای ایرانی از نقش «تسهیلگر» مسکو نوشتهاند، اما این تحلیل مطبوعاتی است. فعلاً نقش روسیه بیشتر انتقال پیام و گفتوگو با چند طرف دیده میشود.
بر اساس تحلیل مرکز مطالعات شرق لهستان، پیمان مشارکت راهبردی جامع که در ۱۷ ژانویه ۲۰۲۵ امضا شد، کمک متقابل در صورت تجاوز را پیشبینی نمیکند. دو طرف متعهد شدهاند به متجاوز علیه دیگری کمک نکنند.
لاوروف روز ۱۸ اکتبر در منامه طرح را دوباره مطرح کرد، اما توافق، سازوکار اجرایی یا ترکیب نهایی اعضا اعلام نشده است.
اعلام خط تماس دریایی، نشست فنی درباره هرمز، متن مشترک یا تأیید علنی واشنگتن و تهران از نقش مسکو نشانههای مهماند. کاهش حمله به کشتیها نیز باید در گزارشهای دریایی دیده شود.