
ما با عربستان در جنگ نیستیم؛ پیام پزشکیان در میانه بحران هرمز و بابالمندب چیست؟
مسعود پزشکیان میگوید ایران «با عربستان در جنگ نیست» و حوثیها «مسائل خودشان را دارند». این موضع در بحبوحه حملات به عربستان و افزایش فشار بر مسیرهای انرژی هرمز و بابالمندب مطرح شده است.
چرا پزشکیان اکنون میگوید ایران با عربستان در جنگ نیست؟
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، اعلام کرده است تهران «با عربستان در جنگ نیست» و در پاسخ به پرسشی درباره حوثیهای یمن گفته آنها «مسائل خودشان را دارند». او همزمان کشورهای منطقه را به همکاری برای ایجاد صلح و امنیت فراخوانده است.
در این خبر بینالمللی میخوانید
- ۱چرا پزشکیان اکنون میگوید ایران با عربستان در جنگ نیست؟
- ۲پزشکیان دقیقاً درباره عربستان و حوثیها چه گفت؟
- ۳آیا پزشکیان مسئولیت ایران در قبال اقدامات حوثیها را رد کرد؟
- ۴چرا این اظهارات درست در این مقطع مهم شده است؟
- ۵آیا عربستان و ایران اکنون در آستانه جنگ مستقیم قرار دارند؟
- ۶فشار حوثیها چگونه محاسبات عربستان را پیچیده کرده است؟
- ۷هرمز و بابالمندب چگونه به یک بحران واحد انرژی تبدیل شدهاند؟
- ۸آیا ایران کنترل هرمز و بابالمندب را در اختیار دارد؟
اهمیت این اظهارات بیش از خود جمله در زمان بیان آن نهفته است. روابط ایران و عربستان در شرایطی دوباره زیر فشار قرار گرفته که حوثیهای یمن حملات خود علیه عربستان را افزایش دادهاند، یک خط لوله حیاتی نفت عربستان هدف حمله پهپادی از خاک عراق قرار گرفته و همزمان دو مسیر راهبردی انتقال انرژی و تجارت جهانی، تنگه هرمز و بابالمندب، با فشار امنیتی فزاینده روبهرو هستند.
موضع پزشکیان نشان میدهد دولت ایران میخواهد میان موضع رسمی تهران در قبال عربستان و عملیات حوثیها علیه این کشور فاصله بگذارد. با این حال، این اظهارات بهتنهایی اثبات نمیکند که رابطه تهران و حوثیها تغییر کرده، ایران هیچ نفوذی بر این گروه ندارد یا تصمیمهای نظامی حوثیها کاملاً مستقل از تهران اتخاذ میشوند. اینها پرسشهایی جداگانهاند که برای پاسخ به آنها به شواهد بیشتری نیاز است.
پزشکیان دقیقاً درباره عربستان و حوثیها چه گفت؟
رئیسجمهور ایران در حاشیه اجلاس بریکس در دهلینو و در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت روابط تهران و ریاض گفت: «ما با عربستان سعودی در جنگ نیستیم.» او سپس درباره حوثیها افزود که آنها «مسائل خودشان را دارند».
پزشکیان در ادامه تلاش کرد پیام خود را در چارچوب گستردهتری از همکاری منطقهای قرار دهد و گفت کشورهای منطقه باید با یکدیگر برای ایجاد صلح و امنیت همکاری کنند.
این بخش از سخنان او اهمیت دارد، زیرا اظهارنظر فقط تکذیب وجود جنگ با عربستان نبود. رئیسجمهور ایران همزمان تلاش کرد موضع دولت خود را از درگیری حوثیها با ریاض تفکیک و بر یک چارچوب منطقهای برای کاهش تنش تأکید کند.
آیا پزشکیان مسئولیت ایران در قبال اقدامات حوثیها را رد کرد؟
نه به این صراحت. آنچه بهطور مستند گفته شده این است که ایران با عربستان در جنگ نیست و حوثیها «مسائل خودشان را دارند». تبدیل این جمله به این ادعا که تهران رسماً هرگونه نفوذ، ارتباط یا مسئولیت در قبال حوثیها را رد کرده، از متن سخنان منتشرشده جلوتر میرود.
حوثیها سالهاست از حمایت ایران برخوردار بودهاند و تهران نیز روابط سیاسی با این جنبش دارد. با این حال، وجود حمایت و ارتباط سیاسی یا نظامی به این معنی نیست که هر عملیات حوثیها الزاماً با دستور مستقیم ایران انجام میشود.
برای تعیین میزان کنترل عملیاتی تهران بر یک حمله مشخص باید شواهد مربوط به برنامهریزی، فرماندهی، انتقال دستور، اطلاعات عملیاتی و نوع پشتیبانی بررسی شود. چنین شواهدی درباره همه حملات اخیر بهطور علنی منتشر نشده است.
چرا این اظهارات درست در این مقطع مهم شده است؟
اظهارات پزشکیان در یک مقطع عادی از روابط ایران و عربستان مطرح نشده است. در روزهای اخیر حوثیها حملات علیه اهداف سعودی را افزایش دادهاند و یکی از حملات به تأسیسات نفتی در جنوب عربستان دهها زخمی برجای گذاشته است.
همزمان خط لوله شرق–غرب عربستان نیز هدف چند حمله پهپادی قرار گرفت. این خط حدود ۱۲۰۰ کیلومتر طول دارد و نفت را از شرق عربستان به ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل میکند. اهمیت آن در شرایط فعلی به این دلیل افزایش یافته که عربستان میتواند از این مسیر برای کاهش وابستگی صادرات نفت خود به تنگه هرمز استفاده کند.
مقامهای عربستان اعلام کردهاند پهپادهای مهاجم به این خط از عراق پرتاب شدهاند. تحقیقات بغداد نیز منشأ حمله را در استان میسان شناسایی کرده و تجهیزات پرتاب مرتبط با عملیات ضبط شده است، اما هویت نهایی افراد یا گروه مسئول هنوز در نتیجه علنی تحقیقات مشخص نشده است.
در چنین شرایطی، هر حملهای که به ایران یا نیروهای همسو با تهران نسبت داده شود میتواند خطر تبدیل مجموعهای از درگیریهای منطقهای به تنش مستقیم میان تهران و ریاض را افزایش دهد. جمله پزشکیان دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا میکند.
آیا عربستان و ایران اکنون در آستانه جنگ مستقیم قرار دارند؟
شواهد موجود برای چنین نتیجهای کافی نیست. عربستان تاکنون درباره حمله به خط لوله شرق–غرب نیز از واکنش نظامی فوری خودداری کرده است. ریاض اعلام کرده پس از درخواست نخستوزیر عراق تصمیم گرفته در این مرحله به بغداد فرصت دهد عاملان را شناسایی و از تکرار حملات از خاک عراق جلوگیری کند.
عربستان در عین حال حق اتخاذ اقدامات لازم برای حفاظت از امنیت، حاکمیت، تأسیسات و شهروندان خود را محفوظ دانسته است. بنابراین خویشتنداری فعلی به معنای منتفیشدن واکنش بعدی نیست، همانطور که نباید آن را نشانه تصمیم قطعی برای ورود به جنگ دانست.
در سوی دیگر، موضع علنی رئیسجمهور ایران نیز بر نبود جنگ با عربستان و ضرورت همکاری منطقهای متمرکز است. این دو موضع در حال حاضر فضای محدودی برای جلوگیری از رویارویی مستقیم باقی میگذارند، اما ادامه آن به تحولات میدانی وابسته است.
فشار حوثیها چگونه محاسبات عربستان را پیچیده کرده است؟
مسئله عربستان فقط تعداد حملات موشکی یا پهپادی نیست. تحولات یمن اکنون مستقیماً با امنیت مسیرهای تجارت و انرژی در دریای سرخ پیوند خورده است.
حوثیها در امتداد ساحل دریای سرخ پیشروی کرده و حضور آنها در محدوده بابالمندب نگرانی درباره امنیت یکی از مهمترین گلوگاههای کشتیرانی جهان را افزایش داده است. این مسیر برای حرکت کشتیها میان اقیانوس هند، دریای سرخ و کانال سوئز اهمیت حیاتی دارد.
در نتیجه عربستان با یک مسئله چندلایه مواجه است: حملات به خاک این کشور، فشار بر مسیر دریای سرخ و تهدید علیه زیرساخت نفتی که قرار بود بخشی از ریسک تنگه هرمز را کاهش دهد.
هرمز و بابالمندب چگونه به یک بحران واحد انرژی تبدیل شدهاند؟
مهمترین لایه راهبردی تحولات اخیر همین نقطه است. بحران انرژی منطقه دیگر فقط درباره امنیت تنگه هرمز نیست.
تنگه هرمز مسیر اصلی خروج بخش بزرگی از نفت و گاز خلیج فارس است. هنگامی که عبور از این مسیر با اختلال روبهرو میشود، کشورهای صادرکننده به مسیرهای جایگزین نیاز پیدا میکنند. برای عربستان، خط لوله شرق–غرب یکی از مهمترین این گزینههاست، زیرا نفت را بدون عبور از هرمز به دریای سرخ میرساند.
اما نفتی که به ینبع میرسد برای ورود به بازارهای جهانی همچنان با محیط امنیتی دریای سرخ روبهرو است. افزایش نفوذ حوثیها در محدوده بابالمندب و ادامه حملات دریایی یا زمینی میتواند ریسک این مسیر را نیز بالا ببرد.
در نتیجه سه جزء یک زنجیره اکنون همزمان اهمیت پیدا کردهاند: تنگه هرمز بهعنوان مسیر اصلی، خط شرق–غرب عربستان بهعنوان مسیر زمینی جایگزین و بابالمندب بهعنوان ورودی جنوبی دریای سرخ.
هدف قرار گرفتن هر سه سطح به یک اندازه یا توسط یک فرماندهی واحد اثبات نشده است. با این حال، همزمانی فشار امنیتی بر آنها باعث افزایش آسیبپذیری سیستم انتقال انرژی منطقه میشود.
آیا ایران کنترل هرمز و بابالمندب را در اختیار دارد؟
چنین توصیفی دقیق نیست. ایران یکی از بازیگران اصلی امنیت تنگه هرمز است و حوثیها نیز روابط نزدیک و سابقه دریافت حمایت از تهران دارند، اما بابالمندب تحت کنترل مستقیم دولت ایران نیست.
همچنین نباید از رابطه ایران و حوثیها نتیجه گرفت تهران درباره تمام عملیات این گروه تصمیم میگیرد. همین مسئله یکی از نقاط حساس سخنان پزشکیان است: رئیسجمهور ایران میکوشد میان دولت ایران و تصمیمهای حوثیها فاصله سیاسی ایجاد کند، در حالی که منتقدان تهران همچنان بر نفوذ ایران بر این گروه تأکید دارند.
برای ارزیابی این اختلاف باید میان «حمایت»، «نفوذ»، «هماهنگی» و «کنترل عملیاتی» تفاوت گذاشت. این چهار مفهوم مترادف نیستند.
فشار آمریکا چه نقشی در موضع تازه تهران دارد؟
فشار بر ایران فقط از سوی عربستان مطرح نیست. رئیسجمهور آمریکا نیز گفته ایران «احتمالاً» در حمله به خط لوله شرق–غرب عربستان مسئول بوده است. این یک اتهام سیاسی است و نه نتیجه اثباتشده تحقیقات عراق.
در همین حال، پاکستان نیز در روزهای اخیر در تلاشهای میانجیگرانه برای جلوگیری از گسترش بحران میان ایران، حوثیها و عربستان نقش داشته است. این تحرکات نشان میدهد کشورهای منطقه خطر سرریز درگیری به یک رویارویی گستردهتر را جدی گرفتهاند.
در این فضا، تأکید پزشکیان بر اینکه ایران با عربستان در جنگ نیست، به تهران امکان میدهد موضع رسمی خود را در برابر روایتهایی که عملیات حوثیها را مستقیماً جنگ ایران با عربستان توصیف میکنند، روشنتر کند.
آیا نشانه دیگری از تلاش تهران برای کاهش تنش دیده میشود؟
اجلاس بریکس در دهلینو نشانه دیگری از فعالیت دیپلماتیک همزمان با تشدید بحران ارائه کرده است. ایران و امارات متحده عربی از بیانیه مشترک بریکس که خواستار خویشتنداری، کاهش تنش، حفاظت از غیرنظامیان، احترام به حاکمیت کشورها و حفظ ثبات تجارت و کشتیرانی جهانی است، حمایت کردهاند.
مقامهای ارشد ایران و امارات نیز در حاشیه اجلاس دیدار کردهاند. این تحرکات بهخودیخود به معنای توافق سیاسی درباره بحران منطقه نیست، اما نشان میدهد کانالهای دیپلماتیک میان تهران و برخی دولتهای عربی خلیج فارس همچنان فعال هستند.
موضع پزشکیان درباره عربستان نیز در همین زمینه قابل ارزیابی است: پیام رسمی دولت ایران در این مقطع بر جلوگیری از تعریف بحران بهعنوان جنگ مستقیم ایران و کشورهای عربی منطقه متمرکز شده است.
این موضع چه چیزی را تغییر نمیدهد؟
اظهارات رئیسجمهور ایران بهتنهایی واقعیت میدانی یمن را تغییر نمیدهد. حوثیها همچنان نیروی مستقلی در میدان جنگ یمن هستند و توانایی انجام عملیات موشکی، پهپادی و دریایی دارند. کاهش یا افزایش عملیات آنها را باید از رفتار واقعی این گروه سنجید، نه فقط از سخنان تهران.
این موضع همچنین اتهامهای مربوط به حمایت ایران از حوثیها را از بین نمیبرد. در مقابل، سابقه حمایت ایران نیز اثبات نمیکند هر حمله حوثیها به دستور تهران انجام شده است.
بنابراین مهمترین سؤال درجهدوم این خبر این نیست که آیا پزشکیان جملهای تنشزدا بیان کرده است؛ این موضوع روشن است. سؤال مهم این است که آیا فاصلهگذاری سیاسی اعلامشده تهران در رفتار میدانی بازیگران همسو با ایران نیز قابل مشاهده خواهد بود یا خیر.
تأثیر این موضع بر ایران چیست؟
برای ایران، جلوگیری از تبدیل درگیریهای پیرامونی به رویارویی مستقیم با عربستان اهمیت امنیتی و اقتصادی دارد. عربستان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان و بازیگری کلیدی در خلیج فارس است و تشدید مستقیم تنش میان تهران و ریاض میتواند امنیت دریایی، تجارت منطقهای و بازار انرژی را با فشار بیشتری مواجه کند.
از سوی دیگر، حملات حوثیها و اتهامهای مربوط به حمله از خاک عراق میتواند فشار دیپلماتیک بر ایران را افزایش دهد؛ بهویژه اگر تحقیقات بعدی شواهدی درباره ارتباط سازمانی یا عملیاتی عاملان با بازیگران ایرانی یا گروههای همسو با تهران ارائه کند.
در وضعیت فعلی چنین نتیجه قطعی درباره حمله خط لوله عربستان منتشر نشده است. نزدیکی محل پرتاب به مرز ایران، حضور گروههای همسو با تهران در عراق یا اتهام سیاسی آمریکا بهتنهایی برای اثبات مسئولیت ایران کافی نیست.
چه چیزهایی هنوز نمیدانیم؟
مهمترین ابهام این است که سخنان پزشکیان تا چه اندازه بازتابدهنده یک تغییر عملی در سیاست منطقهای ایران است. هیچ سند علنی تازهای منتشر نشده که نشان دهد ساختار روابط تهران و حوثیها تغییر کرده یا ایران توان و تصمیم مشخصی برای محدودکردن عملیات این گروه دارد.
همچنین هنوز مشخص نیست ریاض سخنان پزشکیان را چگونه ارزیابی خواهد کرد. واکنش رسمی عربستان به این اظهارات، در صورت انتشار، میتواند نشان دهد آیا ریاض این پیام را بخشی از روند کاهش تنش میبیند یا برای آن وزن عملی محدودی قائل است.
در پرونده حمله به خط لوله شرق–غرب نیز تحقیقات عراق هنوز به معرفی علنی عاملان نرسیده است. نتیجه این تحقیقات میتواند مستقیماً بر فضای روابط ایران، عراق و عربستان اثر بگذارد.
مرحله بعدی را با چه شاخصهایی باید سنجید؟
نخستین شاخص، رفتار حوثیها در روزهای آینده است. کاهش، توقف یا ادامه حملات به عربستان نشان خواهد داد آیا همزمان با پیام تنشزدای تهران تغییری در میدان ایجاد میشود یا خیر.
شاخص دوم نتیجه تحقیقات عراق درباره حمله به خط لوله شرق–غرب است. شناسایی عاملان، منشأ تجهیزات و هرگونه ارتباط سازمانی میتواند بخشی از ابهام درباره نسبت این حمله با ایران یا گروههای همسو با تهران را برطرف کند.
شاخص سوم واکنش عربستان است. ریاض فعلاً در پرونده حمله از عراق از اقدام تلافیجویانه فوری خودداری کرده است. ادامه این خویشتنداری به توان بغداد برای مهار حملات و همچنین سطح تهدیدهای بعدی بستگی خواهد داشت.
در نهایت، وضعیت تنگه هرمز و بابالمندب مهمترین معیار فراتر از روابط دوجانبه ایران و عربستان است. اگر فشار امنیتی بر هر دو گلوگاه و مسیر جایگزین شرق–غرب همزمان ادامه پیدا کند، مسئله از یک بحران سیاسی منطقهای فراتر میرود و مستقیماً به امنیت عرضه انرژی و تجارت جهانی مرتبط میشود.
منابع
منبع خارجی مستقلی برای این مطلب ثبت نشده است.
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
ایران · ۱۱ آبان ۱۴۰۵قوه قضاییه: زنی که «لیدر» تجمعات خیابانی خوانده شده بازداشت شد
انتخابات و حکمرانی · ۱۱ آبان ۱۴۰۵پزشکیان به استانداران گفت: یارانه ثروتمندان قطع و کالا در استانهای مرزی ارزانتر شود
ایران · ۱۱ آبان ۱۴۰۵