
تحریم نفتکشها چگونه از دریا به ارز و بودجه ایران میرسد؟
تحلیل ۳۶۰ تحریم تازه ۱۷ شناور: اثر واقعی از مسیر بیمه، بانک، بندر، تخفیف و زمان تسویه عبور میکند؛ و فقط با داده بارگیری، تخلیه و وصول ارز قابل سنجش است.
سؤال مرکزی: وقتی وزارت خزانهداری آمریکا ۱۷ شناور مرتبط با حمل نفت و فرآوردههای ایران را تحریم میکند، فشار اقتصادی دقیقاً از کدام مسیر به صادرات، دسترسی ارزی، بودجه و معیشت میرسد؟ پاسخ ساده «صادرات فوراً متوقف میشود» با سازوکار واقعی سازگار نیست. تحریم ابتدا هزینه و زمان معامله را بالا میبرد، دامنه ارائهدهندگان خدمات را کوچک میکند و ریسک طرفهای معامله را افزایش میدهد؛ اثر نهایی بر درآمد ایران به توان جایگزینی کشتی، رفتار خریدار، تخفیف، مسیر تسویه و شدت اجرای تحریم بستگی دارد.
در این تحلیل اقتصادی میخوانید
تز قابلآزمون رونما: تحریم ناوگان سایه بیش از آنکه یک شیر نفت را ناگهان ببندد، «اصطکاک شبکه» ایجاد میکند. هر حلقه—مالکیت کشتی، پرچم، بیمه، مدیریت فنی، بندر، واسطه کالایی، بانک و تبدیل ارز—ممکن است گرانتر، کندتر یا کمظرفیتتر شود. اگر شبکه بتواند این حلقهها را سریع جایگزین کند، حجم صادرات ممکن است حفظ شود اما حاشیه درآمد خالص کاهش یابد. اگر جایگزینی کند و اجرای تحریم هماهنگ باشد، آنگاه حجم و وصول ارز نیز آسیب میبیند.
محرک این تحلیل اطلاعیه ۸ اکتبر ۲۰۲۶ دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا است. این نهاد ۱۷ شناور و مجموعهای از شرکتهای مرتبط را هدف قرار داد و همزمان دو شناور را به دلیل آنچه «تغییر شرایط» و خروج از شبکه تحریمشده خواند، از فهرست کنار گذاشت. واقعیت این است که نامها در فهرست رسمی قرار گرفتهاند. ادعا حجمها و سفرهایی است که خزانهداری به هر شناور نسبت میدهد. استنباط درباره اثر بر صادرات واقعی ایران فقط پس از مشاهده دادههای حمل و دریافت پول ممکن است.
از اعلام حقوقی تا پول قابل خرج؛ زنجیره هفتمرحلهای
- شناسایی: شناور یا شرکت در فهرست قرار میگیرد و مؤسسات مالی و خدماتی هشدار دریافت میکنند.
- غربال طرف معامله: بانک، بیمهگر، بندر و کارگزار مالکیت مستقیم و غیرمستقیم را بررسی میکنند.
- کاهش خدمات: برخی ارائهدهندگان از معامله کنار میکشند یا اسناد و تضمین بیشتری میخواهند.
- افزایش هزینه حمل: نرخ اجاره، بیمه، کارمزد واسطه و زمان انتظار میتواند بالا رود.
- تخفیف یا تغییر مقصد: فروشنده برای جبران ریسک طرف مقابل ممکن است شرایط تجاری را تعدیل کند.
- تسویه پیچیدهتر: دریافت پول از مسیرهای غیرمستقیم، تهاتر یا ارزهای غیردلاری زمانبر میشود.
- اثر بودجهای: تنها پول وصولشده و قابل انتقال—نه ارزش اسمی محموله—میتواند به منابع ارزی و مالی دولت تبدیل شود.
این زنجیره توضیح میدهد چرا شمار کشتیهای تحریمشده با مقدار درآمد ازدسترفته برابر نیست. یک کشتی ممکن است متوقف شود اما کشتی دیگری جای آن را بگیرد. در مقابل، حتی اگر همان تعداد بشکه حرکت کند، افزایش تخفیف و هزینه حمل میتواند درآمد خالص را کاهش دهد. مهمتر اینکه فروش ثبتشده با وصول ارز و امکان مصرف آن برای واردات یا بودجه یکسان نیست.
داده قطعی، ادعای رسمی و مجهولهای اصلی
| مولفه | وضعیت شواهد | معنای درست | چیزی که ثابت نمیکند |
|---|---|---|---|
| تحریم ۱۷ شناور | سند رسمی OFAC | افزوده شدن شناورها و شرکتها به محدودیت حقوقی آمریکا | توقف قطعی همه سفرها یا کاهش معین صادرات |
| خروج دو شناور از فهرست | سند رسمی OFAC | وجود مسیر حقوقی برای رفع تحریم پس از تغییر شرایط | پاک شدن خودکار همه ریسکهای تجاری |
| حجم محمولههای منتسب | ادعای نهاد تحریمکننده | مبنای اعلامی آمریکا برای اقدام | تأیید مستقل هر سفر، مبدأ یا مقصد |
| جریان هرمز در نیمه نخست ۲۰۲۵ | برآورد EIA: ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز | اهمیت کلان آبراه برای بازار جهانی | سهم ایران از همان رقم یا وضع امروز |
| اثر بر درآمد ایران | نامعلوم در لحظه اعلام | نیازمند داده قیمت، تخفیف، حجم و وصول | قابل استخراج از تعداد نامها نیست |
داده اداره اطلاعات انرژی آمریکا برای نیمه نخست ۲۰۲۵ میگوید حدود ۲۰.۹ میلیون بشکه در روز نفت و مایعات نفتی از تنگه هرمز عبور کرده؛ معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی در آن مقطع. این عدد برای سنجش اهمیت مسیر مفید است، اما نباید بهعنوان حجم صادرات ایران یا وضعیت اکتبر ۲۰۲۶ استفاده شود. بحران، محدودیت تردد و تغییر مسیرها میتواند ترکیب امروز را متفاوت کرده باشد.
چهار بازار که تحریم در آنها اثر میگذارد
۱. بازار کشتی و مالکیت
تحریم یک شناور فقط بدنه فلزی را هدف نمیگیرد؛ مالک ثبتشده، مدیر فنی، شرکت اجارهکننده و شبکه پرداخت را در معرض بررسی میگذارد. شرکتها میتوانند تغییر مالکیت دهند، نام یا پرچم کشتی را عوض کنند و شرکت واسط تازه بسازند، اما هر تغییر هزینه ثبت، زمان، اعتماد و دسترسی به بندر دارد. هرچه شفافیت مالکیت کمتر باشد، مؤسسات محتاطتر ممکن است کل معامله را کنار بگذارند.
۲. بازار بیمه و مسئولیت
کشتی بدون پوشش مسئولیت معتبر با مشکل ورود به بسیاری از بنادر، دریافت خدمات و جبران خسارت روبهرو میشود. سازمان بینالمللی دریانوردی درباره ناوگان تاریک به ترکیبی از سن بالاتر، نگهداری ضعیف، مالکیت نامشخص و کمبود بیمه هشدار داده است. این هشدار بهخودیخود ثابت نمیکند هر کشتی تحریمشده ناایمن است، اما توضیح میدهد چرا بندر و بیمهگر به سابقه و هویت واقعی حساساند.
۳. بازار بانک و تسویه
قواعد OFAC فقط نام درجشده را نمیبینند. بر اساس قاعده ۵۰ درصد، نهادی که در مجموع دستکم ۵۰ درصد در مالکیت اشخاص مسدودشده باشد، میتواند خودبهخود مسدود تلقی شود حتی اگر جداگانه نامگذاری نشده باشد. این قاعده بانکها را وادار میکند زنجیره مالکیت را بررسی کنند. هزینه اصلی برای فروشنده زمانی ایجاد میشود که پول بین حسابها متوقف، برگشت یا با تأخیر طولانی تسویه شود.
۴. بازار تخفیف و کیفیت قرارداد
خریدار برای پذیرش ریسک تحریم، حمل یا کیفیت نامطمئن معمولاً امتیاز میخواهد: قیمت پایینتر، مهلت پرداخت بیشتر، ارز متفاوت یا مسئولیت بیشتر فروشنده. بنابراین حتی بدون کاهش حجم، ارزش اقتصادی هر محموله میتواند تغییر کند. برای سنجش این بخش باید فاصله قیمت محموله با شاخص مقایسه، هزینه حمل، مدت وصول و قابلیت استفاده از ارز اندازهگیری شود.
مطالعه موردی: چرا خروج دو کشتی از فهرست مهم است؟
همان اطلاعیهای که ۱۷ شناور را هدف گرفت، دو کشتی HAKUNA MATATA و PINOCCHIO را از فهرست خارج کرد. خزانهداری دلیل را تغییر شرایط، خروج از شبکه و فروش به بهرهبرداران غیرتحریمشده یا همسو با آمریکا عنوان کرد. این بخش از اطلاعیه برای تحلیل سازوکار مهمتر از یک عدد تبلیغاتی است: تحریم نهفقط مجازات، بلکه مجموعهای از انگیزهها برای تغییر مالکیت، رفتار و شبکه همکاری میسازد.
از منظر اقتصادی، امکان خروج دو اثر متضاد دارد. نخست، انگیزه جدایی از شبکه تحریمشده را بالا میبرد و میتواند ظرفیت حمل آن شبکه را کاهش دهد. دوم، نشان میدهد دارایی فیزیکی نابود نشده و پس از تغییر مالکیت میتواند به بازار قانونی برگردد. پس اثر تحریم به این بستگی دارد که انتقال دارایی بیشتر به سود شبکه جایگزین آمریکا باشد یا شبکه ایران بتواند ظرفیت دیگری جذب کند.
تفاوت اختیار قانونی و توان واقعی: OFAC اختیار مسدودسازی دارایی و ممنوعیت معامله در حوزه صلاحیت آمریکا را دارد، اما برای اثرگذاری بر اشخاص غیرآمریکایی به دسترسی آنها به دلار، بانکهای کارگزار، بیمه، بندر یا خطر تحریم ثانویه متکی است. در سوی ایران نیز دولت میتواند مسیرهای تجاری جایگزین بسازد، اما کیفیت جایگزین به تعداد کشتی، اعتبار بیمه، هزینه مالی و تمایل خریداران بستگی دارد.
اثر داخلی؛ از نفت تا ارز و بودجه
برای خانوار ایرانی، خبر تحریم زمانی مهم میشود که به یکی از سه کانال برسد. کانال نخست ارز است: کاهش یا تأخیر وصول ارز میتواند عرضه مؤثر را محدود کند و انتظار بازار را تغییر دهد. کانال دوم بودجه است: اگر درآمد قابل انتقال کمتر از فرض بودجه باشد، دولت با ترکیبی از کاهش هزینه، استقراض، فروش دارایی، فشار مالیاتی یا استفاده از منابع پولی روبهرو میشود. کانال سوم واردات است: محدودیت دسترسی به ارز و مسیر پرداخت میتواند هزینه مواد اولیه و کالاهای اساسی را افزایش دهد.
اما رابطه مکانیکی نیست. قیمت جهانی بالاتر میتواند بخشی از کاهش حجم یا افزایش تخفیف را جبران کند. تهاتر میتواند واردات مشخصی را تأمین کند، هرچند انعطاف ارز نقد را ندارد. ذخایر، زمانبندی پرداخت و ترکیب صادرات نفت خام، میعانات، فرآورده و پتروشیمی نیز نتیجه را تغییر میدهند. به همین دلیل تحلیل رونما درباره انتقال ریسک ایران از نفت به تورم و سهام بر زنجیره واسطهها تأکید کرد، نه یک رابطه یکمرحلهای.
بودجه علاوه بر مقدار دلار، با نرخ تبدیل و نحوه ثبت منابع سروکار دارد. حتی اگر درآمد ارزی اسمی حفظ شود، دسترسی محدود و هزینه تبدیل میتواند ارزش ریالی یا زمان تحقق آن را تغییر دهد. این تفاوت میان «فروش»، «وصول» و «قابلیت مصرف» باید در هر ارزیابی رسمی روشن شود. بدون آن، دولت و منتقدان میتوانند از یک رقم واحد دو روایت متضاد بسازند.
اثر منطقهای و جهانی
تحریم دریایی ایران فقط معامله تهران و واشنگتن نیست. پرچم کشتیها، شرکتهای مالک، بنادر مقصد، بیمهگران و بانکها در چندین حوزه قضایی پراکندهاند. اقدام آمریکا میتواند هزینه تطبیق را برای شرکتهایی در آسیا، خاورمیانه و مراکز ثبت برونمرزی بالا ببرد. همزمان، فشار بیش از حد ممکن است انگیزه ایجاد شبکههای مالی و بیمهای مستقل از آمریکا را تقویت کند، هرچند ساختن اعتماد و ظرفیت جایگزین زمان میبرد.
در بازار جهانی، مهمترین پرسش این نیست که چند نام به فهرست افزوده شد؛ بلکه این است که آیا عرضه قابل تحویل کاهش مییابد، زمان سفر زیاد میشود یا خطر حادثه و انسداد مسیر بالا میرود. گزارش رونما درباره افت عبور کشتیها از هرمز نشان میدهد داده تردد میتواند تصویر عملیاتی بدهد، اما آن هم باید با نوع کشتی، محموله و مقصد تکمیل شود. شمار عبور بدون ظرفیت و بار کافی نیست.
چه کسی میبرد، چه کسی هزینه میدهد؟
| بازیگر | منفعت احتمالی | هزینه یا ریسک | راه خروج |
|---|---|---|---|
| آمریکا | افزایش اهرم فشار و کنترل شبکه مالی | هزینه اجرا، تنش با شرکای ثالث و سازگاری شبکه هدف | مجوز، رفع تحریم یا توافق محدود |
| ایران | حفظ درآمد و توسعه مسیرهای جایگزین | تخفیف، هزینه حمل، تأخیر وصول و ریسک حادثه | تنوع خریدار، شفافیت معامله یا توافق سیاسی |
| خریداران | شرایط قیمتی بهتر | تحریم ثانویه و اختلال تحویل | کاهش خرید، واسطه یا منبع جایگزین |
| مالکان و واسطهها | کارمزد و اجاره بالاتر | مسدودشدن دارایی و خروج از خدمات | تغییر مالکیت واقعی و درخواست رفع تحریم |
| بیمهگران و بنادر | حق بیمه یا کارمزد ریسک | مسئولیت حقوقی و خسارت | سختگیری، امتناع یا پوشش محدود |
| خانوار ایرانی | منفعت مستقیم محدود | ریسک تورم، ارز و کاهش خدمات عمومی | وابسته به سیاست جبرانی دولت، نه انتخاب فردی |
فرضیههای رقیب
فرضیه فشار مؤثر: شبکه باقیمانده ظرفیت جایگزین اندکی دارد و هماهنگی آمریکا با بانکها، بیمهگران و بنادر باعث کاهش واقعی حمل میشود. نشانه آن افت پایدار بارگیری و تخلیه، افزایش زمان انتظار و کاهش وصول ارز است.
فرضیه جابهجایی شبکه: کشتیها و شرکتهای تازه با سرعت جایگزین میشوند. در این حالت حجم ممکن است نسبتاً پایدار بماند، اما تعداد واسطهها، تخفیف و هزینه عملیاتی بالا میرود. داده کل صادرات بهتنهایی برای رد این فرضیه کافی نیست؛ باید درآمد خالص و زمان وصول دیده شود.
فرضیه اثر نمایشی: بخش عمده شبکه پیشاپیش پرریسک و جدا از خدمات غربی است، بنابراین نامگذاری تازه تغییر کمی ایجاد میکند. این فرضیه با تداوم نرخ حمل، مقصدها و حجم بدون تغییر تقویت میشود.
فرضیه واکنش بازار: نگرانی از کمبود، قیمت جهانی را بالا میبرد و بخشی از زیان ایران را جبران میکند. این اثر فقط وقتی به درآمد ایران میرسد که محموله واقعاً فروخته و پول آن قابل استفاده باشد.
قویترین ضدتحلیل
قویترین نقد به تز «اصطکاک شبکه» این است که زبان آن ممکن است اثر قهری تحریم را کوچک نشان دهد. اگر آمریکا واقعاً اکثر ظرفیت باقیمانده را شناسایی کرده، محاصره دریایی نیز اجرا شود و خریداران اصلی از دسترسی مالی بترسند، مسئله دیگر فقط هزینه بیشتر نیست؛ شبکه ممکن است با محدودیت فیزیکی و مالی همزمان روبهرو شود و حجم صادرات بهسرعت افت کند. اطلاعیه خزانهداری دقیقاً چنین ادعایی دارد و از «خنثی شدن بخش اعظم» شبکه سخن میگوید.
این ضدتحلیل تز اولیه را اصلاح میکند: اصطکاک در سطح بالا میتواند از یک هزینه حاشیهای به گلوگاه تبدیل شود. اما اعلام نهاد تحریمکننده جای داده نتیجه را نمیگیرد. برای پذیرش فرضیه فروپاشی باید افت چنددورهای در بارگیری، تخلیه، ظرفیت فعال، قیمت خالص و وصول ارز دیده شود. بدون این سنجهها، نتیجهگیری درباره «خنثی شدن» همچنان ادعای سیاستگذار است.
نقاط کور
- داده عمومی کامل و همزمان درباره بار واقعی هر شناور وجود ندارد.
- تغییر نام، پرچم و مالکیت میتواند ردیابی را دشوار کند.
- قیمت فروش و تخفیف قراردادها محرمانه است.
- فروش با دریافت و قابلیت مصرف ارز یکسان نیست.
- حجم تهاتر و کیفیت کالای دریافتی شفاف نیست.
- اثر محاصره نظامی و تحریم مالی باید از هم جدا سنجیده شود.
- حوادث دریایی میتوانند مستقل از تحریم، ظرفیت و بیمه را تغییر دهند.
معیارهای تضعیف و ابطال
| مشاهده | اثر بر تز | داده لازم |
|---|---|---|
| ثبات حجم، تخفیف، هزینه حمل و زمان وصول | تز اصطکاک را تضعیف میکند | سری زمانی چندماهه و قابل مقایسه |
| افت حجم بدون افزایش هزینه و تأخیر | نشاندهنده گلوگاه فیزیکی یا تقاضا، نه صرفاً تحریم شبکه | بارگیری، مقصد و وضعیت مسیر |
| افزایش حجم همراه با افت درآمد خالص | تز اثر از مسیر تخفیف و هزینه را تقویت میکند | قیمت خالص و هزینه معامله |
| بازگشت سریع کشتیهای جایگزین | فرضیه جابهجایی شبکه را تقویت میکند | شناسه IMO، مالک واقعی و سفرها |
| کاهش پایدار وصول ارز و منابع بودجه | اثر کلان تحریم را تقویت میکند | داده رسمی ارزی و بودجهای با وقفه زمانی روشن |
سناریوهای قابل رصد
| سناریو | محرک | نشانه | مانع | پیامد |
|---|---|---|---|---|
| جایگزینی سریع | ورود مالکان و کشتیهای تازه | ثبات بارگیری و تغییر شناسهها | کمبود بیمه و بندر | حفظ حجم با هزینه بالاتر |
| فشار تدریجی | اجرای هماهنگ بانک و بیمه | افزایش تأخیر و تخفیف | مسیرهای مالی جایگزین | افت درآمد خالص پیش از افت حجم |
| گلوگاه شدید | ترکیب تحریم، محاصره و کاهش خریدار | افت چنددورهای حمل و وصول | افزایش قیمت جهانی و ذخیرهسازی | فشار ارزی و بودجهای محسوس |
| تنشزدایی محدود | مجوز یا توافق مرحلهای | رفع نامها و بازگشت خدمات | بیاعتمادی و شروط سیاسی | کاهش هزینه معامله پیش از رشد حجم |
داشبوردی که باید هر هفته دید
شاخصهای مفید عبارتاند از: تعداد و ظرفیت کشتیهای بارگیریشده، زمان انتظار، مقصد تخلیه، فاصله قیمت خالص با شاخص مرجع، نرخ اجاره و بیمه، تغییر مالکیت و پرچم، تعداد رفع تحریمها، زمان وصول ارز، سهم تهاتر، و تحقق منابع نفتی بودجه. هر شاخص باید تاریخ و منبع داشته باشد. جمع چند بازنشر از یک داده، تأیید مستقل محسوب نمیشود.
همچنین باید میان سه زمان فرق گذاشت: زمان اعلام تحریم، زمان واکنش ارائهدهندگان خدمات و زمان ظهور اثر در بودجه یا تورم. اگر نرخ ارز چند ساعت پس از خبر تغییر کند، همزمانی بهتنهایی رابطه علت و معلولی را ثابت نمیکند؛ بازار ممکن است به جنگ، سیاست داخلی، عرضه ارز یا انتظارهای دیگر نیز واکنش نشان دهد.
بازسنجی تز
تحریم ۱۷ شناور یک اقدام حقوقی واقعی است، اما نتیجه اقتصادی آن هنوز یک عدد آماده نیست. مسیر اثر از شبکهای عبور میکند که در آن ظرفیت جایگزینی، بیمه، بندر، بانک، تخفیف و تسویه به هم متصلاند. بنابراین سنجش موفقیت آمریکا با تعداد نامها و سنجش مقاومت ایران با تعداد بشکهها هر دو ناقصاند. معیار کاملتر «درآمد خالصِ وصولشده و قابل استفاده به ازای هزینه و زمان» است.
اگر در هفتههای بعد حجم نسبتاً ثابت بماند اما تخفیف، زمان وصول و هزینه حمل بالا برود، تز اصطکاک تأیید میشود. اگر هم حجم و هم وصول بهطور پایدار افت کند و ظرفیت جایگزین پیدا نشود، اصطکاک به گلوگاه تبدیل شده است. و اگر شاخصها تقریباً تغییر نکنند، بسته تحریمی بیش از آنکه اثر اقتصادی تازه داشته باشد، کارکرد اعلامی و سیاسی داشته است. این سه نتیجه را فقط داده، نه لحن اطلاعیهها، از هم جدا میکند.
پرسشهای متداول
آمریکا در بسته ۸ اکتبر چند شناور را هدف قرار داد؟
وزارت خزانهداری آمریکا ۱۷ شناور را در اقدام تازه نامگذاری کرد و همزمان دو شناور را از فهرست تحریم خارج کرد.
آیا تحریم ۱۷ کشتی یعنی صادرات ایران همان لحظه متوقف میشود؟
خیر. اثر به جایگزینی کشتی، خریدار، بیمه، بندر، بانک و مسیر تسویه بستگی دارد و باید با داده حمل و وصول سنجیده شود.
ناوگان سایه چیست؟
اصطلاحی برای شبکه شناورها و شرکتهایی است که مالکیت، پرچم، بیمه یا مسیر معامله را برای دور زدن محدودیتها پیچیده میکنند؛ این عنوان درباره ایمنی هر کشتی حکم قطعی نمیدهد.
قاعده ۵۰ درصد OFAC چه میگوید؟
نهادی که در مجموع ۵۰ درصد یا بیشتر در مالکیت اشخاص مسدودشده باشد، ممکن است حتی بدون درج جداگانه نامش مسدود تلقی شود.
چرا بیمه برای اثر تحریم مهم است؟
نبود پوشش معتبر میتواند ورود به بندر، دریافت خدمات و جبران خسارت را دشوار و هزینه معامله را بیشتر کند.
فروش نفت با وصول ارز چه تفاوتی دارد؟
محموله ممکن است فروخته شود اما پول آن دیر برسد، مسدود بماند یا فقط برای مصرف محدود قابل استفاده باشد.
آیا قیمت بالاتر نفت اثر تحریم را جبران میکند؟
ممکن است بخشی از زیان حجم یا تخفیف را جبران کند، اما فقط اگر فروش و وصول واقعی انجام شود.
چرا خروج دو کشتی از فهرست مهم است؟
نشان میدهد تغییر مالکیت و رفتار میتواند مسیر رفع تحریم بسازد و تحریم علاوه بر مجازات، انگیزه جدایی از شبکه ایجاد میکند.
اثر تحریم بر بودجه چگونه سنجیده میشود؟
با مقایسه حجم، قیمت خالص، هزینه حمل و تخفیف، زمان وصول، نرخ تبدیل و تحقق واقعی منابع نفتی بودجه.
چه دادهای ادعای موفقیت تحریم را اثبات میکند؟
افت پایدار بارگیری و تخلیه، کاهش درآمد خالص و وصول ارز، افزایش زمان و هزینه و نبود ظرفیت جایگزین در چند دوره متوالی.
منابع
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
بازارها · ۱۱ آبان ۱۴۰۵دلار آزاد دوشنبه به ۲۷۲٫۹ هزار تومان رسید و سکه امامی ۲۶۳ میلیون شد
اقتصاد · ۱۱ آبان ۱۴۰۵وزیر راه: درخواست واریز یکجای ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان از متقاضیان نهضت ملی مسکن شدنی نیست
انرژی · ۱۱ آبان ۱۴۰۵