عربستان (آرامکو)
هدف: حفظ مشتریان و صادرات
ابزار: خط شرق–غرب، پایانههای ینبع
وضعیت مسیر جایگزین: طراحی ۷ میلیون؛ حدود ۵ میلیون قابل صادرات؛ بارگیری ینبع اکتبر حدود ۳ میلیون (رایستاد)
جمعه ۱۵ آبان ۱۴۰۵
مهمترین خبرها و تحلیلها، هر صبح در ایمیل شما.
با عضویت، حریم خصوصی رونما را میپذیرید.ظرفیت طراحی خط شرق–غرب عربستان؛ حدود ۵ میلیون قابل صادرات (آرامکو، ۱۰ مارس ۲۰۲۶، به نقل الجزیره)؛ منبع: سیانبیسی و الجزیره، مارس ۲۰۲۶.
حداکثر ظرفیت خط حبشان–فجیره (بلومبرگ حدود ۲ میلیون مینویسد)؛ منبع: سیانبیسی، ۱۲ مارس و ۲۰ مه ۲۰۲۶.
برآورد جریان نفت از هرمز در اکتبر ۲۰۲۶ در برابر ۹٫۸ میلیون در سپتامبر و مرجع ۱۴٫۵ میلیون پیش از جنگ؛ منبع: آلاید شیپبروکینگ، ۴ نوامبر ۲۰۲۶.
نرخ روزانه نفتکشهای غولپیکر از خلیج فارس نسبت به پیش از جنگ؛ منبع: رایستاد انرژی، ۳ نوامبر ۲۰۲۶.
شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) در ۴ نوامبر ۲۰۲۶ گزارش بلومبرگ از بررسی خط لوله سوم برای دور زدن تنگه هرمز را «نادرست و صرفاً گمانهزنی» خواند، اما روند کلی دیگر محل بحث نیست: عربستان و امارات برای جدا کردن صادراتشان از این آبراه زیرساخت میسازند. پرسش اصلی این است که این مسیرها اهرم ایران را واقعاً از میان میبرند یا فقط شکل آن را تغییر میدهند. شواهد موجود نشان میدهد ظرفیت اسمی از جریان واقعی بزرگتر است، مسیرهای جایگزین خودشان هدف حمله شدهاند و کویت، قطر و بخش بزرگی از عراق هنوز زیر چتر این مسیرها نیستند.
خطهای لوله دورزننده اهرم ایران را حذف نمیکنند و شکل آن را عوض میکنند؛ تهدید «بستن کامل تنگه» با رشد ظرفیت جایگزین کماثرتر میشود، اما حملات پراکنده میتوانند هزینه عبور را بالا نگه دارند، این تغییر تا ۲۰۲۷ ناقص میماند و درباره گاز مایع، کویت و جنوب عراق تقریباً رخ نداده است.
سادهترین پاسخ این است که ظرفیت اسمی را بخوانیم و با ۲۰ میلیون بشکه مقایسه کنیم. اما همان منابع نشان میدهند ظرفیت اسمی و صادرات واقعی یکی نیستند. خط شرق–غرب ۷ میلیون بشکه ظرفیت طراحی دارد، ولی بنا بر گزارشها حدود ۲ میلیون آن به پالایشگاههای غرب عربستان میرسد و آرامکو خود حدود ۵ میلیون را قابل صادرات دانسته است. گذشته از خط، پایانهها هم محدودیت دارند: کپلر ظرفیت پایدار صادرات ینبع را ۴٫۵ تا ۵ میلیون بشکه (حدود ۱٫۵ از پایانه ینبع شمالی و ۳ از معجز) میداند و میگوید بدون رفع گلوگاه بارگیری، افزودن ظرفیت لوله چندان کمکی نمیکند.
در عمل نیز جریان کمتر از سقف است. رایستاد مینویسد بارگیری ینبع از حدود ۲ میلیون در سپتامبر به حدود ۳ میلیون در اکتبر رسید، در حالی که در بخش بزرگی از اوایل سال حدود ۴ میلیون بود، و انتظار دارد تا میانه ۲۰۲۷ نیز حدود ۳ میلیون بماند. افت سپتامبر با توقف موقت خط پس از حمله همان ماه همزمان است، اما منابع خواندهشده رابطه علّی را تأیید نکردهاند.
در امارات، کپلر در مارس بهرهبرداری خط حبشان–فجیره را ۷۱ درصد ظرفیت ۱٫۵ میلیونی برآورد میکرد و گلفتایمز در اوت حدود ۱٫۱ میلیون در برابر ۱٫۸ میلیون ظرفیت نوشت. خط دوم، که از ۲۰ مه نیمهساخته اعلام شد، اگر زمانبندی ادنوک رعایت شود از اوایل ۲۰۲۷ به برخی مشتریان آسیایی نفت میرساند؛ کپلر چون توسعه خود بندر فجیره را لازم میداند، نیمه ۲۰۲۷ را محتملتر میداند و مجموع ظرفیت عبوری را از ۱٫۸ به ۳٫۶ میلیون میرساند. با این فرض، محاسبه رونما نشان میدهد ۵ میلیون عربستان و ۳٫۶ میلیون امارات حدود ۸٫۶ میلیون بشکه میشود، یعنی کمتر از ۴۳ درصد مرجع ۲۰ میلیونی؛ این ظرفیت است، نه جریان، و ایران و عراق و کویت را در بر نمیگیرد.
پروژههای بزرگتر هنوز مرحلهای پایینتر دارند. کنان–فلگلر پیشنهاد میکند خط بصره–عقبه با ظرفیت ۲٫۵ تا ۳٫۵ میلیون بشکه و اتصال کوتاه کویت، با هزینه حدود ۱۰ میلیارد دلار، شکاف را کم کند؛ دولت عراق طبق همان تحلیل چارچوب توافق را تصویب کرده، اما تأمین مالی و پیمانکاری انجام نشده. وزارت خارجه آمریکا هم در ژوئیه از کار برای احیای خط عراق–سوریه با ظرفیت اولیه ۲ میلیون بشکه گفته، بدون برنامه زمانی. گلدمنساکس هفت پروژه را تا پایان ۲۰۲۸ حدود ۱۴ میلیون بشکه میداند که با ظرفیت امروز بسیار فاصله دارد.
محدودیت دانستهها: زمان واقعی ورود خط دوم، سهم بندر فجیره در سقف صادرات و بهرهبرداری واقعی خط شرق–غرب در زمستان تأیید مستقل ندارد.
بازار انرژی فقط به حجم فیزیکی واکنش نشان نمیدهد؛ به هزینه رسیدن آن هم واکنش میدهد. رایستاد نرخ نفتکشهای غولپیکر از خلیج فارس را حدود ۹ برابر سطح پیش از جنگ میداند، با وجود اینکه صادرات خام رو به بهبود است. نیل کویلیام از چتمهاوس به نیوعرب گفت راههای جایگزین آسیبپذیری را کم میکنند اما حذف نمیکنند و هزینه حمل، بیمه و زمان تحویل حتی با ادامه جریان در لولهها بالا میماند. آلاید نیز در برآوردی پژوهشی (نه معاملات گزارششده) درآمد روزانه نفتکش غولپیکر در مسیر خلیج فارس–چین را حدود ۱٫۳۵ میلیون دلار و در مسیر خلیج عمان–چین حدود ۶۹۹ هزار دلار نوشته است؛ این تفاوت را به تفاوت ریسک مسیر و کمبود کشتیهای پذیرنده ریسک مربوط میداند.
دستهبندی خود لولهها هم تأثیر دارد. مسیر ینبع صادرات را از خلیج فارس به دریای سرخ میبرد و، چنانکه گلفنیوز یادآور شده، به گلوگاه دیگری یعنی بابالمندب میرسد؛ در اکتبر ۱٫۱۹۶ عبور در بابالمندب ثبت شد، بالاتر از ۱٫۱۵۴ در سپتامبر (اساندپی گلوبال). در فجیره، بریکویو هشت نفتکش غولپیکر خالی را کنار بندر دید که نشان میدهد کشتی کم نیست و مسئله تمایل و امکان عبور است، نه فقط وجود نفت. اینوستینگلایو درباره زمانبندی خط دوم امارات تصریح کرد که این خبر بهتنهایی حق بیمه ریسک جنگ را کم نمیکند، چون ظرفیت جدید پیش از اوایل ۲۰۲۷ نمیآید.
مدافعان نظریه «کارت سوخته» میگویند با رشد ظرفیت، هر بشکهای که از هرمز نگذرد از وزن تهدید میکاهد. رایت همین را گفته است و کنان–فلگلر آن را در سطح بلندمدت میپذیرد. اما نتیجه فعلی بازار نشان میدهد اثر زودتر روی ریسک و کرایه دیده میشود تا روی حجم: حتی با جریان رو به رشد، بیمه و کرایه گران میمانند. رونما پیشتر در گزارش افت برنت درباره حساسیت بازار به خبر پایان جنگ نوشته بود.
محدودیت دانستهها: منابع قیمت بیمه و کرایه امروز را بهطور منظم و از یک مرجع واحد منتشر نمیکنند؛ ارقام این پرونده برآورد پژوهشی یا گزارشهای جداگانهاند و یک سری زمانی یکدست ندارند.
نتیجه با گزارشهای بعدی بیمه و کرایه سنجیدنی است.
پرسش امنیتی این است که آیا دور زدن آبراه خطر را کم میکند یا فقط جابهجا میکند. الجزیره در مارس از قول یک تحلیلگر مستقل نوشت خطهای لوله و ایستگاههای پمپاژ اهداف ثابت و باارزش هستند و در دسترس موشک و پهپاد قرار دارند؛ مثالها روشناند: ایستگاههای پمپاژ شرق–غرب در ۲۰۱۹ هدف پهپادهای حوثی شد، حمله ۲۰۱۹ به ابقیق به نوشته فوربس ۵٫۷ میلیون بشکه در روز را موقتاً از مدار خارج کرد، حمله پهپادی مارس ۲۰۲۶ بارگیری در فجیره را مختل کرد و بلومبرگ میگوید این خط پس از حمله سپتامبر دوباره متوقف شد. فجیره، به نوشته همان گزارش، چند بار هدف قرار گرفته است.
در برابر این، تنگه آبراهی طولانی است و هر کشتی هدف جداگانهای است؛ حفاظت از چند ایستگاه و یک بندر از حفاظت از ترافیک هزاران کشتی سهلتر است، هرچند این استدلال استنباط رونماست و منابع خواندهشده آن را اندازه نگرفتهاند. رایستاد در بُعد دیگر میگوید حملات به کشتیها همزمان با بازگشت ترافیک بالا رفته و ایران برای حفظ اهرم، به بستن کامل نیاز ندارد؛ حملات دورهای کافی است تا بازیگران بازگشت را دائمی نپندارند. همان منبع از «بازگشت شکننده» و «حالت میانی پایدار» سخن میگوید، نه عادیسازی.
نکته ظریف این است که انتساب حملات در همه منابع یکسان نیست. رایستاد حملات را به انگیزه ایران برای حفظ اهرم ربط میدهد، اما این تحلیل مؤسسه است نه یافته قضایی یا نظامی مستقل؛ بلومبرگ و آلاید فقط به وقوع حملات اشاره میکنند. هر خوانش باید این تفاوت را حفظ کند.
محدودیت دانستهها: منابع خواندهشده نرخ موفقیت دفاع از ایستگاهها، شمار حملات به زیرساخت زمینی و هزینه تعمیر را منتشر نکردهاند و نمیتوان خطر لوله و تنگه را بهصورت عددی مقایسه کرد.
مزیت مسیرهای جایگزین یکسان توزیع نشده است. کویت و بحرین به گزارش گلفتایمز هیچ مسیر دورزنندهای ندارند و کویت، به گفته مدیرعامل شرکت نفت دولتیاش به بلومبرگ، با عربستان و امارات برای اتصال به خطها گفتوگو میکند. جنوب عراق نیز، چنانکه الجزیره نوشت، اتصال معناداری به خط شمالی ترکیه ندارد و تولید بصره در اوج بحران عملاً متوقف شد. همین فاصله است که طرحهایی مانند بصره–عقبه را مطرح میکند، اما هیچیک هنوز قرارداد نهایی ندارد.
قطر مورد خاصی است. آژانس بینالمللی انرژی، به نقل گلفنیوز، مسیر جایگزینی برای حجمهای بزرگ گاز مایع نمیبیند. کویلیام هم میگوید قطر برای گاز مایع مسیر جایگزین قابلاتکایی ندارد. اساندپی گلوبال نشان میدهد عبور حاملهای گاز مایع در اکتبر به ۳۲ بار رسید، بالاترین از آغاز جنگ، که همانطور که این منبع مینویسد پس از آسیب به واحدهای تولید قطر در آغاز جنگ بهشدت کم شده بود. در یک استدلال، کنان–فلگلر میگوید قطر منفعتی در تکمیل خط بصره–عقبه دارد چون محروم کردن ایران از اهرم نفتی احتمالاً تنگه را برای گاز هم بازتر نگه میدارد؛ این نظر نویسنده تحلیل است، نه موضع اعلامشده قطر.
در سمت دیگر معادله رقابت مشتریان است. بلومبرگ مینویسد امارات، عربستان و کویت برای جبران میلیاردها دلار فروش ازدسترفته برای مشتری رقابت میکنند؛ امارات از اول مه از اوپک خارج شده و بنا بر اینوستینگلایو ظرفیت تولید ۵ میلیون بشکهای را تا ۲۰۲۷ هدف گرفته است. اگر خط سوم ادنوک درست بود و به روی دیگران باز میشد، فجیره از بندر یک کشور به دروازه منطقهای تبدیل میشد؛ اما این همان ادعای تکذیبشده است. یک خوانش دیگر، که کرگ در نیوعرب مطرح میکند، میگوید هدف نظام جایگزین «توزیعشده» کردن خلیج است تا هیچ گلوگاهی کل منطقه را فلج نکند، نه بیاهمیت کردن هرمز.
محدودیت دانستهها: برنامه رسمی کویت و بحرین، قرارداد قطعی بصره–عقبه و میزان تعهد خریداران آسیایی منتشر نشده است.
تصمیمهای قراردادی ماههای آینده این را عوض میکند.
برای تهران دو چیز همزمان درست است. نخست، ایران خودش از هرمز نفت میفروشد: گلفتایمز جریان نفت ایران را ۱٫۶۹ میلیون بشکه در روز در ۲۰۲۵ مینویسد و از قول آندرو ویلسون از بیآرسی شیپبروکرز، تمایل تهران به ادامه فروش به چین را بدون وابستگی به «مشکل گلوگاه» توصیف میکند. دوم، ایران خود مسیر جایگزین ناتمامی دارد: خط گوره–جاسک با ظرفیت طراحی حدود ۱ میلیون بشکه، که طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (به نقل گلفنیوز) پایانه جاسک آن کامل نبوده است. وضعیت فعلی این پایانه در منابع خواندهشده تأیید نشده.
اگر استدلال کنان–فلگلر درست باشد و ظرفیت ۱۳ تا ۱۵ میلیون بشکهای ساخته شود، بستن دوباره تنگه برای ایران بهگفته این تحلیل بازدارندهای علیه خود ایران میشود. اما این نتیجه به پروژههایی وابسته است که یا هنوز تأمین مالی نشدهاند یا زمانبندی روشن ندارند؛ گلدمن ۲۰۲۸ را برای هفت پروژه میگوید و کپلر شروع ینبع را از ۲۰۲۸ میداند. از این دو نتیجه میتوان استنباط کرد (استنباط رونما): ایران تا فرارسیدن ظرفیت، انگیزه دارد مسئله هرمز را در مذاکره به امتیاز تبدیل کند. رایستاد بر همین پایه از «سازش محدود» تا پایان نیمه نخست ۲۰۲۷ سخن میگوید، با ادامه تقابل بنیادین؛ رونما در بررسی سه راه ترامپ در قبال ایران مسیرهای سیاسی را از زاویه واشنگتن دیده بود.
رایت در برابر این استدلال میگوید حتی با افول هرمز اهمیت تولید و عرضه این کشورها کم نمیشود. یعنی دور زدن آبراه به معنای کاهش اهمیت نفت خلیج فارس نیست و بنابراین نفوذ ایران بر بازار هرگز به صفر نمیرسد. کویلیام نیز میگوید تا زمانی که حدود یکپنجم نفت و بخش مهمی از گاز مایع از هرمز میگذرد، تنگه یکی از مهمترین گلوگاههای جهان میماند.
محدودیت دانستهها: شرایط ایران برای بازگشایی کامل در مذاکرات، وضعیت جاسک و سهم دقیق صادرات ایران که از لوله جایگزین میگذرد در منابع خواندهشده نیامده است.
نتیجه به پیشرفت پروژهها و نتیجه مذاکرات وابسته است.
در شرایط عادی حدود یکپنجم نفت و گاز جهان از تنگه هرمز میگذرد، آبراهی که تنها راه خروج تولیدکنندگان خلیج فارس به اقیانوس باز است. پس از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، عبور کشتیها از تنگه شدیداً کاهش یافت و به گفته سیانبیسی ایران از اوایل مارس آبراه را بسته نگه داشت. آژانس بینالمللی انرژی خسارت درآمدی تولیدکنندگان خاورمیانه را بیش از ۱٫۳ میلیارد بشکه برآورد کرده است (به نقل نشریه نیوعرب) و سلطان الجابر، مدیرعامل ادنوک، رقمی بالای یک میلیارد بشکه را در ۲۰ مه اعلام کرد.
در آن شرایط دو زیرساخت قدیمی ناگهان مهم شدند: خط شرق–غرب عربستان (پترولاین) از ابقیق تا ینبع در دریای سرخ، به طول حدود ۱۲۰۰ کیلومتر، و خط حبشان–فجیره امارات که نفت خشکی ابوظبی را به ساحل دریای عمان میرساند. کپلر گزارش کرد جریان خط عربستان که در ژانویه و فوریه بهطور میانگین ۷۷۰ هزار بشکه در روز بود، تا اواخر مارس به حدود ۲٫۹ میلیون رسید. این جهش نشان میدهد ظرفیت جایگزین وجود داشت، اما نشان نمیدهد این ظرفیت جایگزین کامل است.
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، در ۱۵ مه به سیانبیسی گفت اهمیت هرمز پس از جنگ کم خواهد شد و بستن آن «کارتی است که فقط یک بار میتوان بازی کرد». همین جمله چارچوب بحث این پرونده را میسازد: آیا کارت واقعاً سوخته است، یا هنوز بازی میشود؟
ترافیک تنگه در حال بازگشت جزئی است. دادههای اساندپی گلوبال نشان میدهد در اکتبر ۲۰۲۶ حدود ۷۵۰ عبور ثبت شد، تقریباً برابر سپتامبر (۷۴۹)، اما سهم نفتکشهای غولپیکر از ۱۸۴ به ۱۵۶ عبور افتاد و عبور حاملهای گاز مایع به ۳۲ بار رسید که بالاترین رقم از آغاز جنگ است. آمار روزانه یکدست نیست: اساندپی برای ۳۰ و ۳۱ اکتبر و ۱ نوامبر ۲۴، ۲۸ و ۱۷ عبور ثبت کرده، در حالی که آلاید شیپبروکینگ برای ۱ نوامبر فقط هشت عبور تأییدشده را گزارش میکند و هشدار میدهد چند عبور با ترانسپوندر خاموش و خطای موقعیتیابی همراه بوده است.
رایستاد میگوید صادرات خام خلیج فارس در سپتامبر و ۲۰ روز نخست اکتبر حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز بود، در برابر ۱۸ میلیون پیش از جنگ. همین مؤسسه مینویسد حوادث امنیتی هفتگی به ۱۰ و ۱۶ مورد رسید که ۱۳ مورد در خود تنگه رخ داد و هفتهای هم ۱۱ مورد ثبت شد؛ رقم ۱۹ تا ۲۶ اکتبر (چهار مورد) هنوز مقدماتی است. بر پایه گزارش آلاید، دستکم چهار حمله به نفتکشها در ۲۹ و ۳۰ اکتبر گزارش شده است.
در سطح سیاسی، به گزارش بریکویو در ۴ نوامبر، پیشنویس پیشنهادی پس از میانجیگری قطر دستبهدست میشود، اما توافقی تأیید نشده است. به نوشته همین منبع، بازگشایی هرمز در دو روز که ایران پیشنهاد کرده به توافق وابسته است و حملات تازه آمریکا نزدیک تنگه خطر تشدید را زنده نگه میدارد. رونما پیشتر در گزارش افت روزانه برنت نوشته بود بازار روی پایان جنگ شرط بسته، نه روی توافقی مشخص.
هدف: حفظ مشتریان و صادرات
ابزار: خط شرق–غرب، پایانههای ینبع
وضعیت مسیر جایگزین: طراحی ۷ میلیون؛ حدود ۵ میلیون قابل صادرات؛ بارگیری ینبع اکتبر حدود ۳ میلیون (رایستاد)
هدف: «صفر وابستگی» به هرمز
ابزار: خط حبشان–فجیره، خط دوم، توسعه بندرهای شرقی
وضعیت مسیر جایگزین: ۱٫۸ تا ۲ میلیون امروز؛ خط دوم هدف ۲۰۲۷
هدف: یافتن مسیر خروج
ابزار: گفتوگو با ریاض و ابوظبی
وضعیت مسیر جایگزین: بدون مسیر دورزننده
هدف: صادرات جنوب (بصره)
ابزار: طرحهای بصره–عقبه و احیای خط به مدیترانه
وضعیت مسیر جایگزین: تولید بصره عمدتاً محبوس؛ طرحها بدون برنامه زمانی روشن
هدف: صادرات گاز مایع
ابزار: —
وضعیت مسیر جایگزین: مسیر جایگزین بزرگ ندارد
هدف: حفظ اهرم و صادرات خود
ابزار: تهدید و حملات پراکنده، میانجیگری قطر
وضعیت مسیر جایگزین: خط گوره–جاسک (حدود ۱ میلیون بشکه طراحیشده) ناتمام بوده است
هدف: پایان جنگ، قیمت پایین نفت
ابزار: اظهارات وزیر انرژی، فشار و مذاکره
وضعیت مسیر جایگزین: —
رشد ظرفیت عربستان و امارات، برنامههای شرقی امارات — رایستاد: حملات پراکنده برای حفظ اهرم کافی است؛ ایران به بستن کامل نیاز ندارد
گفتههای مسئولان امارات درباره کاهش وابستگی — ادنوک گزارش را «نادرست و صرفاً گمانهزنی» دانسته؛ ظرفیت، هزینه و زمان اعلام نشده
فهرست پروژههای مطرحشده — بخش بزرگ پروژهها بدون تأمین مالی یا برنامه زمانی روشناند؛ الجزیره امروز حدود ۹ میلیون مینویسد
اگر ۱۳ تا ۱۵ میلیون بشکه مسیر جایگزین ساخته شود، ایران بیشتر آسیب میبیند — این شرط مستلزم پروژههای هنوز تأمینمالینشده مثل بصره–عقبه است؛ قطر هیچ جایگزینی برای گاز مایع ندارد
نمودار نخست ظرفیتهای اعلامشده را کنار جریان پیش از جنگ میگذارد. اینها ظرفیتاند، نه جریان واقعی؛ و رقم خط دوم امارات (۳٫۶ میلیون بشکه) برآورد کپلر از مجموع پس از افزودن خط است و ادنوک خود فقط از «دو برابر شدن» گفته است.
نمودار دوم جریان واقعی نفت از تنگه را نشان میدهد: ۹٫۸ میلیون بشکه در سپتامبر، ۱۱٫۷ در اکتبر و مرجع ۱۴٫۵ پیش از جنگ. این ارقام برآورد یک کارگزار کشتیرانیاند و ردیابی آنها با ترانسپوندر خاموش و خطای موقعیتیابی خدشهدار است.
یک هشدار روششناختی لازم است: مرجع «پیش از جنگ» در منابع یکی نیست. الجزیره و سیانبیسی حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده مینویسند، دانشکده کنان–فلگلر ۱۸ تا ۲۰ میلیون، گلفتایمز حدود ۱۳٫۲۶ میلیون برای خام (بهجز نفت ایران) و آلاید ۱۴٫۵ میلیون. بخشی از تفاوت به شمول فرآوردهها و میعانات برمیگردد و بخشی به سال مبنا؛ هیچکدام از منابع خواندهشده این را تماماً توضیح نمیدهد. به همین دلیل نسبتهای این پرونده فقط درون هر منبع قابل مقایسهاند.
آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران؛ ایران از اوایل مارس تنگه را بسته نگه میدارد (سیانبیسی).
آرامکو اعلام میکند حدود ۵ میلیون بشکه از ظرفیت خط شرق–غرب برای صادرات در دسترس است (به نقل الجزیره).
حمله پهپادی به تأسیسات بندر فجیره بارگیری را مختل میکند (الجزیره).
امارات از اوپک خارج میشود (بلومبرگ، اینوستینگلایو).
کریس رایت: بستن هرمز «کارتی است که فقط یک بار میتوان بازی کرد» (سیانبیسی).
مدیرعامل ادنوک: خط دوم نزدیک به ۵۰ درصد ساخته شده و ظرفیت فجیره را دو برابر میکند (سیانبیسی).
کپلر: شروع مؤثر خط دوم امارات نیمه ۲۰۲۷ محتملتر از اوایل ۲۰۲۷ است و توسعه ینبع از ۲۰۲۸ به بعد.
حملهای خط شرق–غرب را موقتاً متوقف میکند (بلومبرگ).
ادنوک به برخی پالایشگران آسیایی میگوید تحویل از خط دوم ممکن است از اوایل ۲۰۲۷ شروع شود (بلومبرگ به نقل اینوستینگلایو).
بلومبرگ از بررسی خط سوم خبر میدهد و ادنوک آن را رد میکند؛ رونما در گزارش تکذیب خط سوم ادنوک همین خبر را جداگانه بررسی کرده بود.
اینها پیشبینی قطعی نیستند و احتمال عددی ندارند؛ مسیرهای مشروطاند.
کرایه و بیمه بالا میماند؛ صادرات تدریجی بهتر میشود
جریان نفت زیر مرجع و حملات دورهای
حوادث هفتگی و نرخ نفتکشها
کاهش ریسک و همزمانی با آغاز خط دوم امارات
پیشنویس قطر و میانجیگری
اعلام رسمی توافق؛ سقف عبور روزانه
ظرفیت جایگزین پایینتر از انتظار
توسعه فجیره و ینبع زمانبر
اعلام راهاندازی خط دوم؛ بارگیری ینبع
اهرم ایران بر نفت کاهش مییابد؛ گاز مایع بیپاسخ میماند
طرح بصره–عقبه یا اتصال به شبکه سعودی
امضای قرارداد نهایی و برنامه زمانی
شاخصهایی که ارزیابی را عوض میکنند: اعلام تکمیل خط دوم، بارگیری ماهانه ینبع و فجیره، آمار حوادث هفتگی، قرارداد بصره–عقبه یا اتصال کویت و متن هر توافق آمریکا–ایران.
پاسخ کوتاه به پرسش اصلی این است که دور زدن هرمز اهرم ایران را کم میکند، اما حذف نمیکند، و این کاهش هنوز در حد وعده است. امروز ظرفیت اسمی مسیرهای جایگزین عربستان و امارات بخش قابلتوجهی از جریان پیش از جنگ را پوشش میدهد؛ جریان واقعی کمتر است و زیرساختها هدف حمله بودهاند. هزینه حمل، بیمه و کرایه بالا مانده و همین ابزار فشاری است که حملات پراکنده میتوانند زنده نگه دارند.
قویترین تفسیر رقیب را رایت و کنان–فلگلر میگویند: با رسیدن ظرفیت به ۱۳ تا ۱۵ میلیون بشکه، بستن تنگه برای ایران خودزنی میشود. این تفسیر برای نفت خام در افق ۲۰۲۸ قابل دفاع است، اما درباره گاز مایع قطر و صادرات کویت و جنوب عراق دلیلی ندارد، و به پروژههایی تکیه میکند که هنوز ساخته نشدهاند.
مرز دانستهها همانجاست که داده مستقل شروع میشود: جریان واقعی ینبع و فجیره، ریسک واقعی حمله به زیرساخت زمینی و متن توافق احتمالی. تحولات قابلپیگیری: خط دوم امارات در ۲۰۲۷، قراردادهای کویت و عراق، آمار حوادث هفتگی و نتیجه میانجیگری قطر.
نه. بلومبرگ در ۴ نوامبر ۲۰۲۶ به نقل افراد آگاه از بررسی آن خبر داد، اما ادنوک گزارش را «نادرست و صرفاً گمانهزنی» خواند. ظرفیت، هزینه و زمانبندی هم اعلام نشده است.
الجزیره در مارس ۲۰۲۶ مجموع ظرفیت مسیرهای جایگزین را حدود ۹ میلیون بشکه در برابر ۲۰ میلیون نوشت. فوربس بازه ۱۳ تا ۲۸ درصد را ذکر کرد. اینها ظرفیتاند، نه جریان واقعی، و برآوردها تعریفهای متفاوتی دارند.
ظرفیت طراحی ۷ میلیون بشکه در روز است، اما آرامکو حدود ۵ میلیون را قابل صادرات دانسته، کپلر ظرفیت پایانههای ینبع را ۴٫۵ تا ۵ میلیون میداند و رایستاد بارگیری ینبع در اکتبر ۲۰۲۶ را حدود ۳ میلیون برآورد کرده است.
ادنوک گفته خط دوم تا ۲۰۲۷ آماده میشود و برخی پالایشگران آسیایی را از اوایل ۲۰۲۷ مطلع کرده است. کپلر چون توسعه بندر فجیره را لازم میداند، نیمه ۲۰۲۷ را محتملتر میداند.
شواهد نشان میدهد اهرم بستن کامل تنگه کماثرتر میشود، اما حملات پراکنده، کرایه و بیمه بالا، گاز مایع قطر و صادرات کویت و جنوب عراق همچنان به هرمز وابستهاند. تحلیلها در این باره اختلاف دارند.
کویت و بحرین مسیر دورزننده ندارند و قطر برای گاز مایع جایگزین بزرگی ندارد. کویت با عربستان و امارات برای اتصال گفتوگو میکند و طرح بصره–عقبه هنوز تأمین مالی نهایی نشده است.
نه. بلومبرگ در ۴ نوامبر ۲۰۲۶ به نقل افراد آگاه از بررسی آن خبر داد، اما ادنوک گزارش را «نادرست و صرفاً گمانهزنی» خواند. ظرفیت، هزینه و زمانبندی هم اعلام نشده است.
الجزیره در مارس ۲۰۲۶ مجموع ظرفیت مسیرهای جایگزین را حدود ۹ میلیون بشکه در برابر ۲۰ میلیون نوشت و فوربس بازه ۱۳ تا ۲۸ درصد را ذکر کرد. اینها ظرفیتاند، نه جریان واقعی.
ظرفیت طراحی ۷ میلیون بشکه در روز است، اما آرامکو حدود ۵ میلیون را قابل صادرات دانسته، کپلر ظرفیت پایانههای ینبع را ۴٫۵ تا ۵ میلیون میداند و رایستاد بارگیری ینبع در اکتبر ۲۰۲۶ را حدود ۳ میلیون برآورد کرده است.
ادنوک گفته خط دوم تا ۲۰۲۷ آماده میشود و برخی پالایشگران آسیایی را از اوایل ۲۰۲۷ مطلع کرده است. کپلر نیمه ۲۰۲۷ را محتملتر میداند، چون توسعه بندر فجیره هم لازم است.
شواهد نشان میدهد اهرم بستن کامل تنگه کماثرتر میشود، اما حملات پراکنده، کرایه و بیمه بالا، گاز مایع قطر و صادرات کویت و جنوب عراق همچنان به هرمز وابستهاند. تحلیلها در این باره اختلاف دارند.
کویت و بحرین مسیر دورزننده ندارند و قطر برای گاز مایع جایگزین بزرگی ندارد. کویت با عربستان و امارات برای اتصال گفتوگو میکند و طرح بصره–عقبه هنوز تأمین مالی نهایی نشده است.