
اتهام عملیات در غرب، ایران را به مسئله امنیت داخلی تبدیل کرد
بیانیه مشترک چند کشور غربی نشان میدهد پرونده ایران دیگر فقط در قالب جنگ، تحریم و دیپلماسی دیده نمیشود؛ اتهام عملیات و تهدید در خاک اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا آن را به موضوعی برای نهادهای امنیت داخلی و ضدجاسوسی تبدیل کرده است.
تصویر همراه بیانیه مشترک آمریکا و متحدان درباره تهدیدهای منتسب به نهادهای امنیتی ایران در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا. منبع: America Times.
بیانیه مشترک آمریکا و مجموعهای از متحدانش درباره آنچه «تهدیدهای دولتی منتسب به ایران» در اروپا، آمریکای شمالی و استرالیا خواندهاند، یک تغییر مهم در نحوه صورتبندی پرونده ایران را نشان میدهد. موضوع دیگر فقط برنامه هستهای، تحریم، جنگ منطقهای یا مذاکره نیست؛ این کشورها اکنون بخشی از مسئله ایران را بهعنوان تهدیدی برای امنیت داخلی، حاکمیت ملی و حفاظت از شهروندان و گروههای هدف در خاک خود تعریف میکنند.
در این تحلیل بینالمللی میخوانید
این تغییر واژهها صرفاً زبانی نیست. وقتی یک پرونده از حوزه سیاست خارجی به حوزه امنیت داخلی منتقل میشود، ابزارهای مواجهه نیز تغییر میکند: وزارت خارجه و تحریم دیگر تنها بازیگران نیستند؛ سرویسهای اطلاعاتی، پلیس، دادستانی، نهادهای ضدتروریسم، حفاظت از شخصیتها و همکاری میان دستگاههای امنیتی کشورهای مختلف نیز وارد مرکز پرونده میشوند.
بیانیه دقیقاً چه میگوید؟
America Times متن بیانیه مشترکی را منتشر کرده که در آن آمریکا، بریتانیا و شماری از کشورهای اروپایی به همراه استرالیا، کانادا و نیوزیلند، ایران را به «طراحیهای مرگبار» و دیگر اقدامات خصمانه در خاک خود متهم میکنند. این بیانیه مشخصاً از سازمان اطلاعات سپاه، نیروی قدس و وزارت اطلاعات نام میبرد و میگوید اهداف ادعایی شامل مخالفان ایرانی، روزنامهنگاران و جوامع یا منافع یهودی و اسرائیلی بودهاند.
بیانیه همچنین مدعی است میان نهادهای امنیتی ایران و شبکههای جنایی بینالمللی و محلی رابطهای طولانی وجود دارد و به حملاتی در اروپا اشاره میکند که مسئولیت آنها از سوی گروهی با نام «حرکت اصحاب الیمین الاسلامیه» پذیرفته شده است. کشورهای امضاکننده این اقدامات را نه صرفاً بخشی از رقابت منطقهای، بلکه نقض حاکمیت خود توصیف کردهاند.
در همین نقطه باید مرز میان ادعا و واقعیت حفظ شود. متن منتشرشده یک بیانیه سیاسی و امنیتی مشترک است؛ نه پرونده قضایی کامل و نه ارائه عمومی زنجیره شواهد برای تکتک اتهامها. America Times در این گزارش جزئیات پروندههای قضایی، اسناد عملیاتی یا پاسخ رسمی ایران به همه ادعاهای مطرحشده را ارائه نمیکند. بنابراین آنچه با قطعیت میتوان گفت این است که چندین دولت این اتهامها را بهطور مشترک و علنی مطرح کردهاند؛ نه اینکه همه جزئیات آنها در همان متن مستقلاً اثبات شده باشد.
تغییر مهم در خودِ تعریف مسئله است
تا زمانی که اختلاف با ایران عمدتاً حول برنامه هستهای، تحریم، موشک، جنگ منطقهای یا روابط دیپلماتیک تعریف شود، پرونده در سطح سیاست خارجی باقی میماند. اما اتهام تلاش برای قتل، ربایش، ارعاب یا حمله در داخل خاک یک کشور، مسئله را مستقیماً به مفهوم حاکمیت داخلی وصل میکند.
این تفاوت مهم است، چون دولتها در برابر یک اختلاف خارجی میتوانند مذاکره کنند، تحریم وضع کنند یا معامله سیاسی انجام دهند؛ اما وقتی همان دولتها موضوع را «امنیت مردم در خاک خود» تعریف میکنند، فضای سیاسی برای مصالحه محدودتر میشود. هر عقبنشینی احتمالی دیگر فقط بهعنوان امتیاز دیپلماتیک دیده نمیشود؛ میتواند در داخل کشور به شکل کوتاهآمدن در برابر تهدید امنیتی تفسیر شود.
به همین دلیل، مهمترین نکته بیانیه شاید خودِ فهرست اتهامها نباشد. نکته مهمتر این است که چند دولت تلاش کردهاند این پرونده را از سطح روابط دوجانبه با تهران خارج کنند و به یک مسئله مشترک امنیت داخلی غرب تبدیل کنند.
چرا صدور یک بیانیه جمعی اهمیت دارد؟
یک کشور میتواند ادعای امنیتی خود را به دلایل سیاسی، اطلاعاتی یا حتی فشار داخلی برجسته کند. وقتی مجموعهای از کشورها همان چارچوب را در یک متن مشترک میپذیرند، پیام متفاوتی ساخته میشود: آنها میخواهند نشان دهند موضوع را یک سلسله رخداد پراکنده و محلی نمیبینند، بلکه آن را به یک الگوی فرامرزی نسبت میدهند.
این هماهنگی میتواند پیامدهای عملی داشته باشد. در چنین چارچوبی، تبادل اطلاعات میان سرویسها، هماهنگی در پروندههای جنایی، رصد شبکههای واسطه، حفاظت از مخالفان و روزنامهنگاران، کنترل مالی و مهاجرتی و حتی طراحی تحریمهای هدفمند میتواند بهصورت هماهنگتری انجام شود.
اما یک محدودیت مهم نیز وجود دارد: بیانیه مشترک بهخودیخود نشان نمیدهد همه کشورهای امضاکننده سطح یکسانی از شواهد، تهدید یا تجربه مستقیم دارند. ممکن است برخی دولتها بر اساس پروندههای داخلی خود به جمعبندی رسیده باشند و برخی دیگر در چارچوب همبستگی سیاسی و امنیتی به متن پیوسته باشند. خود گزارش America Times این تفاوت را باز نمیکند.
چرا استفاده از شبکههای جنایی در این روایت مهم است؟
یکی از جدیترین بخشهای بیانیه، ادعای استفاده نهادهای امنیتی ایران از گروههای جنایی محلی و بینالمللی است. اگر چنین الگویی در پروندههای مشخص قضایی اثبات شود، برای دستگاههای امنیتی غرب یک مشکل کلاسیک ضدجاسوسی را به مسئلهای پیچیدهتر تبدیل میکند.
عملیات مستقیم یک سرویس اطلاعاتی معمولاً ردپای سازمانی، مأموران شناختهشده، سفر، پوشش دیپلماتیک یا ارتباطات قابل ردیابی دارد. اما استفاده از واسطههای جنایی میتواند فاصله میان سفارشدهنده و مجری را افزایش دهد، هزینه انتساب را بالا ببرد و به دولت متهم امکان انکار بیشتری بدهد.
از سوی دیگر، همین ساختار واسطهای یک ضعف نیز دارد: هر حلقه اضافی احتمال افشا، نفوذ پلیس، تغییر وفاداری، خطای عملیاتی و باقیماندن شواهد جنایی را افزایش میدهد. بنابراین اگر فرض بیانیه درست باشد، این روش همزمان میتواند امکان انکار را بیشتر و کنترل عملیات را کمتر کند.
هدف فقط تهران نیست؛ مخاطب داخلی غرب هم هست
بیانیه چنین متنی را برای ایران منتشر میکند، اما تنها مخاطب آن تهران نیست. مخالفان ایرانی، روزنامهنگاران، جوامع یهودی، نهادهای امنیتی داخلی و افکار عمومی کشورهای امضاکننده نیز مخاطباند.
پیام به گروههای هدف این است که دولتها تهدید را جدی گرفتهاند. پیام به دستگاههای امنیتی این است که موضوع باید در سطح فرامرزی دیده شود. و پیام به تهران این است که در صورت تکرار رخدادهای مشابه، پاسخ ممکن است نه از یک کشور، بلکه از مجموعهای از دولتها بیاید.
این همان نقطهای است که دیپلماسی و امنیت داخلی به هم میرسند. حتی اگر مذاکرات سیاسی با ایران ادامه پیدا کند، این پرونده میتواند در مسیری جداگانه جلو برود؛ چون دادستانی، پلیس و سرویس اطلاعاتی الزاماً با همان منطق وزارت خارجه عمل نمیکنند.
این تغییر چه اثری بر رابطه با ایران دارد؟
اگر این چارچوب امنیتی تثبیت شود، برای تهران یک مشکل دوگانه ایجاد میشود. دولتهای غربی میتوانند همزمان در یک پرونده با ایران مذاکره کنند و در پرونده دیگری شبکههای منتسب به آن را هدف اقدامات پلیسی، قضایی یا اطلاعاتی قرار دهند. بنابراین بهبود در یک مسیر دیپلماتیک لزوماً به عادیشدن کامل روابط منجر نمیشود.
برای کشورهای غربی نیز این رویکرد هزینه دارد. هرچه پرونده ایران بیشتر امنیتی شود، امکان جداسازی اختلافها و معامله محدود دشوارتر میشود. در سیاست داخلی این کشورها، هر توافق با تهران ممکن است با این پرسش روبهرو شود که آیا طرف مقابل همزمان در خاک همان کشورها تهدید امنیتی ایجاد میکند یا نه.
آنچه هنوز از این منبع نمیدانیم
America Times متن اتهامها و موضع مشترک دولتها را منتشر کرده، اما چند حلقه مهم در همان گزارش باز نمیشود: شواهد عمومی برای هر پرونده مشخص چیست؟ چه تعداد از حملات مورد اشاره به مرحله قضایی رسیدهاند؟ رابطه ادعایی میان گروههای جنایی و نهادهای ایرانی چگونه اثبات شده؟ و پاسخ تفصیلی ایران به این مجموعه اتهامها چیست؟
این خلأها مهماند، چون مرز میان یک چارچوب امنیتی معتبر و یک روایت سیاسی گستردهتر از شواهد موجود دقیقاً در همین جزئیات تعیین میشود. بدون پروندههای موردی و زنجیره انتساب، نمیتوان از متن بیانیه نتیجه گرفت که هر حادثه ذکرشده بهطور یکسان و با همان سطح اطمینان به تهران متصل شده است.
آنچه واقعاً تغییر کرده
مهمترین نتیجه این گزارش این نیست که ایران و کشورهای غربی اختلاف امنیتی دارند؛ این موضوع تازهای نیست. تغییر مهم، جمعی و داخلیشدن چارچوب تهدید است.
چند دولت اکنون میخواهند اقدامات منتسب به نهادهای ایرانی را نه فقط در قالب «رفتار ایران در خارج»، بلکه در قالب «حفاظت از حاکمیت و امنیت داخل» تعریف کنند. اگر این چارچوب در ماههای آینده با پروندههای قضایی، اخراج دیپلماتها، تحریم اشخاص، بازداشت واسطهها یا سازوکارهای رسمیتر همکاری اطلاعاتی ادامه پیدا کند، آنوقت میتوان گفت پرونده ایران در غرب وارد مرحلهای شده که حتی یک گشایش دیپلماتیک نیز بهسادگی آن را متوقف نخواهد کرد.
بنابراین چیزی که باید رصد شود صرفاً موضع بعدی وزارت خارجهها نیست. نشانه اصلی در اقدامات نهادهای داخلی خواهد بود: پلیس، دادستانی، سرویسهای اطلاعاتی و تصمیمهای قضایی. اگر این نهادها به شکل هماهنگتری وارد عمل شوند، آنگاه بیانیه فعلی فقط یک پیام سیاسی نبوده؛ آغاز یک تغییر عملی در شیوه برخورد با ایران بوده است.
مطالب مرتبط
آمریکا · ۱۱ آبان ۱۴۰۵هیلی استیونز از رقیب جمهوریخواه حزبش در میشیگان حمایت کرد و دموکراتها او را کنار گذاشتند
آمریکا · ۱۰ آبان ۱۴۰۵توافق ۲۲۰ میلیون دلاری جنرالموتورز با ۳۶ ایالت؛ دادهی رانندگی چگونه به نرخ بیمه رسید؟
آمریکا · ۱۰ آبان ۱۴۰۵