فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن حوثی‌ها به جزیره پریم رسیدند؛ باب‌المندب به دومین گلوگاه پرریسک منطقه تبدیل شد
جزیره پریم در تنگه باب‌المندب و مسیر کشتیرانی دریای سرخ 2
یمن

حوثی‌ها به جزیره پریم رسیدند؛ باب‌المندب به دومین گلوگاه پرریسک منطقه تبدیل شد

پیشروی حوثی‌ها در ساحل دریای سرخ یمن به جزیره پریم رسیده؛ جزیره‌ای که در میانه باب‌المندب قرار دارد و این تنگه را به دو کانال کشتیرانی تقسیم می‌کند. اهمیت این پیشروی در زمانی بیشتر شده که عبور نفت از تنگه هرمز به‌شدت مختل شده و عربستان بخشی از صادرات خود را به مسیر دریای سرخ منتقل کرده است. داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ روزانه ۸.۱ میلیون بشکه نفت و فرآورده از باب‌المندب عبور کرده؛ تقریباً دو برابر یک سال قبل. هنوز شواهدی از بسته‌شدن تنگه به دست حوثی‌ها وجود ندارد.

اب
ابراهیم بابایی۲۲ شهریور ۱۴۰۵ · ۷ دقیقه مطالعه

یشروی حوثی‌ها در باب‌المندب؛ تجمع حامیان حوثی در صنعا

چرا یک جزیره کوچک در یمن حالا برای بازار نفت و آمریکا مهم شده است؟

پیشروی حوثی‌ها در باب‌المندب حالا به نقطه‌ای رسیده که جغرافیا به اندازه میدان نبرد اهمیت پیدا کرده است. نیروهای این گروه روز جمعه به جزیره پریم، معروف به میون، در میانه تنگه باب‌المندب رسیدند؛ درست در زمانی که اختلال در تنگه هرمز، عربستان و بازار نفت را بیش از گذشته به مسیر دریای سرخ وابسته کرده است.

در این خبر بین‌المللی می‌خوانید
  1. ۱چرا یک جزیره کوچک در یمن حالا برای بازار نفت و آمریکا مهم شده است؟
  2. ۲چرا پیشروی حوثی‌ها در باب‌المندب این بار مهم‌تر است؟
  3. ۳پریم؛ جزیره کوچکی که باب‌المندب را دو قسمت می‌کند
  4. ۴آمریکا فعلاً نمی‌خواهد جبهه دیگری باز کند
  5. ۵آیا ایران حالا بر هرمز و باب‌المندب اهرم هم‌زمان دارد؟
  6. ۶ریسک نفت فقط روی کاغذ نیست
  7. ۷جنگ دوباره برای غیرنظامیان یمن هم هزینه دارد
  8. ۸پیشروی حوثی‌ها چه اثری بر ایران دارد؟

چهار منبع دولتی یمن رسیدن حوثی‌ها به پریم را تأیید کرده‌اند. نیروهای دولت مورد حمایت عربستان پیش از آن از جزیره عقب‌نشینی کردند و حوثی‌ها شهر ساحلی ذباب، درست روبه‌روی پریم، را نیز گرفتند. این پیشروی پس از سقوط بندر مخا و حرکت سریع نیروهای حوثی در امتداد ساحل دریای سرخ انجام شده است.

اما میان رسیدن به پریم و «بستن باب‌المندب» تفاوت مهمی وجود دارد. حوثی‌ها اکنون موقعیت بسیار بهتری برای تهدید تردد در تنگه دارند، ولی شواهد موجود نشان نمی‌دهد عبور کشتی‌ها به‌طور کامل متوقف شده باشد. دونالد ترامپ نیز روز شنبه گفت حوثی‌ها بیشتر کشتی‌ها را عبور می‌دهند. بنابراین آنچه تغییر کرده، توان بالقوه آنها برای اخلال در مسیر است، نه بسته‌شدن قطعی باب‌المندب.

چرا پیشروی حوثی‌ها در باب‌المندب این بار مهم‌تر است؟

پاسخ در آن سوی شبه‌جزیره عربستان قرار دارد. تنگه هرمز، مسیر اصلی خروج نفت خلیج فارس، در ماه‌های اخیر به‌شدت مختل شده است. عربستان برای کاهش وابستگی به هرمز، بخشی از نفت خود را از طریق خط لوله شرق-غرب به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل کرده و سپس از مسیر باب‌المندب صادر کرده است.

داده‌های اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد این تغییر مسیر در حجم عبور نفت از باب‌المندب کاملاً دیده می‌شود. در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶ روزانه حدود ۸.۱ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از این تنگه عبور کرده است. در سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ این رقم ۴.۵ میلیون بشکه در روز بود.

در همان سه‌ماهه دوم امسال، جریان نفت از هرمز به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرد؛ در حالی که در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۵ بیش از ۲۱ میلیون بشکه در روز بود. بخشی از افزایش اهمیت باب‌المندب دقیقاً نتیجه همین جابه‌جایی است.

مسیر سه‌ماهه دوم ۲۰۲۵ سه‌ماهه دوم ۲۰۲۶
باب‌المندب ۴.۵ میلیون بشکه در روز ۸.۱ میلیون بشکه در روز
تنگه هرمز ۲۱ میلیون بشکه در روز ۴.۹ میلیون بشکه در روز

این اعداد توضیح می‌دهند چرا رسیدن حوثی‌ها به یک جزیره کوچک می‌تواند پیامدی بسیار بزرگ‌تر از تغییر نقشه جنگ داخلی یمن داشته باشد. مسیری که برای دورزدن بحران هرمز اهمیت بیشتری پیدا کرده، حالا خودش در معرض تهدید شدیدتری قرار گرفته است.

نمای ماهواره‌ای آرشیوی از جزیره پریم یا میون در میانه باب‌المندب؛ جزیره این آبراه راهبردی را به دو کانال تقسیم می‌کند.
نمای ماهواره‌ای آرشیوی از جزیره پریم یا میون در میانه باب‌المندب؛ جزیره این آبراه راهبردی را به دو کانال تقسیم می‌کند.

پریم؛ جزیره کوچکی که باب‌المندب را دو قسمت می‌کند

پریم در باریک‌ترین بخش باب‌المندب قرار گرفته و آبراه را به دو کانال تقسیم می‌کند. در شرق جزیره، کانال میان پریم و خاک یمن قرار دارد و در غرب آن مسیر عمیق‌تر کشتیرانی به سمت شاخ آفریقا امتداد پیدا می‌کند.

به همین دلیل، اهمیت تصرف جزیره صرفاً در مساحت یا جمعیت آن نیست. حضور نظامی در پریم امکان نظارت نزدیک‌تر بر تردد دریایی و افزایش فشار بر کشتی‌هایی را که از دریای عرب وارد دریای سرخ می‌شوند فراهم می‌کند.

حوثی‌ها پیش از این نیز نشان داده‌اند برای مختل‌کردن تجارت دریایی الزاماً به کنترل کامل یک تنگه نیاز ندارند. حملات موشکی و پهپادی آنها از اواخر ۲۰۲۳ باعث شد بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی مسیر دریای سرخ را ترک کنند و کشتی‌های خود را از دماغه امید نیک در جنوب آفریقا عبور دهند.

در نتیجه، سؤال اصلی اکنون این نیست که آیا حوثی‌ها مالک حقوقی یا نظامی کل باب‌المندب شده‌اند؛ مسئله این است که آیا حضور آنها در دو سوی بخش یمنی تنگه می‌تواند ریسک عبور را آن‌قدر بالا ببرد که شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران دوباره مسیرهای خود را تغییر دهند.

آمریکا فعلاً نمی‌خواهد جبهه دیگری باز کند

پیشروی حوثی‌ها واشنگتن را هم در موقعیت دشوارتری قرار داده است. محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از دونالد ترامپ خواسته بود آمریکا برای متوقف‌کردن پیشروی حوثی‌ها اقدام نظامی انجام دهد.

ترامپ تاکنون با حمله مستقیم آمریکا موافقت نکرده است. واشنگتن در عوض اطلاعات و پشتیبانی هدف‌گیری در اختیار عربستان قرار داده؛ رویکردی که نشان می‌دهد کاخ سفید در شرایط فعلی ترجیح می‌دهد ریاض و متحدان منطقه‌ای بخش اصلی عملیات را برعهده بگیرند.

این احتیاط قابل فهم است. آمریکا هم‌زمان درگیر جنگ با ایران است و ورود دوباره به یک عملیات گسترده علیه حوثی‌ها می‌تواند جبهه دیگری به جنگ منطقه‌ای اضافه کند. از سوی دیگر، واشنگتن نمی‌تواند نسبت به تهدید یک مسیر مهم تجارت و انرژی بی‌تفاوت بماند.

این دو فشار در جهت مخالف حرکت می‌کنند: حفظ باب‌المندب ممکن است به مداخله بیشتری نیاز داشته باشد، اما مداخله بیشتر خطر گسترش جنگ را بالا می‌برد.

آیا ایران حالا بر هرمز و باب‌المندب اهرم هم‌زمان دارد؟

ایران حامی اصلی خارجی حوثی‌هاست و تهران از این گروه حمایت سیاسی و نظامی کرده است. پیشروی حوثی‌ها نیز در عمل فشار بر مسیری را افزایش داده که در سوی دیگر شبه‌جزیره عربستان، جایگزین بخشی از ظرفیت ازدست‌رفته هرمز شده است.

با این حال، این وضعیت به معنای آن نیست که تهران مستقیماً تمام عملیات حوثی‌ها را فرماندهی می‌کند. نسبت‌دادن هر تصمیم عملیاتی حوثی‌ها به ایران بدون مدرک مستقل، از شواهد موجود جلوتر می‌رود.

آنچه می‌توان گفت این است که موفقیت حوثی‌ها به‌طور بالقوه موقعیت راهبردی ایران را تقویت می‌کند. اگر یک مسیر اصلی نفت در هرمز مختل باشد و مسیر جایگزین در باب‌المندب نیز ناامن‌تر شود، فشار بر عربستان، آمریکا و بازار جهانی انرژی هم‌زمان افزایش پیدا می‌کند.

ریسک نفت فقط روی کاغذ نیست

اهمیت این تحول زمانی بیشتر می‌شود که مسیرهای جایگزین عربستان را هم در نظر بگیریم. خط لوله شرق-غرب این کشور نفت را از مناطق تولیدی در شرق عربستان به دریای سرخ منتقل می‌کند و یکی از اصلی‌ترین راه‌های دورزدن هرمز است.

این خط لوله نیز در همین دوره هدف حمله پهپادی قرار گرفت و موقتاً تعطیل شد. در نتیجه سه بخش از یک زنجیره انرژی هم‌زمان زیر فشار قرار گرفته‌اند: هرمز، خط لوله شرق-غرب عربستان و اکنون باب‌المندب.

این هم‌زمانی به خودی خود ثابت نمی‌کند همه این تحولات بخشی از یک عملیات واحد و هماهنگ هستند. اما برای بازار انرژی، نتیجه عملی مهم‌تر است: مسیرهای جایگزین کمتر شده‌اند و هر اختلال تازه می‌تواند هزینه حمل، بیمه و در نهایت قیمت انرژی را بالا ببرد.

نمای ماهواره‌ای آرشیوی از جزیره پریم یا میون در میانه باب‌المندب؛ جزیره این آبراه راهبردی را به دو کانال تقسیم می‌کند.
نمای ماهواره‌ای آرشیوی از جزیره پریم یا میون در میانه باب‌المندب؛ جزیره این آبراه راهبردی را به دو کانال تقسیم می‌کند.

جنگ دوباره برای غیرنظامیان یمن هم هزینه دارد

پیشروی ساحلی حوثی‌ها فقط مسئله نفت و کشتی نیست. داده‌های سازمان بین‌المللی مهاجرت نشان می‌دهد تنها بین ۳۰ اوت تا ۵ سپتامبر، ۱۳ هزار و ۵۰۰ نفر در یمن دست‌کم یک بار آواره شده‌اند. بیشتر این جابه‌جایی‌ها در استان تعز ثبت شده؛ یکی از مناطقی که در مسیر درگیری‌های تازه قرار گرفته است.

این ارقام مربوط به دوره‌ای پیش از آخرین پیشروی تا پریم است و نباید آنها را تلفات یا آوارگان مستقیم تصرف جزیره دانست. با ادامه نبرد، داده‌های تازه سازمان‌های امدادی مشخص خواهد کرد موج اخیر چه تعداد بیشتری را مجبور به ترک خانه‌هایشان کرده است.

پیشروی حوثی‌ها چه اثری بر ایران دارد؟

برخلاف بسیاری از خبرهای یمن، ارتباط این تحول با ایران مستقیم‌تر است. حوثی‌ها متحد تهران هستند و افزایش قدرت آنها در باب‌المندب می‌تواند در شرایط بحران هرمز، اهرم راهبردی بیشتری در اختیار محور همسو با ایران قرار دهد.

اما این اهرم دو لبه دارد. هر اختلال گسترده در باب‌المندب می‌تواند فشار نظامی آمریکا و متحدانش بر حوثی‌ها را افزایش دهد و تنش مستقیم با ایران را نیز تشدید کند. از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت الزاماً به معنای افزایش متناسب درآمد ایران نیست؛ محدودیت صادرات، تحریم‌ها، هزینه حمل و شرایط جنگی می‌توانند اثر قیمت بالاتر را خنثی کنند.

بنابراین برای ایران، ارزش راهبردی این تحول را باید از سود اقتصادی احتمالی آن جدا کرد. موقعیت حوثی‌ها در باب‌المندب می‌تواند قدرت چانه‌زنی منطقه‌ای تهران را افزایش دهد، اما هم‌زمان احتمال گسترش دامنه جنگ را نیز بالا می‌برد.

حالا باید چه چیزی را دنبال کرد؟

اولین نشانه مهم، خود کشتیرانی است. اگر شرکت‌های بزرگ مسیر باب‌المندب را دوباره ترک کنند، نرخ بیمه جنگ افزایش یابد یا حجم عبور نفت کاهش پیدا کند، تهدید نظامی به اثر اقتصادی قابل‌اندازه‌گیری تبدیل شده است.

نشانه دوم، تصمیم واشنگتن و ریاض است. آمریکا تاکنون به حمایت اطلاعاتی بسنده کرده، اما ادامه پیشروی حوثی‌ها یا حمله به کشتی‌های تجاری می‌تواند این محاسبه را تغییر دهد.

و در خود یمن، مسئله بعدی این است که آیا نیروهای دولت مورد حمایت عربستان ضدحمله‌ای برای بازپس‌گیری پریم، ذباب و مخا آغاز می‌کنند و آیا حوثی‌ها می‌توانند مواضع تازه خود را حفظ کنند.

تا آن زمان، دقیق‌ترین توصیف وضعیت این است: باب‌المندب بسته نشده، اما هزینه و ریسک دفاع از بازماندن آن به‌وضوح بیشتر شده است.

اب
نویسندهابراهیم بابایی

خبرنگار و تحلیلگر بازارها با تمرکز بر بازارهای مالی و انرژی. حوزه پوشش اصلی او تهران، ایران است و گزارش‌ها را با تأکید بر داده‌های قابل‌راستی‌آزمایی، زمینه محلی و تفکیک روشن خبر از تحلیل تهیه می‌کند.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید