
متکی اجرای تفاهمنامه را از آمریکا خواست؛ متن ۲۷ خرداد دقیقاً چه میگفت؟
وقتی تهران از واشنگتن «اجرای تفاهمنامه» را میخواهد، متن ۲۷ خرداد چه تعهدی برای هر طرف گذاشته بود؟ بند ۱۳ ترتیب گامها را تعیین میکرد و همین ترتیب امروز هم گره اصلی است.
عکس آرشیوی (۱۷ سپتامبر ۲۰۲۱): ناو یواساس اسکس و کشتی یواساناس والی شیرا در تنگهی هرمز؛ ارتش آمریکا، مالکیت عمومی، ویکیمدیا کامنز
منوچهر متکی، نماینده مجلس و وزیر خارجه دوران احمدینژاد، روز ۱۵ آبان ۱۴۰۵ (۶ نوامبر ۲۰۲۶) در گفتوگو با رسانهای اروپایی گفت آمریکا باید خود را به اجرای «تفاهمنامه» متعهد بداند و نخستین گام آن برداشتن محاصره دریایی است. این مصاحبه سند رسمی دولت یا شورای عالی امنیت ملی نیست و نام تفاهمنامه را هم نمیبرد؛ اما تنها تفاهمنامه علنی میان تهران و واشنگتن در این جنگ، سند ۱۴بندی ۲۷ خرداد (۱۷ ژوئن) است. مهلت ۶۰روزه آن در ۲۶ مرداد (۱۷ اوت) تمام شد و دونالد ترامپ آن را از ۱۶ تیر «تمامشده» خوانده بود. پرسش این تحلیل ساده است: متنی که اکنون قرار است «اجرا» شود، دقیقاً چه تعهدی برای هر طرف میگذاشت؟
در این تحلیل میخوانید
- متن در دست، روایتی است که یک مقام ارشد آمریکایی پیش از امضا برای خبرنگاران خواند؛ تهران آن را تأیید نکرد و بعدها گفته شد روایتهای دو طرف اندکی تفاوت دارند.
- بند ۱۳ میگفت مذاکره درباره بقیه موضوعات تنها پس از شروع اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ آغاز میشود؛ بند ۵ تعهد ایران برای عبور بدون عوارض کشتیها بود.
- تفاهمنامه کمتر از یک ماه دوام آورد: برداشتها از مسیر عبور در تنگه، از منظور «همه جبههها» و از دامنه تحریمها یکی نبود.
- درخواست امروز تهران برای اجرای تفاهمنامه، در عمل درخواست پیشیگرفتن آمریکا در گامهاست؛ متن اصلی اما اجرای همزمان را پیشبینی کرده بود.
متنی که همه از آن حرف میزنند
تفاهمنامه پس از گفتوگوهای میانجیگرایانه در اسلامآباد امضا شد و مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ را امضاکننده آن معرفی کردهاند. نسخه فیزیکی آن را هیچیک از دو طرف منتشر نکرد. آنچه در دست است، قرائت بند به بند یک مقام ارشد آمریکایی برای خبرنگاران بود که تهران آن را تأیید نکرد.
بر پایه همین روایت، بند ۱ پایان «فوری و دائمی» عملیات نظامی در همه جبههها از جمله لبنان را اعلام میکرد. بند ۳ سقف ۶۰ روز برای رسیدن به توافق نهایی گذاشت و تمدید را مشروط به رضایت دو طرف کرد. در بند ۴ آمریکا متعهد شد با امضا برداشتن محاصره دریایی را آغاز و ظرف ۳۰ روز تمام کند. بند ۵ از ایران میخواست با «بهترین تلاش» عبور ایمن کشتیهای تجاری را بدون دریافت هزینه و فقط برای ۶۰ روز فراهم کند و ظرف ۳۰ روز مینزدایی و رفع موانع را انجام دهد.
بند ۶ طرحی دستکم ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران را وعده میداد و سازوکارش را به توافق نهایی واگذار میکرد. بندهای ۷ و ۱۰ و ۱۱ درباره لغو تحریمها در جدولی توافقشده، معافیت فوری صادرات نفت و محصولات نفتی و در دسترس قرارگرفتن داراییهای بلوکهشده بودند. بند ۸ تعهد ایران به نساختن سلاح هستهای را تکرار میکرد و برای ذخیره اورانیوم غنیشده حداقل «رقیقسازی در محل زیر نظارت آژانس» را در نظر میگرفت. بند ۹ وضعیت موجود را تا توافق نهایی حفظ میکرد: برنامه هستهای ایران همان بماند و آمریکا تحریم تازه یا نیروی اضافی در منطقه نیاورد. بند ۱۴ توافق نهایی را منوط به قطعنامه الزامآور شورای امنیت میکرد.
| بند | تعهد (به روایت آمریکایی) | وضعیت در گزارشهای پس از امضا |
|---|---|---|
| ۱ | پایان عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان | تبادل حمله میان آمریکا و ایران از ۶ تیر آغاز شد؛ اسرائیل به گزارشها حملات در لبنان و غزه را ادامه داد و حدود یکپنجم خاک لبنان را در اشغال دارد. |
| ۴ | برداشتن محاصره دریایی ظرف ۳۰ روز | سنتکام اعلام کرد محاصره بنادر ایران از ساعت ۲۰ به وقت گرینویچ ۲۳ تیر (۱۴ ژوئیه) دوباره برقرار شد و ادامه دارد. |
| ۵ | عبور بدون عوارض ۶۰روزه و مینزدایی ظرف ۳۰ روز | بر سر مسیر عبور اختلاف شد؛ امروز یک نماینده مجلس ایران از عبور آزاد کشتیهای چهار کشور و دریافت عوارض از دو کشور خبر داده که مستقل تأیید نشده است. |
| ۶ | طرح دستکم ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی | ترامپ این ایده را مسخره کرد؛ تأمینکننده و شیوه هزینهکرد از ابتدا مشخص نشده بود. |
| ۷ و ۱۱ | لغو تحریمها و آزادسازی داراییها | به گزارشها تحریمها کامل لغو نشد. به گفته یک استاد دانشگاه تهران، از نگاه تهران آمریکا در آزادسازی داراییها هم کوتاهی کرده است. |
بند ۱۳: ماشهای که ترتیب گامها را تعیین میکرد
مهمترین جمله برای فهم بحث امروز بند ۱۳ است. بر پایه روایت آمریکایی، پس از امضا و «مشروط به شروع اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ و ادامه آن»، دو طرف مذاکره درباره توافق نهایی را «منحصراً» روی بقیه بندها آغاز میکنند. یعنی پیش از هر گفتوگوی جدی هستهای باید پنج کار شروع میشد: پایان جنگ، برداشتن محاصره، عبور کشتیها، معافیت نفتی و دسترسی به داراییها.
از این پنج بند، سه بند تعهد آمریکا و یکی تعهد ایران است و بند ۱ دو طرفه است. همین نکته تفسیر امروز را دشوار میکند. ایران حالا میگوید تنگه فقط پس از پذیرش شروط هفتگانهاش باز میشود؛ از آن هفت شرط، در منابع خواندهشده چهار مورد علنی شدهاند: لغو تحریمها، آزادسازی داراییها، پایان محاصره و توقف جنگ گستردهتر منطقهای. این چهار مورد با بندهای ۱، ۴، ۷، ۱۰ و ۱۱ همپوشانی دارند. اما در متن تفاهمنامه بازگشایی تنگه پس از اجرای تعهدات آمریکا نیامده بود؛ شرط شروع مذاکره، آغاز همزمان اجرای هر دو سمت بود.
به بیان دیگر، متن ۲۷ خرداد ایران را از پیشگامشدن در عبور کشتیها معاف نمیکرد. تهران در تیر ماه اعلام کرد آمریکا همه تعهداتش را «نقض و تعلیق» کرده و ایران هم «همه تعهدات خود را» معلق کرده است؛ سخنگوی وزارت خارجه گفت تعهدات ایران «تنها تا زمانی برقرار است که طرف مقابل به تعهدات خود عمل کند». بنابراین درخواست اجرای تفاهمنامه از این منظر تلاشی است برای نشاندادن آمریکا بهعنوان طرف ناقض.
چرا تفاهمنامه در کمتر از یک ماه از هم پاشید؟
- ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ (۱۷ ژوئن ۲۰۲۶): تفاهمنامه امضا شد و شمارش ۶۰ روز مذاکره آغاز شد.
- ۴ تیر (۲۵ ژوئن): کشتی «اور لاولی» با پرچم سنگاپور در مسیری نزدیک ساحل عمان هدف پرتابه شد. ایران مسئولیت را نپذیرفت و انکار هم نکرد؛ ترامپ آن را «نقض احمقانه» خواند.
- ۶ تیر (۲۷ ژوئن): سنتکام به مواضع موشکی، پهپادی و رادارهای ساحل جنوبی ایران حمله کرد. وزارت خارجه ایران آن را نقض بند ۱ دانست؛ محسن رضایی آمریکا را به نقض بند ۵ متهم کرد. ایران اعلام کرد در همان روز به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه پاسخ داده است.
- ۱۶ تیر (۷ ژوئیه): ترامپ گفت تفاهمنامه «تمام شده» است.
- ۲۳ تیر (۱۴ ژوئیه): محاصره بنادر ایران دوباره برقرار شد؛ معاون وزیر خارجه ایران گفت تهران هیچ تعهدی، از جمله درباره تنگه هرمز، ندارد.
- ۲۶ مرداد (۱۷ اوت): مهلت ۶۰ روزه پایان یافت؛ اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه، گفت چون آمریکا چند هفته پس از امضا تفاهمنامه را نقض کرد، مذاکرهای آغاز نشد و موضوع مهلت «کاملاً بیمعنا» شده است.
- ۱۳ آبان (۴ نوامبر): رضایی گفت پاسخ آمریکا به شروط ایران قانعکننده نیست؛ همان روز آمریکا از حمله به تأسیسات پدافندی در قشم خبر داد.
کارشناسانی که درباره فروپاشی تفاهمنامه نظر دادهاند، ریشه شکست را در ابهام متن میبینند. جوی هود، سرپرست پیشین دفتر امور ایران در وزارت خارجه آمریکا، متن را «ضعیف نوشتهشده» میداند و میگوید به ایران جا برای ادعای حاکمیت بر تنگه و آینده لبنان داده است. خالد الجابر، مدیر اجرایی شورای خاورمیانه برای امور جهانی، میگوید ابهام به هر دو طرف اجازه داد خروجی را پیروزی خود معرفی کنند، اما اجرا را دشوار کرد.
سه ابهام مشخص بودند. بند ۵ مسیر عبور را تعیین نمیکرد و عمان مسیری نزدیک ساحل خود با پشتیبانی آمریکا اعلام کرد، در حالی که ایران نقشهای با مسیر نزدیکتر به ساحل خود داشت و سمت عمان را «محدود» میدانست. بند ۱ از اسرائیل نامی نمیبرد، ولی ایران ادامه حملات اسرائیل به لبنان را نقض میدانست و اسرائیل نمیپذیرفت. بند ۶ تأمینکننده ۳۰۰ میلیارد دلار را نمیگفت و لغو تحریمها در بند ۷ به «جدول توافقشده» در توافق نهایی واگذار شده بود، نه به زمانی مشخص.
«اجرای تفاهمنامه» امروز یعنی چه؟
سه معنا ممکن است. معنای نخست بازگشت لفظی به متن است، اما مهلتها تمام شده و شمارش ۶۰ روزه عملاً بیاثر است؛ هر دو طرف میگویند سند را طرف مقابل نقض کرده است. معنای دوم بازگشت به منطق بند ۱۳ است: آغاز همزمان کارهای عملی، پیش از هر مذاکره بزرگتر. معنای سوم، که نشانههایش در مواضع تهران دیده میشود، اجرای یکجانبه تعهدات آمریکا پیش از هر گام ایران است.
طرف آمریکایی به ترتیب دیگری فکر میکند. واشنگتن بنا بر گزارشها میگوید توافق درباره توان هستهای ایران باید بخشی از هر آتشبس باشد، پیش از آنکه مذاکرات گستردهتر از سر گرفته شود. در متن ۲۷ خرداد، موضوع هستهای در مرحلهٔ پس از آغاز اجرا قرار داشت. این تفاوت ترتیب همان گرهی است که هرمز اول یا هستهای اول؟ گره مذاکرات ایران و آمریکا در ترتیب گامهاست پیشتر توضیح داده است.
نکته دیگر به مرکز تصمیم در تهران برمیگردد. رضایی که از مرداد دبیر شورای عالی امنیت ملی است، در مسکو گفت تا اجرای شروط هفتگانه نه تنگه باز میشود و نه مذاکرهای انجام میشود. اینکه تصمیم نهایی در تهران دست چه کسی است، موضوع ونس نامهاش را به رضایی نوشت، نه به قالیباف؛ در تهران تصمیم مذاکره دست کیست؟ بوده است.
قویترین استدلال مخالف
دیدگاه رقیب این است که درخواست «اجرای تفاهمنامه» بیشتر ابزار چانهزنی است تا خواستهای قابل اجرا. بند ۵ تعهدی از ایران بود، نه از آمریکا، و جدال بر سر کشتیهای عبوری از مسیر عمان از همان آغاز آن را فرسود. ایران امروز برای کشتیهای چهار کشور معافیت قائل شده و به ادعای یک نماینده مجلس از دو کشور از آنها عوارض میگیرد؛ در حالی که بند ۵ عبور را «بدون هزینه» وعده داده بود. اگر این ادعا درست باشد، سیاست فعلی تهران با همان متن ایرانی که خواهان اجرایش است فاصله دارد.
ترتیب نقضها هم محل اختلاف است. ترامپ حمله ۴ تیر به کشتی در مسیر عمان را «نقض» خواند، اما ایران آن را نه پذیرفت و نه رد کرد؛ تهران نخستین نقض را حملات ۶ تیر آمریکا میداند و میگوید محاصره و تحریمها برداشته نشد. مسئول حمله به «اور لاولی» در منابع خواندهشده روشن نیست.
مسیرهای ممکن
بازگشت با متن اصلاحشده: اگر میانجیها، از جمله قطر و پاکستان، متنی روشنتر درباره مسیر عبور و ترتیب گامها بنویسند، دو طرف میتوانند بند ۱۳ را بازسازی کنند. نشانهها: توضیح کتبی درباره بند ۵، گام قابل راستیآزمایی درباره محاصره، پاسخ رسمی آمریکا به شروط هفتگانه. مانع: اصرار آمریکا بر هستهایبودن بخش آتشبس.
تداوم بنبست: هر طرف دیگری را ناقض میداند و تنگه و محاصره همزمان ادامه مییابد. نشانهها: حوادث تازه دریایی، ادامه ادعاهای متضاد درباره مینها و نفتکشها.
تشدید: گزارشهایی درباره آمادگی سنتکام برای ازسرگیری عملیات بزرگ منتشر شده است. این مسیر تنها با اعلام رسمی کاخ سفید یا پنتاگون و جابهجایی تأییدشده نیروها قطعی میشود.
آنچه هنوز روشن نیست
نمیدانیم متن امضاشده با روایت آمریکایی کلمه به کلمه برابر است یا نه. نمیدانیم متکی دقیقاً به کدام سند اشاره میکرد، چون مصاحبهاش نام تفاهمنامه را نمیآورد. سه شرط از هفت شرط ایران علنی نشده و پاسخ مکتوب آمریکا به آنها هم منتشر نشده است. نمیدانیم چه کسی «اور لاولی» را هدف گرفت. شاهد تازهای که این برداشت را تغییر میدهد، انتشار متن رسمی یکی از دو طرف یا اعلام کتبی آمریکا درباره پذیرش یا رد پیشنیاز بودن بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ است.
شاید برای شما هم سوال باشد:
آیا تفاهمنامه ۲۷ خرداد هنوز معتبر است؟
مهلت ۶۰ روزه آن در ۲۶ مرداد تمام شد. ترامپ از ۱۶ تیر آن را «تمامشده» خوانده و ایران نیز تعهدات خود را معلق اعلام کرده است. با این حال تهران همچنان از اجرای آن حرف میزند.
متن رسمی تفاهمنامه منتشر شده است؟
نه. نسخهای از سوی هیچیک از دو طرف منتشر نشد. متن مورد استناد، قرائت یک مقام آمریکایی است که تهران تأیید نکرد.
بند ۱۳ دقیقاً چه میگوید؟
طبق روایت آمریکایی، مذاکره درباره توافق نهایی منحصراً روی بقیه بندها و پس از شروع اجرای بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ آغاز میشود.
چرا ایران میگوید آمریکا باید اول محاصره را بردارد؟
در شروط هفتگانه و در سخنان مقامهای ایرانی، پایان محاصره شرط بازگشایی تنگه و آغاز مذاکره است. متن تفاهمنامه اما بازگشایی تنگه را همزمان با برداشتن محاصره میخواست.
در ادامه مطلب هرمز در برابر شروط هفتگانه؛ ایران کدام امتیاز را میخواهد؟ را هم بخوانید.
منابع
- منبع اصلی الجزیره: روایت آمریکا از تفاهمنامه ۱۴بندی منتشرنشده (۱۷ ژوئن ۲۰۲۶)
- منبع تکمیلی الجزیره: پایان مهلت تفاهمنامه آمریکا و ایران؛ چگونه و چرا از هم پاشید (۱۷ اوت ۲۰۲۶)
- منبع تکمیلی الجزیره: پایان تفاهمنامه آمریکا و ایران؛ چه میشود؟ (۱۶ اوت ۲۰۲۶)
- منبع تکمیلی الجزیره: آمریکا محاصره بنادر ایران را دوباره برقرار کرد (۱۴ ژوئیه ۲۰۲۶)
- منبع تکمیلی الجزیره: ایران توافق صلح را باطلشده میداند (۱۵ ژوئیه ۲۰۲۶)
- منبع تکمیلی الجزیره: ایران پاسخ آمریکا به طرح هرمز را قانعکننده نمیداند؛ ترامپ حملات را تأیید کرد (۴ نوامبر ۲۰۲۶)
- منبع تکمیلی الجزیره: تشدید دیپلماسی ایران در برابر تهدیدهای ترامپ (۶ نوامبر ۲۰۲۶)
- منبع تکمیلی الجزیره: چرا ایران چهار کشور را از محدودیتهای هرمز معاف میکند؟ (۶ نوامبر ۲۰۲۶)
- منبع تکمیلی یورونیوز: وضعیت هرمز «پایدار نیست»، نماینده ارشد ایران به یورونیوز گفت (۶ نوامبر ۲۰۲۶)
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
تحلیل · ۱۶ آبان ۱۴۰۵آمریکا با تحریم صرافیهای کانادایی کدام حلقهی پول ایران را هدف گرفته است؟
ایران · ۱۶ آبان ۱۴۰۵گاز روسیه، راهآهن و وام ۱ میلیارد دلاری: ایران چه چیزی از مسکو میخواهد
تحلیل · ۱۶ آبان ۱۴۰۵