فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن جنگ سودان چگونه ادامه می‌یابد؟ نقش طلا، تسلیحات و شبکه‌های تأمین
کودکان و خانواده‌های آواره سودانی پس از فرار از درگیری‌های منطقه کردفان
تحلیل

جنگ سودان چگونه ادامه می‌یابد؟ نقش طلا، تسلیحات و شبکه‌های تأمین

سودان؛ چرا یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی جهان هنوز قدرت سیاسی لازم برای پایان جنگ را تولید نمی‌کند؟ تز اولیه این تحلیل این بود که سودان نمونه شکاف میان «اهمیت انسانی» و «اهمیت ژئوپلیتیکی» در نظام بین‌الملل است.…

تز مرکزی

بحران سودان بیش از آنکه صرفاً نمونه شکاف میان «اهمیت انسانی» و «اهمیت ژئوپلیتیکی» باشد، نمونه شکاف میان هزینه انسانی جنگ و توزیع هزینه سیاسی آن است. غیرنظامیان هزینه‌ای فاجعه‌بار می‌پردازند، اما بازیگران مسلح و بخشی از شبکه‌های خارجی قادر به تأمین جنگ هنوز با هزینه‌ای مواجه نشده‌اند که ادامه نبرد را به‌طور پایدار از مصالحه پرهزینه‌تر کند.

پویان اعتمادی
پویان اعتمادی۱۴ شهریور ۱۴۰۵ · ۱۶ دقیقه مطالعه

سودان؛ چرا یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی جهان هنوز قدرت سیاسی لازم برای پایان جنگ را تولید نمی‌کند؟

تز اولیه این تحلیل این بود که سودان نمونه شکاف میان «اهمیت انسانی» و «اهمیت ژئوپلیتیکی» در نظام بین‌الملل است. تحقیق این گزاره را فقط تا حدی تأیید می‌کند. سودان از نظر ژئوپلیتیکی بی‌اهمیت نیست؛ مصر، امارات، عربستان و دیگر بازیگران در آن منافع امنیتی، اقتصادی و منطقه‌ای دارند و اقتصاد جنگ نیز با تجارت فرامرزی طلا و شبکه‌های تأمین تسلیحات پیوند خورده است.
Chatham House طلا را یکی از مهم‌ترین منابع درآمد طرف‌های جنگ و بخشی از یک «اکوسیستم منازعه منطقه‌ای» توصیف می‌کند.گزارش تازه هیئت حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز نتیجه مهم‌تری ارائه می‌کند: شبکه‌های خارجی تأمین جنگ نه‌تنها از بین نرفته‌اند، بلکه انتقال تسلیحات، فناوری، نیروی خارجی و قابلیت‌های پهپادی به ادامه و پیچیده‌تر شدن جنگ کمک کرده است.
در همین حال درخواست بشردوستانه ۲.۹ میلیارد دلاری سازمان ملل تا آغاز سپتامبر فقط حدود ۴۱ درصد تأمین شده بود.بنابراین تز اصلاح‌شده رونما این است: شکاف اصلی در سودان میان بزرگی فاجعه و اهمیت ژئوپلیتیکی نیست؛ میان بزرگی هزینه انسانی و توزیع هزینه سیاسی جنگ است. قربانیان بیشترین هزینه را می‌پردازند، اما بازیگرانی که توان تغییر محاسبات جنگ را دارند هنوز الزاماً هزینه‌ای متناسب با ادامه آن نمی‌پردازند.

ابعاد فاجعه سودان دیگر محل تردید نیست؛ پرسش دشوارتر این است که چرا این هزینه انسانی عظیم هنوز محاسبات سیاسی و نظامی بازیگرانی را که قادر به ادامه یا مهار جنگ‌اند تغییر نداده است.

در این تحلیل می‌خوانید
  1. ۱سودان؛ چرا یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی جهان هنوز قدرت سیاسی لازم برای پایان جنگ را تولید نمی‌کند؟
  2. ۲مسئله اصلی: چرا رنج بیشتر الزاماً فشار سیاسی بیشتر تولید نمی‌کند؟
  3. ۳آنچه می‌دانیم: بحران کوچک نشده؛ جغرافیای آن تغییر کرده است
  4. ۴آنچه هنوز نمی‌دانیم
  5. ۵عامل تعیین‌کننده: اقتصاد سیاسی ادامه جنگ
  6. ۶ادعا در برابر شواهد
  7. ۷گفتار در برابر رفتار: دیپلماسی چه گفته و میدان چه کرده است؟
  8. ۸بازیگران اصلی: چه کسی توان دارد و چه کسی هزینه می‌دهد؟

به‌روزرسانی: ۵ سپتامبر ۲۰۲۶

در آخرین روز ماه اوت، حدود ۷۳۰ نفر فقط در یک روز از چند روستای جنوب کردفان گریختند. در شمال کردفان هزاران خانواده دیگر به منطقه شِیکان و شهر الابیض سرازیر شده‌اند. هم‌زمان، وبا دوباره در بخش‌هایی از کردفان شیوع یافته و درخواست بشردوستانه ۲.۹ میلیارد دلاری سازمان ملل برای سودان تا آغاز سپتامبر فقط حدود ۴۱ درصد تأمین مالی شده است.این اعداد در خلأ رخ نمی‌دهند. در سال ۲۰۲۶ حدود ۳۳.۷ میلیون نفر در سودان به کمک انسانی نیاز دارند. جنگی که در آوریل ۲۰۲۳ میان نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع آغاز شد، اکنون وارد چهارمین سال خود شده و شبکه‌ای از جنگ داخلی، اقتصاد غیررسمی، تجارت طلا، تسلیحات خارجی و رقابت منطقه‌ای را ایجاد کرده است.اما سؤال اصلی رونما درباره اندازه فاجعه نیست. آن بخش تقریباً روشن است. سؤال این است: چرا افزایش هزینه انسانی هنوز به افزایش متناسب هزینه سیاسی ادامه جنگ منجر نشده است؟

زمان مطالعه تقریبی: ۱۵ دقیقه

مسئله اصلی: چرا رنج بیشتر الزاماً فشار سیاسی بیشتر تولید نمی‌کند؟

در نگاه نخست یک منطق ساده وجود دارد: هرچه بحران انسانی بزرگ‌تر شود، فشار افکار عمومی و دولت‌ها افزایش می‌یابد؛ کمک بیشتری بسیج می‌شود؛ دیپلماسی شدت می‌گیرد و طرف‌های جنگ با هزینه بالاتری مواجه می‌شوند.

سودان نشان می‌دهد این رابطه خودکار نیست.

شدت رنج انسانی زمانی می‌تواند رفتار طرف‌های جنگ را تغییر دهد که از طریق یک سازوکار سیاسی به هزینه تبدیل شود: قطع منابع مالی، محدود شدن تأمین تسلیحات، از دست رفتن حمایت خارجی، فشار مؤثر بر رهبران، تغییر موازنه میدان یا ایجاد یک توافقی که برای طرف‌ها از ادامه جنگ کم‌هزینه‌تر باشد.

در سودان بسیاری از این حلقه‌های انتقال ناقص‌اند. قربانیان جنگ و بازیگرانی که درباره ادامه جنگ تصمیم می‌گیرند یکسان نیستند. در نتیجه افزایش هزینه انسانی می‌تواند بدون افزایش متناسب هزینه تصمیم‌گیرندگان ادامه پیدا کند.

آنچه می‌دانیم: بحران کوچک نشده؛ جغرافیای آن تغییر کرده است

شاخص مقدار / وضعیت زمان منبع معنای تحلیلی
نیازمند کمک انسانی ۳۳.۷ میلیون نفر ۲۰۲۶ WHO / UNICEF بحران در مقیاس ملی و نه صرفاً یک جبهه محلی است.
افراد فاقد دسترسی کافی به خدمات سلامت حدود ۲۱ میلیون نفر آوریل ۲۰۲۶ WHO جنگ ظرفیت جذب شوک‌های بیماری و آوارگی را تضعیف کرده است.
تأمین درخواست بشردوستانه سازمان ملل حدود ۱.۲ میلیارد دلار از ۲.۹ میلیارد دلار؛ حدود ۴۱٪ آغاز سپتامبر ۲۰۲۶ UN شناخت بحران به تأمین مالی متناسب تبدیل نشده است.
آوارگی تازه در جنوب کردفان حدود ۷۳۰ نفر از چند روستا در یک روز ۳۰ اوت ۲۰۲۶ گزارش سازمان ملل جابجایی جمعیت همچنان یک فرایند جاری است.
ورود تازه به شِیکان ۸۷۰۰ خانواده طی سه هفته تا ۲ سپتامبر ۲۰۲۶ UN الابیض و اطراف آن به یکی از نقاط اصلی فشار انسانی تبدیل شده‌اند.
شیوع تازه وبا بیش از ۸۰۰ مورد مشکوک و ۱۱۷ مرگ فقط در غرب کردفان تا پایان ژوئن ژوئن ۲۰۲۶ UNICEF تخریب آب، سلامت و جابه‌جایی جمعیت، بحران نظامی را به بحران اپیدمیولوژیک متصل کرده است.

وضعیت شواهد: CONFIRMED / STRONGLY SUPPORTED. در جزئیات آمار آوارگی میان نهادها تفاوت‌هایی وجود دارد، زیرا برخی آمار جابه‌جایی داخلی فعلی را می‌شمارند و برخی کل افرادی را که از آغاز جنگ آواره شده‌اند. بنابراین ارقام متفاوت را نباید بدون تعریف شاخص با یکدیگر مقایسه کرد.

آنچه هنوز نمی‌دانیم

یکی از خطاهای ممکن در تحلیل سودان تبدیل داده‌های ناقص به تصویری بیش از حد دقیق است. تعداد واقعی کشته‌شدگان همچنان محل اختلاف است؛ دسترسی مستقل به بسیاری از مناطق محدود است و داده‌های مربوط به انتقال تسلیحات، منابع مالی و روابط میان دولت‌های خارجی و بازیگران سودانی نیز کامل نیست.

موضوع آنچه می‌دانیم آنچه نمی‌دانیم وضعیت
تلفات واقعی جنگ تلفات گسترده و مستند است. رقم جامع و قابل راستی‌آزمایی برای تمام کشور وجود ندارد. UNKNOWN در عدد نهایی
حمایت خارجی هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل شبکه‌های فرامرزی تأمین نیرو، تجهیزات و فناوری را مستند کرده است. تمام زنجیره‌های فرمان، تصمیم دولتی و حجم واقعی انتقال‌ها روشن نیست. STRONGLY SUPPORTED در وجود شبکه‌ها؛ متفاوت در انتساب مسئولیت
محاسبات رهبران جنگ رفتار میدانی نشان می‌دهد هر دو اردوگاه همچنان منابعی برای ادامه جنگ دارند. ارزیابی داخلی آنها از احتمال پیروزی یا مصالحه قابل مشاهده کامل نیست. INFERENCE

عامل تعیین‌کننده: اقتصاد سیاسی ادامه جنگ

اگر جنگ فقط از ذخایر محدود داخلی تغذیه می‌کرد، طولانی شدن آن می‌توانست ظرفیت طرف‌ها را به تدریج تحلیل ببرد. اما جنگ سودان به شبکه‌هایی متصل شده است که از مرزهای کشور عبور می‌کنند.

پژوهش Chatham House نشان می‌دهد تجارت چندمیلیارددلاری طلا یکی از مهم‌ترین منابع درآمد طرف‌های اصلی جنگ است و شبکه‌ای از تولیدکنندگان، تاجران، قاچاقچیان، گروه‌های مسلح و بازیگران خارجی را به اقتصاد جنگ متصل می‌کند. نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع هر دو برای تأمین قدرت خود به اشکال مختلف از این اقتصاد بهره می‌برند.

این نکته برای تز مقاله حیاتی است: ادامه جنگ فقط محصول نفرت سیاسی یا شکست دیپلماسی نیست؛ جنگ برای ادامه یافتن به منابع مادی نیاز دارد. تا زمانی که جریان منابع، تسلیحات و درآمد به اندازه کافی مختل نشود، فاجعه انسانی الزاماً به محدودیت نظامی تبدیل نمی‌شود.

گزارش ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ هیئت حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل این تصویر را تقویت کرد. این هیئت شبکه‌هایی را مستند کرده که نیروی خارجی، آموزش، تسلیحات، مهمات، فناوری و پشتیبانی لجستیکی را به نیروهای پشتیبانی سریع متصل کرده‌اند و همچنین «دلایل معقول» برای این نتیجه یافته است که ارتش سودان از پهپادهای تأمین‌شده از خارج در عملیاتی استفاده کرده که به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی آسیب زده است.

ادعا در برابر شواهد

ادعا شواهد موافق شواهد مخالف / محدودیت وضعیت اطمینان
سودان برای جهان اهمیت ژئوپلیتیکی ندارد. واکنش سیاسی و مالی نسبت به اندازه بحران محدود است. رقابت بر سر طلا، دریای سرخ، کشاورزی، امنیت و نفوذ منطقه‌ای نشان‌دهنده منافع مهم خارجی است. بیش از حد ساده‌ساز بالا
کمبود پول علت اصلی شکست پاسخ بین‌المللی است. طرح بشردوستانه به‌شدت کمبود بودجه دارد. بودجه امدادی حتی در صورت تأمین کامل، به‌تنهایی جریان سلاح و انگیزه ادامه جنگ را متوقف نمی‌کند. تا حدی درست بالا
بازیگران خارجی توان اثرگذاری بر جنگ را ندارند. هیچ بازیگر خارجی کنترل کامل بر طرف‌های سودانی ندارد. شواهد اقتصادی و نظامی نشان می‌دهد شبکه‌های خارجی بر منابع و ظرفیت طرف‌ها اثر مهم دارند. تضعیف‌شده متوسط تا بالا
افزایش رنج غیرنظامیان طرف‌ها را ناگزیر به مصالحه می‌کند. فشار انسانی می‌تواند مشروعیت و حمایت خارجی را کاهش دهد. بیش از سه سال جنگ و استمرار منابع نظامی نشان می‌دهد این مکانیسم خودکار نیست. رد به‌عنوان رابطه خودکار بالا

گفتار در برابر رفتار: دیپلماسی چه گفته و میدان چه کرده است؟

تاریخ بازیگر موضع / اقدام تحول بعدی نتیجه معنای تحلیلی
سپتامبر ۲۰۲۵ آمریکا، عربستان، مصر، امارات اعلام کردند راه‌حل نظامی قابل دوام برای جنگ وجود ندارد و خواستار آتش‌بس انسانی شدند. جنگ در ۲۰۲۶ ادامه یافت. توقف پایدار ایجاد نشد. همگرایی لفظی لزوماً به اعمال اهرم کافی تبدیل نشد.
ژانویه ۲۰۲۵ آمریکا تحریم رهبر RSF و شبکه‌های مرتبط. اندکی بعد رهبر SAF نیز تحریم شد. جنگ و تأمین نظامی ادامه یافت. تحریم افراد بدون قطع شبکه‌های وسیع تأمین اثر محدود دارد.
ژوئن ۲۰۲۶ آمریکا تحریم شبکه‌های تدارکاتی مرتبط با هر دو طرف و درخواست توقف حمایت خارجی. درگیری در کردفان و جنگ پهپادی ادامه یافت. هزینه ایجاد شد اما ظرفیت ادامه جنگ از بین نرفت. اهرم وجود دارد؛ میزان و هماهنگی اعمال آن مسئله اصلی است.
۳ سپتامبر ۲۰۲۶ هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل شبکه‌های خارجی تأمین جنگ را مستند و خواستار گسترش تحریم تسلیحاتی شد. موضوع اکنون پیش روی نهادهای بین‌المللی است. هنوز نتیجه اجرایی نهایی روشن نیست. آزمون بعدی، تبدیل مستندسازی به هزینه واقعی برای شبکه‌های تأمین است.

بازیگران اصلی: چه کسی توان دارد و چه کسی هزینه می‌دهد؟

بازیگر هدف اعلامی / محتمل توانایی تمایل به ادامه رقابت محدودیت معنای تحلیلی
نیروهای مسلح سودان (SAF) حفظ دولت و شکست یا مهار RSF ساختار دولتی، نیروی هوایی، شبکه اقتصادی و حمایت خارجی رفتار میدانی نشان‌دهنده تداوم اراده جنگی است. هزینه اقتصادی، جبهه‌های متعدد و فرسایش کشور تا زمانی که پیروزی یا بهبود موقعیت را ممکن بداند، مصالحه می‌تواند پرهزینه تلقی شود.
نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) حفظ قلمرو، قدرت نظامی و سهم تعیین‌کننده از نظم آینده شبکه‌های محلی، اقتصاد جنگ و دسترسی به زنجیره‌های خارجی بالا بر اساس عملیات جاری مشروعیت، تحریم‌ها، مقاومت محلی و وابستگی لجستیکی قطع شبکه‌های خارجی می‌تواند محاسبات آن را تغییر دهد.
امارات طبق موضع رسمی: پایان جنگ و حفظ وحدت سودان؛ تحلیل‌های مستقل منافع اقتصادی و منطقه‌ای گسترده‌تری را مطرح می‌کنند. نفوذ مالی و منطقه‌ای قابل توجه انتساب حمایت نظامی به RSF مورد اختلاف و تکذیب امارات است. فشار دیپلماتیک، اعتبار بین‌المللی و روابط با شرکای غربی باید میان ادعای دولت سودان، یافته‌های شبکه‌ای و انکار رسمی امارات تفکیک کرد.
مصر حفظ دولت مرکزی و جلوگیری از فروپاشی سودان روابط سیاسی، امنیتی و اقتصادی مهم با SAF حمایت از ثبات تحت ساختار دولت مرکزی هزینه بی‌ثباتی مرزی و منطقه‌ای اهرم بالقوه بر SAF دارد اما منافعش الزاماً با دیگر میانجی‌ها یکسان نیست.
آمریکا و اروپا آتش‌بس، کمک انسانی و جلوگیری از بی‌ثباتی منطقه‌ای تحریم، دیپلماسی و نفوذ مالی تعهد سیاسی وجود دارد اما میزان هزینه‌ای که حاضرند برای اجرای آن بپردازند محدودتر است. رقابت سایر بحران‌ها و محدودیت نفوذ مستقیم توانایی با تعهد یکسان نیست.

چه کسی از وضعیت موجود سود می‌برد و چه کسی هزینه می‌دهد؟

«سود بردن از جنگ» نباید به معنای این تلقی شود که تمام بازیگران خواهان بی‌ثباتی نامحدود سودان‌اند. بسیاری از بازیگران خارجی ممکن است از فروپاشی کامل کشور زیان ببینند و در عین حال از شبکه‌ها یا روابطی بهره ببرند که عملاً ظرفیت ادامه جنگ را حفظ می‌کند.

این تفاوت مهم است.

تجار طلا، واسطه‌های فرامرزی، شبکه‌های قاچاق، تأمین‌کنندگان نظامی و بازیگران مسلح می‌توانند از اقتصاد جنگ درآمد کسب کنند. دولت‌های خارجی نیز ممکن است در پی نفوذ، امنیت مرزی، دسترسی اقتصادی یا جلوگیری از پیروزی رقیب باشند؛ بدون آنکه هدف نهایی‌شان «ادامه فاجعه» باشد.

اما هزینه اصلی بسیار نامتقارن توزیع شده است. غیرنظامیان خانه، درآمد، سلامت و امنیت خود را از دست می‌دهند؛ کشورهای همسایه هزینه پناهجویان و بی‌ثباتی را تحمل می‌کنند؛ و سازمان‌های امدادی با منابع ناکافی باید پیامدهای جنگی را مدیریت کنند که ابزار پایان دادن به آن را در اختیار ندارند.

پس چرا جامعه بین‌المللی مداخله مؤثرتر نمی‌کند؟

۱. امدادرسانی و پایان جنگ دو مسئله متفاوت‌اند

کمک انسانی می‌تواند مرگ‌ومیر را کاهش دهد اما الزاماً محاسبات نظامی را تغییر نمی‌دهد. افزایش بودجه WHO یا UNICEF جایگزین فشار بر شبکه‌های تأمین تسلیحات نیست.

۲. بازیگران خارجی منافع یکسان ندارند

کشورهایی که بالقوه بیشترین اهرم را دارند الزاماً تعریف مشترکی از نظم مطلوب پس از جنگ ندارند. اختلاف درباره آینده ارتش، نیروهای شبه‌نظامی، اسلام‌گرایان، حکومت غیرنظامی، تجارت و نفوذ منطقه‌ای ظرفیت ایجاد یک ائتلاف منسجم را کاهش می‌دهد.

۳. جنگ هنوز از نظر مادی قابل تأمین است

طلا، تجارت فرامرزی، شبکه‌های لجستیکی و حمایت خارجی به طرف‌های جنگ امکان می‌دهند بخشی از هزینه ادامه نبرد را جذب کنند.

۴. فشار موجود هنوز به نقطه تغییر محاسبه نرسیده است

تحریم‌ها و فشار دیپلماتیک وجود دارند. بنابراین مسئله «هیچ اقدامی صورت نگرفته» نیست. مسئله این است که اقدامات انجام‌شده تاکنون نتوانسته‌اند منابع و انتظارات طرف‌های جنگ را به اندازه لازم تغییر دهند.

ضدتحلیل: شاید مشکل نه منافع خارجی، بلکه ناتوانی واقعی جهان باشد

قوی‌ترین استدلال علیه تز رونما این است که تحلیل «هزینه ناکافی» ممکن است میزان واقعی دشواری پایان جنگ را دست‌کم بگیرد.

هیچ دولت خارجی کنترل کامل بر SAF یا RSF ندارد. حتی قطع یک مسیر تأمین می‌تواند به ایجاد مسیر دیگری منجر شود. اقتصاد غیررسمی سودان گسترده است؛ مرزها طولانی و نفوذپذیرند؛ بازیگران مسلح متعدد شده‌اند و جنگ دیگر صرفاً دوطرفه نیست. در جنوب کردفان، برای مثال، منازعات SPLM-N و گروه‌های محلی لایه دیگری به خشونت اضافه کرده‌اند.

از این منظر، فقدان آتش‌بس الزاماً اثبات نمی‌کند که قدرت‌های خارجی «نمی‌خواهند» جنگ تمام شود. ممکن است ابزارهای موجود واقعاً برای تحمیل توافق محدود باشند و مداخله نظامی مستقیم نیز خطر گسترش جنگ را افزایش دهد.

این ضدتحلیل تز رونما را محدود می‌کند اما رد نمی‌کند. نتیجه دقیق‌تر این است: بازیگران خارجی کنترل جنگ را در اختیار ندارند، اما برخی از آنها بر منابعی نفوذ دارند که ظرفیت ادامه جنگ را شکل می‌دهد. نفوذ با کنترل یکسان نیست.

نقطه کور: محاسباتی که پشت درهای بسته دیده نمی‌شوند

مهم‌ترین متغیر ناشناخته، ارزیابی واقعی رهبران SAF، RSF و دولت‌های مؤثر خارجی از «هزینه قابل قبول» جنگ است.

ممکن است یک بازیگر در ظاهر بر ادامه عملیات تأکید کند اما در پشت صحنه به نقطه فرسودگی نزدیک شده باشد. برعکس، ممکن است فشار اقتصادی‌ای که از بیرون شدید به نظر می‌رسد هنوز برای تغییر تصمیمات راهبردی کافی نباشد.

بدون دسترسی به تصمیم‌گیری داخلی این بازیگران، تحلیل انگیزه‌ها باید احتمالی باقی بماند.

چه چیزی تز رونما را باطل می‌کند؟

تز شواهد فعلی چه چیزی آن را تضعیف می‌کند؟ شاخص قابل مشاهده
ادامه جنگ تا حدی ناشی از آن است که هزینه سیاسی و مادی آن برای بازیگران تعیین‌کننده هنوز کافی نیست. تداوم جریان تسلیحات، اقتصاد جنگ، عملیات نظامی و شکست آتش‌بس‌ها اعمال فشار هماهنگ و قطع مؤثر منابع بدون تغییر رفتار طرف‌ها اگر مسیرهای اصلی تأمین مالی و نظامی برای مدت معنادار مختل شوند اما شدت جنگ و مواضع مذاکره هیچ تغییر محسوسی نکند، نقش این عامل کمتر از برآورد رونما خواهد بود.

این نقطه ابطال مهم است زیرا اجازه نمی‌دهد هر ادامه جنگی خودبه‌خود به‌عنوان «اثبات» تز تفسیر شود.

سطح اطمینان

STRONGLY SUPPORTED: ابعاد فوق‌العاده بحران انسانی و کمبود منابع امدادی.

STRONGLY SUPPORTED: نقش اقتصاد جنگ و شبکه‌های فرامرزی در حفظ ظرفیت نظامی طرف‌ها.

PROBABLE: اینکه افزایش هزینه بر شبکه‌های تأمین خارجی بتواند محاسبات جنگ را به‌طور معناداری تغییر دهد.

DISPUTED: میزان و ماهیت دقیق مسئولیت برخی دولت‌های خارجی در حمایت مستقیم از طرف‌های جنگ.

UNKNOWN: آستانه دقیق هزینه‌ای که رهبران طرف‌های جنگ را به پذیرش مصالحه پایدار وادار خواهد کرد.

سناریوهای پیش‌رو

سناریو محرک نشانه تأیید مانع پیامد اطمینان
محتمل‌ترین: جنگ فرسایشی و جابه‌جایی جغرافیایی بحران تداوم منابع و نبود فشار هماهنگ خارجی ادامه عملیات پهپادی، نبرد کردفان و جریان تسلیحات فرسایش شدید منابع یکی از طرف‌ها آوارگی بیشتر و تقسیم عملی کشور متوسط تا بالا
پرریسک: تشدید منطقه‌ای گسترش خطوط تأمین و ورود عمیق‌تر بازیگران همسایه افزایش نیروهای خارجی، پهپادهای پیشرفته و درگیری مرزی فشار مشترک منطقه‌ای افزایش خطر سرایت جنگ متوسط
مثبت اما دشوار: آتش‌بس ناشی از تغییر مشوق‌ها فشار هماهنگ بر منابع مالی و نظامی همراه با چارچوب سیاسی معتبر کاهش انتقال تسلیحات، پذیرش نظارت و مذاکرات مستقیم اختلاف حامیان خارجی و امید طرف‌ها به پیروزی نظامی فرصت افزایش امدادرسانی و آغاز روند سیاسی پایین تا متوسط
کم‌احتمال / پرپیامد: فروپاشی یکی از ائتلاف‌های اصلی شکاف داخلی یا قطع ناگهانی منابع جدایی فرماندهان، از دست رفتن خطوط تأمین یا قلمرو کلیدی توان بازسازی ائتلاف می‌تواند جنگ را کوتاه یا برعکس خشونت محلی را چندپاره کند. پایین

چه شاخص‌هایی باید دنبال شود؟

  • آیا شورای امنیت دامنه تحریم تسلیحاتی موجود را از دارفور به سراسر سودان گسترش می‌دهد؟
  • آیا شبکه‌های انتقال پهپاد، مهمات و نیروی خارجی هدف اقدامات اجرایی هماهنگ قرار می‌گیرند؟
  • آیا مصر، امارات، عربستان و آمریکا می‌توانند اختلافات خود را به فشار مشترک بر طرف‌های سودانی تبدیل کنند؟
  • آیا صادرات و مسیرهای قاچاق طلای مناطق تحت کنترل SAF و RSF تغییر محسوسی می‌کند؟
  • آیا شدت عملیات در اطراف الابیض کاهش می‌یابد یا کردفان به مرکز اصلی مرحله بعدی جنگ تبدیل می‌شود؟
  • آیا تأمین مالی طرح بشردوستانه از سطح حدود ۴۱ درصد عبور می‌کند و به کمک چندبخشی بیشتر تبدیل می‌شود؟
  • آیا یکی از طرف‌ها حاضر می‌شود هزینه سیاسی قابل مشاهده‌ای برای آتش‌بس بپردازد؛ مانند توقف عملیات، پذیرش نظارت یا عقب‌نشینی مشخص؟

بازارزیابی تز: فاجعه کافی نیست؛ باید محاسبه قدرت تغییر کند

تحقیق، تز اولیه این مقاله را REVISE می‌کند.

سودان صرفاً قربانی شکاف میان «اهمیت انسانی» و «اهمیت ژئوپلیتیکی» نیست. این کشور از نظر ژئوپلیتیکی بی‌اهمیت نیست؛ طلا، دریای سرخ، امنیت مصر و شاخ آفریقا، کشاورزی، مسیرهای تجاری و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای دقیقاً نشان می‌دهند که بازیگران متعددی در نتیجه جنگ ذی‌نفع‌اند.

پارادوکس عمیق‌تر جای دیگری است: اهمیت ژئوپلیتیکی سودان الزاماً نیرویی برای صلح ایجاد نکرده؛ بخشی از همان اهمیت به ایجاد شبکه‌های رقیب نفوذ و تأمین جنگ کمک کرده است.

۳۳.۷ میلیون انسان نیازمند کمک می‌توانند عظمت فاجعه را نشان دهند، اما عدد به خودی خود یک ارتش را خلع سلاح نمی‌کند، مسیر انتقال پهپاد را نمی‌بندد، تجارت طلای جنگی را مختل نمی‌کند و دولت‌های خارجی را مجبور نمی‌کند هزینه اختلافات خود را بپردازند.

بنابراین پرسش تعیین‌کننده برای ماه‌های آینده این نیست که آیا جهان سرانجام خواهد فهمید سودان دچار فاجعه است. شواهد نشان می‌دهد جهان این را می‌داند.

پرسش این است که آیا بازیگرانی که اهرم دارند حاضر خواهند شد این شناخت را به هزینه سیاسی، اقتصادی و نظامی مؤثر برای ادامه جنگ تبدیل کنند.

تا زمانی که پاسخ این سؤال منفی باشد، ممکن است یکی از بزرگ‌ترین فجایع انسانی جهان همچنان برای متوقف کردن جنگی که آن را تولید کرده، قدرت سیاسی کافی تولید نکند.

پرسش‌های متداول

چرا جنگ سودان آغاز شد؟

پاسخ کوتاه: جنگ در آوریل ۲۰۲۳ از رویارویی نیروهای مسلح سودان و نیروهای پشتیبانی سریع بر سر قدرت، ساختار امنیتی و آینده نظم سیاسی آغاز شد.

پاسخ بلند: اختلاف بر سر ادغام RSF در ارتش یکی از محرک‌های فوری بود، اما رقابت اقتصادی، کنترل منابع از جمله طلا، میراث نظامی‌شدن دولت و شکست گذار سیاسی پس از سقوط عمر البشیر زمینه‌های ساختاری عمیق‌تری ایجاد کرده بودند.

آیا کمبود کمک مالی علت ادامه جنگ است؟

پاسخ کوتاه: خیر.

پاسخ بلند: کمبود بودجه شدت رنج انسانی را افزایش می‌دهد، اما پایان جنگ نیازمند تغییر محاسبات نظامی و سیاسی طرف‌ها و شبکه‌های پشتیبان آنهاست. کمک انسانی و حل سیاسی دو ابزار متفاوت‌اند.

آیا بازیگران خارجی جنگ سودان را کنترل می‌کنند؟

پاسخ کوتاه: شواهد چنین کنترلی را ثابت نمی‌کند.

پاسخ بلند: برخی بازیگران خارجی نفوذ مهمی بر منابع مالی، تسلیحاتی و سیاسی دارند، اما نفوذ را نباید با کنترل اشتباه گرفت. طرف‌های سودانی نیز اهداف، منابع و عاملیت مستقل خود را دارند.

چه چیزی می‌تواند واقعاً مسیر جنگ را تغییر دهد؟

پاسخ کوتاه: ترکیب فشار بر منابع جنگ با یک مسیر سیاسی معتبر.

پاسخ بلند: قطع یا محدود کردن شبکه‌های تأمین تسلیحات و منابع مالی، هماهنگی میان قدرت‌های خارجی و ارائه چارچوبی که هزینه مصالحه را برای طرف‌ها کمتر از ادامه جنگ کند، محتمل‌ترین سازوکار تغییر محاسبات است؛ اما موفقیت آن تضمین‌شده نیست.

پویان اعتمادی
نویسندهپویان اعتمادی

گزارش و راستی‌آزمایی خبرهای ایران و جهان؛ هر ادعا با منبع و تاریخ.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید