فراتر از خبر،نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن ونس نامه‌اش را به رضایی نوشت، نه به قالیباف؛ در تهران تصمیم مذاکره دست کیست؟
Masoud Pezeshkian 2025 28A29 edited
امنیت و ژئوپلیتیک

ونس نامه‌اش را به رضایی نوشت، نه به قالیباف؛ در تهران تصمیم مذاکره دست کیست؟

پزشکیان از «اختیاراتی معین» برای مذاکره گفت و نامه‌ی ونس به دبیر شورای عالی امنیت ملی رسید. نقش رهبر، شورا، رضایی، قالیباف و دولت در تصمیم مذاکره با آمریکا چیست و چرا گره اصلی هرمز بر سر کنترل شرایط بازگشایی است؟

سم
سمانه محمودی۱۵ آبان ۱۴۰۵ · ۹ دقیقه مطالعه

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور؛ عکس آرشیوی، دسامبر ۲۰۲۵ (برش ۱۶:۹) و مربوط به رویداد امروز نیست. عکس: Khamenei.ir / Wikimedia Commons، مجوز CC BY 4.0

تحلیل

روز دوشنبه ۱۱ آبان، مسعود پزشکیان گفت رهبر جمهوری اسلامی «اختیاراتی معین» درباره‌ی مذاکره با آمریکا به دولت داده است، اما نگفت این اختیارات تا کجاست. در همان روزها، نامه‌ی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، نه به رئیس‌جمهور ایران رسید و نه به محمدباقر قالیباف که ماه‌هاست مذاکره‌کننده‌ی ارشد تهران خوانده می‌شود، بلکه به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، خطاب شده بود. این دو نشانه کنار هم یک پرسش می‌سازند: وقتی میانجی‌ها پیام می‌آورند، در تهران چه کسی پاسخ را تعیین می‌کند و آن پاسخ چه حدی دارد؟

در این تحلیل سیاسی می‌خوانید
  1. ۱پزشکیان چه گفت و چه نگفت؟
  2. ۲چرا نامه‌ی ونس به رضایی رسید؟
  3. ۳تفاهم‌نامه‌ی ژوئن چه درسی به تهران داد؟
  4. ۴مشورت‌های داخلی چگونه با میانجی‌گری هم‌زمان شدند؟
  5. ۵مذاکره‌ی ایران بر چه شرط‌هایی ایستاده است؟
  6. ۶انتخابات آمریکا این ساختار را چگونه تغییر داد؟
  7. ۷پس از این چه باید دید؟
  8. ۸شاید برای شما هم سوال باشد:

در یک نگاه

  • رهبر جمهوری اسلامی تصمیم‌های بزرگ، از جمله پایان جنگ، را می‌گیرد؛ شورای عالی امنیت ملی پیش از او درباره‌ی آن‌ها رأی می‌دهد.
  • از اوت ۲۰۲۶ دبیر این شورا رضایی است، فرمانده پیشین سپاه که به گزارش‌ها هرگز مقام عمومی نداشته است؛ مخاطب نامه‌ی ونس هم او بود.
  • قالیباف از مذاکره‌کننده‌ی ارشد بودن کنار گذاشته نشده است، اما پاسخ نامه را «اگر بخواهد» رضایی می‌دهد، نه او.
  • یک تحلیلگر مستقر در واشنگتن این تقسیم‌کار را حاصل یک فرایند هماهنگ زیر نظر رهبر می‌داند، نه رقابت مراکز قدرت.
  • گره اصلی سرعت بازگشایی هرمز نیست؛ این است که شرایط ماندن آن باز را چه کسی تعیین می‌کند.

پزشکیان چه گفت و چه نگفت؟

پزشکیان، که سخت‌گیران مخالف هر توافق با واشنگتن او را زیر فشار گذاشته‌اند، گفت دولتش از سوی مجتبی خامنه‌ای «اختیاراتی معین» برای مذاکره گرفته است. او جزئیاتی نداد. این جمله به دو شکل خوانده می‌شود: یا دولت اجازه‌ی کار دیپلماتیک در چارچوبی تنگ را یافته، یا رئیس‌جمهور می‌خواهد پیش از هر پاسخ احتمالی مرزهای مسئولیت خود را روشن کند. هیچ‌کدام از این دو خوانش با شواهد منتشرشده اثبات نمی‌شود.

چیزی که روشن‌تر است، توزیع نقش‌هاست. مقام‌های ایرانی می‌گویند تصمیم درباره‌ی جنگ و مذاکره در چارچوب نهادهای حکومت و با رویکردی هماهنگ گرفته می‌شود. این نهادها دفتر رهبر و شورای عالی امنیت ملی‌اند و در همه‌ی آن‌ها چهره‌ها و نهادهای نظامی و امنیتی پررنگ‌اند. رئیس‌جمهور بر اساس قانون ریاست شورا را دارد، اما در عمل دبیر شورا اخیراً سنگین‌تر عمل کرده، چون هماهنگ‌کننده‌ی اصلی پرونده‌های امنیتی است.

چهره یا نهاد نقش در پرونده‌ی مذاکره آنچه مستند است
مجتبی خامنه‌ای، رهبر تصمیم نهایی، از جمله پایان جنگ از آغاز مسئولیت در اوایل مارس علناً دیده یا شنیده نشده و با بیانیه و دستور کتبی حکومت می‌کند
شورای عالی امنیت ملی رأی‌گیری پیش از تصمیم رهبر نمایندگان نیروهای مسلح، وزیران دولت و رؤسای مجلس و قوه‌ی قضائیه در آن حضور دارند
محسن رضایی، دبیر شورا هماهنگ‌کننده‌ی پرونده‌های امنیتی؛ مخاطب نامه‌ی ونس سخنگوی وزارت خارجه گفته اگر پاسخ داده شود، از او خواهد بود
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس مذاکره‌کننده‌ی ارشد؛ هدایت‌کننده‌ی گفت‌وگوهای منتهی به تفاهم‌نامه‌ی ژوئن سخنگوی وزارت خارجه تأکید کرده از این سمت برداشته نشده است
مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور رئیس قانونی شورا؛ مسئول دولت و دیپلماسی اجرایی می‌گوید «اختیاراتی» از رهبر گرفته؛ جزئیات اعلام نشده
عباس عراقچی و معاونانش ارتباط با میانجی‌ها و پیگیری دیپلماسی در سازمان ملل همچنان در شمار چهره‌های اصلی دولت در این مسیر ذکر شده‌اند

چرا نامه‌ی ونس به رضایی رسید؟

سخنگوی وزارت خارجه گفت اگر پاسخی داده شود، رضایی می‌دهد، نه قالیباف؛ اما افزود قالیباف از جایگاه مذاکره‌کننده‌ی ارشد کنار نرفته است. رضایی هم گفت در لحن پیام ونس تغییری مثبت دیده، ولی تا کنون پاسخی نداده، چون شرط‌های اصلی ایران از طریق میانجی‌ها روشن اعلام شده است. به نظر می‌رسد در تهران «پاسخ ندادن» خودش موضع است: تغییر لحن کافی نیست و آمریکا باید پیش از هر امتیازی به شرط‌ها عمل کند.

سینا طوسی، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست بین‌المللی، این چیدمان را شاهد دو مرکز قدرت رقیب نمی‌داند و می‌گوید به نظر می‌رسد تقسیم مسئولیت‌ها در یک فرایند متمرکز زیر نظر رهبر است. او تأکید می‌کند هر توافق باید پشتیبانی نهاد نظامی و امنیتی را داشته باشد؛ به‌ویژه حالا که مذاکره فقط درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای و تحریم نیست، بلکه ترتیبات امنیتی برخاسته از جنگ، کنترل تنگه‌ی هرمز و تضمین در برابر حمله‌ی دوباره را هم دربرمی‌گیرد.

تفاهم‌نامه‌ی ژوئن چه درسی به تهران داد؟

قالیباف مذاکراتی را هدایت کرد که در ژوئن به تفاهم‌نامه‌ای با واشنگتن رسید؛ تفاهم‌نامه‌ای که جنگ را مدتی متوقف و محاصره‌ی دریایی بنادر جنوبی ایران را برداشت. بعد، تهران آمریکا را به نقض چند بند، از جمله درباره‌ی هرمز، متهم کرد و سپاه سه شناور را که قصد «عبور غیرمجاز» داشتند هدف قرار داد. آمریکا حمله‌هایش را شدت داد، محاصره را برگرداند و تحریم تازه وضع کرد.

این فروپاشی بحث قدرت را باز کرد: چه کسی حمله‌ها را فرمان داد؟ برخی رسانه‌های آمریکایی به نقل از منابع گفتند جناحی سخت‌گیر در حکومت دستور داده بود. پزشکیان در آغاز اوت گفت ترجیح می‌داد تفاهم‌نامه ادامه یابد و تیمی برای رسیدگی به تخلف‌ها تشکیل شود، نه اینکه کار به جنگ بکشد. در میانه‌ی اکتبر، سخنگوی سپاه گفت حمله به آن سه کشتی اقدامی خودسرانه نبود و با مراجع بالاتر هماهنگ شده بود. این دو گزاره نشان می‌دهد دولت و سپاه درباره‌ی نتیجه‌ی آن مسیر هم‌نظر نبوده‌اند، اما سپاه می‌گوید زنجیره‌ی فرماندهی رعایت شده است.

مشورت‌های داخلی چگونه با میانجی‌گری هم‌زمان شدند؟

یک استاد دانشگاه و تحلیلگر امور ایران در یادداشتی نوشته که اعلام دیدارهای رهبر با مقام‌ها در اکتبر هر بار پس از یک تحول میانجی‌گری آمده است. به نوشته‌ی او، مشورت داخلی روی دیگر میانجی‌گری خارجی شده؛ این تفسیر یک تحلیلگر است، نه حکم رسمی.

  1. ۲۸ مهر (۲۰ اکتبر)فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، طرحی قطری–پاکستانی را به تهران برد. گزارش‌های رسانه‌های عربی می‌گویند طرح بازرسی بدون اعلام از تأسیسات هسته‌ای را در برابر دریافت سود دارایی‌های بلوکه‌شده‌ی ایران در قطر پیش می‌کشید. روز بعد دیدار رهبر با قالیباف اعلام شد.
  2. ۴ آبان (۲۶ اکتبر)منیر با وزیر دفاع عربستان و رئیس اطلاعات ترکیه آمد. رضایی گفت تهران طرحی درباره‌ی هرمز با مهلت هفت‌روزه به واشنگتن داده است. دیدار رهبر با رضایی، که نامه‌ی ونس را گرفته بود، روز بعد اعلام شد.
  3. ۸ آبان (۳۰ اکتبر)میانجی‌های قطری ۱۲ ساعت در تهران مذاکره کردند و فرستاده‌ی آمریکا از نزدیک‌بودن تفاهمی اولیه گفت. دیدار رهبر با فرماندهان نظامی روز بعد، ۹ آبان، اعلام شد.

دو پیام از این دیدارها بیرون آمده و آن‌ها را نباید متناقض دانست. در دیدار با رضایی، رهبر بر شرط‌های پایان جنگ، خروج از وضع «نه جنگ، نه صلح» و مدیریت هرمز تأکید کرد. در دستور به فرماندهان، پاسخ فوری و بدون محدودیت جغرافیایی به هر تهدید و گسترش فهرست اهداف آمریکایی و اسرائیلی را در صورت تشدید جنگ خواست. به تعبیر همان تحلیلگر، این دو پیام کف و سقف انتخاب‌های ایران را مشخص می‌کنند و مسیر معینی را تعیین نمی‌کنند.

مذاکره‌ی ایران بر چه شرط‌هایی ایستاده است؟

طبق گزارش‌ها، تهران پایان محاصره‌ی دریایی، رفع تحریم‌های نفتی و غیرنفتی، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، کاهش نیروهای آمریکایی در پیرامون ایران و توقف جنگ در همه‌ی جبهه‌ها از جمله لبنان را می‌خواهد. درباره‌ی هرمز، مقام‌های ایرانی متفق‌اند که می‌خواهند حاکمیتشان اعمال شود و از واشنگتن می‌خواهند توافق ایران و عمان بر مسیرهای کشتیرانی را برای بازگشایی جزئی به رسمیت بشناسد. شرط تهران این است که این پیش‌شرط‌ها پیش از رفتن به مرحله‌ی بعد، یعنی پرونده‌ی هسته‌ای، تحقق یابد. رئیس ستاد کل نیروهای مسلح هم گفته «نقشه‌ی راه امنیت پایدار» ایران بر اقدام‌های امنیتی از درون غرب آسیا و تضمین عدم تجاوز تکیه دارد.

گره اصلی کجاست؟

طوسی می‌گوید پیشنهاد کوتاه‌کردن مهلت بازگشایی هرمز به دو روز امتیازی تاکتیکی است، اما مسئله‌ی بنیادی را حل نمی‌کند. به گفته‌ی او، مشکل واقعی سرعت بازگشایی نیست؛ این است که چه کسی شرایط باز ماندن تنگه را تعیین می‌کند. تا این اختلاف حل نشود، کوتاه‌کردن زمان به‌تنهایی احتمالاً به پیشرفت نمی‌انجامد.

انتخابات آمریکا این ساختار را چگونه تغییر داد؟

پس از شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، قالیباف نوشت مردم آمریکا به جنگ «نه» گفته‌اند و رئیس قوه‌ی قضائیه گفت ترامپ در جنگ و سیاست شکست خورده است. حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد گروه بحران بین‌المللی، می‌گوید این احساس پیروزی تهران را در خواسته‌های اصلی کم‌انعطاف‌تر می‌کند و احتمال امتیاز هسته‌ای را حتی کمتر از پیش می‌کند. در همان روز، بیانیه‌ای منتسب به رهبر منتشر شد که می‌گفت تغییر حزبی در آمریکا یا امتیازدادن به واشنگتن دشمنی با ایران را متوقف نمی‌کند. رهبر از آغاز مسئولیتش در اوایل مارس علناً دیده یا شنیده نشده است.

سانم وکیل از اندیشکده‌ی چتم‌هاوس و باربارا اسلاوین از مرکز استیمسون می‌گویند شکست انتخاباتی فشار برای پایان جنگ را بیشتر می‌کند، اما حمله‌ی تازه را منتفی نمی‌کند. به باور وکیل، توافق موقت درباره‌ی هرمز و برداشتن محاصره واقع‌بینانه‌تر از توافق جامع است. در همین حال، به گزارش‌هایی که به مقام‌های ناشناس پنتاگون و فرماندهان نظامی نسبت داده شده، هزاران نیروی هوایی و دریایی آمریکا برای از سرگیری عملیات گسترده علیه ایران آماده‌اند و مقام‌های ایرانی درباره‌ی پیامد هر حمله هشدار داده‌اند.

قوی‌ترین دیدگاه مخالف چیست؟

قوی‌ترین استدلال مخالف این است که نشانه‌های تقسیم‌کار بیشتر از آنکه هماهنگی باشند، نشان ازدحام تصمیم‌گیری‌اند. پزشکیان علناً تفاهم‌نامه را بهتر از جنگ می‌دانست، سپاه مسیر دیگری رفت، و مخاطب‌شدن رضایی به‌جای قالیباف می‌تواند نشانه‌ی جابه‌جایی مرکز ثقل باشد. چون رهبر بیرون از دید عمومی حکومت می‌کند و اعلام دیدارهایش بدون عکس و جزئیات زمان و مکان است، هر ادعای هماهنگی از بیرون قابل راستی‌آزمایی نیست.

این دیدگاه یک نکته‌ی درست دارد: نبود شفافیت درباره‌ی چگونگی رأی‌گیری در شورا و نقش واقعی رهبر مانع از قضاوت قطعی است. اما توضیح نمی‌دهد چرا رضایی، قالیباف و عراقچی همچنان هر سه در مسیر مذاکره حضور دارند و هیچ‌کدام کنار گذاشته نشده است. شواهد فعلی به یک تقسیم‌کار تحت نظارت امنیتی نزدیک‌ترند تا به شکاف علنی، هرچند شکاف پنهان را نمی‌توان رد کرد.

پس از این چه باید دید؟

اگر تهران به نامه‌ی ونس پاسخ دهد و گیرنده‌ی پاسخ رضایی باشد، این نشانه‌ی تثبیت دبیر شورا به‌عنوان کانال اصلی خواهد بود. اگر قالیباف دوباره چهره‌ی نخست گفت‌وگوها شود، ارزیابی «تقسیم‌کار» تقویت می‌شود. اگر نیروهای آمریکایی عملیات را از سر بگیرند، دستور رهبر به فرماندهان برای پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی عملاً آزمون می‌شود و پرسش «چه کسی تصمیم می‌گیرد» جای خود را به سرعت واکنش نظامی می‌دهد. نشانه‌ی عکس، بیانیه‌ای رسمی از شورای عالی امنیت ملی درباره‌ی پذیرش چارچوب میانجی‌هاست.

جمع‌بندی

پشتوانه‌ی قوی‌تر: مسیر تصمیم‌گیری متمرکز است و بر شورای عالی امنیت ملی و رهبر تکیه دارد؛ رضایی کانال پاسخ، قالیباف مذاکره‌کننده‌ی ارشد باقی‌مانده و پزشکیان و عراقچی بازوی اجرایی و دیپلماتیک‌اند.

نامعلوم: دامنه‌ی دقیق «اختیارات» دولت، شیوه‌ی رأی‌گیری در شورا، سهم واقعی رهبر در تصمیم، و اینکه چه کسی حمله‌های پیشین به شناورها را فرمان داد.

چه شاهدی نتیجه را تغییر می‌دهد: پاسخ رسمی به نامه‌ی ونس و امضای آن؛ ظهور دوباره‌ی قالیباف در مذاکره‌ی مستقیم؛ بیانیه‌ی علنی شورا؛ یا از سرگیری حمله‌ی آمریکا.

شاید برای شما هم سوال باشد:

چه کسی در ایران درباره‌ی پایان جنگ تصمیم می‌گیرد؟

طبق گزارش‌ها، تصمیم نهایی با رهبر است، اما شورای عالی امنیت ملی که شامل نمایندگان نیروهای مسلح، وزیران و رؤسای مجلس و قوه‌ی قضائیه است، پیش از او رأی می‌دهد.

چرا نامه‌ی ونس به رضایی رفت و نه قالیباف؟

دلیل رسمی اعلام نشده است. سخنگوی وزارت خارجه گفت پاسخ را رضایی می‌دهد، اما قالیباف از سمت مذاکره‌کننده‌ی ارشد کنار نرفته است. یک تحلیلگر این تقسیم را تقسیم مسئولیت در فرایندی هماهنگ می‌خواند.

رضایی کیست و چرا مهم است؟

رضایی فرمانده پیشین سپاه و از اوت ۲۰۲۶ دبیر شورای عالی امنیت ملی است. او حالا هماهنگ‌کننده‌ی پرونده‌های امنیتی و مخاطب مستقیم نامه‌ی ونس است.

آیا حمله‌ی آمریکا قطعی است؟

خیر. گزارش‌ها از آمادگی نیروها برای از سرگیری عملیات می‌گویند و ترامپ گفته هنوز تصمیم نگرفته است. تحلیلگران حمله‌ی محدود را ممکن می‌دانند، اما یکی از آن‌ها جنگ تمام‌عیار را کمتر محتمل می‌شمارد.

سم
نویسندهسمانه محمودی

خبرنگار و تحلیلگر بازارها با تمرکز بر بازارهای مالی و انرژی. حوزه پوشش اصلی او تهران، ایران است و گزارش‌ها را با تأکید بر داده‌های قابل‌راستی‌آزمایی، زمینه محلی و تفکیک روشن خبر از تحلیل تهیه می‌کند.

دیدگاه خود را بنویسید

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید