فراتر از خبر،
نزدیک‌تر به حقیقت
قیمت‌ها
در حال خواندن دیدار عراقچی و میلیبند؛ دو روایت از منشأ ناامنی
دیدار عراقچی و میلیبند؛ دو روایت از منشأ ناامنی
امنیت و ژئوپلیتیک

دیدار عراقچی و میلیبند؛ دو روایت از منشأ ناامنی

لندن از تهدیدهای منتسب به ایران در خاک بریتانیا و لزوم بازگشایی هرمز گفت؛ عراقچی جنگ آمریکا و اسرائیل و حمایت اروپا را منشأ ناامنی خواند. کنار هم گذاشتن دو روایت نشان می‌دهد اختلاف فقط بر سر یک اتهام امنیتی نیست.

یاسین فرهانی
یاسین فرهانی۳ مهر ۱۴۰۵ · ۷ دقیقه مطالعه

دیدار عراقچی و میلیبند؛ دو روایت از منشأ ناامنی

دیدار عباس عراقچی و اد میلیبند در نیویورک یک گفت‌وگوی معمول دیپلماتیک نبود. لندن به ایران گفت تهدید، ارعاب و فعالیت خصمانه گروه‌های مرتبط با تهران در خاک بریتانیا را تحمل نمی‌کند و خواستار کاهش تنش و بازگشایی تنگه هرمز شد. تهران در مقابل، ناامنی منطقه و هرمز را نتیجه جنگ آمریکا و اسرائیل و حمایت برخی کشورهای اروپایی دانست و سه کشور اروپایی را به دلیل موضعشان در برابر جنگ مسئول خواند. دو طرف در یک اتاق درباره «امنیت» حرف زدند، اما منشأ تهدید را در دو سوی کاملاً متفاوت دیدند.

در این تحلیل سیاسی می‌خوانید
  1. ۱یک دیدار، دو روایت
  2. ۲لندن دقیقاً چه گفت؟
  3. ۳ایران چه پاسخ داد؟
  4. ۴هر طرف چه چیزی را از قاب بیرون می‌گذارد؟
  5. ۵گره هرمز؛ جایی که اختلاف دو روایت به هم می‌رسد
  6. ۶امنیت داخلی بریتانیا؛ ادعا، شواهد و محدودیت‌ها
  7. ۷چرا با وجود این اتهام‌ها دیدار کردند؟
  8. ۸آنچه می‌دانیم

یک دیدار، دو روایت

روایت رسمی بریتانیا بر سه محور استوار بود: جنگ منطقه‌ای باید به سمت کاهش تنش و دیپلماسی برود؛ تنگه هرمز باید دوباره برای کشتیرانی باز شود؛ و لندن فعالیت خصمانه گروه‌های مرتبط با ایران در خاک بریتانیا را تحمل نخواهد کرد. در گزارش‌های بریتانیایی همچنین امنیت جامعه یهودی، فعالیت سایبری منتسب به بازیگران دولتی ایران و پرونده شهروندان بریتانیایی مطرح شده است.

روایت ایران نقطه شروع دیگری داشت. عراقچی به میلیبند گفت ناامنی منطقه و هرمز پیامد حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران است و برخی کشورهای اروپایی با حمایت یا عدم اتخاذ موضع قاطع در برابر این جنگ، بخشی از مسئولیت وضعیت کنونی را بر عهده دارند. از نگاه تهران، نمی‌توان پیامدهای امنیتی جنگ را از خود جنگ جدا کرد و سپس از ایران خواست فقط درباره بازگشایی هرمز و کاهش تنش پاسخ دهد.

لندن دقیقاً چه گفت؟

میلیبند به عراقچی گفت بریتانیا «ارعاب، تهدید یا فعالیت خصمانه» در خاک خود از سوی گروه‌های مرتبط با ایران را تحمل نخواهد کرد. این هشدار در خلأ مطرح نشد. دولت و سرویس امنیتی بریتانیا طی ماه‌های گذشته از چندین طرح منتسب به ایران سخن گفته‌اند و لندن در تابستان امسال ابزارهای حقوقی و امنیتی خود علیه سپاه و شبکه‌های منتسب به آن را تشدید کرد.

اما موضع بریتانیا فقط امنیت داخلی نبود. دو وزیر درباره جنگ خاورمیانه و اهمیت بازگشایی هرمز نیز گفت‌وگو کردند. دولت بریتانیا هم‌زمان با فشار بر تهران، از ایران می‌خواهد مسیر دیپلماسی را انتخاب کند. این ترکیب نشان می‌دهد سیاست لندن فعلاً «قطع رابطه» نیست؛ هدف آن اعمال فشار امنیتی در کنار حفظ کانال مذاکره است.

ایران چه پاسخ داد؟

عراقچی بحث را از اتهام‌های داخل بریتانیا به منشأ جنگ برگرداند. روایت رسمی ایران این است که بحران هرمز و بی‌ثباتی منطقه نتیجه تهاجم آمریکا و اسرائیل بوده و اروپا نمی‌تواند از تهران مطالبه کاهش تنش کند بدون آنکه نقش واشینگتن و اسرائیل و حمایت اروپایی از جنگ را در نظر بگیرد.

او همچنین سه کشور اروپایی—بریتانیا، فرانسه و آلمان—را به دلیل آنچه تهران فقدان موضع قاطع در برابر جنگ می‌خواند مسئول دانست. این همان خطی است که عراقچی در دیدارهای دیگر نیویورک نیز دنبال کرده است: اروپا از یک سو از حقوق بین‌الملل و آزادی کشتیرانی سخن می‌گوید و از سوی دیگر، به روایت ایران، در برابر حمله به ایران استاندارد دیگری به کار می‌برد.

هر طرف چه چیزی را از قاب بیرون می‌گذارد؟

روایت بریتانیا یک نقطه قوت روشن دارد: دولت موظف است درباره تهدیدهای داخل خاک خود اقدام کند و وجود اختلاف ژئوپلیتیک با ایران نمی‌تواند دلیلی برای نادیده گرفتن پرونده‌های امنیتی باشد. با این حال، همه جزئیات اطلاعاتی درباره انتساب طرح‌ها به تهران علنی نشده و باید میان ارزیابی اطلاعاتی دولت، اتهام کیفری و حکم قضایی تفاوت گذاشت. اعلام رسمی یک انتساب، به‌تنهایی اثبات عمومی تمام زنجیره فرماندهی نیست.

روایت ایران نیز یک نکته واقعی را برجسته می‌کند: وضعیت هرمز را نمی‌توان از جنگ منطقه‌ای جدا کرد. تهران اکنون بازگشایی کامل تنگه را به مجموعه‌ای از شروط درباره فشار نظامی، محاصره دریایی و پایان وضعیت جنگی پیوند زده است. اما این استدلال به‌خودی‌خود پاسخ مستقیمی به اتهام‌های لندن درباره عملیات یا شبکه‌های منتسب به ایران در خاک بریتانیا نیست. توضیح منشأ جنگ و پاسخ به یک اتهام امنیت داخلی دو مسئله متفاوت‌اند.

دیدار عراقچی و میلیبند؛ دو روایت از منشأ ناامنی

گره هرمز؛ جایی که اختلاف دو روایت به هم می‌رسد

بریتانیا بازگشایی هرمز را یک منفعت بین‌المللی و مسئله آزادی کشتیرانی می‌بیند. ایران آن را بخشی از اهرم مذاکره برای پایان فشار نظامی و اقتصادی می‌داند. همین تفاوت، هرمز را از یک موضوع دریایی به مرکز چانه‌زنی سیاسی تبدیل کرده است.

مقام‌های ایرانی در همین هفته گفته‌اند ایران در صورت کاهش فشار نظامی آمریکا و رفع محاصره بنادر می‌تواند ظرف یک هفته تنگه را بازگشایی کند. بنابراین اختلاف لندن و تهران بر سر اصل اهمیت هرمز نیست؛ اختلاف بر سر این است که آیا بازگشایی باید پیش‌شرط کاهش تنش باشد یا نتیجه یک توافق گسترده‌تر.

امنیت داخلی بریتانیا؛ ادعا، شواهد و محدودیت‌ها

لندن می‌گوید از سال ۲۰۲۲ با مجموعه‌ای از طرح‌های بالقوه مرگبار منتسب به ایران روبه‌رو شده است. همچنین در ماه‌های اخیر شبکه‌هایی را که به ادعای بریتانیا با ایران مرتبط‌اند هدف اقدامات حقوقی قرار داده است. برخی تحقیقات مستقل نیز قرائنی درباره ارتباط شبکه‌های فعال در اروپا با گروه‌های عراقی همسو با ایران ارائه کرده‌اند.

اما درجه اثبات همه پرونده‌ها یکسان نیست. برخی موارد به بازداشت و پرونده قضایی رسیده‌اند، برخی بر ارزیابی اطلاعاتی تکیه دارند و درباره برخی دیگر تنها بخشی از شواهد عمومی است. بنابراین دو گزاره افراطی هر دو مشکل دارند: اینکه همه اتهام‌های لندن صرفاً تبلیغات است، و اینکه همه انتساب‌ها به فرمان مستقیم تهران در دادگاه اثبات شده است.

چرا با وجود این اتهام‌ها دیدار کردند؟

همین سؤال شاید مهم‌ترین بخش دیدار باشد. اگر لندن ایران را منشأ یک تهدید امنیتی می‌داند و تهران نیز بریتانیا و شرکای اروپایی‌اش را در قبال جنگ مسئول می‌خواند، چرا کانال وزیران خارجه باز مانده است؟ پاسخ در کارکرد دیپلماسی است: مذاکره لزوماً نشانه اعتماد یا نرم‌شدن نیست. کانال مستقیم می‌تواند برای انتقال خط قرمز، آزمودن امکان معامله و جلوگیری از سوءمحاسبه استفاده شود.

برای بریتانیا، ملاقات امکان انتقال مستقیم هشدار امنیتی و فشار درباره هرمز را فراهم کرد. برای ایران، همان جلسه فرصتی بود تا هزینه سیاسی جنگ و شروط خود برای تغییر وضعیت هرمز را مستقیماً به یک قدرت اروپایی منتقل کند. بنابراین دست‌دادن دو وزیر با کاهش اختلاف مترادف نیست؛ خود دیدار بخشی از مدیریت اختلاف است.

آنچه می‌دانیم

میلیبند و عراقچی در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل دیدار کردند. لندن موضوع تهدیدهای منتسب به گروه‌های مرتبط با ایران در بریتانیا، جنگ منطقه‌ای و هرمز را مطرح کرد. عراقچی نیز جنگ آمریکا و اسرائیل و موضع اروپا را منشأ بحران دانست و مسئولیت سه کشور اروپایی را برجسته کرد. هم‌زمان کانال‌های غیرمستقیم ایران و آمریکا برای بررسی مسیر پایان وضعیت جنگی فعال مانده‌اند.

آنچه نمی‌دانیم

جزئیات کامل پاسخ عراقچی به اتهام مشخص لندن درباره فعالیت در خاک بریتانیا منتشر نشده است. همچنین روشن نیست دیدار نیویورک به سازوکار مشخصی برای رسیدگی به پرونده‌های امنیتی، آزادی کشتیرانی یا میانجیگری میان ایران و آمریکا منجر شده باشد. درباره بسیاری از پرونده‌های امنیتی نیز تمام شواهد اطلاعاتی لندن عمومی نیست.

نقطه کور؛ هر دو طرف درباره «علت» حرف می‌زنند، اما علت یکسانی را نمی‌بینند

لندن تهدید را از رفتار و شبکه‌های منتسب به ایران شروع می‌کند و سپس به جنگ و هرمز می‌رسد. تهران از جنگ آمریکا و اسرائیل شروع می‌کند و رفتار بعدی خود و وضعیت هرمز را در آن زمینه توضیح می‌دهد. نتیجه این است که دو طرف حتی پیش از بحث درباره راه‌حل، بر سر نقطه آغاز زنجیره علت و معلول اختلاف دارند.

این اختلاف صرفاً لفظی نیست. اگر تعریف لندن مبنا قرار گیرد، کاهش تنش مستلزم تغییر رفتار ایران و بازگشایی هرمز است. اگر تعریف تهران مبنا باشد، کاهش تنش ابتدا به تغییر رفتار آمریکا، پایان فشار نظامی و اقتصادی و سپس تغییر وضعیت هرمز نیاز دارد. تا وقتی ترتیب اقدامات حل نشود، توافق بر سر عبارت کلی «دیپلماسی» الزاماً مسیر عملی مشترکی ایجاد نمی‌کند.

چه چیزی این تحلیل را ابطال می‌کند؟

اگر دو کشور سازوکاری مشترک برای رسیدگی به پرونده‌های امنیتی ایجاد کنند، لندن شواهد قابل آزمون بیشتری منتشر کند، تهران پاسخ مشخص و مستندی به اتهام‌ها بدهد و هم‌زمان توافقی درباره ترتیب کاهش فشار و بازگشایی هرمز شکل بگیرد، می‌توان گفت دیدار از مدیریت اختلاف به حل بخشی از اختلاف منتقل شده است. در غیاب این نشانه‌ها، جلسه نیویورک بیشتر یک تبادل مستقیم خطوط قرمز بود تا نشانه آشتی.

مسیر بعدی

سه شاخص باید رصد شود: نخست، آیا پرونده‌های امنیتی بریتانیا به کیفرخواست و احکام علنی بیشتری می‌رسند؛ دوم، آیا لندن یا دیگر کشورهای اروپایی نقشی در فرمول مرحله‌ای ایران و آمریکا برای پایان وضعیت جنگی و هرمز پیدا می‌کنند؛ و سوم، آیا تهران و لندن پس از نیویورک کانال سیاسی خود را حفظ می‌کنند یا اتهام‌های امنیتی دوباره روابط را به سمت احضار دیپلمات و اقدامات متقابل می‌برد.

نتیجه دیدار فعلاً نه پیروزی روایت لندن است و نه تأیید روایت تهران. ارزش آن در این است که دو تعریف رقیب از امنیت مستقیماً روبه‌روی هم قرار گرفتند: بریتانیا می‌گوید ایران باید تهدیدهای منتسب به خود را متوقف و هرمز را باز کند؛ ایران می‌گوید ابتدا باید جنگ و فشاری که بحران را ساخته متوقف شود. گره واقعی در همین «ترتیب» است.

یاسین فرهانی
نویسندهیاسین فرهانی

نویسنده اقتصادی Economic Writerr متمرکز بر تحلیل بازارها، سیاست‌های پولی و اثر تصمیمات اقتصادی بر زندگی روزمره.

از مهم‌ترین خبرها عقب نمانید

خلاصه مهم‌ترین خبرها و تحلیل‌های رونما را دریافت کنید.

مطالب مرتبط

ادامه مسیرخبر بعدی خودکار باز می‌شود
در حال بارگذاری خبر بعدی…
دنبال کنید