
عوارض هرمز اگر «هزینهی خدمات» نامیده شود، در حقوق دریاها چه تفاوتی میکند؟
مجلس ایران طرحی برای دریافت «هزینهی خدمات» از کشتیهای عبوری از هرمز بررسی میکند. حقوق دریاها میان دریافت برای خدمات مشخص و دریافت برای خودِ عبور مرز میکشد؛ بررسی میکنیم طرح ایران کجای این مرز میایستد.
تصویر آرشیوی (۱۲ مارس ۲۰۲۰): یادمان بینالمللی دریانوردان در مقر سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) در لندن؛ نمادین است و مربوط به رویداد هرمز نیست. عکس: کالین مکلاگلین، ویکیمدیا کامنز (CC BY-SA)
پرسش حقوقی هرمز در ماههای جنگ از «آیا ایران میتواند عوارض بگیرد؟» به «چه چیزی را میتوان خدمات نامید؟» رسیده است. مقامهای ایرانی دریافتها را هزینهی خدمات امنیتی، زیستمحیطی و ایمنی توصیف میکنند؛ مخالفان آن را باج عبور میخوانند. حقوق دریاها میان این دو یک مرز مشخص دارد، و نتیجهی بحث به همین مرز بسته است: آیا کشتیای که پرداخت نکند، همچنان میتواند از تنگه بگذرد؟
در این تحلیل میخوانید
در یک نگاه
- تز رونما: عنوان «خدمات» بهتنهایی دریافت را قانونی نمیکند؛ آنچه سنجیده میشود خدمت مشخص برای هر کشتی، تعرفهی علنی، نبود تبعیض و اختیاریبودن پرداخت برای عبور است.
- دو تحلیل حقوقی اخیر، با وجود اختلاف بر سر رژیم حاکم (عبور ترانزیتی یا عبور بیضرر)، به یک نتیجه میرسند: هیچیک از دو رژیم اجازهی دریافت برای خودِ عبور را نمیدهد.
- ایران کنوانسیون را امضا کرده اما تصویب نکرده و مدعی است عبور ترانزیتی حق قراردادی است نه عرف؛ همین پایهی استدلال تهران است.
- دادگاهی برای رسیدگی در دسترس نیست؛ بنابراین رفتار دولتها و کشتیداران ــ پرداخت در سکوت یا پرداخت همراه اعتراض ــ حقوق عملی را شکل میدهد.
- متن رسمی طرح مجلس و تعرفهها در منابع خواندهشده منتشر نشده است.
دریافتها از کجا آغاز شد و کجا ایستاده است؟
- ۳۰ مارس ۲۰۲۶ (۱۰ فروردین ۱۴۰۵)یک تحلیل حقوقی از تصویب «قانون عوارض ترانزیت هرمز» در مجلس خبر میدهد که تا دو میلیون دلار برای هر سفر را مجاز میشمارد؛ تحلیل دیگری همان روز را زمان تأیید طرح «مدیریت تنگهی هرمز» در کمیسیون امنیت ملی مینویسد. این دو روایت با هم نمیخوانند و مرحلهی دقیق تصویب از منابع خواندهشده روشن نشد.
- ۱۸ مه ۲۰۲۶ (۲۸ اردیبهشت)شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد «ادارهی تنگهی خلیج فارس» تشکیل شده و هر کشتی باید پیش از عبور مجوز بگیرد.
- ۱۷ ژوئن (۲۷ خرداد)تفاهمنامهی پزشکیان و ترامپ دریافتها را شصت روز معلق کرد؛ این مهلت ۱۷ اوت (۲۶ مرداد) بیتوافق گستردهتر پایان یافت.
- ۱۳ ژوئیه (۲۲ تیر)طرح «اقدام راهبردی برای امنیت و پیشرفت پایدار هرمز و خلیج فارس» در مجلس مطرح شد؛ متن رسمی آن در منابع خواندهشده نبود.
- ۲۵ اوت (۳ شهریور)ایران و عمان مسیر موقت عبور را اعلام کردند و سخنگوی نظامی ایران از توافق بر تقسیم درآمد خبر داد؛ جزئیات منتشر نشده است.
در آخرین روزها، به نوشتهی یک تحلیل حقوقی در ۱۳ آبان، وزیر خارجهی ایران آتشبس یکهفتهای را پیشنهاد کرد که بازگشایی تنگه را در روز هفتم در بر داشت، و ترامپ چند روز بعد آن را رد کرد. بنابراین پرسش عوارض اکنون جدا از میدان نیست: هر توافق آیندهای باید دربارهی همین دریافتها هم موضع بگیرد، چنانکه ترتیب گامها در طرح دوروزهی هرمز نشان داد.
مرز حقوقی کجاست؟
بخش سوم کنوانسیون حقوق دریاها تنگههای بینالمللی را اداره میکند. مادهی ۳۸ حق عبور ترانزیتی را میدهد که «نباید مختل شود»، و مادهی ۴۴ تعلیق آن را ممنوع میکند. مادهی ۴۲ فهرست موضوعاتی را که کشور ساحلی میتواند دربارهشان قانون وضع کند برمیشمارد: ایمنی دریانوردی و نظم ترافیک، آلودگی، ماهیگیری و جلوگیری از بارگیری و تخلیهی مغایر قوانین گمرکی، مالی، مهاجرتی و بهداشتی. دریافت برای عبور در این فهرست نیست و بند دوم همین ماده قوانین تبعیضآمیز یا آنچه عملاً عبور را مختل کند ممنوع میداند.
مادهی ۲۶، که دربارهی دریای سرزمینی است، صریحتر است: دریافت از کشتی «فقط بهدلیل عبور» ممنوع است و تنها برای «خدمات مشخصی که به همان کشتی ارائه شده» و بدون تبعیض مجاز است. چون این ماده در بخش دوم کنوانسیون است، حقوقدانان دربارهی شمول آن بر عبور ترانزیتی بحث دارند؛ یکی از تحلیلها آن را «استنباط» میخواند نه متن صریح. مسیر قانونی دیگر مادهی ۴۳ است که کشورهای ساحلی و کاربران را به همکاری «با توافق» برای تأمین کمکهای ناوبری و جلوگیری از آلودگی دعوت میکند؛ سازوکار همکاری تنگههای مالاکا و سنگاپور، که بر کمکهای داوطلبانه تکیه دارد و عوارض عبور ندارد، نمونهی شناختهشدهی آن است.
| شاخص | «هزینهی خدمت» در حقوق دریاها | «عوارض عبور» | وضع طرح ایران بر اساس منابع خواندهشده |
|---|---|---|---|
| پایهی دریافت | خدمت مشخص به همان کشتی (پیلوتاژ، نجات) | خودِ حق عبور | توصیف رسمی: خدمات امنیتی، زیستمحیطی و ایمنی؛ فهرست خدمات هر کشتی منتشر نشده |
| تعرفه | علنی و قابل بررسی | اغلب مبلغ ثابت یا اختیاری | سقف تا دو میلیون دلار در هر سفر گزارش شده؛ تعرفهی رسمی در دسترس نبود |
| تبعیض | ممنوع | — | گزارش شده کشتیهای مرتبط با آمریکا و اسرائیل «به هر قیمت» ممنوعاند |
| شرط عبور | کشتی بدون پرداخت میگذرد | پرداخت شرط عبور است | کشتی باید مجوز بگیرد؛ نبود مجوز بهمنزلهی ممنوعیت عبور اعلام شده |
موضع ایران چه پشتوانهای دارد؟
ایران کنوانسیون را در ۱۹۸۲ امضا کرد اما تصویب نکرد و هنگام امضا اعلام کرد مقررات بخش سوم حاصل دادوستد قراردادیاند نه تدوین عرف، و فقط کشورهای عضو میتوانند از آنها بهره ببرند. آمریکا عضو نیست اما عبور ترانزیتی را عرف میداند. نتیجه این است که تحلیلگران هر دو رژیم را ممکن میدانند: عبور ترانزیتی بهنظر آمریکا، یا عبور بیضرر غیرقابلتعلیق بهنظر ایران. حتی بر اساس رأی دیوان بینالمللی دادگستری در پروندهی تنگهی کورفو (۱۹۴۹)، کشور ساحلی در زمان صلح حق ندارد عبور بیضرر از تنگهی بینالمللی را ممنوع کند.
قویترین استدلال بهسود تهران را نویسندگانی مطرح کردهاند که مادهی ۴۳ را «معاملهی دوطرفه» میان کشور ساحلی و کاربران میدانند و میگویند توافق ایران و عمان میتواند تأمین مالی هرمز را قانونی کند. تحلیلی که این استدلال را بازگو کرده، سه ضعف برایش میشمارد: مادهی ۴۳ بر «توافق» تکیه دارد نه قانون یکجانبه؛ فقط کمکهای ناوبری و آلودگی را پوشش میدهد، نه شرطکردن عبور؛ و ترتیبی که تنها ایران و عمان بنویسند فقط بر کشورهای پیوسته به آن الزامآور است. مقایسه با تنگههای ترکیه و کانال سوئز هم محدودیت دارد: دریافتهای ترکیه بر فهرست پیوست معاهدهی مونترو (بهداشت، فانوس و شناور، نجات) استوار است و سوئز کانالی ساختهی دست انسان است.
یک نکتهی تاریخی هم در دو سو بهکار میرود. دانمارک چهار سده «عوارض صوند» را گرفت و فقط در ۱۸۵۷ در برابر پرداخت مبلغی یکجا حذف کرد؛ ایران میتواند بگوید ادعایی دیرپا ممکن است سرانجام به رسمیت شناخته شود، و مخالفانش میگویند قدرتهای آن زمان مبلغ را «هزینهی نگهداری فانوس و شناور» نامیدند تا حق دانمارک را به رسمیت نشناسند.
ضدتحلیل: آیا هزینهی واقعی را نباید جبران کرد؟
اعتراض رایج این است که کشور ساحلی هزینه و ریسک ترافیک سنگین را میپذیرد و قاعدهی سخت مادهی ۲۶ بار جهانی را بر دوش او میگذارد. این استدلال وزن دارد، اما تحلیل حقوقی دیگری یادآور میشود دریافت واقعی باید خدمت مشخص، تعرفهی علنی و حسابرسیپذیر و شمول همهی پرچمها را داشته باشد؛ و کشوری که خودش خطر را ایجاد کرده نمیتواند عبور امن از همان خطر را «خدمت» بنامد. بر این اساس، آزمون ساده است: اگر کشتیای پرداخت نکند، آیا باز هم میتواند بگذرد؟ تا وقتی پاسخ مجوز و ممنوعیت است، دریافت بهسوی «عوارض» میرود، نه «خدمت».
چرا دادگاهی در کار نیست و چه چیزی تعیینکننده میشود؟
ایران عضو کنوانسیون نیست و رسیدگی اجباری بخش پانزدهم به او نمیرسد. معاهدهی مودت ۱۹۵۵ ایران و آمریکا، که پروندهی سکوهای نفتی را به دیوان کشانده بود، آمریکا در ۲۰۱۸ فسخ کرد و از ۲۰۱۹ اثر یافت. شورای امنیت هم داور بیطرفی نیست، چون عضو دائم دارای حق وتو طرف مخاصمه است. در این خلأ، به تعبیر یک تحلیل حقوقی، رفتار دولتها و کشتیداران حقوق عملی را میسازد. کمیسیون حقوق بینالملل سازمان ملل میگوید سکوت درازمدت در برابر یک رویه ممکن است نشانهی پذیرش باشد. هشت اتحادیهی کشتیرانی در ۳ اوت (۱۲ مرداد) به دبیرکل سازمان ملل و سازمان بینالمللی دریانوردی نامه نوشتند و دریافت اجباری را رد کردند؛ دبیرکل این سازمان هم گفته است «هیچ مبنای حقوقی» برای مالیات یا عوارض عبور در تنگههای بینالمللی وجود ندارد. پیشنهاد برخی حقوقدانان این است که هر پرداخت با قید «تحت اجبار و بدون خدشه به حقوق» همراه شود تا به رویه تبدیل نشود.
عمان، که مسیر اصلی ترافیک از آبهای سرزمینیاش میگذرد، دریافت اجباری ندارد و پیشنهاد جولای (تیر) آن بر کمکهای داوطلبانه استوار است.
جمعبندی رونما
آنچه پشتوانهی قویتری دارد: تحلیلهای حقوقی خواندهشده هر دو رژیم را بدون اجازهی دریافت برای خودِ عبور میدانند. بنابراین، دریافت مشروطبهعبور حتی با نام «خدمات» با ضعف حقوقی جدی روبهرو است. دریافت داوطلبانهی توافقی برای کمکهای ناوبری، مدل مالاکا، پایهی قانونی بسیار روشنتری دارد.
آنچه نمیدانیم: متن رسمی طرح مجلس؛ تعرفهها؛ جزئیات توافق درآمد ایران و عمان؛ مرحلهی دقیق تصویب؛ اینکه چه تعداد کشتی تاکنون پرداختهاند؛ و اینکه ادعای ایران دربارهی نبودِ عرفِ عبور ترانزیتی در عمل پذیرفته میشود یا نه.
چه چیزی نتیجه را عوض میکند؟ انتشار تعرفهی خدمات با فهرست خدمات هر کشتی؛ اختیاریشدن پرداخت؛ متن توافق ایران و عمان؛ رأی نهایی مجلس؛ پرداخت علنی یا اعتراضآمیز کشتیداران؛ و هر توافق ایران و آمریکا که تکلیف دریافتها را روشن کند.
شاید برای شما هم سوال باشد:
تفاوت «عوارض عبور» با «هزینهی خدمات» چیست؟
در مادهی ۲۶ کنوانسیون، دریافت فقط برای خدمات مشخصی که به همان کشتی ارائه میشود و بدون تبعیض مجاز است. دریافتی که صرفاً بهخاطر عبور باشد یا شرط عبور شود، عوارض عبور است.
ایران کنوانسیون حقوق دریاها را تصویب کرده است؟
خیر؛ ایران آن را در ۱۹۸۲ امضا کرده اما تصویب نکرده و هنگام امضا اعلام کرده عبور ترانزیتی حق قراردادی کشورهای عضو است. آمریکا هم عضو نیست اما آن را عرف میداند.
چرا موضوع در دادگاه بررسی نمیشود؟
رسیدگی اجباری کنوانسیون به کشورهای غیرعضو نمیرسد، راه معاهدهی مودت ۱۹۵۵ پس از فسخ آمریکا بسته است و شورای امنیت با وجود حق وتوی طرف مخاصمه داور بیطرفی نیست.
سازوکار مالاکا چه ربطی به هرمز دارد؟
در تنگههای مالاکا و سنگاپور کشورهای ساحلی کمکهای داوطلبانه میگیرند و عوارض عبور ندارند؛ تحلیلگران پیشنهاد عمان را شبیه این الگو میخوانند.
منابع
- منبع اصلی ASIL Insights — Charges for Passage in the Strait of Hormuz: The Law Governing Tolls and Service Fees in Straits Used for International Navigation — ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶
- منبع تکمیلی Völkerrechtsblog — Buying Out a Toll, or Paying One — ۲۱ اکتبر ۲۰۲۶
- منبع تکمیلی Law Gazette — The Strait of Hormuz crisis: legal implications — ۴ نوامبر ۲۰۲۶
- منبع تکمیلی EJIL: Talk! — Codifying Coercion: Iran's "New Legal Regime" and the Law of International Straits — ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ (بخشهایی از متن خوانده شد)
- منبع تکمیلی Wikimedia Commons — Boat and figure, 4 Albert Embankment (1).jpg — کالین مکلاگلین، CC BY-SA، ۱۲ مارس ۲۰۲۰ (تصویر آرشیوی)
اعتبارسنجی
پیوند تأیید همین خبرمطالب مرتبط
انتخابات و حکمرانی · ۱۵ آبان ۱۴۰۵با توصیهی احزاب عربی، آیزنکوت نخستوزیر میشود؟ ایران در این حساب کجاست؟
تحلیل · ۱۵ آبان ۱۴۰۵چرا مهلت دوروزه هرمز گره مذاکرات ایران و آمریکا را باز نکرده است؟
تحلیل · ۱۵ آبان ۱۴۰۵